به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، رمان «نون و القلم» نوشته جلال آل احمد به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ چهارم رسیده است.
این کتاب یکی از عناوین مجموعه آثار جلال آل احمد است که امیرکبیر منتشر میکند و عبارتاند از: «دید و بازدید»، «گزارش ها»، «از رنجی که می بریم»، «حزب توده سر دو راه»، «سه تار»، «زن زیادی»، «هفت مقاله»، «اورازان»، «تات نشین های بلوک زهرا»، «مدیر مدرسه»، «سرگذشت کندوها»، «جزیره خارک در یتیم خلیج فارس»، «غرب زدگی»، «کارنامه سه ساله»، «سنگی بر گوری»، «ارزیابی شتاب زده»، «یک چاه و دو چاله»، «در خدمت و خیانت روشنفکران»، «سفر روس»،« سفر آمریکا»، «خسی در میقات»، «نفرین زمین»، «سفر فرنگ»، «مکالمات (1348-1341)»، «پنج داستان»، «سرائیل، عامل امپریالیسم» و «سفر به ولایت عزرائیل».
«نون و القلم» یک رمان اجتماعی است که سال 1340 منتشر شد و به زبان طنز نوشته شده است. آل احمد در این رمان هم مثل «در خدمت و خیانت روشنفکران» به این قشر از جامعه ایران پرداخته و دو گونه روشنفکر را در رمانش به تصویر کشیده است. هر دو شخصیت داستان هم دبیر و میرزابنویس هستند. نماینده یکی از این گونهها، میرزا اسدالله، فرد سالمی است و با وجود سختی و تنگنای مالی، شرافتش را نمیفروشد. گونه دیگر هم میرزا عبدالزکی است که پیشرفت و ترقی را در رفت و آمد با بزرگان میبیند و با وجود ثروتمندی و رفاه، کار روشنفکری خود را بر دغدغه های مردم جامعه ارجحیت میدهد.
این رمان با زبان تمثیل و رویکرد نمادگرایانه نوشته شده و بستر زمانیاش دوره صفویه است که دو میرزابنویس قصه در آن زیست میکنند. در طول داستان ماجرای به قدرت رسیدن گروهی از قلندران روایت میشود که با جلب حمایت مردم، شهر را تسخیر میکنند اما زمان کمی از این ماجرا گذشته که نارضایتی مردم شروع میشود.
آل احمد با توجه به روزگار و شرایط دهه 1340 این داستان را نوشته و در آن چرایی شکست مبارزه اجتماعی علیه استبداد را به مخاطب نشان میدهد.
«نون و القلم» یک «پیش درآمد»، هفت «مجلس» و یک «پس دستک» دارد که 7 مجلس مورد اشاره فصول اصلی آن را تشکیل میدهند و دو بخش دیگر هم مقدمه و موخره داستان هستند.
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
«حسن آقا» گفت:
- من چه میدانم میرزا. هرکسی یک تکلیفی دارد. تو آدمی هستی عاقل و بالغ. سواد و تجربهات هم خیلی بیش از آنهاست که آدمی مثل من بتواند برایت تکلیف مشخص کند. تکلیف من و برادرهایم این است که شده به قیمت از دست دادن تمام این املاک جانمان را حفظ کنیم.
«میرزا اسدالله» پرید وسط حرف «حسن آقا» و گفت:
- اینکه نشد. آن وقت از کجا زندگی میکنید؟ تو که میدانی دفاع از مال و جان در حکم جهاد است.
«حسن آقا» گفت:
- نه میرزا. آن وقتها گذشت که می گفتند اگر کسی به خاطر مالش کشته بشود شهید است. این اعتقاد را آدم های نوکیسه از خودشان درآوردهاند. مال دنیا آن قدرها ارزش ندارد که خون آدم پایش بریزد. این روزها کسی شهید است که به خاطر ایمانش شهید بشود و به خاطر ایمانش مالش را فدا کند. پدرم آن کار را کرد و ما این کار را میکنیم. غم بروبچه هایمان را نداریم. چون همه شان را سرشکن کردهایم توی قوم و خویشها. بعد هم تنها نیستیم. «تراب» کوی حق را داریم. با همه اهل حق.
«میرزا اسدالله» مدتی به او نگاه کرد، بعد پرسید:
- آخر این پدر مرحوم شما چه هیزم تری به میزان الشریعه فروخته بود؟
چاپ چهارم این کتاب با 204 صفحه و شمارگان هزار نسخه عرضه شده است.
انتهای پیام/