به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، بیست و ششمین سالگرد عید مقاومت و آزادسازی لبنان امسال در حالی فرا میرسد که این کشور به دنبال نبرد طوفان الاقصی تحولات زیاد و بیسابقهای را پشت سر گذاشت.
حزب الله که به عنوان اولین گروه مقاومتی در منطقه توانست در سال 2000 حماسه بزرگی رقم بزند و ارتش رژیم اشغالگر را که تحت حمایت قدرتهای بزرگ جهان و در رأس آنها آمریکا قرار داشت، با خفت از جنوب لبنان بیرون کرد و تبدیل به الگویی برای همه گروههای مقاومت و آزادیخواهان از جمله گروههای فلسطینی در مبارزه با اشغالگری شد، به دنبال پیوستن خود به نبرد طوفان الاقصی در چارچوب حمایت از غزه از 8 اکتبر 2023 فداکاریهای زیادی انجام داد.
بهای بزرگی که حزبالله برای دفاع از فلسطین و آزادگی داد
از این تاریخ تا 27 نوامبر 2024 که آتش بس شکننده میان لبنان و رژیم صهیونیستی برقرار شد و در سایه انفعال دولت لبنان، اشغالگران دائما آن را نقض میکردند، حزب الله کارنامه درخشانی در عملیاتهای خود برای حمایت از مردم فلسطین به ثبت رسانده و جبهه داخلی رژیم صهیونیستی را به شکل شبانه روزی زیر آتش مستقیم موشکها و پهپادهای خود قرار داد و برای اولین بار طعم آوارگی گسترده و طولانی را به صهیونیستها چشاند و وضعیت در جبهه شمالی فلسطین اشغالی از آن زمان هرگز عادی نشد.
شهادت سید حسن نصرالله بزرگترین نمونه فداکاریهایی است که مقاومت لبنان در مسیر حمایت از مظلومان انجام داد و خون سید مقاومت تبدیل به چراغ راه همه حامیان مقاومت و آزادگان جهان در مبارزه با ظلم و اشغالگری شد.
مقاومت چگونه ورق را در لبنان علیه صهیونیستها برگرداند؟
اما در این مقاله قصد داریم نگاه کوتاهی به دستاوردهای آزادسازی لبنان در سال 2000 توسط مقاومت و همچنین سیر تحولات در جبهه جنوب به ویژه در سطح درگیری با دشمن صهیونیستی طی 25 سال گذشته داشته باشیم.
صهیونیستها به دنبال اشغال فلسطین در سال 1948، در ادامه طمعورزیهای خود برای گسترش اشغالگریهایشان در زمینهای عربی ششم ژوئن 1982 به لبنان حملهور شدند و بیروت را محاصره کردند و از سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) به رهبری «یاسر عرفات» خواستند که خاک لبنان را ترک کند.
ارتش رژیم صهیونیستی در آن زمان با مشارکت 100هزار سرباز و 1100تانک و پوشش گسترده هوایی که دوبرابر نیروهای این رژیم در جنگ اکتبر1973 بود، با اشغال بخشهایی از لبنان از جمله بیروت ، جنگ نخست لبنان را رقم زد. در آن زمان هدف این اشغالگری نابودی گروههای مقاومت فلسطینی از جمله جنبش فتح و اخراج فلسطینیها و نیروهای سوری از لبنان اعلام شده بود . اما هدف اصلی این رژیم، روی کار آوردن یک رئیس جمهور مسیحی طرفدار اسرائیل در لبنان و کاستن از قدرت نظامی و سیاسی سوریه در صحنه آن کشور بود.
در شرایطی که بیش از نیمی از لبنان از جمله پایتخت این کشور در اشغال صهیونیستها قرار داشت و تمامی مبارزان ارشد جنبش آزادیبخش فلسطین از لبنان به تونس منتقل شدند تا از فلسطین و آرمان آن دور شوند، مقاومتی بر ضد اشغالگری در لبنان و فلسطین شکل گرفت که سالها بعد بیشترین ضربات را به پیکره رژیم صهیونیستی وارد کرد.
