به گزارش شامگاه دوشنبه خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، در شمال جزیره کیش، جایی میان آفتاب، باد و رطوبت دریا، شهری خاموش مانده که با وجود فروریختن دیوارهایش، هنوز از زندگی حرف میزند.
حریره فقط یک محوطه باستانی نیست؛ ردّی است از روزگاری که در آن تجارت، دریا، صدف، قنات و معماری، کنار هم تصویری روشن از زیست مردمان خلیج فارس ساخته بودند. امروز هم اگر آرامتر قدم بگذاری، انگار از لابهلای سنگها و دیوارهای مانده، صدای رفتوآمد، مکث آب و زندهبودن گذشته را میشنوی.
حریره را نمیشود فقط دید؛ باید ایستاد، به باد گوش داد و به سکوتی که روی دیوارها نقش بسته، احترام گذاشت. اینجا در شمال جزیره کیش، تاریخ از جنس موزه و ویترین نیست؛محوطه باز، زیر آفتاب جنوب پهن شده و به بازدیدکننده یادآوری میکند که زندگی در این جزیره، قرنها پیش هم فقط به دریا خلاصه نمیشد.
این شهر باستانی که در محدودهای حدود 120 هکتار گسترده شده و با شماره ثبت 1886 در فهرست آثار ملی جای گرفته، از سده پنجم تا دهم هجری قمری روایتگر دورهای پررفتوآمد در جنوب ایران است؛ دورهای که کیش، فقط یک جزیره نبود، بلکه گرهی مهم در شبکه دادوستد خلیج فارس به شمار میآمد.
آنچه حریره را از بسیاری محوطههای تاریخی متمایز میکند، فقط قدمتش نیست، بلکه نحوه باقیماندنش است؛ انگار شهر، نه با فریاد، که با زمزمه خودش را حفظ کرده. در میان بقایای آن، خانه اعیانی با ساختار متفاوتش بیش از همه توجه را جلب میکند.
این بخش، با نشانههایی از معماری پیچیده و تزئیناتی که یادآور بناهای مهم دوره ایلخانی است، هنوز پرسشهایی را بیپاسخ گذاشته است. چاهها و کانالهایی که در دل آن دیده میشود، همچنان راز خود را کامل فاش نکردهاند و همین ابهام، به جای آنکه از جذابیتش کم کند، بر آن افزوده است.
پیوند مهم حریره با دریا
حریره از آن دست مکانهایی است که هرچه بیشتر نگاهش میکنی، بیشتر میفهمی هنوز همه چیز را نگفته است.در کنار این عمارت، حمام تاریخی حریره نیز تصویری روشن از نظم و زیست شهری در روزگار گذشته به دست میدهد.
بنایی حدود 500 مترمربع که بخشهای مختلفی مانند سربینه، گرمخانه و خزینههای کوچک و بزرگ را در خود داشته و نشان میدهد که اینجا فقط محل سکونت یا عبور نبوده، بلکه شهر، معنای زندگی جمعی داشته است.
در امتداد همین تصویر، مسجد تاریخی، کارگاه شیشهگری و قناتهای قدیمی نیز کنار هم قرار میگیرند تا روشن شود حریره نه یک استقرار پراکنده، بلکه بافتی شهری با کارکردهای گوناگون بوده؛ شهری که در آن صنعت، آیین، آب و معاش به هم گره خورده بودند.
یکی از نکتههای مهم درباره حریره، پیوند آن با دریاست. آثار بهجا مانده، از جمله تودههای صدف و گوشماهی در بخشهایی از محوطه، از فعالیتهای صیادی و بهویژه مرواریدگیری حکایت دارند؛ فعالیتی که در تاریخ اقتصادی خلیج فارس نقشی پررنگ داشته است. همین نشانهها باعث میشود بازدید از حریره فقط تماشای یک شهر ویرانشده نباشد، بلکه خواندن صفحهای از تاریخ باشد که در آن، دریا نان میداد، مسیر میساخت و هویت میداد.
روایت شکلگیری و رونق حریره نیز به تحولات بزرگتری در منطقه گره خورده است. پس از ویرانی بندر سیراف در 356 هجری قمری، بخشی از بازرگانان آن به کیش آمدند و همین جابهجایی، در کنار موقعیت دریایی جزیره، به شکوفایی این منطقه کمک کرد.از همین زاویه است که حریره را میتوان نه فقط یک شهر متروک، بلکه بخشی از حافظه اقتصادی و فرهنگی خلیج فارس دانست.
حافظهای که از رفتوآمد بازرگانان، صیادان، صنعتگران و ساکنانش ساخته شده بود. امروز، در بازدید از حریره، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، تضاد میان سکون و زندگی است. شهر خاموش است، اما بیجان نیست. دیوارها فرو ریختهاند، اما معنا باقی مانده. بازدیدکننده در میان آوارها حس نمیکند فقط یک اثر تاریخی را تماشا میکند، بلکه گویی وارد روایتی شده که هنوز پایان نیافته است.
حریره از آن مکانهایی است که تاریخ را نه در جملههای بزرگ، بلکه در جزئیات کوچک به یاد میآورد؛ در خط دیواری که هنوز پیداست، در حفرهای که زمانی کارکردی داشته، در صدفهایی که کنار ساحل جا ماندهاند و در حسی که میگوید زندگی، حتی وقتی شکلش عوض شود، از این سرزمین بیرون نمیرود.
انتهای پیام/7558