به گزارش خبرگزاری تسنیم، انزو مارسکا با دشوارترین مأموریت ممکن روبرو شده است: جانشینی بهترین مربی دوران مدرن فوتبال. این مأموریت تقریباً غیرممکن به نظر میرسد، زیرا هر مربی دیگری در مقایسه با گواردیولا ناگزیر در جایگاهی پایینتر قرار میگیرد. همچنین بعید است که شباهتهای ظاهری بتواند کمکی به او کند.
این شباهتها تنها به ظاهر محدود نمیشود. مارسکا و گواردیولا در نگرش فوتبالی خود اشتراکهای فراوانی دارند. مهمترین وجه اشتراک آنها تمایل به کنترل جریان بازی از طریق حفظ مالکیت توپ است. هرچند در آخرین فصل حضور گواردیولا این ویژگی به اندازه گذشته برجسته نبود اما منچسترسیتی همچنان با 60.7 درصد مالکیت توپ، بالاترین آمار لیگ برتر را به ثبت رساند. بنابراین تداوم سبک بازی کاملاً مشهود است. افزون بر این، مارسکا یک فصل به عنوان دستیار گواردیولا در سیتی فعالیت کرده و بخش قابل توجهی از بازیکنان را از نزدیک میشناسد.
با این حال، مسئله اصلی بیش از هر چیز به جایگاه و کاریزما مربوط میشود. اینکه بهترین مربی جهان تصمیمی جنجالی درباره ترکیب اصلی تیم بگیرد یک موضوع است و اینکه مارسکا همان تصمیم را اتخاذ کند موضوعی کاملاً متفاوت. آیا فیل فودن حاضر خواهد بود زیر نظر او نیمکتنشینی را بپذیرد، آن هم تنها به این دلیل که مربی تشخیص داده برای پیشرفت بیشتر به چنین تصمیمی نیاز است؟ مارسکا در فوتبال انگلیس، چه در لستر و چه در چلسی، دوران موفق و قابل توجهی را پشتسر گذاشته است اما در منچسترسیتی این سوابق لزوماً به همان اندازه تأثیرگذار نخواهند بود.
از سوی دیگر، سیتی باشگاهی با ساختاری منسجم و حرفهای است. تصمیمهای راهبردی معمولاً در این باشگاه مورد اعتماد قرار میگیرند و پیش از انتخاب مارسکا نیز بررسیهای گستردهای انجام شده است؛ از جمله در نظر گرفتن نظر گواردیولا. البته همانطور که تجربه باشگاه دیگر شهر منچستر نشان داده، حمایت یک مربی افسانهای پیشین هیچ تضمینی برای موفقیت نیست. تکسیکی بگیریستین، مدیر ورزشی پیشین سیتی شش سال پیش معتقد بود که این مربی ایتالیایی روزی جانشین پپ خواهد شد و اکنون، در تابستان 2026، این پیشبینی به واقعیت تبدیل شده است. مارسکا مسیر خود را از آکادمی سیتی آغاز کرد و اکنون به جایگاه سرمربیگری رسیده است.

او تیمی قدرتمند را به ارث میبرد. به ندرت پیش میآید که تغییر سرمربی نه به دلیل نتایج ضعیف، بلکه در شرایطی متفاوت رخ دهد. این تیم در فصل گذشته قهرمان جام حذفی و جام اتحادیه شد و در لیگ برتر نیز جدیترین رقیب آرسنال به شمار میرفت؛ عملکردی که به هیچ وجه نمیتوان آن را ناموفق دانست. شاید تنها نمونه مشابه، لیورپول باشد؛ زمانی که یورگن کلوپ نه به دلیل نتایج ضعیف، بلکه به سبب فرسودگی و خستگی حرفهای از تیم جدا شد. جانشین او، آرنه اشلوت، تیمی آماده و سرشار از بازیکنان سطح بالا را تحویل گرفت و توانست به قهرمانی دست یابد.
در این میان، این پرسش مطرح میشود که ترکیب فعلی سیتی تا چه اندازه با ایدههای مارسکا سازگار است. در این مورد تردیدهایی وجود دارد. به ویژه آنکه در ماههای اخیر به نظر میرسید تیم دیگر چندان شبیه نسخه کلاسیک گواردیولا نیست. سیتی کمتر بر مالکیت مطلق توپ و ساختارهای پیچیده بازی متکی بود و بیشتر به فوتبال عمودی و استفاده از تواناییهای فردی بازیکنان در فاز هجومی روی آورده بود.
سیتی به جوانسازی نیاز داشت. ادرسون، واکر، گوندوگان، دیبروینه و سیلوا از تیم جدا شدند. با این حال، مهمترین پرسش این است که آیا رودری نیز باشگاه را ترک خواهد کرد یا نه. بازیکنی که بیش از هر فرد دیگری نماد فوتبال مبتنی بر مالکیت توپ است. حضور رودری میتواند برای مارسکا اهمیت فوقالعادهای داشته باشد. به نظر میرسد نیکو گونزالس از پیش به عنوان جانشین احتمالی او جذب شده است؛ گزینهای منطقی و قابل درک، هرچند شاید کافی نباشد و باشگاه به جذب بازیکن دیگری نیز نیاز داشته باشد.
از دست دادن رودری و برناردو سیلوا میتواند ضربهای جدی به خط میانی وارد کند. در مقابل، جدایی جان استونز احتمالاً با آرامش بیشتری مدیریت خواهد شد، زیرا سیتی در قلب خط دفاع از عمق فوقالعادهای برخوردار است. زوج روبن دیاس و یوشکو گواردیول در ابتدای فصل عملکردی درخشان داشتند و حتی به نظر میرسد کنار گذاشتن ناتان آکه نیز مشکل بزرگی ایجاد نکند.