حزب الله اولین بار به طور رسمی بیانیهای نظامی در 6 ژانویه 1984 با امضای «مقاومت اسلامی» منتشر کرد. نیاز حزبالله به داشتن اهرمهای فشار سیاسی در صحنه داخلی که خود را برای تضعیف و کاستن از حجم مقاومت آماده میکرد، باعث شد که موجودیت مقاومت اسلامی را رسماً اعلام کند. با توجه به مراحل طی شده از 1982 تا 24 مه 2000، میتوان مبنای مقاومت حزبالله را در این دوره بر اساس توسعه و تکامل مبارزه مسلحانه با اشغالگران صهیونیستی تعریف کرد که مراحل آن از حملات شهادت طلبانه تا حملات چریکی و تکامل آن به شبیخونهای سنگین به مقرها و تجمعات نیروهای رژیم صهیونیستی بود.
بعد از یک دوره فشرده و طولانی از عملیاتهای کوبنده و حساب شده رزمندگان مقاومت به مواضع حساس و کلیدی اشغالگران در جنوب لبنان، رژیم صهیونیستی که در آن زمان تحت نخستوزیری ایهود باراک بود، مجبور شد از ژوئن 1999 عقبنشینی خود را از لبنان آغاز کند و این عقبنشینی نهایتا در 25 مه 2000 تکمیل شد که این روز در تقویم لبنان، «عید مقاومت و آزادسازی» نام گرفته است.
روند تحولات جبهه جنوب لبنان از زمان آزادسازی تا امروز
بعد از گذشت 18 سال از اشغالگری و تجاوزات اسرائیل، جنوب لبنان از شر این رژیم آزاد شد و لبنان تبدیل به اولین کشور عربی شد که نیروهای مقاومت توانستند آن را آزاد کنند.
اشغالگری اسرائیل در جنوب لبنان هزینه زیادی برای این رژیم داشت و تلفات جانی و مالی زیادی متحمل شد که همین مسئله باعث شد در مه 2000 بهشکل یکجانبه از جنوب لبنان عقبنشینی کند، اما مزارع شبعا و تپههای کفرشوبا همچنان در اشغال اسرائیلیها ماند و آنها از این مناطق عقبنشینی نکردند.
بعد از عقبنشینی ارتش اسرائیل از جنوب لبنان «تری رود لارسن» نماینده وقت دبیرکل سازمان ملل نقشهای با خود به جنوب لبنان آورد و خط آبی را در مرزهای لبنان و فلسطین اشغالی ترسیم کرد که البته این خط یک خط بینالمللی بهشمار نمیرود و دهها هکتار زمین کشاورزی میان آن تا مرز واقعی وجود دارد.
از سال 2000 تا 2006 حزبالله توانست قدرت نظامی و سازمانی خود را بهشکل قابلتوجهی توسعه بدهد، سپس در ماه جولای 2006 جنگ جدیدی بین ارتش اسرائیل و حزبالله اتفاق افتاد که نتیجه آن شکست اسرائیل بود و صهیونیستها مجبور شدند برای دومین بار با حالتی شکستخورده از جنوب لبنان خارج شوند.
در حالی که 33 روز از جنگ جولای 2006 گذشته بود اسرائیل بهرهبری «ایهود اولمرت» نخست وزیر اسبق این رژیم تصمیم گرفت جنگ را متوقف کند و نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان عقبنشینی کردند.
بعد از آن قطعنامه 1701 سازمان ملل متحد با هدف آتشبس میان لبنان و اسرائیل صادر شد و نیروهای بینالمللی موسوم به حافظ صلح سازمان ملل «یونیفل» در جنوب لبنان استقرار یافتند.
