به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در ترکیه، سران اغلب احزاب مخالف درباره ضرورت برگزاری انتخابات پیش از موعد سخنرانی میکنند. آنان معتقدند که رجب طیب اردوغان رهبر حزب عدالت و توسعه و رئیس جمهور ترکیه، با تصمیمات غلط و راهبرد سیاسی – حکمرانی آکنده از خطا، ترکیه را در بحران اقتصادی و ناکارآمدی گرفتار کرده است.
آنان امیدوارند در صورت برگزاری انتخابات، نامزد مخالفین به قدرت برسد و حزب حاکم پس از 24 سال از صحنه قدرت کنار زده شود. این در حالی است که در حزب عدالت و توسعه، هنوز هم اعتقاد راسخی به تداوم زمامداری اردوغان وجود دارد.
علاوه بر این، در حزب حرکت ملی گرا به رهبری دولت باغچلی نیز، اصرار و پافشاری کاملی درباره ضرورت نامزدی اردوغان وجود دارد. ولی مخالفین میگویند: اولاً اردوغان از لحاظ قانونی حق ندارد دوباره نامزد شود، دوم این که تا همین جای کار او در سیستم ریاستی با خطاهای خود ترکیه را دچار مشکل کرده و سوم این که پیر و ناتوان شده و ترکیه نیاز به رهبر جدیدی دارد.
اما سوال اینجاست: چرا حزب عدالت و توسعه و کل ائتلاف جمهور، هنوز هم بر ضرورت تداوم زمامداری اردوغان اصرار میکند؟ در پاسخ به این سوال باید گفت: از دید اتاق فکرها و نهادهای مشورتی حزب عدالت و توسعه، برگ برنده مهم و طلایی این حزب برای جذب آرا در بین محافظه کاران و بخشی از ملی گرایان و کردها، خود اردوغان است.

دو پیرمرد، دو کاریزما
آکپارتی و شرکای سیاسی این حزب معتقدند که بدون کاریزمای اردوغان، پیروزی در هر انتخاباتی، دشوار و شاید ناممکن است و او همچنان باید بر سر کرسی رهبری بماند. این در حالی است که در دو سال گذشته، بنیه جسمی اردوغان به طرز مشهودی ضعیف شده است.
او که قبلاً در طول روز میتوانست در دو مرکز استان ترکیه به راحتی سخنرانی میدانی برگزار کند، ساعتها سر پا بایستد، مردم را به شور بیاورد و برای مخالفینش شاخ و شانه بکشد، حالا به ندرت به سفر استانی میرود، صدای او بسیار ضعیف شده و از سخنرانی در میادین و فضای باز پرهیز دارد، نمیتواند به مدت طولانی سر پا بایستد و حال و حوصله آن را ندارد که مانند سالیان قبل، با ادبیاتی آکنده از شور و فصاحت و بلاغت و هیجان، هواداران را به سوت کشیدن و کف زدن و شعارسردادن تشویق کند.

