به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، فارغ از تمام ادعاها در مدارک و علم و ... انسان به نتیجه نگاه میکند و نتیجه توصیههای بلاگرها و اقتصاد خوانده نماها چیزی جز خسارت به کشور نبوده است. جالب اینجا است که این گروهها هر گونه صدای مخالف را در بهترین حالت شبه علم میدانند و با کلید واژه توسعه به دیگران میتازند.
در گذشته نیز عملا در انتصابات دولت دخالت کردهاند و حتی به خود اجازه میدهند در تغییر مدیران سازمان برنامه اظهار نظر کنند. نتیجه عدم برخورد با چنین موارد آن شده که این گروه امروز عملا به تغییرات مدیران منصوب شده توسط وزیر قبلی اقتصاد واکنش نشان میدهند و خود را حامیان سابق وزیر میدانند.
اگر چه بحثهایی در خصوص این انتصابات و نحوه انجام برخی از آنها چه از منظر افراد انتخاب شده و چه از نظر رویه قانونی وجود دارد اما جایگاه این بلاگرهای پرهزینه و پرسروصدا برای دخالت در امورد دولت چیست؟ در عین حال به نظر میرسد این افراد، با الفاظی خود را در قالب پدرخوانده اقتصاد ایران دیدهاند، اما عملکرد این گروه چیست که همواره طلبکار معیشت مردم و اقتصاد ایران هستند؟
ارز 4200، وقتی دلیل بحران، خود قهرمان میشود
یکی از نمونههای این عملکرد را در اظهارات آقای روحانی میتوان دنبال کرد. زمانی که دولت با توصیهها و مشاورههای متوهمانه اقتصادی این گروه در چاله ارز 4200 تومانی افتاد.
به گفته رئیس جمهور وقت به دولت گفته شده بود که اگر ارز را رها کنند نهایت تا محدود 5 هزار تومان گران خواهد شد و بعد بازار به تعادل میرسد، حال آنکه تقریباً ارز تا دو برابر رقم مطرح شده توسط این گروه رفت و دولت برای کنترل شرایط و جلوگیری از رشد بیشتر، سیاست تثبیت ارز بر نرخ 4200 تومانی را ایجاد کرد.
بعدها همین گروه در چهره قهرمانان ضد رانت وارد شدند و به نقد سیاستی پرداختند که برای جلوگیری از فاجعهای که خود آنها به دولت تحمیل کرده بودند، طراحی شد. این مسئله نافی فسادهایی که به ویژه در ابتدای تخصیص ارز 4200 تومانی رخ داد نیست بلکه منظور آن است که ارز 4200 تومانی نتیجه قبری بود که خود این افراد با پیشنهاداتشان برای دولت کنده بودند.
بعدها شاهد بودیم که حذف همان ارز 4200 تومانی خود زمینهای برای هزینههای سیاسی-اجتماعی در 1401 شد.
گرانسازی؛ تنها محور فکری مدعیان
در نمونهای دیگر با هزاران استدلال بحث نرخ سوخت و قاچاق سوخت را وسط کشیدند. مدتها در رسانههایشان تاختند و در پیشنهادات خود و در برنامههایی مانند برنامه اصلاح ساختار بودجه سال 1397 به وضوح به ضرورت افزایش نرخ انرژی در قالب یک فصل پرداختند.
اما جالب اینجا است که پس از اتفاقات سال 1398 دیگر اثری از آنها نبود بجز یک پاسخ، مدل اجرا غلط بود یا زمان اجرا. اما صحبتی در مورد اصل موضوع و پیشنهاد هایشان نمیکنند چرا که تمامی آنها مبتنی برگرانسازی معیشت مردم است.
فعالیت شدید جبهه پشتیبانی از گران فروشی نرخ ارز با ادعای علمی
در برخی موارد نیز مدعی میشوند که اگر این موارد اجرا نمیشد کشور وارد قحطی میشد، مانند کسانی که به طور مداوم کشور را از جنگ میترساندند و مدعی بودند اگر جنگ شود یک درخت سالم در ایران نمیماند یا آمریکا با یک دکمه کل ماشین جنگی ایران را به خاموشی میبرد، در نتیجه باید تسلیم شویم.
