به گزارش شامگاه دوشنبه خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، تحولات دنیای رسانه در سالهای اخیر نشان داده است که بسیاری از کشمکشهای فرهنگی دیگر در میدانهای آشکار رخ نمیدهد.
جنگ روایتها آرام و بیصدا در جریان است؛ جایی که واژهها، تصویرها و روایتها بهتدریج در ذهن مخاطبان رسوب میکنند و نگاه آنان به جهان را شکل میدهند. در چنین فضایی، فرهنگ و رسانه دیگر تنها ابزار انتقال پیام نیستند، بلکه به میدان رقابتی تبدیل شدهاند که در آن هویتهای ملی و فرهنگی دائماً بازتعریف میشوند.
قدرت رسانهها در این میدان از آن جهت اهمیت دارد که آنها قادرند واقعیت را نه فقط بازتاب دهند، بلکه آن را بازسازی کنند. هر روایت رسانهای میتواند برداشت جامعه از یک موضوع را تغییر دهد؛ از همین رو کشورها سالهاست که تلاش میکنند روایت فرهنگی خود را در سطح داخلی و حتی جهانی تقویت کنند.
زبان؛ سرمایهای فراتر از ارتباط
در میان مؤلفههای فرهنگی، زبان جایگاهی یگانه دارد. زبان صرفاً مجموعهای از واژهها نیست؛ حافظه تاریخی یک جامعه است. ادبیات، ضربالمثلها، متون کلاسیک و حتی شیوه بیان احساسات، همگی در بستر زبان شکل گرفتهاند و به همین دلیل، هر تغییری در وضعیت یک زبان میتواند بر ساختار فرهنگی جامعه نیز اثر بگذارد.
زبان فارسی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این زبان طی قرنها نهتنها ابزار ارتباط در ایران بوده، بلکه نقش مهمی در شکلگیری سنتهای ادبی و فکری در بخش بزرگی از منطقه ایفا کرده است.
نفوذ ادبیات فارسی در سرزمینهایی از آسیای مرکزی تا شبهقاره هند نشان میدهد که فارسی در مقاطعی از تاریخ، زبان مشترک یک حوزه تمدنی گسترده بوده است.چنین پیشینهای نشان میدهد که فارسی تنها یک زبان ملی نیست، بلکه بخشی از میراث فرهنگی مشترک در منطقه به شمار میآید.
اما همانگونه که تاریخ نشان داده، هیچ زبانی بدون حضور فعال در عرصههای جدید دوام نمیآورد. زبانها زمانی زنده میمانند که بتوانند با تحولات زمانه همراه شوند.
چالشهای زبان در عصر دیجیتال
رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی معادلات زبانی را بهشدت تغییر دادهاند. در فضای دیجیتال، سرعت ارتباط بالا و مرزهای فرهنگی کمرنگ شده است. این وضعیت از یک سو فرصتهایی برای گسترش زبانها ایجاد میکند، اما از سوی دیگر، آنها را در معرض رقابتی بیسابقه قرار میدهد.
در چنین محیطی، زبانهایی که در تولید محتوا، فناوری، آموزش و رسانه حضور فعال دارند، سریعتر گسترش مییابند. در مقابل، زبانهایی که نتوانند خود را با این زیستبوم جدید سازگار کنند، بهتدریج از برخی حوزهها کنار گذاشته میشوند.
این مسئله تنها به ایران محدود نیست؛ بسیاری از کشورها در سالهای اخیر برنامههای جدی برای تقویت زبان ملی خود در فضای دیجیتال و رسانهای تدوین کردهاند.
یکی از نشانههای این تغییر را میتوان در الگوهای زبانی شبکههای اجتماعی دید؛ جایی که ترکیب واژههای فارسی با واژگان بیگانه، کوتاهنویسیهای افراطی و تغییرات نوشتاری بهتدریج به بخشی از ارتباطات روزمره تبدیل شده است.
اگرچه این پدیده در همه زبانها مشاهده میشود، اما در صورت نبود سیاستهای فرهنگی و آموزشی مناسب میتواند در بلندمدت به تضعیف ساختار زبانی منجر شود.
نقش رسانه در حفظ پیوند فرهنگی
در این میان، رسانهها نقشی تعیینکننده دارند. آنها میتوانند میان گذشته فرهنگی یک جامعه و نسلهای جدید پلی ارتباطی ایجاد کنند. وقتی رسانهها بتوانند ادبیات، هنر و میراث فرهنگی را در قالبهای تازه و جذاب بازآفرینی کنند، این میراث از حالت نمادین خارج میشود و در زندگی روزمره جامعه حضور پیدا میکند.
در مقابل، اگر فضای رسانهای از تولید محتوای بومی خالی شود، بهطور طبیعی روایتهای وارداتی جای آن را پر خواهند کرد. این اتفاق الزاماً به معنای تقابل فرهنگی نیست، اما در بلندمدت میتواند باعث کمرنگ شدن عناصر هویتی در فضای عمومی شود.
ضرورت نگاه راهبردی به فرهنگ
فرهنگ برخلاف بسیاری از حوزهها، با تصمیمهای کوتاهمدت شکل نمیگیرد. سیاستهای فرهنگی معمولاً در بلندمدت نتیجه میدهند و به همین دلیل نیازمند نگاه راهبردی هستند. توجه به زبان، تقویت تولید محتوای فرهنگی، حمایت از آثار هنری اثرگذار و افزایش سواد رسانهای جامعه، مجموعه اقداماتی است که میتواند به تقویت پایداری فرهنگی کمک کند.
در نهایت، مسئله اصلی تنها حفظ یک زبان یا مجموعهای از سنتها نیست. آنچه اهمیت دارد، حفظ توان یک جامعه برای روایت خود است.ملتی که بتواند داستان خود را با زبانی زنده و رسانهای پویا روایت کند، نهتنها میراث فرهنگیاش را حفظ خواهد کرد، بلکه آن را به سرمایهای برای آینده تبدیل میکند.
انتهای پیام/7558