به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، از حوالی ساعت 16 عصر، حال و هوای چهارراه صیادشیرازی و خیابان پاسداران منتهی به میدان جانبازان کمکم تغییر میکرد، انگار شهر میدانست امروز قرار است جشن بزرگی برپا شود.
خانوادهها یکییکی راهی مسیر میشدند؛ بعضی با کودکانشان، بعضی با دوستان و بعضی هم تنها اما با لبخندی که نشان میداد مقصد همه یکی است: مهمانی کیلومتری غدیر.
از میدان جانبازان که قدم در مسیر میگذاشتی، خیابان دیگر شبیه یک خیابان معمولی نبود، جمعیتی آرام و پیوسته تا چهارراه صیاد شیرازی امتداد پیدا کرده بود؛ موجی از آدمها که بعضی از آن ها پرچمهای سبز و سفید، با سربندهای «یا علی» و با صدای صلوات و سرود، این مسیر را به جشن بزرگی از همدلی تبدیل کرده بودند.
کودکان روی شانه پدران نشسته بودند و پرچمهای کوچک را در هوا تکان میدادند، مادرها دست فرزندانشان را گرفته بودند و گاهی کنار موکبها میایستادند تا کودکانشان در برنامههای شاد کودکانه شرکت کنند.
موکبها در طول مسیر مثل ایستگاههای مهربانی کنار هم صف کشیده بودند، هر کدام حال و هوای خاص خود را داشت، در موکبهای فرهنگی، جوانان با شور و شوق درباره واقعه غدیر و فضیلتهای امیرالمؤمنین(ع) با مردم گفتگو میکردند و کتابچهها و محصولات فرهنگی میان جمعیت دست به دست میشد و گاهی حلقههای کوچکی از شنوندگان شکل میگرفت که با دقت به روایتها گوش میدادند.
چند قدم جلوتر، موکبهای کودک دنیای دیگری ساخته بودند، میزهای نقاشی، بازیهای شاد و مسابقههایی که بچهها را دور هم جمع میکرد و خندههای بلند کودکانه در میان همهمه جمعیت میپیچید و لحظهای حال و هوای خیابان را کودکانهتر میکرد، داوطلبانی که مسئول این بخش بودند، با حوصله کنار بچهها مینشستند و کمکشان میکردند تا نقاشیهایی از پرچمها، کبوترها و نام «علی» بکشند.
در موکبهای پذیرایی، شور دیگری جریان داشت، جوانانی که آستین بالا زده بودند و بیوقفه شربت، چای و خوراکی میان مردم توزیع میکردند و بعضیها سینی به دست میان جمعیت میچرخیدند و با لبخند تعارف میکردند: «بفرمایید، به عشق امیرالمؤمنین». عطر چای تازهدم و شربتهای خنک در هوا پخش شده بود و خستگی راه را از تن مردم میبرد.
در طول مسیر، صدای گروه های سرود بارها جمعیت را متوقف میکرد و این گروه ها با لباسهای هماهنگ در نقاط مختلف مستقر شده بودند و سرودهای شاد و حماسی درباره ولایت و غدیر اجرا میکردند و مردم دورشان حلقه میزدند، بعضی با تلفن همراه فیلم میگرفتند و بعضی هم با مشت های گره کرده، صلوات و گفتن یا حیدر همراهی میکردند.
کمی جلوتر، صدای متفاوتی شنیده میشد؛ صدای کوبنده دمامها، گروهی از نوازندگان با ریتمی پرشور دمام مینواختند و ضربآهنگشان مثل تپش قلب جشن در خیابان میپیچید و هر بار که ضربهها بلندتر میشد، جمعیت با شور بیشتری حرکت میکرد و فضا رنگی از آیین و هیجان به خود میگرفت.
در میان این جمعیت پرشمار، چهره برخی مسئولان استان هم دیده میشد، نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی، استاندار و جمعی از مدیران استانی در مسیر حضور پیدا کردند و در میان مردم قدم زدند و آنها نیز از موکبها بازدید کردند و با خادمان و مردم گفتگو داشتند، اما فضای مراسم آنقدر مردمی و صمیمی بود که حضور مسئولان هم در همان جریان طبیعی جمعیت حل میشد؛ گویی همه در یک جشن مشترک شریک بودند.
با نزدیک شدن به غروب، چراغ موکبها روشنتر میشد و جمعیت همچنان در مسیر میدان جانبازان تا چهارراه صیاد شیرازی موج میزد، پرچمها در نور چراغها میدرخشیدند، صدای سرودها همچنان در فضا جاری بود و خنده کودکان از گوشه و کنار شنیده میشد.
در این شب خیابان فقط محل عبور نبود؛ به صحنهای از همدلی تبدیل شده بود، مردمی که شاید در روزهای عادی از کنار هم بیتفاوت عبور میکردند، حالا کنار هم ایستاده بودند، با هم شاد بودند و یک نام مشترک را زمزمه میکردند: علی(ع)؛ مهمانی کیلومتری غدیر، در این مسیر تصویری زنده از یک جشن بزرگ مردمی ساخت؛ جشنی که در حافظه شهر باقی خواهد ماند.









انتهای پیام/256