گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- درست در بحبوجه جنگ رمضان، شاهد اتخاذ مواضع سلبی اعضای ارشد اتحادیه اروپا در قبال حماقت راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال ایران بودیم. اکثر این مواضع، حدود یکهفته پس از آغاز جنگ رمضان از سوی مقامات فرانسوی و آلمانی اتخاذ شد.
به عبارتی گویاتر، بازیگران اروپایی پس از اثبات ناتوانی و ناکامی ترامپ در رسیدن به اهداف اعلامی اولیه خود از جمله تغییر نظام جمهوری اسلامی، تسلط بر سواحل جنوبی ایران، خروج اورانیوم غنی شده از ایران و .....تبدیل به منتقدان جنگ علیه کشورمان شدند.
فردریش مرتس صدراعظم آلمان که در جریان جنگ 12 روزه، وقیحانه از رژیم صهیونیستی و آمریکا بابت انجام "اقدامات کثیف"علیه ایران تقدیر کرده بود، این بار شدیداً ترامپ را بابت حمله به ایران و بسته شدن تنگه هرمز مورد عتاب قرار داد!
امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه نیز اظهارات مشابهی را در انتقاد از جنگ رمضان بیان نموده و حتی تاسف خود را درخصوص هزینههای راهبردی و اقتصادی ناشی از وابستگی اروپا به آمریکا اعلام کرده است.
واقعیت امر این است که جنگ رمضان علاوه بر آنکه تبدیل به صحنه شکست تمامعیار واشنگتن و تلآویو در تقابل مطلق با نظام و ملت ایران شد، بلکه بار دیگر وزن راهبردی-امنیتی اندک اتحادیه اروپا در نظام بین الملل را به اثبات رساند.
بهترین تعبیر را در این خصوص، پایگاه "میدل ایست آی" به کار برده است، جایی که ضمن تاکید بر سقوط جایگاه اروپا در جهان امروز مینویسد:
" اروپا بار دیگر ثابت کرد که در عرصه جهانی هیچکاره است. اتحادیه اروپا، برخلاف اصولی که از زمان تأسیس خود به آنها پایبند بوده است، عملاً تسلیم سیستم بینالمللی شده است که در آن سیاست و دیپلماسی تحتالشعاع استفاده از زور قرار گرفته است."
واقعیت امر این است که بازیگران اروپایی رغم ادعای مکرر خود مبنی بر استقلال راهبردی از آمریکا ، تبدیل به مهرههای بازی و کاتالیزوری برای تکمیل پازلهای استراتژیک و تاکتیکی ترسیمشده از سوی واشنگتن و تلآویو شدهاند.
در چنین شرایطی خشم و عصبانیت اروپاییان از حماقت ترامپ و نتانیاهو در جنگ با ایران را نباید به مثابه تغییر ماهیت اتحادیه اروپا تلقی کرد! آنچه منجر به تغییر گفتار و لحن مقاماتی مانند مکرون و مرتس شده، آسیبهای ناشی از شکست آمریکا بر معادلات انرژی ، تجارت و انرژی در کشورهایشان و متعاقباً، تشدید نارضایتیهای داخلی از این سیاستمداران وابسته است.
بهنظر میرسد پیشبینیهایی که بارها درخصوص اضمحلال اتحادیه اروپا و حوزه یورو از سوی اقتصاددانان و استراتژیستهای غربی مطرح شده، در حال تعبیر است.
قطعاً مقصر این سقوط و تباهی، کسانی جز سیاستمداران اروپایی، اعم از محافظهکاران و سوسیالدموکراتها نیستند! بنیانهای خطرناک و نادرستی که این سیاستمداران اروپایی بنا نهادند، زمینههای وابستگی آنها به آمریکا و رژیم صهیونیستی را تشدید نمود و در مقابل، منجر به تقویت شکاف دولت-ملت در اروپا شد.خروج از این بنبست خودساخته دیگر از عهده تصمیمسازان این مجموعه خارج خواهد بود.
انتهای پیام/