یادداشت اقتصادی - امیرحسین تقی پور
بعد از گذشت حدود دو ماه از جنگ رمضان و ناکامی مطلق ترامپ و نتانیاهو در رسیدن به اهداف مشخصشده در ابتدای جنگ، دستوپازدنهای آنها برای دستاوردسازی هر روز بیشتر از دیروز عیان شده است. جنگی که آمریکاییها با سگ زنجیری خود یعنی رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند، حالا پس از ناکامی در بعد نظامی، رنگ و بویی دیگر به خود گرفته است. حالا آنها به دنبال این هستند که به آنچه در میدان نظامی به دست نیاوردند، در میدان اقتصادی دست پیدا کنند.
اگرچه در ابتدا هدف آنها از این جنگ سرنگونی یا تضعیف ایران در عرصه نظامی بود اما خیلی زود متوجه شدند که این اهداف بیش از آنکه واقع گرایانه باشد بیشتر شبیه آمال و آرزویی دور است. البته ناگفته نماند که آن ها در سطح تاکتیک دستاوردهای نقطهای نظیر ترور رهبری عظیمالشأن ایران و برخی مقامات نظامی و سیاسی ایران داشتند اما تقریبا به گفته ی تمام صاحبان اندیشه، آنها در تبدیل این دستاوردهای تاکتیکی به دستاوردهای راهبردی کاملاً ناموفق بودهاند.
اما این عدم موفقیت آن ها در رسیدن به اهداف پلیدشان، زمانی تبدیل به یک شکست تاریخی برای آن ها تبدیل شد که ایران برگ برنده ی بزرگی به نام تنگه هرمز را رو کرد. در واقع برگ برنده ای که ایران سال ها به دلایل مختلفی از آن استفاده نکرده بود یا به عبارت بهتر آن را برای روز مبادا نگه داشته بود، از حالت بالقوه به بالفعل تغییر وضعیت داد و اوضاع را بیش از گذشته برای آمریکایی ها مشوش کرد.
چرا ایران مجبور به استفاده از برگ برنده ای به نام تنگه هرمز شد؟
برای پاسخ به این سوال که چه کسی تنگه هرمز را بست، باید به یک تاریخ مهم در روز 27 فوریه برگردیم؛ درست یک روز قبل از آغاز جنگ. در این تاریخ، تنگه هرمز همچون تمام سالهای قبل، محل عبور و مرور بیش از 170 کشتی در روز بود و روزانه بیش از 20 میلیون بشکه نفت از آن عبور میکرد.قیمت نفت در حدود 65 دلار بود و ترانزیت غلات و کالاهای کشاورزی به راحتی از این آبراه انجام میشد.
اما صبح 28 فوریه هیچ چیز دیگر شبیه روز گذشته نبود. کشور مورد هجوم وحشیانه ی آمریکاهایی و اسرائیلی ها قرار گرفته بود و دود و آتش از برخی از نقاط تهران و برخی از شهر های ایران زبانه می کشید. به وضوح کشور در این شرایط همانطور که از گذشته اعلام کرده بود، آرایش دفاع همه جانبه به خود گرفت.
ایران که در زمان تهدید، همیشه نشان داده که از هیچ اقدام مشروعی برای دفاع از منافع ملی خود فروگذار نمیکند، به وضوح اعلام کرد که تحت هیچ شرایطی اجازه نخواهد داد که منافع ملیاش به خطر بیفتد. بنابراین در کنار غرش موشک ها و بیرون آمدن لانچرها از اشیانه ها، ایران از برگ برنده ای بزرگ تحت عنوان تنگه هرمز رو نمایی کرد.
چه کسی اقتصاد جهان را با هوس رانی به بازی گرفت؟
اگر بعد از 28 فوریه ( روز آغاز جنگ) قیمت برنت 65٪ نسبت به قبل از جنگ رمضان افزایش یافته، اگر آب گرم در حمامهای شرق آسیا قطع شده است، اگر سونی قیمت جهانی محصولات الکترونیکی خود مثل پلیاستیشن را 100 دلار افزایش داده است، اگر غولهای فناوری نظیر سامسونگ در تأمین تراشههای الکترونیکی با مشکل مواجه شده و مجبور به افزایش قیمت موبایلهای هوشمند شدهاند، مقصر کیست؟
اگر قیمت اوره بیش از 60 درصد افزایش پیدا کرده است و مناطق روستایی بنگلادش را تحت تأثیر قرار داده و دهها هزار کشاورز را در طول دوره بحرانی کاشت برنج، برای تأمین گازوئیل جهت آبیاری با مشکل مواجه کرده، اگر پیش بینی می شود تورم مواد غذایی در دنیا به زودی با جهش قابل توجهی مواجه می شود، مقصر کیست؟
اگر دولت آلمان به عنوان سومین اقتصاد صنعتی دنیا، پیشبینی رشد اقتصادی سال 2026 را بهطور رسمی نصف کرده و دلیل آن را شوکهای شدید انرژی ناشی از جنگ علیه ایران میداند، اگر کاترینا رایشه، وزیر امور اقتصادی و انرژی آلمان، از کاهش شدید در برآورد رشد تولید ناخالص داخلی خبر میدهد و هدف رشد برای سال 2026 را به 0.5 درصد پایین میآورد. مقصر کیست؟
اگر قیمت بنزین در 20 کشور دنیا از حداقل 30 درصد تا 100 درصد افزایش پیدا میکند و قیمت بلیت هواپیما در بسیاری از ایرلاین ها با افزایش 100 درصدی روبرو شده اند، مقصر کیست؟
اگر زیرساختهای کشورهای عربی امروز به آتش کشیده شده، اگر آرامکو صادرات گاز را تعلیق کرده، اگر راس لفان قطر بین 3 تا 5 سال نیاز به زمان برای بازسازی دارد و صادرات LNG قطر که تا قبل از جنگ ایران ماهانه 7 تا 7.5 میلیون تن میرسید اکنون در ماه مارس با سقوط شدید 80 تا 90 درصدی به 1.2 میلیون تن رسیده است، مقصر کیست؟
اگر آژانس بینالمللی انرژی نسبت به کاهش 20 درصدی LNG در دنیا و افزایش 300 درصدی قیمت آن هشدار میدهد، و عنوان می کند که این بحران انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز است، همگی تقصیر همان کسی است که در 28 فوریه دستور حمله به ایران را صادر کرد.
