به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، شاهنامه، این اثر سترگ حکیم طوس، شناسنامه فرهنگی ملت ایران است که در تنگناهای تاریخی، روح حماسه و همدلی را در ایرانیان بیدار کرده و آنان را در مواجهه با دشمنان و اهریمنان، یکصدا و یکدل.
فردوسی در این اثر که با خون دل خلق کرد، سخن را با حمد الهی و نعت رسول(ص) آغاز کرد و زبان به مدح شاهی غیر از شاه نجف نگشود. شاید از همین رو بود که کلام حکیم طوس بر مذاق محمود غزنوی خوش ننشست و آن را مورد حمایت و عنایت خود قرار نداد: "قدر زر زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری".
با این حال، کاخ بلندی که فردوسی بنا نهاد، خدایش از باد و باران و دست تطاول روزگار مصون داشت؛ به طوری که در هر دورهای از تاریخ تا امروز که عصر فضای مجازی و صنعت و دهکده جهانی است، به شکل و شمایلی نو جلوهگری میکند و بازآفرینی میشود.

هنر فردوسی و جاودانگی اثر او سبب شد تا در طول تاریخ برخی از ابیات جعلی کمکم توسط کاتبان به شاهنامه راه یابد، با این امید که کلام شاعری گمنام زیر سایه بلند حکیم طوس، در امان و زنده بماند. ابیاتی که گاه مشکلاتی را نیز برای شاهنامه ایجاد کرده و سبب شدند تا این اثر، مورد غضب متعصبان قرار گیرد؛ مانند ابیاتی که در بغض و دشمنی با اعراب و یا در مضمونی زنستیزانه به شاهنامه افزوده شدند.
در سالهای اخیر با رشد علم تصحیح و بررسی نسخ متعدد از شاهنامه و با در نظر گرفتن هنر و سبک شعری فردوسی، ابیات متعددی از این دست از اشعار جعلی شناسایی و معرفی شده است. اما یکی از ابیاتی که هرچند بارها عنوان شده که از اشعار جعلی و منتسب به شاهنامه است اما همچنان کارکرد خود را دارد، بیتی است معروف که در بزنگاههای تاریخی از جمله در جنگ رمضان ورد زبان ایرانیان وطندوست شده است:
"چو ایران نباشد، تن من مباد
در این بوم و بر، زنده یک تن مباد
همه سر به سر، تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور، به دشمن دهیم"
شهرت این ابیات تا جایی است که حتی در مقطعی در کتابهای درسی دانشآموزان نیز این ابیات از شاهنامه فردوسی درج شده است. حال ماجرا چیست؟
زندهیاد ابوالفضل خطیبی، شاهنامهپژوه، در مقالهای به بررسی این ابیات پرداخته و نشان میدهد که این ابیات چگونه و در چه برههای از تاریخ به فردوسی نسبت داده شد و در آن زمان چه کارکردی داشت؟ به گفته خطیبی؛ اولینبار ملکالشعرای بهار نشان میدهد که این ابیات از فردوسی نیست.

