به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، اینکه در تجمعات شبانه محوریت با زنان است از مرتبه مشاهده گذشته، و باید آن را توصیف و تحلیل کرد. هوّیت اصلی تجمّعات شبانه، حضور برای مقاومت است. مقاومتی که بنیادی دینی دارد. برای توصیف این امر ابتدا باید زنانگی را شناخت.
در تعالیم اسلامی زن به سان مرد از روح خداوندی برخوردار است و لذا مردانگی یا زنانگی در تحلیل شخصیت جنسِ مرد یا زن فرع انسانیت است. باید ابتدا انسانیت را دید. امّا مبنای جسمانیة الحدوث بودن نفس فلسفۀ صدرایی تثبیت میکند که تفاوت زن و مرد فقط در ساحت بدن نیست و روح خداوندی که منشأ شکلگیری نفس انسانی است در زمینۀ جسم تعیّنی ویژه مییابد و نفس زنانه یا نفس مردانه معنا میشود و تفاوتها فراتر از بدن در ساحت روان و شخصیت نیز معنادار است. اگرچه کنه شخصیت که به روح خداوندی برمیگردد در هر دو جنس یکسان است.
این تصویر از جایگاه زنانگی و مردانگی موجب میشود که علیرغم احکام کلی یکسان در مسیر سعادت و شقاوت مبتنی بر جایگاه انسانیت، مسیر این دو جنس در نقشآفرینیهای دنیوی متفاوت باشد و این فلسفۀ اساسی تقسیم نقش در محیط خانواده و جامعه را فراهم میکند.
در این نگاه و مبتنی بر تعالیم اسلامی، جایگاه اول و اصلی زن در جامعه زندگیسازی در باطنیترین و بنیادیترین لایۀ زیست اجتماعی یعنی خانواده است.(در اینجا مجال تبیین این امر نیست). فارغ از حیطههای مشترک و با کمی تسامح نقش مردان جامعهسازی ظاهری و نقش زنان جامعهسازی باطنی است. تعبیر زندگیسازی برای جامعهسازی باطنی تعبیر مناسبی است. زیرا جریان اصلی زندگی در ساحت خانواده میگذرد ولو اینکه ظاهر امر چنین نباشد.
بنابراین زنانگی یعنی زندگیسازی در متن اصالت انسانیت. (البته این تعریف متمرکز بر نقش اجتماعی است).کانون خانواده برای ایفای نقش در موقعیّت زنانگی محور اصلی است. امّا در مواطنی که زنان به سان مردان و به عنوانی آحادی از جامعه مؤمنین لازم است مسئولیت الهی خویش را در قالب نقشهای مختلف ادا کنند چه طور؟ عمدتاً حضور زن با حفظ زنانگی مبتلا به دو مانع جدی است.
مانع اوّل نادیدهانگاری انسانیت زن در پرتو بروز آشکار و بیضابطه امر جنسی در جامعه است. امری که موجب ابزارانگاری زن در جامعه میشود. تنها در سایۀ انضباطبخشی به امر جنسی که مستلزم محدودیت و افسارزدن به نفس أمّاره است، مجال برای بروز انسانیت یعنی فطرت الهی فراهم میشود. متأسفانه غرب و نظام سرمایهداری با فریبکاری راه برون رفت زنان از جنس دوم بودن را اعمال اراده آزاد در سطح جامعه دانست و با شیطنت آزادی را به آزادی جنسی سوق داد و در عمل انسانیت زن را به محاق برد و بسیاری از زنان این سرزمین نیز اکنون در چارچوب این روایت غربی فکر میکنند.
امّا مانع دوم، ساختار زندگیگریز جامعۀ مدرن است. پیش از مدرنیته کار بخشی از زندگی انسان بود، البته کار، برای مردان از سنخی و برای زنان از سنخی دیگر بود. مدرنیته با ارزشدهی عملی به انسانها بر اساس قدرت خلق ارزش افزوده اقتصادی، کار را به صورت بسیار ویژهتری مطرح کرد و زندگی دو بخش شد، بخشی که کار میکنیم و بخشی که زندگی میکنیم. بیانضباطی امر جنسی و ارزشمحوری کار اقتصادی، موجب مردواره شدن زنان شد؛ زمینه فروپاشی خانواده و تغییر مفهوم آن به شهوترانی شبانه فراهم گشت و نهایتاً کار، زندگی را نیز به خدمت خود آورد. امّا در جوامع اسلامی از جمله ایران هنوز دوگانه کار و زندگی با محوریت زندگی (خانواده) معنادار است و زن انقلابیِ ایرانی در برابر مدرنیته مقاومت میکند.
وقتی با این نگاه به خیابان در این شبها نگاه میکنیم، مییابیم که حضور خیابانی با این مختصّات از عالیترین موقعیّتهای بروز زنانگی و اثبات هوّیّت ممتاز و پیشروی زنانه در چشمان جامعه است. اثبات هوّیتی که از متن الوهیت الله آغاز میشود نه از نفسانیت!
زن انقلابیِ ایرانی با حضور عفیفانه و اسلامی خود در خیابان اولاً انسانیت و مسئولیتپذیری خویش را به رخ میکشد. گویا مجددا در دهۀ 50 قرار گرفتهایم و به سختی در حال خروج از کلان روایت غرب در تضاد اسلام و هوّیت زنانگی هستیم. و ثانیاً کنش اجتماعی خویش را در نفسِ زندگیسازی پدید میآورد و به عبارت دیگر حضور خیابانی در متن زندگی و نه در دوگانۀ کار و زندگی بروز مییابد.
جنگ مجدداً به ما فرصت داده به دور از گرفتاریهای ساختارهای مدرن الگوی سوم را عینیت بخشیم. در روزگار امامت امّت با برجستگی زنان و در بستر مهلکترین ضربهها به تابآوری اجتماعی که ادامه هم خواهد داشت باید منتظر بروز جلوههای جدیدی از این پدیدۀ تمدّنی باشیم و از مهمترین مؤلّفههای تعیین نتیجۀ جنگ در گرو قدرت جامعۀ زنان در خلق الگوی سوم ذیل پروژه ارتقاء سبک زندگی جامعۀ مقاوم است!
نویسنده: رضا طراوت، پژوهشگر
انتهای پیام/