با گذشت 18 سال از صدور این قطعنامه اما رژیم صهیونیستی همواره آن را نقض کرده و به هیچ یک از مفاد این قطعنامه پایبند نبوده است.
در 8 اکتبر 2023 یعنی یک روز بعد از آغاز نبرد طوفان الاقصی توسط مقاومت فلسطین، حزبالله لبنان ورود خود به این نبرد را با هدف حمایت از غزه و دفاع از لبنان در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی اعلام کرد و جبهه جنوب لبنان علیه دشمن صهیونیستی باز شد که مستلزم فداکاریهای زیاد مقاومت لبنان بود و ضربات بزرگی به جبهه داخلی اشغالگران وارد ساخت.
از 27 نوامبر 2024 آتش بس میان لبنان و رژیم صهیونیستی به دنبال تشدید عملیاتهای حزبالله در عمق فلسطین اشغالی و درخواست اسرائیل از آمریکا جهت متقاعد کردن لبنانیها به پایان جنگ برقرار شد.
این آتش بس در سایه ادامه تجاوزگری صهیونیستها به ویژه با توجه به تحولات سیاسی رخ داده در لبنان و انفعال دولت جدید این کشور، وضعیت کاملا شکنندهای داشت اما حزبالله برای جلوگیری از تنش داخلی در لبنان، به «صبر راهبردی» متوسل شد و اجازه داد دولت لبنان شانس خود را برای مهار تجاوزات اسرائیل از راهکارهای دیپلماتیک امتحان کند که نتیجهای نداشت و تنها صهیونیستها را گستاختر کرد.
در تاریخ 2 مارس 2026 در پی جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی بر اساس محاسبات غلط خود علیه ایران به راه انداختند و با پاسخ کوبنده ایران، تبدیل به یک جنگ منطقهای تمام عیار شد، حزبالله رسما ورود خود به این نبرد در کنار ایران و کل محور مقاومت را اعلام کرد.
از آن روز به بعد و درحالی که حتی برخی از حامیان مقاومت هم تصور میکردند مقاومت لبنان بعد از تحولات طوفان الاقصی و به ویژه شهادت سید حسن نصرالله در انزوا قرار گرفته و قدرت آن کاهش یافته است، حزبالله هر روز غافلگیریهای جدیدی به نمایش میگذارد و روزی نیست که خبر هلاکت و زخمی شدن شماری از نظامیان صهیونیست در حملات حزبالله، علیرغم سانسور نظامی شدید این رژیم منتشر نشود.
دستاوردهای حزبالله در اخراج اشغالگران از جنوب لبنان
فروپاشی اسطوره «ارتش شکست ناپذیر»: هنوز بعد از گذشت 26 سال، فرماندهان و سران وقت رژیم صهیونیستی که تصمیم عقب نشینی را اتخاذ کردند از آن به عنوان یک شکست بزرگ و ناامید کننده یاد میکنند.
اما این شکست برای ارتش رژیم صهیونیستی، یک پیروزی بزرگ برای حزب الله لبنان به صورت خاص و محور مقاومت در منطقه به صورت عام بوده است؛ چرا که مهمترین دستاورد آن علاوه بر عقب راندن صهیونیستها از اراضی یک کشور عربی که در نوع خود بی سابقه بود، شکستن اسطورهای به نام ارتش شکست ناپذیر رژیم صهیونیستی به شمار میرود؛ تصویری که صهیونیستها با استفاده از ابزارهای رسانهای خود به خوبی آن را به خورد افکار عمومی در جهان به ویژه در جهان عرب داده بودند تا توان هر گونه مقابلهای را با نظامیان خود از بین ببرند.
تغییر قواعد درگیری و توازن قوا: بعد از فرار صهیونیستها از جنوب لبنان، قوانین درگیری در منطقه میان محور مقاومت و رژیم صهیونیستی و به صورت کلی توازن قوا تغییر کرد. دیگر دست برتر با صهیونیستها نبود. حزب الله لبنان بعد از این پیروزی، از لاک دفاعی خود بیرون آمده و وارد فاز هجومی و تهدید شد و تجسم عملی آن را در نبرد حمایت از غزه و نبرد کنونی با دشمن صهیونیستی دیدیم.
