خبرگزاری تسنیم ـ مهدی مهدوی*؛ مقاومت فعال، رویکردی است که بر عاملیت، پیشروی و تغییر معادله قدرت تأکید دارد. بسیاری از جنبشهای جهانی در قالب مقاومت سنتی باقی میمانند؛ اما انقلاب اسلامی ایران وارد فاز جدید وجودی خود شده است که میتوان از آن به «مقاومت فعال» تعبیر کرد.
مقاومت فعال، بهمعنای خروج از انفعال و تبدیل شدن از «هدف» به «کنشگر» با استفاده از ترکیب قدرت نرم، جنگ شناختی، عملیات روانی، دیپلماسی، اقتصاد مقاومتی و در صورت لزوم قدرت سخت نامتقارن، راهبرد جدیدی است که موجب شد گفتمان امنیتی ایران از حالت دفاع بهحالت ابتکار عمل تبدیل شود. شرایط نامتقارن جنگ تحمیلی سوم موجب شد که ظرفیتهای پنهان آفندی و پدافندی ایران خود را در چهار محور مهم بازنمایی کند.
تابآوری
در راهبرد مقاومت فعال، تابآوری بهمعنای منفعلانه «جان سالم به در بردن» نیست. تابآوری فعال بر طراحی ساختارهایی دلالت دارد که ضربهپذیری را به حداقل رسانده و توان بازیابی را در کوتاهترین زمان ممکن فراهم میکند.
تابآوری خود ابعاد گستردهای دارد. در حوزه حاکمیتی، سیستم بهگونهای عمل میکند که ساختار حاکمیت از رهبر عالی و سایر قوا بهسرعت جایگزین شده و عملکرد سیستم مختل نمیشود.
در بعد روانی و اجتماعی، نقش مردم جایگاه ویژهای پیدا کرده و بهعنوان بازوی حاکمیت، روحیه استقامت را تقویت میکند و دردهای ناشی از تحریم، شهادت و تخریبها، منجر به فروپاشی انگیزه نشده؛ بلکه تبدیل به پیشرانی برای ادامه مسیر میشود.
در بعد اقتصادی، اقتصاد مقاومتی و مبتنی بر تولید داخلی موجب میشود در شرایط سخت جنگی و تحریمی، چرخه تولید و توزیع از حرکت باز نایستد و تولیدات داخلی تا حد بالایی برآورده کننده نیازهای کشور شده و تابآوری اقتصادی را بالا ببرد. تسریع در بازسازی برخی منازل، پلها و ریلهای تخریب شده در جنگ، تأمین کالاهای اساسی، رونق بازار تولیدات داخلی، استفاده صادراتی و وارداتی از سایر مرزهای کشور که قبلاً کمتر از این جهت مورد استفاده بوده، اقداماتی از این قبیل است.
ابتکار عمل در درگیری
مهمترین عنصر و عاملی که مقاومت منفعل را به مقاومت فعال تبدیل میکند، در اختیار گرفتن «ابتکار عمل» است. در این راهبرد، شما منتظر حمله نمیمانید بلکه شما تعیین میکنید که درگیری در چه سطحی و با چه ابزاری و در چه جفرافیایی رخ بدهد. هشدارهای ایران قبل از جنگ تحمیلی سوم به آمریکا و اسرائیل در اینکه هرگونه حمله به ایران جنگ را گسترده و منطقهای خواهد کرد، بزرگترین ابتکار عملی بود که دشمن برآورد درستی از آن نداشت.
ابتکار عمل دیگری که از سوی ایران موجب تبدیل دفاع منفعل به مقاومت فعال شد، بستن تنگه هرمز است. تنگه هرمز بهعنوان بیش از 6 قرن شاهراه ارتباطی خلیج فارس و دریای عمان با دنیا، از اهمیت بالایی برخوردار است که حدود 30 درصد از نفت صادراتی جهان در طول روز از تنگه هرمز عبور میکند.
جنگ شناختی و رسانهای و ابتکار در روایتسازی، از ابزارهای غیرنظامی است که نمود بالایی در مدیریت صحنه نبرد دارد. استفاده از ابراز رسانه، کلیپهای لگویی، توئیتهایی شناختی در زمان مناسب، کاریکاتور، فعال شدن کنسولگریها در تمام کشورها در بازتاب روایت پیروزی ایران و شکست دشمن، گزارش سریع پیروزهای میدان در رسانه، روی دیگری از ابتکار عمل در حوزه رسانه است که موجب شکستن انحصار روایت دشمن، افشای ناکارآمدی حریف و تزریق امید و انگیزه به نیروهای جبهه خودی است.
ابزارهای نامتقارن
در دنیایی که ابزارهای جنگی دشمن هیمنه شکستناپذیری را القا میکند و شکاف تجهیزاتی عمیقی را به رخ میکشد، استفاده از ابزارهای جایگزین و فلجکننده با هدف ضربه زدن به نقاط کور غول تکنولوژی، اجازه استفاده عملیاتی مؤثر را از دشمن گرفته و جبهه دفاعی را به پیروز میدان تبدیل میکند. استفاده از پهپادهای نقطهزن، کشتیهای تندرو، موشکهای بالستیک و هایپرسونیک، حمله به پایگاههای نظامی و به بار آوردن خسارتهای غیر قابل جبران و دیر جبران، از بین بردن پدافند موشکی و الکترونیکی دشمن که از نظر هزینه فایده جنگ بسیار بهصرفهتر از حمل و بهکارگیری ابزارهای پیشرفته دشمن است، از ابزارهای فلجکننده و کاربردی در جنگ نامتقارن است که موجب شکست فیل با تکنولوژی پشه است.
شبکه سازی
بر خلاف ارتشهای کلاسیک که بر سلسله مراتب عمودیِ فرماندهی متکی هستند، «شبکه سازی» یک راهبرد افقیِ مقاومت فعال است. در این رویکرد، هر عضو شبکه، بر اساس منافع ملی و امنیتی خودش تصمیم میگیرد اما در بُعد کلان، در یک جریان ایدئولوژیک شریک هستند. هر عضو به مثابه یک جبهه مستقل، توانایی طراحی و عملیاتهای مستقل را داشته که مبتنی بر ارتباط با محور اصلی نیست، که دست برتری در تقابل قدرت ایجاد میکند. «حزب الله» لبنان، «حشد الشعبی» و «انصار الله» یمن بازوان مستقل ولی همراه ایران در مقابله با دشمن واحد هستند.
اینک مشخص شد که مقاومت فعال یک پدیده صرفاً نظامی نیست بلکه شامل حوزه نظامی، رسانهای، شناختی، اقتصادی، اجتماعی و دیپلماسی در عرض همه اعضای شبکه ایدئولوژیک باشد که نفع آن هم شامل حال همه اعضا خواهد شد.
سخن پایانی اینکه، مقاومت فعال نه یک برگزیده از میان گزینههای متعدد، که ضرورتی راهبردی برای کنشگری در نظم متحول منطقهای است؛ ضرورتی که بقا و اثرگذاری بلندمدت را تضمین میکند تا پایانی باشد بر دوران هژمونی قدرتهای مستکبر و زورگو.
اما این راهبرد را همچون سایر امتیازهای دیگر در جنگهای هیبریدی، خطرات و چالشهایی تهدید میکند که بررسی آنها میتواند موضوع مهمی برای پژوهشگران و کشنگران عرصه مقاومت باشد.
*پژوهشگر حوزهی علمیه
انتهای پیام/