به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، دسامبر 1971 بود که آخرین سربازان انگلیسی خلیج فارس را در نتیجه چرخش در سیاست خارجی لندن ترک کردند. تنها یک روز پس از این خروج تاریخی، حکومت بحرین کلید پایگاه نیروی دریایی «اچاماس الجفیر» (HMS Juffair) را تقدیم آمریکا کرد. این توافق که در سکوت خبری و به دور از چشم ملت بحرین و منطقه انجام شد، یک قرارداد اجاره ساده یک پایگاه نظامی نبود؛ چرا که برای نخستین بار، پای نیروی دریایی آمریکا به خلیج فارس باز شد و بحرین رسماً به نخستین کشوری مبدل شد که مسبب ورود نظامیان آمریکایی به این منطقه شد.

این توافق، سنگ بنای تمام ماجراجوییهای بعدی آمریکا بود. پایگاهی که در ابتدا یک ایستگاه لجستیکی کوچک بود، طی پنج دهه به بزرگترین و راهبردیترین مقر فرماندهی نیروی دریایی آمریکا در غرب آسیا تبدیل شد. این مقر در حقیقت قلب تپنده ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست.

اما این تمام ماجرا نیست. در کنار این پایگاه دریایی، «پایگاه هوایی شیخ عیسی» نیز به سکوی پرواز جنگندهها و بمبافکنهای آمریکایی تبدیل شده است. این دو پایگاه در کنار یکدیگر، شبکهای نظامی را تشکیل میدهند که پایتخت بحرین، منامه، را به یک «پادگان-شهر» تمامعیار بدل کرده است؛ مجموعهای که امنیت آن نه در دست حاکمان بحرین، که در قبضه فرماندهان پنتاگون است.

سران کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در خلال جنگ رمضان بارها در بیانیههای رسمی اعلام کردند که قلمرو آنها برای عملیات علیه ایران مورد استفاده قرار نخواهد گرفت؛ مقامات سعودی و امارات نیز صراحتاً تأکید کردند که «اجازه نخواهند داد از خاک، حریم هوایی یا آبهایشان برای هیچ اقدام نظامی علیه ایران استفاده شود. با این حال این وعدهها به سرعت به دروغهایی بزرگ تبدیل شدند.
گزارشها و تصاویر ماهوارهای تأیید میکنند که هواپیماهای نظامی آمریکا از جمله بمبافکنهای استراتژیک و هواپیماهای سوخترسان، مستقیماً از پایگاه شیخ عیسی در بحرین برای آغاز حملات هوایی علیه ایران به پرواز درآمدهاند.

«اعلام جنگ داخلی» آل خلیفه علیه جامعه شیعیان بحرین
همزمان با مشارکت در یک جنگ خارجی، رژیم آلخلیفه یک «اعلام جنگ داخلی» علیه اکثریت شیعه این کشور نیز به راه انداخت. بر اساس گزارشهای سازمانهای حقوق بشری، حکومت بحرین همزمان با حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، «کمپین سرکوب سیستماتیک» علیه شهروندان شیعه خود را آغاز کرد؛ تا جایی که از آغاز جنگ تاکنون بیش از 280 شهروند شیعه از جمله دهها روحانی و فعال مدنی بازداشت شدهاند. فعالان حقوق بشر این اقدامات را «به لحاظ حجم و مقیاس بیسابقه» و مصداق «بازگشت به روشهای سرکوب 2011» توصیف کردهاند. رژیم آلخلیفه حتی در گامهای بعد اقدام به سلب تابعیت 69 شهروند بحرینی به اتهام «همدردی با ایران» در جریان جنگ رمضان کرده است.

تاوان همدستی؛ از ویرانی پایگاهها تا رکود اقتصادی
ایران در پاسخ به این تجاوز، با حملات دقیق، مقر ناوگان پنجم و پایگاه شیخ عیسی را هدف قرار داد. شدت تخریب این دو مرکز نظامی به حدی بود که مقر اصلی ناوگان پنجم عملاً ویران شد و فرماندهی این ناوگان مجبور به انتقال به فلوریدای آمریکا گردید. نیروهای آمریکایی نیز که دیگر پایگاه امنی برای ماندن نداشتند، در هتلهای منامه مخفی شدند.
در ادامه روند تحولات بسته شدن تنگه هرمز، اقتصاد بحرین را تا مرحله رکود و فلج شدن کامل زمینگیر کرد.. بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول، اقتصاد این کشور در سال 2026 حدود 0.5 درصد کوچکتر شده است. در همین حال، کارخانه عظیم آلومینیوم «البا» (Alba) که یکی از مهمترین منابع صادراتی بحرین است، بر اثر اصابت موشک ها و پهپادهای ایرانی مجبور به تعطیلی 19 درصد از ظرفیت تولید خود معادل 308 هزار تن شد.
علاوه بر این، ایران در جریان جنگ 40 روزه یک دیتاسنتر متعلق به شرکت آمازون در بحرین را نیز هدف قرار داد؛ تأسیساتی که 2.5 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل میداد. ایران در پایان جنگ اخیر رسماً از 5 کشور عربی از جمله بحرین، به دلیل تسهیل و مشارکت در جنگ، «درخواست غرامت» کرده است.
چشم انداز پیش روی بحرین پس از جنگ 40 روزه
بدون شک ایران خواستار روابط سازنده و همکاریهای امنیتی-اقتصادی با همه کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله بحرین است. حاکمان بحرین باید بدانند که وجود پایگاههای آمریکایی نه تنها برای آنها امنیت نمیآورد، بلکه به منبع تهدید تبدیل شده و امنیت منطقه تنها باید به وسیله کشورهای منطقه تأمین شود.
از زمان امضای پیمان ابراهیم در 2020، بحرین روابط خود با اسرائیل را به «همکاری دفاعی» و «هماهنگی امنیتی» ارتقا داده است. از نظر ایران، بحرین «رسماً» به بخشی از «محور امنیتی اسرائیل» در خلیج فارس و تهدیدی برای امنیت ملی ایران تبدیل شده است.
کشور بحرین اگر خواهان استفاده امن از تنگه هرمز است، باید به جای تقابل و دشمنی، به همکاری با ایران روی بیاورد. این کشور باید پایگاههای آمریکایی که موجب تهدید امنیت ملی ایران هستند را تعطیل کند، روابط پیدا و پنهان با رژیم اشغالگر قدس را متوقف کند، به سرکوب شیعیان بحرین پایان داده و اجازه ورود آنان به ساختار سیاسی قدرت را بدهد. در مقابل، ایران میتواند به حل اختلافات داخلی بحرین کمک کند و مسیر آشتی ملی را در این کشور هموار سازد.
جمعبندی:
آیا بحرین میخواهد همچنان «جزیره امنیتی» آمریکا و اسرائیل باشد که بهایش اشغال، سرکوب داخلی، رکود و فلج شدن اقتصاد و ویرانی زیرساختهای این کشور است یا میخواهد به «جزیره صلح» تبدیل شود که بهایش همکاری با همسایگان، رهایی از سلطه آمریکا و شکوفایی اقتصادی است؟ انتخاب میان «پایگاه آمریکایی» و «همسایگی با ایران» نه یک گزینه تاکتیکی که تصمیمی سرنوشتساز برای بقا و شکوفایی خاندان آل خلیفه در نظم جدید خلیج فارس است. اگر بحرین مسیر خود را تغییر ندهد، نه تنها مجبور به پرداخت «صورتحساب نجومی جنگ» خواهد بود، بلکه آیندهای جز انزوا و فروپاشی اقتصادی در انتظارش نخواهد بود.
نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بینالملل
انتهای پیام/