و حتی اگر شعار انتخاباتی ترامپ مبنی بر کاهش قیمت بنزین به زیر 2 دلار در شرایطی که اگر انجمن خودروسازان آمریکا اعلام میکند که میانگین قیمت هر گالن بنزین در آمریکا به 4.29 دلار رسیده که بالاترین حد خود در حدود 4 سال گذشته است( رشد 42 درصدی)، به استهزا گرفته می شود، مقصر کیست؟
بهتر است برای پیدا کردن این مقصر، به افکار عمومی دنیا رجوع کنیم. مثلا صحبت های اخیر نماینده چین در سازمان ملل، به وضوح نشان میدهد که دنیا مقصر بسته شدن تنگه هرمز را چه کسی می داند.«فو چونگ» نماینده دائم چین در سازمان ملل در جلسهای علنی در شورای امنیت گفت که دلیل اصلی مسدود شدن تنگه هرمز اقدامات نظامی غیرقانونی آمریکا و رژیم صهونیستی علیه ایران است.
یا به صحبت های «لارس کلینگبایل» وزیر دارایی آلمان رجوع کنیم که اخیرا در نشستی مقابل دوربین ها اعلام کرد، جنگ غیرمسئولانه ترامپ با ایران رشد اقتصادی آلمان را به نصف کاهش داده است. این جنگ، جنگ ما نیست؛ اما تأثیرات آن را بهشدت احساس میکنیم.
بنابراین برای دنیا واضح است که، شخص رئیس جمهور ایالات متحده با همکاری نخست وزیر رژیم صهیونیست است.
دست و پا زدن های ترامپ برای بیرون آمدن از چاه تنگه هرمز/ متوسل شدن به محاصره دریایی هم کاری از پیش نمی برد
ترامپ که در جنگ نظامی نتوانسته است به اهداف خود برسد، حالا قصد دارد جنگ را به زمین اقتصادی منتقل کند. با محاصرهی دریایی ایران، او میخواهد صادرات نفت ایران را تا حد ممکن محدود کند و اقتصاد کشور را به چالش بکشد. اما واقعیت این است که ایران از اعمال حاکمیت خود بر تنگه هرمز عقبنشینی نخواهد کرد.
ایران حق قانونی و عقلانی خود را در این زمینه محفوظ میداند و به دنیا نشان داده که هرگز به دنبال مسدود کردن این تنگه نبوده است. بهترین استدلال برای این موضوع نیز رفتار ایران در جنگ رمضان است که رسما اعلام کرد که به کشتیهای کشورهای غیر متخاصم اجازه عبور از این تنگه را داده و امنیت این آبراه حیاتی را تأمین خواهد کرد.
جدا از وضعیت این آبراهه در طول جنگ رمضان، مدیریت چهل و چند ساله ی ایران بر این آبراهه استراتژیک دنیا نیز به وضوح نشان می دهد که ایران هیچ گاه دنبال مسدود سازی تنگه هرمز نبوده و همچین قصدی را نیز در ادامه ندارد.
در نهایت، ایران برنده این بازی است
اما نکته قابل توجه این است که ترامپ و نتانیاهو با اشتباهات فاحش خود، نه تنها در جنگ نظامی ناکام ماندهاند، بلکه در حال حاضر خود را درگیر جنگی اقتصادی کردهاند که در نهایت به نفع ایران تمام خواهد شد. محاصره دریایی که به نظر میرسد با هدف فشار به ایران طراحی شده بود، در عمل فقط اقتصاد ایران را به چالش نخواهد کشید بلکه به دلیل وابستگی جهانی به تنگه هرمز، دست ایران را در مذاکرات اقتصادی و سیاسی بسیار پر کرده است و در آینده ای نه چندان دور که قیمت نفت سقف های قبلی را رد کند، اتفاقا فشار دنیا را به روی امریکایی ها بیش از پیش کند.
در نهایت، میتوان گفت که این جنگ و محاصره بیش از آنکه به ضرر ایران باشد، برای اقتصاد جهانی و بهویژه کشورهای آسیای شرقی سپس اروپا و در نهایت خود آمریکایی ها نیز تبعات سنگینی به همراه خواهد داشت. شاید بهترین ضرب المثلی که بتوان استفاده کرد، این است که دیوانهای یک سنگ در چاه انداخته است، حالا باید کل عقلای دنیا برای بیرون آوردن آن سنگ از ته چاه تلاش کنند.
انتهای پیام/