پیروزی گزینه مقاومت در برابر مذاکره: حزب الله لبنان این دستاورد نظامی خود را بدون کوچکترین گفتگو و مذاکرهای با دشمن صهیونیستی محقق کرد؛ مسأله ای که سران سازشکار جهان عرب و فلسطین و کسانی که همواره دم از مذاکره با دشمن میزنند باید به آن توجه کنند.
ثمرات آزادسازی لبنان برای فلسطین؛ از انتفاضه الاقصی تا طوفان الاقصی
شاید یکی از مهمترین ثمرات زودهنگام پیروزی مقاومت لبنان در سال 2000 میلادی مقابل دشمن اشغالگر٬ ظهور «انتفاضه اقصی» (انتفاضه دوم فلسطینیان) بود که بیش از 5 سال ادامه داشت و در این مدت فلسطینیها وارد عمق مقابله و جنگ با دشمن صهیونیستی شدند تا اینکه شکست خفتبار جنگ 2005 غزه را به اشغالگران تحمیل کردند.
این اتفاق به نیروهای مقاومت اجازه داد تا ساختار نظامی و انسانی خود را که یک تهدید استراتژیک برای دشمن محسوب میشد، تقویت کنند. روحیه تکثیر الگوی حزبالله در میان گروههای مقاومت فلسطین به جایی رسید که از آن زمان فلسطینیان با جرأت بیشتری در برابر دشمن ایستادند و طی 3 جنگ قبلی غزه در سال 2008 و 2012 و 2014 شاهد روند پیشرفت نظامی به ویژه صنعت موشکی فلسطینیها بودیم.
نبرد 12 روزه شمشیر قدس در مه 2021 هم محصول همین الگوگیری مقاومت فلسطین از مقاومت لبنان بود که در آن گروههای فلسطینی با تکیه بر توان داخلی و رزمندگان خود برای نخستینبار تصمیمگیرنده جنگ بودند و در نهایت خودشان سرنوشت آن را رقم زدند.
معکوس کردن بازدارندگی، توسعه حمایت نظامی مقاومت به کل فلسطین، به کارگیری سلاحهای جدید و تثبیت آنها در جنگ، اثبات شکست مذاکره و عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی، تثبیت نقش منطقهای و بینالمللی مقاومت فلسطین، انتقال از فاز دفاعی به هجومی و از همه مهمتر وحدت بیسابقه فلسطینیان در سراسر این سرزمین و حتی اراضی 1948 و فلسطینیهای آواره در کشورهای دیگر، از جمله مهمترین دستاوردهای مقاومت فلسطین در این جنگ بود که دشمن را وادار به عقبنشینی و قبول آتش بس کرد.
اما برجسته ترین ثمره الگوگیری فلسطینیها از حزبالله چیزی است که در عملیات تاریخی طوفان الاقصی در 7 اکتبر 2023 دیدیم؛ عملیاتی که محافل صهیونیستی آن را طوفان در پایههای اسرائیل توصیف میکنند.
طوفان الاقصی ضربه بزرگی به دکترین امنیتی رژیم صهیونیستی بود و محافل صهیونیستی بارها به این نکته اذعان کردهاند؛ زیرا جامعه اطلاعاتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی متشکل از شاباک، موساد و سرویس اطلاعات نظامی آن قدرتمندترین سیستم اطلاعاتی در منطقه به شمار میروند و علاوه بر آن سرویسهای جاسوسی اسرائیل توسط بزرگترین سیستمهای جاسوسی دنیا به ویژه سیا حمایت میشوند و از به روزترین فناوریهای هوش مصنوعی هم در خدمت اهداف جاسوسی برخوردارند، اما با این حال نتوانستند عملیات مقاومت فلسطین را پیشبینی کنند.
