به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، معلم، واژهای است که در قاموس هستی، نه به معنای یک نام، که به معنای یک «تجلّی» است؛ تجلّی همان صفتی که ذات اقدس الهی نخستین معلمِ آن در نظام خلقت بود: «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ، عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ» (او که با قلم آموخت و به انسان آنچه را که نمیدانست، تعلیم داد).
معلم، تندیسِ آن «نورِ مبیّن» است که در تاریکخانهی جهلِ بشر، مشعلِ آگاهی میافروزد. او همان مجرایِ فیض است که پیامبر اکرم (ص) در توصیف مقامش فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ مُعَلِّماً» (من تنها برای معلمی برانگیخته شدم). چه جایگاه رفیعی که خاتم انبیا، افتخارِ خویش را در کسوت معلمی میبیند و این یعنی شرافتِ وجودیِ هر معلم، پیوندی ناگسستنی با رسالتِ آسمانیِ پیامبران دارد.
معلم، آن باغبانی است که بذرِ «خرد» را در مزرعه جانهای مشتاق میکارد و به آبِ «تزکیه» آبیاری میکند؛ چرا که میداند آموختن بدون تزکیه، چونان درختی است که میوه نمیدهد. او در کلاس درس، گویی در محضرِ حقیقتِ هستی ایستاده است؛ همانگونه که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «مَنْ عَلَّمَنِی حَرْفاً فَقَدْ صَیَّرَنِی عَبْداً» (هرکس به من حرفی بیاموزد، مرا بنده خویش ساخته است). این سخن، حقیقتی است ژرف در ستایشِ «حقِ کلام»؛ چرا که معلم، آزادکننده است و پیوندِ شاگرد با او، پیوندِ روح با حقیقتِ رهایی است.
آری، معلم، مجاهد بیسلاح است که در میدان جهل، با شمشیر دانش میجنگد. او جانش را چونان شمعی در میان میگذارد تا ضمیر تاریک نادانی را به نورِ یقین روشن سازد. در کلام معصومین (ع)، حق معلم، بزرگترین حقهاست؛ حقی که بر ذمهی شاگرد است تا با احترام، تواضع و بهکارگیری دانش، پاسداری شود.
ای معلم! تو وارثِ کلامِ خدایی که میفرماید: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟). تو تمایزِ میانِ انسانِ ترازِ توحید و انسانِ غافل هستی. در هر واژهای که بر زبان میرانی، عطری از بهشتِ معرفت جاری است و در هر نگاهِ مشوقانهات، بذرِ امیدی نهفته که در آینده، نهالی تنومند در باغِ تمدن بشری خواهد شد.
دستانت که به عطرِ قلم و گچِ تختهسیاه آغشته است، دستانی است که تاریخ را مینویسد و فردا را میسازد. تو، آموزگار «خوب بودن»، «خوب دیدن» و «خوب زیستن» هستی؛ و این، شریفترینِ هنرها در پیشگاه آن یگانه معلم هستی است.
در تاریخ معاصر ایران، معلمی همواره با ایثار، فداکاری و مسئولیتپذیری گره خورده است. آموزگارانی که علاوه بر انتقال علم، در بزنگاههای حساس تاریخ، نقشآفرین صحنههای سرنوشتساز کشور بودهاند در این میان، شهدای دانشآموز، نماد پیوند آگاهی و غیرتاند؛ نوجوانانی که همزمان با نشستن بر نیمکتهای مدرسه، درس ایثار و مقاومت را در میدان عمل آموختند و با نثار جان خود، معنای واقعی «تعهد» را به نمایش گذاشتند.
شهدای فرهنگی، معلمانی بودند که تعلیم را به کلاس درس محدود نکردند و در سختترین شرایط، با جان خویش آموزش دادند. آنان با خون خود نوشتند که معلمی، رسالتی است که تا آخرین نفس ادامه دارد شهرستان میناب، در کنار پیشینه علمی و فرهنگی خود، مزین به نام شهدای دانشآموز و فرهنگی است؛ چهرههایی ماندگار که از دل مدارس و کلاسهای درس برخاستند و در مسیر دفاع از ارزشها، جاودانه شدند.
در جنگ تحمیلی سوم آمریکا در حملات نیروهای تروریستی صهیونیستی آمریکایی 168 دانشآموز در میناب به شهادت رسیدند که تاریخ تا همیشه این جنایت را ثبت میکند.
در میناب، بسیاری از مدارس، یادآور خاطره دانشآموزانی است که درس را با ایمان آمیختند و آموزگارانی که شاگردان خود را نهتنها برای امتحان، بلکه برای مسئولیتهای بزرگ اجتماعی تربیت کردند.
در پایان، باید گفت که معلمی شغلی در کنار سایر مشاغل نیست، بلکه رسالتی است که با جان و دل عجین شده است. ای معلم! تو وارث کلام خدایی و هر واژهای که بر زبان میرانی، عطری از بهشت معرفت دارد. دستانت را که تاریخساز هستند میبوسیم و این هفته باشکوه را به تمامی بیدارگران اندیشه تبریک میگوییم.
نویسنده محمود خدری، مدرس دانشگاه بوشهر
انتهای پیام/