به گزارش خبرگزاری تسنیم، دیگو سیمئونه از حذف در نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا مقابل آرسنال پشیمان نیست؛ بااینحال، این او بود که همه چیز را خراب کرد. برای اتلتیکو، «چولو» یک قدیس است اما شاید زمان آن رسیده باشد که قداست را کنار بگذاریم و تغییر را بپذیریم.
اتلتیکو به شدت به یک جام نیاز داشت. این تیم از سال 2021 یعنی از آخرین قهرمانیاش در لالیگا بدون جام مانده است. شانس قهرمانی در لیگ در این فصل خیلی زود از بین رفت. حتی جایگاه سوم نیز اکنون دور از دسترس است و ویارئال پنج امتیاز جلوتر قرار دارد.
با این حال، دیگو سیمئونه مدتها پیش از لیگ ناامید شده بود. اولاً صدرنشینان اختلاف قابل توجهی داشتند. ثانیاً اتلتیکو در سایر رقابتها برای جنگیدن هدف داشت. آنها در نیمهنهایی سوپرجام اسپانیا مقابل رئال مادرید شکست خوردند؛ خب، چیز مهمی نیست، پیش میآید. به ویژه آنکه درست قبل از آن در لالیگا مادرید را 5 بر 2 شکست داده بودند. بنابراین، ناکامی در سوپرجام قابل چشمپوشی بود.
اما کوپا دلری و لیگ قهرمانان اروپا باقی مانده بودند. اتلتیکو مادرید عاشق مسابقات حذفی است. بازیکنان سیمئونه در مسیر طولانی لیگ برای حفظ ثبات مشکل دارند اما در تورنمنتهای حذفی، جایی که مسیر به بخشهای کوتاه تقسیم میشود، همیشه چیزی برای ارائه داشتهاند.
در روز مناسب، این تیم از پسِ هر حریفی برمیآید. البته پس از آن هم ممکن است به هر تیمی ببازند اما آن موضوع دیگری است. نکته اصلی این است که اتلتیکو مادرید به زبان بوکس یک «مشتزن نخبه» است؛ تیمی که میتواند ضربهها را تحمل کند، در دفاع دوام بیاورد و سپس چنان محکم پاسخ دهد که حریف دیگر قادر به برخاستن نباشد.
برای مثال، اتلتیکو مادرید، بارسلونا را در لیگ قهرمانان اروپا شکست داد. بله، با اختلاف کم. بله، میتوانستند ببازند؛ حداقل بازی میتوانست به وقت اضافه کشیده شود اما همینکه اتلتیکو با تمام توانش درخشید، کافی بود. آنها با مهارت و به سبک چریکی در نیوکمپ پیروز شدند و در بازی برگشت نیز با وجود شروعی ناامیدکننده به سرعت خود را بازیابی کردند، گل زدند، دفاعشان را حفظ کردند و صعود کردند.
در اولین بازی نیمهنهایی مقابل آرسنال، اتلتیکو هم درخشان ظاهر شد و از نقاط قوتش بهره برد. تقریباً تمام نیمه دوم عالی بود. پرسینگ آنها فوقالعاده عمل کرد و آرسنال در محوطه خود گیر افتاده بود. در مجموع اتلتیکو تیم برتر میدان بود و میتوانست روی پیروزی حساب کند.
در بازی برگشت نیز اتلتیکو 66 دقیقه خوب بازی کرد. بله، گل خوردند اما میتوانستند گل هم بزنند، نه فقط بعد از دریافت گل، بلکه حتی زمانی که نتیجه بدون گل بود. این اتلتیکو بود که نخستین حملات جدی مسابقه را انجام داد: یکی با شوت از راه دور جولیان آلوارز و دیگری با ضربه جولیانو سیمئونه که دکلان رایس آن را مهار کرد.
آرسنال بر جریان بازی مسلط بود اما اتلتیکو مشکلی نداشت. آنها برای پیشبرد بازی به ابتکار عمل نیاز نداشتند. تیم سیمئونه نقش «کمانچه دوم» را بسیار مؤثر ایفا کرد؛ نه چیزی شبیه «اتوبوس پارک کردن». مالکیت توپ کمتر بود و زمان زیادی در نیمه خود سپری کردند اما دقیقاً میدانستند چرا و این روش تا حد زیادی جواب داد. تا قبل از گل بوکایو ساکا، آرسنال حتی یک موقعیت گلزنی نداشت.

نیمه دوم آغاز شد و اتلتیکو میتوانست به بازی برگردد. سیمئونهِ جوان یک موقعیت عالی داشت و آنتوان گریزمان نیز یک شوت خطرناک زد.. سپس دقیقه 66 سرنوشتساز فرا رسید؛ همان لحظهای که مسابقه عملاً تمام شد و آرسنال راهی فینال شد. دیگو سیمئونه، گریزمان و آلوارز را تعویض کرد.
پس از مسابقه، مارکا گزارش داد که آلوارز با مصدومیت پا به میدان گذاشته بود. او تا جایی که میتوانست جنگید اما نهایتاً درخواست تعویض داد. این قابل درک است. با این حال، اگر مصدومیتش پیش از مسابقه مشخص بود، شاید منطقیتر بود که برای نیمه دوم حفظش کنند؟ میتوان حدس زد که آلوارز حتی در شرایط نه چندان مطلوب نیز میتوانست ارزش بیشتری نسبت به الکس بائنا یا تیاگو آلمادا داشته باشد.
اما درباره گریزمان، هیچ گزارش پزشکی وجود نداشت. زمانی هم که او و جولیان پس از تعویض روی نیمکت دیده شدند، هیچ پزشکی اطرافشان نبود. بنابراین احتمالاً مصدومیتی در میان نبوده است. پس چرا او آن هم به این زودی تعویض شد؟ فقط خودِ چولو میداند.
پس از خروج آلوارز و گریزمان، فوتبال اتلتیکو مادرید فروپاشید. سیمئونه تیمش را سرگردان گذاشت. بازیکنان اتلتیکو نمیدانستند چه کسی باید محور حمله باشد، خلاقیت را بر عهده بگیرد یا پاسهای کلیدی را بدهد. احتمالاً سیمئونه انتظار داشت بائنا و آلمادا این نقشها را ایفا کنند اما این طرح کاملاً شکست خورد.

