به گزارش خبرگزاری تسنیم از شهرکرد، حسین رفیعی، معلم، پژوهشگر و مدرّس هوش مصنوعی در یادداشتی نوشت: امروزه موجی از ابزارهای هوش مصنوعی به کلاسهای درس جهان راه یافتهاند. از سامانههای شخصیسازی محتوا گرفته تا چتباتهای آموزشی و ارزیابی خودکار.
ارائه آموزشهای شخصیسازیشده در مقیاس وسیع، تغییر در نقش معلمان و دسترسی آسانتر به منابع آموزشی با کیفیت بالا از جمله وعدههایی است که هوش مصنوعی در حوزه آموزش داده است. اما این وعدهها، هر چقدر هم جذاب باشند، یک سؤال اساسی را در پی دارد: آیا فناوری میتواند انسان تربیت کند؟ پاسخ کوتاه است: نه. اما چرا؟
تعلیم و تربیت، یک فرایند بنیادین انسانی است
آموزش یک فرایند بنیادین انسانی است که حول رابطه میان معلم و دانشآموز میگردد. این جمله از یونسکو، سازمان علمی-فرهنگی سازمان ملل، بیانی ساده دارد اما بار فلسفیاش سنگین است. وقتی میگوییم آموزش "فرایند انسانی" است، یعنی جوهر آن در چیزی نهفته که ماشین آن را ندارد: درک متقابل، حضور واقعی، و توانایی دیدن یک انسان در حال رشد.
تعلیم و تربیت، ذاتاً رابطهای است، یعنی بر پایه تفسیر، قضاوت، درک عاطفی و هدایت یادگیرندگان بهعنوان افرادی در حال رشد بنا شده است. هرچند برخی جنبههای آن قابل پشتیبانی توسط فناوری است، اما این ابعاد در سطحی عمیق، بهطور کامل قابل خودکارسازی یا واگذاری به سامانههای هوش مصنوعی نیستند.
یونسکو بلند گفت: معلم را نمیتوان کدنویسی کرد و معلم را نمیتوان با الگوریتم جایگزین کرد
در سال 2025، یونسکو کمپین جهانی خود را با شعار صریح «Teachers cannot be coded» («معلم را نمیتوان کدنویسی کرد») راهاندازی کرد. معلمان آموزش را به زندگی میآورند. آنها ارتباطات انسانیای میسازند که هیچ دستگاهی قادر به بازآفرینی آنها نیست. آنها به یادگیرندگان کمک میکنند مهارتهایی را پرورش دهند که هیچ ماشینی نمیتواند آموزش دهد، مانند تفکر انتقادی، استدلال اخلاقی، هوش هیجانی، و احساس تعلق اجتماعی. این مهارتها محصول انتقال اطلاعات نیستند، بلکه محصول تجربه زیسته در کنار یک انسان معلم هستند.
کارلوس وارگاس، مدیر بخش توسعه معلمان یونسکو، صریحتر گفته است: معلمان بیبدیل باقی میمانند، چون هوش مصنوعی نمیتواند درک انسانی از احساسات یادگیرندگان یا فرآیند اجتماعی شدن آنها را بازتولید کند. این نتیجهای است که از دل پژوهشهای علمی بیرون آمده است.
الهامبخشی، همان چیزی که الگوریتم نمیفهمد
بسیاری از بزرگان دنیا، وقتی از ریشههای موفقیتشان میگویند، یک چیز مشترک دارند، یک معلم. نه یک پلتفرم آموزشی، نه یک سامانه شخصیسازیشده، بلکه یک انسان که در لحظهای خاص، جرقهای در ذهنشان زد.
الهامبخشی یک فرایند انتقال داده نیست. معلمی که با شور از فیزیک کوانتومی میگوید و همان شور را در دانشآموزش بیدار میکند، دارد چیزی را منتقل میکند که هیچ ویدیوی آموزشی باکیفیت یا هوش مصنوعی پیشرفتهای از پس آن برنمیآید. شور، مسری است. و مسری بودن، ماهیتاً انسانی.
