کیان عبداللهی سردبیر خبرگزاری تسنیم در یادداشتی به بررسی موضوع انتقال پیامهای اخیر بین ایران و آمریکا پرداخته است.
متن این یادداشت بهشرح زیر است:
اخبار موجود میگوید: تبادل پیامها میان ایران و آمریکا درباره متن تفاهمنامه احتمالی همچنان ادامه دارد و دو طرف بهصورت متناوب اصلاحیههایی را مطرح میکنند، تا این لحظه هیچ تفاهمی نهایی نشده است و احتمال منتفی شدن هرگونه تفاهم نیز قاعدتاً وجود دارد،
اما درباره مسئلهای که پیشِروست، و لازمههای منازعه نظامی یا دیپلماتیک با آمریکا میتوان نکاتی را بهنحو ذیل گفت:
1 ـ تجربه برجام و یک هشدار جدّی
از ابتدای شکلگیری مذاکرات پس از آتشبس، نگرانیهای عمومی درباره مذاکره با آمریکا وجود دارد؛ این نگرانی طبیعی و ضروری است و آن را باید بهرسمیت شناخت و از آن استقبال هم کرد. این نگرانی از دو جهت نشئت میگیرد؛ نخست: شناخت ماهیت آمریکاست که به هیچ چارچوب اخلاقی و سیاسی و... پایبند نیست؛ و دوم: تجربیات منفی که از مناسبات اینچنینی با آمریکا وجود دارد. از تجربهٔ برجام که حتی میتوان جنگ فعلی را یکی از تبعات پسینی آن دانست و دو تجربهٔ پیشین که در حین مذاکره، با تجاوز نظامی آمریکا مواجه شدیم.
در نظر گرفتن این تجربه، شرط بسیار مهمی است که باید بر همه تلاشها سایه بیندازد
لذا بهنظر میرسد که اصل در مواجهه با آمریکا، عدم تفاهم و مذاکره است و اگر تفاهمی شکل بگیرد باید نکات و چارچوبهای بسیار محکمی در آن در نظر گرفته شود.
برجام موزه عبرت بزرگی است و یکی از مهمترین عوامل خسارت محض برجام، نگاه رمانتیک به سیاست خارجی بود که تصور میکرد مسائل با آمریکا از طریق گفتگوها حل خواهد شد! حال آنکه اینطور نبود.
2 ـ استراتژی درست: عدمتوافق بهتر از توافق بد
بدترین بخش تجربهٔ برجام، استراتژی غلط آن است که میگفت «هر توافقی بهتر از عدمتوافق است»؛ این گزاره که برگرفته از همان اندیشهٔ غلط بود، ضربهای جدی به کشور وارد میکرد.
استراتژی صحیح آن است که مطمئن باشیم توافق یا تفاهمنکردن بسیار بهتر از توافق تفاهمی است که مؤلفههای قدرت شما را از میان بردارد و دست طرف مقابل را برای ادامه یا تشدید فشار باز بگذارد.
3 ـ زمان، الآن بازیگر نقشاول است
نقلقول مشهوری منتسب به ناپلئون وجود دارد که میگوید؛ «میتوان فضا را به دست آورد، امّا زمان را هرگز!»
یکی از بدترین نقاط ضعف برجام همین بود؛ بهتعبیر ریچارد نفیو، زمانی که ساعت بهضرر آمریکا کار میکرد، آنها تصمیم گرفتند با جعل چارچوبی بهنام «زمان گریز» و متأسفانه پذیرش ضمنی تیم ایرانی در مذاکرات، ساعت شنی را بهسود خود برگردانند.
در وضعیتی که اکنون شکل گرفته است، مسدود بودن تنگه هرمز فشار اقتصادی مهمی را به آمریکا و متحدانش وارد میکند و به یک اهرم قدرت برای ایران تبدیل شده است؛ از سوی دیگر، برآوردهای اطلاعاتی و تاکتیکها و آمادگیهای پیشین آمریکاییها و وضعیت مهماتشان نیز کفاف پیروزی بر ایران را نداد،
ایران هم البته میتواند از زمان برای تقویت توان دفاعی خود استفاده میکند اما آمریکاییها تلاش میکنند که زمان را بهسود خود مدیریت کنند؛ بهنحوی که با تفاهمنامه احتمالی، اهرم زمان را بهنوعی تنظیم کنند که فشار بر ایران بیش از فشار بر آمریکاییها باشد،
بنابراین، با علم بر اینکه تفاهمنامه احتمالی قرار نیست که مسئلهای را بهصورت مبنایی حل کند، پرسش کلیدی بهروی این محور قرار میگیرد؛ آیا میتوان زمان را مدیریت کرد یا خیر؟ اگر آمریکا بخواهد ماجرا را بهنحوی ساماندهی کند که فشار انسداد تنگه هرمز را از روی خود بردارد و فشار را بهروی ایران نگاه دارد و سپس با فراغبال بیشتری به جنگ بازگردد، حتماً توافق نکردن باز هم بهتر از هرگونه توافقی است،
شیطان در جزئیات است و مدیریت زمان رکن اساسی کار است.
انتهای پیام/+