به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، درک منطق حملات پیدرپی آمریکا به کشورهای گوناگون – از ویتنام و عراق گرفته تا ایران – بدون شناخت نظام پولی بینالمللی ممکن نیست. ایالات متحده با طراحی یک سازوکار جهانی، توانسته است «هزینههای جنگ» را به دوش سایر کشورها بیندازد و خود بدون آنکه دچار تورم مزمن یا کسری بودجه فلجکننده شود، به مداخلات نظامی بیپایان ادامه دهد.
این بستر ساختاری، پیشنیاز تحلیل هر جنگ فرامنطقهای آمریکا – از جمله تهاجم اخیر به ایران – به شمار میرود.
1. کنفرانس برتونوودز (1944): تولد هژمونی دلار
نقطه آغاز سلطه دلار بر اقتصاد جهانی، کنفرانس برتونوودز در پایان جنگ جهانی دوم بود. در این کنفرانس، 44 کشور گرد هم آمدند تا یک نظام مالی پایدار جهانی ایجاد کنند.


«جان مینارد کینز»، اقتصاددان برجسته بریتانیایی، طرحی برای ایجاد یک ارز بینالمللی فراملی به نام «بنکور» ارائه داد تا ثبات بیشتری به تجارت جهانی ببخشد. اما قدرت اقتصادی و سیاسیِ آن زمانِ آمریکا باعث شد تا پیشنهاد هری دکستر وایت – مبتنی بر محوریت دلار آمریکا – پذیرفته شود. بر اساس توافق نهایی:

از راست به چپ: جان مینیارد کینز و هری دکستر وایت
- ارزش ارزهای دنیا به دلار گره خورد.
- دولت آمریکا متعهد شد هر اونس طلا برابر با 35 دلار باشد (برای جلوگیری از چاپ بی رویه)
- کشورها میتوانستند دلارهای خود را در هر زمان به طلا تبدیل کنند.
-دو نهاد جدید صندوق بینالمللی پول (IMF) و بانک جهانی ایجاد شدند، که عملاً تحت سلطه آمریکا قرار گرفتند.
این توافق، انگلیس و سایر قدرتهای جهانی را در جایگاهی پایینتر نسبت به آمریکا قرار داد. وینستون چرچیل، نخستوزیر وقت انگلیس، در این باره ابراز نگرانی کرده بود که در آینده، حتی فرصتِ بودن در حدِ یکی از ایالتهای آمریکا را نیز نخواهند داشت. با این توافق، دلار عملاً به پشتوانه اصلی تجارت و داراییهای جهانی تبدیل شد و کشورها ذخایر اصلی خود را بهجای طلا، به صورت دلار نگهداری کردند.
2. وامدهی آمریکا به جهان بر پایه دلار
پس از پذیرش دلار به عنوان ارز پایه توسط جهان، آمریکا توانست با چاپ پول به کشورهای مختلف وام بدهد، صادرات خود را با همان دلار دریافت کند و هزینههای خارجیاش را بدون خروج طلا پرداخت نماید. بدین ترتیب، جهان به دلار وابسته شد و ایالات متحده عملاً با پول چاپی خود، اقتصاد جهانی را تأمین مالی کرد؛ مکانیسمی که نخستین گام در پیریزی «بستر مالی جنگهای بیپایان» به شمار میرود.
3. بحران طلا و فرارسیدن پایان سیستم برتونوودز
در دهه 1960، به دلیل هزینههای بالای جنگ ویتنام، افزایش هزینههای رفاهی و چاپ گسترده دلار برای گسترش اقتصاد، کشورهای مختلف متوجه شدند آمریکا بیش از میزان ذخایر طلای خود، دلار چاپ کرده است. فرانسه به رهبری «شارل دوگل»، انگلیس و چند کشور دیگر به تدریج دلارهای خود را به طلا تبدیل میکرد – اقدامی که ذخایر طلای آمریکا را به شدت کاهش داد. تا اوایل 1971، ذخایر طلای آمریکا از 20 هزار تن در 1949 به حدود 9 هزار تن کاهش یافته بود، در حالی که حجم دلارهای منتشر شده در خارج از آمریکا به بیش از 50 میلیارد دلار رسیده بود. دیگر هیچ نسبتی بین طلا و دلارهای خارجی وجود نداشت.
4. شوک نیکسون (قطع رابطه دلار و طلا)
در روز یکشنبه 15 اوت 1971، ریچارد نیکسون در یک سخنرانی تلویزیونی ناگهانی (که بعدها «شوک نیکسون» نام گرفت) اعلام کرد: آمریکا دیگر دلار را به طلا تبدیل نخواهد کرد. به این ترتیب، رابطه دلار و طلا قطع شد و نرخ ارزها شناور گردید. این تصمیم تبعات زیادی برای اقتصاد دنیا به همراه داشت: از جمله اینکه دلار بدون پشتوانه طلا شد و قدرت خرید دلار افت کرد اما دلار همچنان واحد اصلی تجارت باقی ماند، چون دنیا ذخایرش را به دلار نگهداری میکرد و جایگزین مناسبی وجود نداشت، در اینجا جهان وارد «عصر پولهای بدون پشتوانه» شد.

5. تلاش ناکام برای ایجاد ارز مشترک جهانی
پس از فروپاشی نظام برتونوودز، ایده ایجاد یک ارز مشترک جهانی از سوی برخی اقتصاددانان و سیاستمداران مطرح شد، اما این پیشنهاد هرگز به مرحله اجرا نرسید. دلیل اصلی، مخالفت قاطع آمریکا با واگذاری قدرت پولیاش بود. از سوی دیگر، اروپا و ژاپن در آن مقطع نه تجربه کافی و نه زیرساخت لازم برای معرفی جایگزینی برای دلار را داشتند. افزون بر این، ذخایر ارزی کشورهای جهان پیش از این به طور کامل دلاری شده بود. در چنین شرایطی، دلار همچنان فرمانروای بلامنازع تجارت جهانی باقی ماند.
جمعبندی
نظام برتونوودز، وابستگی جهان به دلار را نهادینه کرد. شوک نیکسون، دلار را از قید طلا آزاد ساخت – اما این آزادی به سود آمریکا تمام شد، نه به ضرر آن. چون جهان همچنان به دلار نیاز داشت و هیچ ارز جایگزینی در دسترس نبود. این «بستر ساختاری» به آمریکا اجازه داد تا هزینههای جنگهای بیپایان خود – از ویتنام تا عراق و حتی سناریوی تهاجم به ایران – را با چاپ پول و انتقال تورم به سایر کشورها تأمین کند. درک این مکانیسم، پیشنیاز هر تحلیل جدی درباره آینده سلطه دلار و امکان پایان آن است. در یادداشت های بعدی، خواهیم دید که چگونه سیستم «پترودلار» این سلطه را برای نیم قرن تثبیت کرد و اکنون چه عواملی آن را تهدید میکنند.
نویسنده: پوریا لوایی/کارشناس مسائل بینالملل
انتهای پیام/