به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، این توصیفی است که دو کارشناس صهیونیست عصر روز سه شنبه در وب سایت کانال 12 تلویزیون اسرائیل در رابطه با چرایی شکست اسرائیل در تجاوزات نظامی اخیر این رژیم، اخیر منتشر کردند.
در ادامه این مقاله آمده است: دور جدید عملیات علیه ایران، عزم تهران را نه تنها برای مقاومت، بلکه برای ادامه مبارزه برای منافع و عزت ملی خود نیز تأیید میکند.
پس از شکست غیرمنتظره در سوریه، ایران تمام تلاش خود را میکند تا کنترل و همکاری خود را با دیگر نیروها - حزبالله در لبنان، حوثیها(انصارالله) در یمن و شبهنظامیان در عراق - نشان دهد. هدف از این همکاری نشان دادن این واقعیت است که با وجود ضربات سنگینی که «محور مقاومت» متحمل شده است، هنوز در مبارزه علیه ایالات متحده، اسرائیل و متحدان آنها نقش دارد.
پاسخ اسرائیل تاکنون این بوده است که آنچه با زور به دست نیامده است، با زور بیشتر به دست خواهد آمد، مگر اینکه ترامپ ما را متوقف کند.
از جمله اظهاراتی که به نتانیاهو در جلسه کابینه قبل از حمله ژوئن 2025 به ایران (جنگ 12 روزه) نسبت داده شده است، این است: «زور فقط در صورتی مؤثر است که شما بترسانید» و چه اتفاقی میافتد وقتی زور دشمن را نترساند، همانطور که در مورد ایران، حزبالله و حوثیها چنین است؟ سپس از زور بیشتری استفاده میشود.
این رویکرد، همانطور که قبلاً در درگیریها با دولتها و سازمانهایی که به یک ایدئولوژی مذهبی یا ملیگرایانه رادیکال پایبند هستند و مصمم به تسلیم نشدن هستند - وضعیتی که برای آنها از مرگ بدتر است - نشان داده شده است، منجر به "پیروزی" نهایی نمیشود.
این اتفاق برای آمریکاییها در ویتنام، افغانستان و عراق افتاد؛ برای شورویها در افغانستان اتفاق افتاد.
"زور فقط زمانی مؤثر است که دشمن از شما بترسد" - اما وقتی دشمن نترسد چه اتفاقی میافتد؟
آیا راه حلی وجود دارد؟ و اگر چنین است، آن چیست؟ اول، خرد در این است که تشخیص دهیم چنین درگیریهایی ناگهان پایان نمییابند؛ آنها زمان میبرند. دوم، این احتمال وجود دارد که پایان نیابند، بلکه با درجات مختلفی از شدت ادامه خواهند یافت. اما راه سومی نیز وجود دارد: اتخاذ یک رویکرد غیرمستقیم و پنهانی، استفاده از خرابکاری و فریب برای تضعیف دشمن در حیاط خلوت خودش، با هدف تضعیف آن و شاید در درازمدت، که منجر به رسیدن به هدف شود.
به اعتراف این رسانه عبری زبان: در واقع، این روش در درجه اول علیه ایران استفاده میشود. منطق تمرکز بر ایران این است که آسیب شدید به قلب (ایران) به اندامها (نیروهای نیابتی آن) نیز آسیب شدید وارد میکند. به عنوان مثال، موساد سالها در داخل و خارج از ایران برای خرابکاری در برنامه هستهای آن، از جمله ترور دانشمندان هستهای و رهبران پروژه، تلاش کرده است.
فعالیتهای موساد در داخل ایران به طور کلی، و در میان کردها به طور خاص، برای رهبری جنبشی برای سرنگونی رژیم، نیز میتواند در این زمینه گنجانده شود.
انتهای پیام/