با این وجود اما ایران پس از گذشت بیش از 60 روز از جنگ و در محاصره دریایی تروریستهای آمریکایی همچنان مقاومت کرده و دچار قحطی نشده است. این گروه از مدعیان اقتصادی میگویند اگر نرخ ارز بالا نرود(بخوانید معیشت مردم گران نشود) صادرکنندگان ارز خود را بر نمیگردانند.
حال آنکه عمده صادرکنندگان کشور دولتی یا شبه دولتی هستند و در نتیجه اگر ارز برنمیگردانند باید از جانب مراجع مربوط مورد بازخواست قرار بگیرند، نه آنکه در حباب حقالمشاورهها و رسانههایی که از گران فروشی ارز آنها با توجیهات علمی! پشتیبانی میکنند از بازگشت ارز فرار کنند.
از سوی دیگر اما به موقع افزایش حقوق، سیکل تورم را وسط کشیده و مدعی افزایش بیکاری در صورت افزایش حقوق میشوند. احتمالا در این روزها نیز مشکلات مربوط به جنگ که موجب تعدیل نیرو در برخی بخشهای اقتصاد شده را نیز به نفع تفکرات خود مصادره میکنند.
قطعاً شما مستقل هستید
افرادی که با پیشنهادات کمرشکنشان اقتصاد کشور را به وضعیت امروز رساندند و با هل هله کردنشان برای ارز ترجیحی اعتراضات را به شورش تبدیل کردند امروز مدعی مستقل بودند هستند.
بله قطعا شما در آسیب به کشور مستقل هستید و هیچ کس شما و هزینههایی که به کشور وارد کردید را گردن نخواهد گرفت. البته این موضوع مسئله عجیبی نیست چرا که خود شما نیز تفکرات و پیشنهادات خودتان را که سابقاً آن را فریاد میزدید دیگر به زبان نمیآورید.
خجالت کشیدنی است، گاهی بکشید
کما اینکه ظاهرا امروز ایدههای پیشا جنگ خود را نیز از یاد بردهاند و در حالی که امروز موارد دیگری را مطرح کرده و توجیه همیشگی آنها زمان است. وقتی موضوع ارز ترجیحی را مطرح میکنید میگویند؛ نه بد موقع اجرا شد، فلان موقع باید میشد، فلان مدل باید میشد و از این است موارد.
اساساً یک راهبرد را میتوان در این موارد دید، هیچگاه مسئولیت قبول نکن تا هیچگاه هزینه توصیهها و پیشنهادات خسارت بارت را ندهی. آنهایی که هزینه میدهند را نقد کن و خودت را مستقل جلوه بده اما در پشت پرده مشاوره و تامین منافع گروههای خاص بورسی و ... را دنبال کن.
مدرک را به رخ بکش، دیگران را احمق و پسرم خطاب کن و در نهایت فاز پدرخوانده بگیر. در بین راهبردهایتان به این گزاره نیز توجه کنید؛ خجالت هم چیز بدی نیست گاهی بکشید!
ظاهرسازی پس از اثبات بقاء/ روزهای اول جنگ کجا بودید؟
این افراد که روزهای ابتدایی جنگ سکوت کرده بودند، مجددا فعالیت خود را در فضای مجازی آغاز کردهاند، توییتهایی را بازنشر کردهاند که منتشر کنندگان آنها به طور مشخص در ضدیت کامل با جمهوری اسلامی ایران قرار دارند، بنابراین این گروه نه تنها تغییری نکردند بلکه درب برهمان پاشنه قبلی میچرخد.
هر چند که با رویکردهایی متناقض همچنان ظاهر خود را حفظ میکنند اما سوال این است که اگر شما تعلق خاطری به این کشور دارید، در حدود 30 روز اول جنگ کجا بودید؟
این گروه باید درک کنند که با وجود هزینههای سرسام آوری که آنها نه تنها به اقتصاد کشور بلکه به سرمایه جانی و اجتماعی ایران زدهاند باید پاسخگو باشند نه مدعی. اگر هم خودشان چنین فهمی ندارند دستگاههای نظارتی و انتظامی باید به طور جدی آنها را متوجه این هزینهها کنند.
انتهای پیام/