به گزارش خبرگزاری تسنیم از اسلامشهر، این شبها خیابانهای اسلامشهر تنها شاهد فریادهای کوبنده عدالتخواهی نیست؛ اینجا میدان شکوه ایثار است، جایی که پیر و جوان در قاموس خادمانی بینشان، برگ زرین دیگری از غیرت ایرانی را ورق میزنند.
در میان ازدحام جمعیت مشتاق، دو نوجوان با دلهایی به وسعت دریا گوشه ای نشسته و کفش حاضران را واکس میزنند تا بعنوان سربازان جبهه انقلاب سهم خود را برای اعتلای پرچم ایران بپردازند.
در گوشهای دیگر از این خروش حماسی، قلم موی هنرمندی مرکب از بصیرت است. این هنرمند خوشنویس، هر شب دغدغهها و شعارهای مردم را نه در هیاهوی فضای مجازی، که با خطی خوش و دلنشین بر پلاکاردهایی مینگارد تا صدای رسای انقلاب، خوانا و هنرمندانه بر دستان جمعیت بدرخشد.
.
و اما اوج این شکوه بیمنت، اهالی موکبها هستند؛ همان عزیزانی که ساعتها پیش از آغاز مراسم، با آمادهسازی فضا و شور حسینی، سنگ فرشهای سرد خیابان را به ملجأ گرم دلهای مشتاق تبدیل میکنند. آنها ثابت کردهاند که در اسلامشهر، خدمتگزاری نه یک وظیفه، که یک عشق سیال است که هر شب از دل این موکبها میجوشد.
هر شب هم یک خانواده پس از پایان تجمع و خاموشی بلندگوها، بیآنکه کسی ببیند، دستکش به دست میگیرند و مشغول جمعآوری زبالهها میشوند. آنها پاکبانان شهرداری نیستند؛ آنها نماد جهاد تبیین در عمل هستند که نشان میدهند عشق به وطن و انقلاب، از نظم و احترام به زیستبوم آغاز میشود.
این است روایت متفاوت خبرنگار تسنیم از شبهای حماسی مردم غیور اسلامشهر در شب شصت و نهم؛ روایتی که ثابت میکند این اجتماع عظیم، نه با بخشنامههای اداری، که با اخلاص و ایثار همین چهرههای گمنام، تا همیشه تاریخ زنده و جاری خواهد ماند.



انتهای پیام/