خبرگزاری تسنیم ـ محمدمهدی فریدونی*؛ از منظر شهید مطهری، اسلام دینی واقعگرا و جامع است که تمامی ساحتهای حیات انسانی را در بر میگیرد؛ از دنیا تا آخرت، از جسم تا جان، و از فرد تا جامعه. او دین را به سه حوزه عقاید، اخلاق و احکام تقسیم میکند و از کسانی که فکر میکنند مسائل زندگی از یکدیگر جدا است، اظهار تعجب کرده و هرگونه تفکیک میان عرصههای زندگی را ناروا میداند؛ زیرا حیات انسان حقیقتی واحد است و صلاح و فساد هر بُعد آن، در سایر ابعاد اثر میگذارد.
به باور او، چنین دینی با ساختاری منسجم، نیازمند اجتهادی پویا و مستمر است؛ یعنی استنباط فروع از اصول ثابت و تطبیق آن اصول بر شرایط متغیر. مفسر و مبلغ دین نیز باید به فهمی جامع دست یابد تا بتواند این کلیت هماهنگ را بهدرستی عرضه کند. همین نگاه جامع و کلنگر، راز توفیق مطهری در تبیین ژرف و چندسویه معارف اسلامی بود.
تبحر او در فقه و اصول، فلسفه و کلام، تاریخ و تفسیر، حقوق و اخلاق و مسائل اجتماعی، بر پایه اطلاعات سطحی و پراکنده نبود، بلکه درکی عمیق و پیوسته از نسبت و تأثیر متقابل این علوم در منظومه دین داشت. جامعیت شهید مطهری در علوم اسلامی همچون فلسفه و کلام باعث شد دلایل عقلی و بنیادهای هستیشناختی احکام را نیز روشن کند. جامعیت او در تاریخ و تفسیر قرآن، باعث میشد که در تفسیر قرآن به بستر تاریخی نازل شده آیه توجه کند تا تفسیر دقیقتری از قرآن ارائه دهند. در حقوق و اخلاق میتوانستند ارتباط تنگاتنگ میان حقوق، اخلاق و مبانی دینی را نشان دهند که چگونه احکام حقوقی اسلام ریشه در ارزشهای اخلاقی و مبانی الهی دارد و چگونه اخلاق اسلامی، زیربنای یک جامعه عادلانه و پویاست. همچنین به مسائل اجتماعی و اقتصادی روز جامعه توجه داشتند و این مسائل را از منظر دین تحلیل میکردند. ایشان با تکیهبر آموزههای دینی و با درک صحیح از واقعیات اجتماعی، راهکارهایی برای مشکلات ارائه میدادند. این توانایی ناشی از درک ایشان از دین بهعنوان یک راهگشای زندگی بود که ابعاد مختلف آن را پوشش میدهد.
در نتیجه این جامعیت، دین را بهعنوان یک کل منسجم میببینند؛ نه مجموعهای از اجزای جدا از هم و به کشف پیوندهای درونی دین میپردازد. این جامعیت، توانایی ایشان را در پاسخگویی به شبهات، تبیین معارف دینی برای نسلهای مختلف و ارائه تصویری روشن و پویا از اسلام، بهشدت افزایش داد.
ناگفته نماند آنچه شهید مطهری را از دیگران متمایز میکرد تنها جامعیت در فهم دین نبود؛ بلکه در روش ابلاغ دین نیز جامع بود. او هم در تألیف هم در تدریس و هم در تبلیغ سرآمد بود در حالی که دیگران نهایتاً در یکی از این سه روش توانمند بودند.
شهید مطهری بهعنوان الگویی کمنظیر در حوزههای علمیه باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد و تربیت چنین عالمان جامع ای در فهم و بیان دین در رأس برنامههای حوزههای علمیه باشد. تربیت جامع طلاب در حوزه علمیه، در گرو نگاهی نو و چندبُعدی به آموزش و پژوهش دینی است؛ بدین معنا که طلبه، افزون بر دانش جامع و عمیق دینی، باید با مسائل روز، تحولات اجتماعی و مهارتهای ارتباطی آشنا باشد تا بتواند پیام دین را در بستر زمان بهدرستی عرضه کند. در همین راستا بازنگری در دروس ضروری است؛ تقویت دروس فلسفه اسلامی و کلام جدید، آشنایی با فلسفه غرب، جامعهشناسی، روانشناسی و مبانی علوم انسانی، زمینهساز فهم عمیقتر دین و پاسخگویی عالمانه به شبهات روز میشود. همچنین آموزش فنون گفتوگو، مناظره، سخنوری، نویسندگی و بهرهگیری از رسانههای نوین، طلاب را به مبلغان کارآمدی بدل میسازد.
تخصصیکردن علوم حوزوی و اسلامی، علیرغم مزایای فراوانی که در تعمیق پژوهشها و دقت علمی دارد، نباید به قیمت از دست رفتن جامعیت در فهم دین تمام شود. آموزههای دینی، بهدلیل اتصال به منبع وحی، در ذات خود از هرگونه تعارض و تناقض مبرا هستند؛ ازاینرو اگر در برخی یافتههای علوم اسلامی تعارضی مشاهده شود، این تعارض نه واقعی، بلکه ناشی از نوع مواجهه ما با این علوم است.
آموزش جزیرهای و تفکیکگرایانه علوم اسلامی، ذیل عنوان «تخصصیسازی»، گاه موجب میشود ارتباط درهمتنیده این دانشها نادیده گرفته شود. در نتیجه، پارهای تعارضنماها شکل میگیرد که منشأ آن محدودنگری پژوهشگر است، نه ناسازگاری میان خود علوم.
نه فقه با اخلاق و حقوق تعارض دارد نه نقلهای تاریخی معتبر با یافتههای کلامی در تعارض است و نه یافتههای فلسفی و عرفانی با یافتههای کلامی در تعارض است. آنچه گاه بهصورت تعارض جلوه میکند، حاصل فقدان نگاه جامع و عدم درک عمیق پیوندهای میان این حوزههاست. پژوهشگری که تنها در یک شاخه تخصص یافته اما از مبانی و روششناسی علوم مرتبط بیبهره است، ممکن است به برداشتهایی برسد که در ظاهر متناقضاند؛ حال آنکه این تناقض، محصول محدودیت افق علمی اوست، نه تعارض ذاتی علوم اسلامی. راهکار حل این آسیب آموزش جامع و فهم جامع از دین است همان گونه که این جامعیت از ویژگیهای برجسته استاد شهید مطهری بود. او علی رغم اینکه در تمام این علوم آثاری از خود بهجای گذاشته است؛ اما تعارض و تهافتی در آثار او مشاهده نمیشود و این امر نتیجه همان جامعیت است.
*عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد تهران
انتهای پیام/