باغچلی متولد سال 1948 میلادی و اردوغان متولد سال 1954 میلادی است. با این حساب، باغچلیِ 78 ساله و اردوغانِ 72 ساله، حالا در مقطعی از زندگی خود به سر میبرند که پس از سالها فعالیت مداوم و شبانه روزی در عرصههای سیاسی – اجرایی، دچار فرسودگی و پیری شدهاند و نمیتوانند انتظارات بخشی از هوادارانی را جبران کنند که همواره آنها را مانند رهبران کاریزماتیک و قدرتمند تصور کردهاند.
حالا باغچلی در راه رفتن غالباً از محافظانش کمک میگیرد، در خواندن سخنرانیهای مکتوب خود بارها تپق میزند، مانند سالیان قبل در سردادن شعارهای تند نژادپرستانه توان فریاد برآوردن ندارد و اردوغان نیز وضعیتی بهتر از او ندارد.
اردوغان نیز خیلی زود از حرف زدن خسته میشود و تُن صدای او به قول صدابردارها به صورت خودکار فِید میشود، برای نشان دادن خشم خود از مخالفینش توان آن را ندارد که داد بزند و ژست بگیرد و او نیز به راحتی دچار تپق و خستگی میشود.
با این حال، هر دو آنها رهبران کاریزماتیک دو حزب مهم و قدرتمند ترکیه هستند و باید بر اساس یک سنت سیاسی – تاریخی ریشهدار که در ترکیه به وجود آمده، همچنان خود را قدرتمند و با ابهت نشان دهند. چرا که حتی در تاریخ صد و سه ساله جمهوری ترکیه، سنت سیاسی – اجتماعی ترکیه، همواره جویای رهبر کاریزماتیک بوده است.
به عبارتی روشن، پایبندی به اصول رهبری کاریزماتیک همواره در نظام سیاسی ترکیه حضور داشته و از این رو، مؤلفهای کلیدی در پویایی اجتماعی-فرهنگی آن بوده است.
رهبر کاریزما در تاریخ ترکیه معاصر
اقدام جنجالی مصطفی چیفتچی، وزیر کشور ترکیه در روزهای گذشته در رسانههای این کشور هیاهوی بسیاری به پا کرد. چرا که چیفتچی در اتاق کار خود در کنار عکس بزرگ اردوغان، عکسی از سلطان عبدالحمید ثانی عثمانی بر روی دیوار نصب کرده است. او که به تازگی پست وزارت کشور را در اختیار گرفته، تاکنون دو بار در سخنرانیهای خود، اردوغان را به سلطان عبدالحمید دوم تشبیه کرده و این توصیف او، موجب خشنودی هواداران آکپارتی یا حزب حاکم و باعث عصبانی شدن مخالفین اردوغان شده است.
آنان میگویند: بیش از یکصد سال از عمر جمهوری ترکیه سپری شده و روا نیست باز هم به نیکی از نمادهای دوران عثمانی و پادشاهی یاد شود و از این گذشته، عبدالحمید دوم را یک سلطان عصبی، مستبد و دارای اختلال روانی پارانویید میدانند.
ولی در هر حال، وزیر کشور از این حرف خود عقب نشینی نکرده و دولت باغچلی نیز در وصف شریک سیاسیاش اردوغان، او را «سلطان سلیمانِ زمانه» مینامد. در دیگر سو و در جبهه مخالفین اردوغان نیز، همواره از مصطفی کمال پاشا همان ژنرال دربار عثمانی که جمهوری ترکیه را تاسیس کرده و لقب آتاترک یا پدرِ ترکها را برای خودش انتخاب کرد، به عنوان «غازی مصطفی» و موسس ترکیه نوین یاد میشود.
به عبارتی روشن در هر دو سوی جبهه موافقین و مخالفین اردوغان، هنوز هم یاد و حسرت رهبر بزرگ و کاریزماتیک، به مراتب مهمتر و متداولتر از تمنا برای به قدرت رسیدن رهبری است که کاریزمای رهبری نداشته باشد، اما با کمک جمعی از نخبگان سیاسی و بر اساس یک استراتژی روشن، ترکیه را اداره کند.

تاسیس جمهوری ترکیه و انحلال امپراطوری عثمانی به دست مصطفی کمال در سال 1923 میلادی، در شرایطی برای مردم این کشور به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل شده که نقش رهبر کاریزماتیک در آن به وضوح برجسته است. با آن که اغلب همراهان و همقطاران مصطفی کمال، شخصیتهای برجستهای بودند و افرادی مانند مارشال فوزی پاشا، عصمت اینونو، کاظم کارابکر و دیگران، از حیث سوابق نظامی چیزی از موسس جمهوری کم نداشتند، اما هیچکدام از آنها، دارای عنصر کاریزما و ابهتِ مصطفی کمال نبودند.
او در حالت چهره و نگاه خود، در صلابت و راه رفتن، در نطقهای تاریخی، در فرماندهی جنگها و انجام اقدامات انقلابی و تاریخی، به جایگاهی دست یافت که عملاً نظیر و مشابهی در ترکیه نداشته است.
اما همه این ویژگیهای خوب، عملاً برای سیاستمداران بعدی ترکیه دردسرساز شد. چرا که به عنوان مثال، عصمت اینونو به عنوان یار غار آتاترک و کسی که پس از او بر کرسی ریاست جمهوری نشست، برخلاف آتاترک کاریزمای چندانی نداشت، گوش هایش سنگین بود، شیوه راه رفتن و نطق هایش کسی را مجذوب نمیکرد و در یک کلام، نزد مردم ترکیه به عنوان یک رهبر قدرتمند و محبوب به چشم نمیآمد.
پس از او نیز افرادی مانند جلال بایار و عدنان مندرس نیز صاحب کاریزمای سطح بالایی نشدند و شاید بعدها و در دوران به قدرت رسیدن سلیمان دمیرل بود که بارقههایی از کاریزمای رهبری نزد او مشاهده شد و همین مساله نیز باعث شد که او به مدت سه دهه در صحنه سیاسی ترکیه نقش آفرینی کند.
در بخش بعدی مطلب، به این خواهیم پرداخت که احزاب مخالف اردوغان برای رهایی یافتن از تاثیر عامل مهم و حیاتی کاریزما چه تدابیری دارند و حزب عدالت و توسعه نیز در صورت نامزد نشدن اردوغان، برای یافتن یک رهبر کاریزما چه سناریوها و ابزارهایی در اختیار خواهد داشت.
ادامه دارد....
انتهای پیام/