«محمود واعظی» رئیس دفتر رئیس جمهور دولت دوازدهم و قائممقام حزب اعتدال و توسعه در گفتگوی تصویری با خبرگزاری تسنیم، در پاسخ به این سؤال که چه عواملی باعث ایجاد اشتباه و خطای محاسباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ رمضان شد گفت: طراحی «جنگ رمضان» را میتوان جمعبندی همه اقداماتی دانست که برخی کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی طی 48 سال گذشته علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال کردهاند. رژیم صهیونیستی از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون هیچگاه از کینهتوزی و دشمنی خود نسبت به نظام اسلامی، رهبران و مسئولان ایران دست نکشیده است و چکیده همه آن برنامهها و اقدامات، در طراحی جنگ رمضان متبلور شد.
وی ادامه داد: جنگ رمضان جنگی بود که طراحان نظامی رژیم صهیونیستی، پس از محاسبات گسترده روی کاغذ به این نتیجه رسیده بودند که بهترین فرصت برای تحقق دو هدف اساسی فراهم شده است. هدف نخست، تغییر نظام جمهوری اسلامی و در نهایت تجزیه ایران به چند کشور بود. آنان به این جمعبندی رسیده بودند که به تنهایی قادر به مقابله با ایران نیستند، اما اگر تمام ظرفیتهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و پشتیبانی آمریکا را پشت این جنگ قرار دهند، میتوانند به اهداف خود دست یابند. بر همین اساس، این جنگ طراحی و آغاز شد.
.
واعظی اظهار داشت: دلیل اصلی این که آنها به اهداف خود نرسیدند این بود که بسیاری از محاسبات آنان از اساس اشتباه بود. نخستین خطای محاسباتی آنان به برداشت نادرست از افکار عمومی ایران بازمیگشت. بر اساس برخی نظرسنجیهای سالهای گذشته، نارضایتیهایی در جامعه مشاهده میشد، موضوعی که در همه کشورها، کم یا زیاد وجود دارد. آنان افزایش برخی نارضایتیها یا کاهش مشارکت در برخی انتخابات را به معنای مخالفت مردم با اصل نظام تلقی کردند و تصور کردند میتوانند از بیرون بر این وضعیت اثر گذاشته و برای آن برنامهریزی کنند. این نخستین اشتباه بزرگ آنان بود؛ زیرا مردم ایران را به درستی نشناخته بودند.
قائممقام حزب اعتدال و توسعه دومین خطای محاسباتی آنان را چنین عنوان کرد: آنها تصور میکردند با شهادت رهبر انقلاب، رشته اتصال و انسجام نظام از هم گسسته می شود و به قول معروف نخ تسبیح پاره میشود و ساختار جمهوری اسلامی فرو میپاشد. همچنین فکر میکردند با هدف قرار دادن فرماندهان و به شهادت رساندن آنان توان عملیاتی و نظامی کشور از بین خواهد رفت. اما هیچیک از این محاسبات درست از آب درنیامد.
رئیس دفتر رئیس جمهور دولت دوازدهم تأکید کرد: مردم ایران پای ایران و پای نظام خود ایستادند. وقتی جنگ شروع شد و رهبر معظم انقلاب به شهادت رسید، هیچکس از مردم درخواست نکرد که به خیابانها، میدانها یا مراکز خاصی بیایند. آنچه رخ داد، یک حرکت کاملاً خودجوش بود؛ عدهای به خیابانها آمدند، عدهای به مساجد رفتند و عده ای در میدانها حضور یافتند. نکته مهم این است که این حضور صرفاً محدود به یک یا چند روز نبود. الآن نزدیک به 88 روز است که این حضور و همراهی ادامه دارد. ممکن است بعضی بگویند این حضور برای بزرگداشت رهبر شهید تا روز هفتم شهادتشان بود یا تا روز چهلم را برای حمایت از رزمندگان و مدافعان کشور تفسیر کنند، اما استمرار این حضور تا امروز که 88 روز می گذرد، معنای عمیقتری دارد.
.
وی گفت: واقعیت این است که نهتنها آمریکا و رژیم صهیونیستی مردم ایران را نشناختند، بلکه به نظر میرسد بسیاری از مسئولان داخلی هم هنوز شناخت کاملی از این مردم، ظرفیتها و میزان پایبندی آنان به کشور و آرمانهایشان ندارند. این جنگ نشان داد که مردم ایران، فارغ از تفاوتها و دیدگاههای مختلف، در بزنگاههای حساس همه خودی هستند. دلیل آن هم روشن است؛ با وجود همه دشمنیها و فشارهایی که علیه کشور صورت گرفت، مردم در برابر آن ایستادگی کردند.
واعظی تصریح کرد: نباید تصور کنیم که فقط کسانی که به میدان آمدند یا در تجمعات حضور داشتند، خودی محسوب میشوند. یکی از مهمترین جلوههای این همبستگی ملی در رفتار عمومی مردم دیده شد. با آغاز جنگ، هیچ فروشگاهی با هجوم مردم مواجه نشد. این موضوع نشان میدهد که خانوادههای ایرانی با درک شرایط، همکاری کردند تا در هیچ نقطهای از کشور احساس کمبود و بحران به وجود نیاید. اگر در چنین شرایطی اختلالی در تأمین کالاها ایجاد میشد، میتوانست به ابزاری برای سوءاستفاده و تبلیغات دشمن تبدیل شود.