اینجاست که باید یک تمایز بنیادی ایجاد کرد. هوش مصنوعی در انتقال اطلاعات بینظیر است. میتواند در ثانیه توضیح دهد، مثال بزند، آزمون طراحی کند و حتی ضعفهای یادگیری دانشآموز را شناسایی کند.
اما تربیت، چیز دیگری است. خطراتی همچون تشدید سوگیری الگوریتمی، نقض حریم خصوصی و کاهش تعاملات انسانی در یادگیری از جمله نگرانیهایی است که محققان در مواجهه با جایگزینی فناوری برای معلم مطرح میکنند. تربیت یعنی شکلدادن به شخصیت. یعنی کمک به یک انسان برای فهمیدن اینکه چه کسی است و میخواهد چه کسی بشود. این فرایندی است که نیاز به حضور یک شخص که همان معلم است، دارد.
این بحث البته به معنای نادیده گرفتن تواناییهای هوش مصنوعی نیست. هوش مصنوعی میتواند دستیار قدرتمندی باشد، اما هرگز نمیتواند مهارتهای اجتماعی و عاطفی مربیانی را که میکوشند منافع یادگیرندگان همیشه در اولویت باشد، جایگزین کند.
پس نقش هوش مصنوعی در آموزش، اگر درست تعریف شود، تکمیلکنندگی است، نه جایگزینی. معلم میتواند با خیال راحتتر از کارهای تکراری فاصله بگیرد و بیشتر به آنچه فقط او از پس آن برمیآید بپردازد.
نقش معلم در عصر هوش مصنوعی بلکه مهمتر و انسانیتر میشود
یونسکو تأکید میکند که نقش معلم در عصر هوش مصنوعی کم نمیشود، بلکه مهمتر و انسانیتر میشود. معلم بهعنوان طراح یادگیری، راهبر اخلاقی، تسهیلگر تفکر انتقادی، مربی مهارتهای انسانی و ارزیاب حرفهای تعریف میشودT نقشهایی که همه آنها به حضور انسانی نیاز دارند.
چارچوب شایستگی هوش مصنوعی برای معلمان که یونسکو در سال 2024 منتشر کرد، بر اهمیت حفظ عاملیت انسانی و رویکرد مردممحور تأکید دارد تا هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری حمایتی عمل کند، نه جایگزینی برای معلم.
اولین گزارش جهانی یونسکو و گروه ویژه معلمان نشان میدهد که تا سال 2030 به 44 میلیون معلم بیشتر در مقاطع ابتدایی و متوسطه نیاز است. این رقم، آماری نیست که بتوان با یک سامانه هوش مصنوعی آن را حل کرد. کمبود معلم کمبود انسان است، کمبود کسی که نگاهش در لحظه درستی، مسیر زندگی یک دانشآموز را عوض کند.
استدلال اخلاقی را نمیتوان با محاسبه آموخت. وقتی معلم در کلاس میایستد و یک معضل اخلاقی را با شاگردانش در میان میگذارد، چیزی اتفاق میافتد که خروجیاش نه در یک آزمون قابل سنجش است و نه در یک الگوریتم قابل برنامهریزی. اما سالها بعد، همان دانشآموز در یک لحظه بحرانی، آن گفتگو را به خاطر میآورد. کارشناسان یونسکو در این باره توافق دارند که یادگیری در درجه اول از طریق تعامل انسانی تجربه میشود، حتی در عصر ابزارهای دیجیتال.
فناوری برای معلم، نه بهجای معلم
رویکرد درست در برابر هوش مصنوعی در آموزش، نه ترس و نه تسلیم است. رویکرد درست همان چیزی است که کارشناسان تأکید میکنند: هوش مصنوعی تنها یک ابزار است، نه شریک تصمیمگیری اصلی در فرایند آموزش. معلمانی که هوش مصنوعی را میفهمند، میتوانند از آن بهره بگیرند، اما این استفاده باید آگاهانه، انتقادی و معلممحور باشد. مهم است که معلمان شکلدهنده هوش مصنوعی باشند، نه اینکه هوش مصنوعی شکلدهنده آنها باشد.
انتهای پیام/7540