آیا گریزمان و آلوارز در زمین خوب بودند؟
جولیان خیلی پرزرقوبرق نبود اما مفید ظاهر شد. او به توپ میچسبید، به طور فعال در بازیسازی مشارکت میکرد و هر زمان لازم بود، به عمق یا کنارهها میرفت. آنتوان هم همه جا حضور داشت. کار دفاعی او در نیمه اول واقعاً لذتبخش بود. با این حال، نکته مهم اینجاست که گریزمان به عنوان یک بازیکن تهاجمی تا نیمه زمین خودی عقب آمد تا جناح راست را پوشش دهد. تنها شوت در چارچوب اتلتیکو در نیمه دوم هم توسط گریزمان زده شد. سپس او و آلوارز تعویض شدند و حمله تیم از بین رفت. در دقایق پایانی مسابقه، الکساندر سورلوث برای زدن یک ضربه خوب به میدان آمد اما توپ را از دست داد. آن حتی یک موقعیت واقعی هم نبود؛ فقط یک موقعیت بالقوه بود. آرسنال در آن مقطع هم در دفاع و هم در ضربهزدن نهایی بسیار خوب عمل میکرد. بعد هم اتلتیکو کار را برای تیم لندنی آسانتر کرد.
برای گریزمان واقعاً حیف شد. او این فصل اتلتیکو را بدون حتی یک جام ترک میکند. مادرید فینال کوپا دلری را به رئال سوسیداد واگذار کرد و فینال لیگ قهرمانان هم دیگر در کار نخواهد بود. با اینکه گریزمان در بازیهای مقابل آرسنال هرچه در توان داشت گذاشت تا اتلتیکو را به فینال برساند اما میتوانست کارهای بیشتری هم انجام دهد؛ با این حال، به دلایلی دیگو سیمئونه چنین فرصتی به او نداد.
سیمئونه در زمانی که تیم بیش از هر زمان دیگری به جام نیاز داشت، نتوانست آن را به دست بیاورد. البته تیمها همیشه به جام نیاز دارند اما این نیاز زمانی بیشتر حس میشود که ظاهراً خود را یک تیم بزرگ میدانید اما پنج سال است که هیچ جامی نبردهاید.
شما از لیگ کنار کشیدید؛ بسیار خوب، بگذار چنین باشد. درست است که در سایر رقابتها فرصتهای امیدوارکنندهتری وجود داشت اما در نهایت، آنها کوپا دلری را هم نبردند؛ جامی که از سال 2013 دیگر به دست نیاوردهاند و هنوز هم از آن دور ماندهاند.

و حالا مادرید فینال لیگ قهرمانان را هم از دست داده است. آرسنال حریف شایستهای است. هرچه میخواهید درباره سبک بازیشان بگویید، اما نمیتوان انکار کرد که تیمی بسیار قدرتمند هستند. باختن به چنین تیمی به ویژه وقتی بازی برگشت در خانه حریف برگزار میشود، چیزی نیست که از آن شرم داشته باشید.
با این حال، مسئله اینجاست که راههای زیادی برای شکست خوردن وجود دارد و سیمئونه تا حد زیادی پیروزی را به آرسنال هدیه داد. او و تیمش برای یک بازی و نیم نشان دادند که میتوانند در شرایط برابر بازی کنند و حتی در بعضی لحظهها از آرسنال بهتر باشند اما در نهایت، چولو با دستان خودش و تعویضهایش همه چیز را خراب کرد. بله، به نظر میرسید آلوارز دیگر نمیتواند ادامه دهد اما باز هم شاید منطقیتر این بود که او از ابتدا به میدان نرود و در عوض به عنوان نیروی تازهنفس وارد بازی شود.
سیمئونه تمام نیمه دوم را در محوطه فنی اینسو و آنسو میدوید و سعی میکرد تیمش را به حرکت وادار کند اما این تلاش در مقایسه با اثر عمیقاً منفی تعویض گریزمان و آلوارز ناچیز بود. پس از آن دیگر کاری از دست کسی برنمیآمد. فقط یک معجزه میتوانست اتلتیکو را نجات دهد اما چنین اتفاقی رخ نداد.
یک معجزه در نیمهنهایی کوپا دلری مقابل بارسا به کمک اتلتیکو آمد؛ زمانی که تیم سیمئونه در بازی برگشت فقط سه گل خورد و به لطف پیروزی 4 بر صفر در بازی خانگی در نهایت به فینال رسید. بااینحال، این بار هیچ امیدی به معجزه وجود نداشت و اتلتیکو شکست خورد. سیمئونه در بازیهای سرنوشتساز فصل نتوانست نتیجه مطلوبی بگیرد؛ تا حدی در فینال کوپا دلری و روشنتر از همه در بازی برگشت مقابل آرسنال.
برای هر کسی که به اتلتیکو مرتبط است، چولو یک قدیس به شمار میرود. با این حال، تیم تحت هدایت او یک فصل دیگر را هم بدون حتی یک جام پشتسر گذاشت. آیا این واقعاً طبیعی است؟ یا شاید زمان آن رسیده که قداست را کنار بگذاریم و تغییر را بپذیریم؟
انتهای پیام/