طبق نوشته بهار این ابیات به همراه چهار بیت دیگر، نخستینبار در مجله آینده به مدیریت محمود افشار در آذرماه 1323 به چاپ میرسد و در رادیو و جراید و مدارس بازتاب وسیعی مییابد. در این دوران، ایران هنوز در اشغال نیروهای متفقین (روسیه و انگلیس) بوده و در این شماره آینده، این ابیات در یک اقتراح، با هدف بیدار کردن حس ملی ایرانیان با عنوان «مرگ یا وطن» به نام فردوسی به صورت زیر منتشر میشود:
هنر نزد ایرانیان است و بس
ندارند شیر ژیان را به کس
همه یکدلانند و یزدانشناس
به گیتی ندارند در دل هراس
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
چنین گفت موبد که مردن به نام
به از زنده دشمن بدو شادکام
اگر کُشت خواهد همی روزگار
چه نیکوتر از مرگ در کارزار
البته یک سال و اندی پیش از انتشار این اشعار در مجله آینده، از میان شش بیت فوق، دو بیت آن در سرلوحه نخستین شماره از نشریه ایران ما به مدیریت جهانگیر تفضلی در خرداد 1322 درج شده بود. در بالای صفحه در سمت راست، بیت «چون ایران نباشد تن من مباد/ بر این بوم و بر زنده یک تن مباد» و در سمت چب، بیت «اگر کشت خواهد تو را (به جای «همی») روزگار/ چه نیکوتر از مرگ در کارزار». خطیبی در ادامه اضافه میکند که ابیات فوق با چنین توالیای در هیچ شاهنامهای وجود ندارد و به نشانی برخی ابیات- البته با تفاوتهایی- در جاهای مختلف شاهنامه اشاره میکند، تا به دو بیت معروف میرسد.
او بیت «همه سر به سر تن به کشتن دهیم/ از آن به که کشور به دشمن دهیم» را از داستان کاموس کشانی میداند. با این اختلاف که در شاهنامه به جای واژه «کشور»، از «گیتی» استفاده شده است. سپس یادآور میشود که مصراع «چو ایران نباشد تن من مباد» بدین صورت در هیچ کجای شاهنامه نیامده است، بلکه این مصراع را باید شکل دگرگون شده بیتی از داستان رستم و سهراب دانست؛ آنجا که سهراب از هجیر نشانی پدر را میپرسد و هجیر از بیم آنکه مبادا رستم به دست این جوان دلاور کشته شود، نشانی او را نمیدهد، سپس اینگونه به خویشتن سخن میگوید:
چنین گفت موبد که مردن به نام
به از زنده دشمن بدو شادکام
اگر من شوم کشته بر دست اوی
نگردد سیهروز چون آب جوی
چو گودرز و هفتاد پور گزین
همه پهلوانان با آفرین
نباشد به ایران، تن من مباد
چنین دارم از موبدِ پاک یاد
که چون برکَنند از چمن بیخ سرو
سزد گر گیا را نبوید تذرو
خطیبی معتقد است، این ابیات حاصل تحریفی آگاهانه برای ایجاد شور ملی است که اولین بار در دهه 1320 زمانی که ایران در اشغال متفقین بود، منتشر شد. به اعتقاد او، اگر این دو بیت را به همین ترتیب در نظر بگیریم، در هیچکدام از نسخهها و چاپهای شاهنامه، متقدم یا متأخر، معتبر یا نامعتبر وجود ندارد.
چنین نیست که اول «چو ایران نباشد تن من مباد» بیاید، بعد «بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» بعد هم «اگر سر به سر تن به کشتن دهیم». اما این چهار مصراع چگونه ساخته شده است؟ درباره مصرعها که نگاه کنیم، میبینیم غیر از یک مصرع، سه مصرع دیگر سرودۀ فردوسی است و صاحبذوقی از دو جای مختلف، مصرعهایی را از «شاهنامه» انتخاب کرده و به این شکل پشتسر هم گذاشته و بعد در سراسر ایران پخش شده است. مصرع اول «چو ایران نباشد تن من مباد» سرودۀ فردوسی است منتها با کمی تغییر. این مصرع به صورتِ «نباشد به ایران تن من مباد» در داستان رستم و سهراب دیده میشود. مصرع دوم، یعنی «بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» در هیچ جای شاهنامه نیست و سروده شخصی است که این بیتها را به این شکل پشت سر هم قرار داده است.

این شاهنامهپژوه در مقاله خود که در مجله "بخارا" منتشر شد، شاعر مصرع دوم را حبیبالله نوبخت شیرازی، نمایندۀ مجلس معرفی میکند که بسیار ملیگرا بوده است. به گفته خطیبی؛ او شاعر بسیار خوشذوق و بااستعدادی بود و منظومهای به نام «پهلوینامه» داشت که شامل 100 هزار بیت است، از شاهنامه هم بیشتر و نسخۀ آن در کتابخانه ملی نگهداری میشود.
انتهای پیام/