در هر صورت، مارسکا قرار است با مجموعهای از بازیکنان نخبه کار کند؛ شرایطی که در چلسی در اختیار نداشت. البته او در لندن توانایی خود را در ایجاد اتحاد و همبستگی میان بازیکنان به خوبی نشان داد. نکته قابل توجه این بود که رهبران چلسی به طور علنی اعلام کردند مایل به جدایی او نیستند. از نظر عاطفی نیز این مربی ایتالیایی ارتباط بهتری با بازیکنان برقرار کرده بود تا با مدیران باشگاه.
ماجرای جدایی او از چلسی بحثهای فراوانی را به همراه داشت. از یک سو، مذاکره با منچسترسیتی در حالی که همچنان تحت قرارداد چلسی بود، اقدامی بحثبرانگیز به شمار میرفت. همچنین مطرح کردن موضوع کمبود حمایت در یک نشست خبری نیز چندان حرفهای به نظر نمیرسید. مارسکا هرگز به صراحت مشخص نکرد که منظورش چه کسی بوده است اما بسیاری از اظهارات او را متوجه مدیریت باشگاه دانستند.
از سوی دیگر، مدیران چلسی در چهار سال اخیر بارها تصمیمهایی گرفتهاند که آنها را در معرض انتقاد قرار داده است. بنابراین تصور اینکه فشار زیادی بر سرمربی وارد کرده باشند چندان دشوار نیست. حتی ممکن است رقابت میان دو مالک اصلی باشگاه، تاد بولی و بهداد اقبالی باعث شده باشد مارسکا از جهات مختلف تحت فشار قرار گیرد.
اکنون او وارد ساختاری میشود که عموماً سالمتر و باثباتتر ارزیابی میشود. هرچند جلب رضایت و اعتماد در چنین محیطی آسان نخواهد بود و او ناچار است همه چیز را از نقطه صفر آغاز کند.
در هفتههای اخیر صحبتهای زیادی درباره جدایی پپ لیندرز، دستیار گواردیولا که نقش مهمی در بهبود سیستم پرسینگ تیم داشت، مطرح شده است. با این حال، مربی بدنساز بوئناونتورا و مربی دروازهبانان مانسیسیدور نیز در آستانه ترک باشگاه قرار دارند. جالب آنکه مانسیسیدور حتی پیش از ورود گواردیولا در سیتی فعالیت میکرد.

بسیار جذاب خواهد بود که ببینیم تیم تحت هدایت مارسکا چه تغییراتی را تجربه میکند. آیا سیتی نسبت به فصل گذشته بار دیگر به فوتبال مبتنی بر مالکیت توپ بازخواهد گشت؟ چنین اتفاقی تقریباً اجتنابناپذیر به نظر میرسد. اگر این تغییر رخ دهد، تأثیر آن بر بازیکنان خلاقی مانند دوکو، سمنیو و چرکی چه خواهد بود؟ این دسته از بازیکنان ذاتاً به بازی مبتنی بر پاسهای متعدد و حفظ طولانیمدت توپ گرایش ندارند.
روز 21 می، نشریه اتلتیک گزارش داد که مارسکا پیش از اعلام رسمی انتصابش، همکاری با هوگو ویانا، مدیر ورزشی سیتی را برای برنامهریزی نقلوانتقالات و آمادهسازی پیشفصل آغاز کرده بود. این موضوع نشان میدهد که او از مدتها قبل درگیر برنامهریزیهای آینده باشگاه بوده است.
بدیهی است که مارسکا در آستانه یکی از مهمترین و پیچیدهترین مراحل دوران حرفهای خود قرار دارد و باید درباره مسائل فراوانی تصمیمگیری کند.
انتهای پیام/