رژیم صهیونیستی که به لطف حمایتهای آمریکا و غرب پیشرفتهترین تجهیزات اطلاعاتی و نظامی را در اختیار دارد نتوانست حمله 7 اکتبر حماس را دفع کند و به رزمندگان فلسطینی اجازه داد نقشه تهاجمی خود را با کارایی بالا اجرا کنند؛ تا جایی که ژنرالهای ارتش رژیم صهیونیستی، عملیات طوفان الاقصی را بهترین حمله کماندویی در تاریخ توصیف کردند.
طوفان الاقصی این معادله را تثبیت کرد که مقاومت فلسطین هرگز از بین نمیرود و همه دیدند که مردم غزه با وجود تحمل بدترین مصیبتها و رنجهای انسانی از حمایت از مقاومت دست نکشیدند.
اما حضور تاریخی جبهههای مقاومت برای حمایت از غزه در این نبرد، از جمله رویدادهای قابل توجه طوفان الاقصی است. حزب الله به عنوان اولین جبههای که از محور مقاومت به نبرد طوفان الاقصی پیوست با وجود دادن بهایی بسیار سنگین و در راس آن شهادت سید حسن نصرالله از حمایت غزه دست نکشید. مقاومت عراق هم با وجود فشارهای داخلی و خارجی شدیدی که روی آن وجود داشت اما در جبهه حمایت از غزه باقی ماند.
در این بین یمنیها هم تا آخرین لحظه و با وجود همه تجاوزات ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی کنار مردم فلسطین ماندند و از عملیاتهای نظامی خود و محاصره دریایی رژیم اشغالگر دست برنداشته و با معادلات جدید خود در محاصره هوایی علیه این رژیم و انجام حملات مستمر به عمق جبهه داخلی اشغالگران از جمله تلآویو، تبدیل به کابوس بزرگی برای صهیونیستها شدند.
اما عملیاتهای تاریخی «وعده صادق» که جمهوری اسلامی ایران در جریان نبرد طوفان الاقصی علیه رژیم صهیونیستی انجام داد و بزرگترین حملات به این رژیم از زمان اشغالگری آن در فلسطین بود، هرگز از حافظه جهانیان پاک نخواهد شد و به این ترتیب معادله وحدت عرصههای مقاومت در منطقه برای نخستین بار، عملا تثبیت شد.
حزبالله در نبرد «العصف المأکول»؛ غافلگیری بزرگ برای دشمن
همانطور که گفته شد بعد از تحولات مربوط به نبرد طوفان الاقصی و ضربات سختی که به حزبالله در جریان حمایت از غزه وارد شده و بارزترین آنها شهادت سید حسن نصرالله بود، علاوه بر دشمنان، حتی تصور برخی دوستان مقاومت هم بر این بود که دوره طلایی حزبالله به سر آمده و قدرت نظامی آن به شکل قابل توجهی کاهش یافته است.
اما حزبالله با آغاز نبرد «العصف المأکول» در دوم مارس 2026 در کنار ایران علیه صهیونیستها، همه را غافلگیر کرد و بار دیگر ثابت کرد که همچنان از قدرت عظیمی برای تحمیل معادلات خود به دشمن دارد و سکوت 15 ماهه آن مقابل نقض آتشبس توسط اشغالگران، صرفا یک استراتژی و فرصتی برای بازیابی توانمندیهای خود بوده است.
از جمله مهمترین دستاوردهای حزبالله در این نبرد، وارد کردن ضربه پیشدستانه به رژیم صهیونیستی و ناکام گذاشتن نقشه این رژیم در غافلگیر کردن حزبالله همزمان با جنگ علیه ایران بود. در واقع حزبالله یک معادله معکوس را انجام داد و با به دست گرفتن ابتکار عمل، قبل از اینکه خودش غافلگیر شود، دشمن را غافلگیر کرد و محاسبات بعدی آن را به هم ریخت. این چیزی است که خود صهیونیستها به آن اذعان میکنند.
