به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری تسنیم، جعفر علیان نژادی در یادداشتی نوشت: همین امروز بعدازظهر داشتم کتاب مهم جامعه نمایش گیدوبور فرانسوی را تورق میکردم. کتابی که در دهه شصت برای اعتراضی علیه تبدیل شدن نمایش به ایدئولوژی نوشته شد و تاثیر شگرفی در تهیه محتوای اعتراضات نافرجام دانشجویی مه 1968 داشت. از وقتی رسانه به کمک تکنیکهای بازنمایی آمد و کار انسان را در گزارش وقایع راحتتر کرد، کمتر کسی گمان میبرد که این ابزار تسهیلگر، کمکم به بزرگترین مدیوم اخلالگر در شناخت درست صحنه تبدیل شود، تا جایی که با شکلدهی به واقعیت، انحراف در حقیقت و قاببندی همه مناظر و مرایا، در جایگاه حقیقتساز قرار بگیرد.
در آن روزهای پر التهاب مغرب زمین، اعتراضاتی شکل گرفت و کتابهایی نظیر جامعه نمایش با هدف افسونزدایی از حقیقت نمایشی یا رسانهای شده، نگارش شد. نمایش یا همان بازنمایی یا همان نمود، چنان جایگاهی یافت که هر ایدئولوژی خلاف طبیعت و حقیقت را بر کرسی حقانیت مینشاند و همه چیز را آن میکرد که میخواست. با شکست اسفبار اعتراضات می 1968، ایدئولوژی نمایش به عنوان یک واقعیت تحمیلی ناگزیر، سنگر به سنگر تمام کمینگاهها و پناهگاههای حقیقت را فتح کرد و تبدیل به یکه تاز عرصه روابط انسانی شد. حتی انسانها هم با درکی نمایشی از خود، تربیت شدند و این رسانه بود که به وجود آن ضریب میداد تا چیزی بیشتر از آنی شوند که هستند. کار رسانه تبدیل اغراض سیاسی به واقعیتهای انکارناپذیری بود که در دسترس عموم قرار میگرفت. هرچند خود آن اغراض نیز قبلا نمایشی شده بودند.
کار به جایی رسید که رسانه همه کاری میکرد و افراد را بالا و پایین میآورد، ارزشها را دگرگون میکرد، عرفهایی را جابجا میکرد و مدهایی را رواج میداد. گروههای سیاسی نیز انواع و اقسام تکنیکهای رسانهای را برای بالا آوردن یا ایجاد یک مطالبه از صفر، یاد گرفته بودند و اقدام به کمپینسازی با هدف هدایت افکار و احساسات میکردند. رسانه در دستگاه خرد ابزاری سرمایهداری، بازوی ایجاد مصرف مضاعف هم شد و بر شدت و دامنه نیازهای غیرضروری افزود. در برابر این سیل بنیان برکن حقیقت، تنها این انقلاب اسلامی بود که توانست قد علم کرده و بایستد. یا برای اعاده حیثیت از ماهیت رسانه حقیقی، دعاوی جدیدی مطرح کند. اینکه آیا رسانه میتواند ارجاع به حقیقت بما هو حقیقت داشته باشد، آیا میتواند حاکی از واقعیتهای اصیل باشد و یا حتی بتواند واقعیت پنهان شدهای را زیر آوار ایدئولوژی نمایش، برکشیده و رویتپذیر سازد. آیا رسانه میتواند رسانه حقیقت باشد.
رسانه پس از انقلاب اسلامی با این دست از سوالات رو به رو بود. در طول 47 سال گذشته در پاسخ به همین سوالات تجارب گرانسنگی را از سرگذراند. این که چیزهای دیدنی را بدون کمترین دخل و تصرف به چیزهای فهمیدنی و شناختنی تبدیل کند. اینکه در موضع حقیقت قرار گرفته و توان تحلیل نیرو - نسبتها را بدون فروکاست آن به اموری خنثی را بیابد. اینکه بتواند با درک درست نظم حاکم بر عالم، منطق روایت وقایع را یافته و هرچیزی را درست به همان صورت که در طبیعت حقیقت دارد، گزارش کند. اینکه مراقبت کند امور واقع را صرفا اموری ایستا، تماما بالفعل و غیرقابل تحول نبیند، بلکه اصل اصیل شدن بر مبنای قانون خلقت دریابد. طبیعی است رسیدن به چنین مناطی، نیاز به منبع سرشاری داشت که در جایگاه قوه داوری قرار گرفته تا به تشخیص درست تحولات و وقایع و گزارش مناسب آن نایل شود. منبع سرشاری با نام عقلانیت انقلابی که توان رویت صیرورت انقلاب اسلامی و تحلیل وقایع را بر اساس این چارچوب کلان داشته باشد.
گمان میکنم تلاش رسانه در عهد انقلاب اسلامی، رسیدن به چنین قله رفیعی از گزارش حقیقت بوده باشد. تلاشی که در مقابله هژمونی ایدئولوژی نمایش، سختیها، مشقتها و ضربههای ریز و درشت را تحمل کرده است. گاهگاهی در ورطه تقلید از شیوههای مألوف نمایشی افتاده، اما توان برون جهیدن را از دست نداده است. گاهگاهی به واسطه نونهال بودن، اسیر ملاحظات خاصی شده که مورد نداشته اما با گذر زمان به غلط بودن این ملاحظات واقف شده و آن را ویرایش کرده است. گاهی در تله شناختی هژمونی رسانهای بیگانه افتاده و بخشی از سرمایه اعتماد مخاطبین به خود را از دست داده، اما به تصحیح خطای خود پرداخته و مجددا آن را با سرعت بازیابی کرده است. گاهی در بنبستهایی قرار گرفته که در ابتدا لاینحل به نظر میآمده اما در نهایت راههایی را جسته و بر آن فائق آمده است.
این حکایت رسانه انقلابی است که تنها 47 سال سن دارد، اما به تنهایی جلوی هژمونی خانمان سوز ایدئولوژی نمایش ایستاده، صدای حقیقت را مخابره کرده و در جای جای جهان تسخیر شده با صداهای کذا، گوشهای شنوایی پیدا کرده است. رسانه انقلاب اسلامی نیز مانند خود انقلاب، مظلوم مقتدر است، چون به نبردی نابرابر فراخوانده شده اما در برابر آن مقاومت کرده و حرفش را زده است. به باور نگارنده همه زدو خوردهای رسانههای انقلاب اسلامی، خود جلوهای از تمرین در چنین میادینی است. میادینی که در آن رسانه انقلابی از خودی ضربه میخورد اما خودش را با آن خودی هجمه کننده هم جبهه میبیند. عقلانیت انقلابی او اقتضا میکند، بر فراز این درگیریهای جعلی ایستاده تا در فرآیند یادگیری دسته جمعی مشارکت جدی داشته باشد. چشم بر خطای احتمالی خود نبسته و برای اصلاح آن خطا در موضع تحدی قرار نمیگیرد. رسانه انقلاب اسلامی بیدار است، از کار نمیافتد و متوجه رویتپذیرترین جلوه خود در این روزها، یعنی ایستادگی تمام عیار مقابل امپراطوری اخبار جعلی است. به خود اجازه نمیدهد هندسه دعوا را به محیطی کوچک، محدود کند، عالمی میاندیشد و دغدغهاش جهانیاندیشی مخاطبان خود است. از تهمتها و انتقادات بیپروا نهراسیده، بلکه همه آنها را به جان خریده و تبدیل به بغضی فراگیر علیه دشمن اصلی میکند...
انتهای پیام/