قائممقام حزب اعتدال و توسعه با بیان اینکه در تهران بسیاری از زیرساختها و مخازن سوخت هدف قرار گرفت، گفت: اما مردم ما با صبوری شرایط را مدیریت کردند. بسیاری حاضر شدند با دریافت مقدار محدود سوخت در صف بمانند و در عین حال گلایه و نارضایتی نشان نداند. دولت هم وظایف خود را انجام داد و باید از تلاشهای صورتگرفته قدردانی کرد، اما موفقیت در مدیریت چنین شرایطی تنها با همکاری مردم امکانپذیر است. اگر مردم همان رفتاری را که در بعضی کشورهای اروپایی در دوران کرونا مشاهده شد، در پیش میگرفتند و به فروشگاهها هجوم میبردند، مدیریت شرایط برای دولت خیلی دشوارتر میشد. از این رو مهمترین نکته آن است که قدر این مردم را بدانیم و با اتخاذ سیاستهای درست، سطح رضایت عمومی را افزایش دهیم و اجازه ندهیم همه چیز به شرایط قبل از 9 اسفند برگردد.
واعظی تأکید کرد: این نکتهای بود که بسیاری از دلسوزان کشور پس از جنگ 12روزه هم مطرح کردند، اما به هر حال آن فرصت از بیم رفت. الآن هم فرصت ارزشمندی پیش روی کشور است. فرصتی که میتوان از آن برای توسعه اقتصادی، حل مشکلات خارجی و افزایش رضایت عمومی استفاده کرد.
وی با بیان اینکه اگر بتوانیم برخی نیازهای اساسی مردم را برطرف کنیم و شرایط زندگی مردم را بهبود ببخشیم، بخش مهمی از مطالبات جامعه پاسخ داده خواهد شد گفت: واقعیت این است که مردم درخواستهای غیرمعقول و دور از دسترسی ندارند و رسیدگی به این مطالبات، وظیفه مسئولان و حاکمیت است. اگر این همبستگی ملی و روحیه حمایت و همراهی مردم بعد از پایان جنگ هم ادامه پیدا کند و در مقابل، دولت و حاکمیت هم برای اصلاح بعضی سیاستهای نادرست و پاسخگویی به مطالبات عمومی گامهای مؤثر بردارد، ما در آینده یک ایران دیگر خواهیم داشت و من معتقدم که در صورت تداوم این مسیر ایران آینده میتواند ایرانی متفاوت، قویتر و موفقتر از امروز باشد.
رئیس دفتر رئیس جمهور دولت دوازدهم در ادامه در پاسخ به این سؤال که چرا غرب و آمریکا تا این اندازه نسبت به نقش ایران در تنگه هرمز حساس هستند و اهمیت واقعی تنگه هرمز در نظم جهانی چیست؟ گفت: تنگه هرمز از گذشته هم یکی از مهمترین و استراتژیکترین گذرگاههای جهان بوده است و همه کشورها از اهمیت آن آگاه بودند. با این حال، این جنگ باعث شد اهمیت تنگه هرمز برای افکار عمومی جهان و همچنین دولتمردان کشورهای مختلف بیشتر از گذشته روشن شود.
.
واعظی تصریح کرد: اگر دشمنان ایران توانایی آن را داشتند که این اهرم راهبردی را از جمهوری اسلامی بگیرند در همین 90 روز گذشته از تمام ظرفیت خود برای این کار استفاده میکردند. واقعیت این است که ما از نظر توان نظامی، قدرتی فراتر از آمریکا یا رژیم صهیونیستی در منطقه نداریم، اما با وجود همه امکانات و ظرفیتهایی که آنان در اختیار داشتند، نتوانستند به اهداف خود برسند و در نهایت به میز مذاکره برگشتند. این موضوع نشان میدهد که جایگاه و قدرت ایران در تنگه هرمز همچنان پابرجا خواهد ماند.
وی اظهار داشت: نکته دوم به موضوع تضمینها در مذاکرات بازمیگردد. همیشه گفتهام که بزرگترین تضمین امروز وجود جمهوری اسلامی ایران و موقعیت راهبردی تنگه هرمز است. هر وقت دشمن بخواهد از تعهدات و توافقات خود تخطی کند، ایران هم ابزارها و ظرفیتهای متناسب با آن را در اختیار دارد. به همین دلیل، قدرت ملی ایران، توان دفاعی کشور و ظرفیتهای راهبردی آن، خود نوعی تضمین مؤثر به شمار میآیند. من معتقدم پس از این جنگ، دشمنان ایران ناچارند با رویکردی متفاوت به جمهوری اسلامی نگاه کنند. ایرانِ پس از جنگ، ایرانِ قدرتمندتری است و همین قدرت، مهمترین تضمین برای حفظ منافع و امنیت ملی کشور محسوب میشود.
قائممقام حزب اعتدال و توسعه گفت: واقعیت این است که آغازکنندگان جنگ به هیچیک از اهداف اصلی خود نرسیدند. نه نظام سیاسی ایران تغییر کرد، نه کشور تجزیه شد، نه توان موشکی از بین رفت و نه دانش هستهای و حق غنیسازی کشور از میان رفت. هنگامی که هیچیک از اهداف اعلامشده یا طراحیشده محقق نشد طبیعی است که می توانیم بگوییم آنها شکست خوردند. بعضی افراد تلاش میکنند این واقعیت را طور دیگری تفسیر کنند، اما به باور من، جمهوری اسلامی ایران با وجود خسارتها و هزینههای سنگینی که متحمل شد، توانست با حفظ مؤلفههای اصلی قدرت خود از این جنگ عبور کند. از این رو میشود گفت ما پیروزمندانه از این جنگ بیرون آمدیم.
.
واعظی در پایان خاطر نشان کرد: معتقدم که در مذاکرات هم دست برتر را داریم و مهم است که بتوانیم از ظرفیتهای ایجادشده بهره بگیریم و به گونهای مذاکره کنیم که بتوانیم هر آنچه به دست آوردیم تثبیت کنیم.
انتهای پیام/