از طرف دیگر حزبالله توهم پیروزی اسرائیل در جبهه لبنان را به شکل قابل توجهی نابود کرد. همچنین صهیونیستها که در طول آتشبس شکننده به همراه آمریکا و با استفاده از انفعال دولت لبنان تلاش زیادی برای خلع سلاح حزبالله انجام داده و تصور میکردند فاصله زیادی تا تحقق این هدف ندارند، در جریان نبرد اخیر با حزبالله که همچنان ادامه دارند، مجبور شدند اعتراف کنند خلع سلاح حزبالله هدفی دور از دسترس است.
مقاومت اسلامی لبنان همچنین با تحمیل معادلات نظامی خود به دشمن صهیونیستی، به اشغالگران فهماند که اشغالگری در لبنان برای آنها تفریح نیست و هزینه سنگینی دارد. همچنین صهیونیستها متوجه شدند اشغالگری در لبنان نه تنها امنیت جبهه شمالی فلسطین اشغالی و شهرکنشینان در آنجا را تضمین نمیکند، بلکه تبدیل به عاملی برای ادامه عملیاتهای حزبالله و ناامنی دائمی جبهه شمال است.
علاوه بر آن ضربات سنگینی که هر روز نظامیان صهیونیست در جنوب لبنان دریافت میکنند و دائما در کمینهای مرگبار حزبالله گرفتار میشوند، صراحتا بیانگر آن است که اشغالگری در جنوب لبنان یعنی مرگ تعداد بیشتری از نیروهای ارتش اسرائیل.
حزبالله در این نبرد همچنین علاوه بر اینکه بار دیگر جنگ را به جبهه داخلی اسرائیل کشاند، مقامات و نهادهای نظامی و سیاسی این رژیم را هم به جان یکدیگر انداخت؛ به طوری که طبق گزارشهای منابع عبری نهاد سیاسی و نظامی اسرائیل در نحوه مقابله با حزبالله اختلاف نظر شدیدی دارند و هرکدام سعی میکنند مسئولیت شکست راهبرد این رژیم در برابر حزبالله را به گردن یکدیگر بیندازند.
مقاومت اسلامی لبنان همچنین با حضور در این نبرد کنار ایران بار دیگر جایگاه اصلی خود در معادلات منطقهای را به نمایش گذاشت. حزبالله همچنین بار دیگر اعتماد و اطمینان خاطر را به دوستان و حامیان خود درباره قدرت این جنبش بازگرداند و توانست خود را به عنوان یک بازیگر غیرقابل چشمپوشی در معادلات آینده منطقه مطرح کند.
همچنین معادلهای که حزبالله در این نبرد تثبیت کرد، یک معادله جدید را به وجود آورد با این مضمون که هیچ توافقی نمیتواند بدون در نظر گرفتن موضع حزبالله و جایگاه لبنان در منطقه انجام شود. اینکه ایران در مذاکرات اسلامآباد بر تعهد خود به حزبالله تاکید نموده و هر توافقی با آمریکا را مشروط به توقف جنگ در جبهه لبنان میکند، بیانگر جایگاه مهم حزبالله در توازن منطقهای است و همه مجبورند این واقعیت را بپذیرند.
در نهایت حزبالله که 26 سال قبل بزرگترین حماسه مقاومت را ضد اشغالگران رقم زد و زمینهساز ایجاد معادلات موفق در روند مبارزه با صهیونیستها چه در جبهه لبنان و چه فلسطین و چه سایر عرصهها شد، امروز حتی بعد از فداکاریهای فراوان و دادن بهای زیاد در این مسیر، تبدیل به کابوس بزرگی برای رژیم اشغالگر اسرائیل شده و این رژیم تا زمانی که خودش نابود شود، از این کابوس نجات نخواهد یافت.
انتهای پیام/