به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست تابآوری اجتماعی در ایران از منظر فلسفه سیاسی اسلامی با ارائه دکتر احمدرضا یزدانیمقدم، پژوهشگر فلسفه سیاسی، برگزار شد. در این نشست، ابعاد مختلف مفهوم تابآوری اجتماعی در سنت فلسفه سیاسی اسلامی و نسبت آن با مفاهیمی همچون عدالت، اجتماع، محبت، تعقل و کمال انسانی مورد بررسی قرار گرفت. در ابتدای این نشست حجت الاسلام و المسلمین یزدانیمقدم با طرح این پرسش که اساساً انسان چرا وارد زندگی اجتماعی میشود، به تبیین جایگاه انسان در فلسفه سیاسی اسلامی پرداخت و اظهار کرد: انسان برای تأمین نیازهای خود ناگزیر از ورود به زندگی اجتماعی است و اجتماع امری عرضی و اتفاقی در حیات انسان نیست، بلکه پاسخی به نیازهای بنیادین او محسوب میشود و از همین رو در اندیشه سیاسی اسلامی جایگاهی اساسی دارد. همچنین هنگامی که انسان وارد زندگی اجتماعی میشود، تنها در پی حفظ منافع فردی خود نیست، بلکه به تدریج نوعی موجودیت اجتماعی برای او شکل میگیرد. این موجودیت اجتماعی همان چیزی است که افراد در شرایط بحرانی و در مواجهه با تهدیدهای گوناگون از آن دفاع میکنند و به بیان دیگر، دفاع از جامعه و تلاش برای حفظ انسجام اجتماعی بخشی از فرآیند طبیعی حیات انسانی است.
این پژوهشگر فلسفه سیاسی با اشاره به آرای علامه طباطبایی(ره) خاطرنشان کرد: در چارچوب فکری علامه، مفاهیمی همچون اجتماع، عدالت و دفاع در شمار اعتبارات ضروری قرار میگیرند. این مفاهیم اموری قراردادی به معنای متعارف نیستند بلکه برای استمرار زندگی اجتماعی ضرورت دارند و بدون آنها جامعه امکان بقا و تداوم نخواهد داشت. از منظر علامه طباطبایی، انسان برای ادامه حیات خود نیازمند همکاری و همزیستی با دیگران است و به همین دلیل برخی مفاهیم در زندگی اجتماعی اعتبار پیدا میکنند. عدالت یکی از مهمترین این مفاهیم است؛ زیرا تنظیمکننده روابط انسانی و حافظ تعادل اجتماعی به شمار میرود.
یزدانیمقدم در ادامه با اشاره به مفهوم تابآوری اجتماعی افزود: اگرچه اصطلاح تابآوری اجتماعی به معنایی که امروز در ادبیات علوم اجتماعی و سیاستگذاری مطرح است، در آثار کلاسیک فلسفه سیاسی اسلامی وجود ندارد، اما میتوان عناصر و مؤلفههایی را یافت که کارکردی نزدیک به این مفهوم دارند و در حقیقت امکان پایداری جامعه در برابر بحرانها را فراهم میکنند. از این منظر در سنت فلسفه سیاسی اسلامی، مفاهیمی مانند تعقل، محبت و عدالت از جمله مهمترین مؤلفههایی هستند که میتوان آنها را در نسبت با مفهوم تابآوری اجتماعی فهم کرد که این عناصر سبب میشوند جامعه در مواجهه با دشواریها، بحرانها و تهدیدها انسجام خود را حفظ کرده و توان بازسازی و استمرار حیات خویش را از دست ندهد.
این استاد دانشگاه در تشریح نقش محبت در شکلگیری حیات اجتماعی به آرای فارابی اشاره کرد و گفت: فارابی معتقد است که اساس شکلگیری اجتماع انسانی بر محبت استوار است. برخلاف برخی دیدگاهها که جامعه را صرفاً نتیجه قرارداد یا تأمین منافع مشترک میدانند، فارابی بر این باور است که نوعی پیوند درونی و محبتآمیز میان انسانها زمینه تشکیل جامعه را فراهم میکند. محبت در اندیشه فارابی صرفاً یک احساس فردی یا عاطفی نیست، بلکه عنصری بنیادین در سازمان اجتماعی به شمار میرود. جامعه زمانی میتواند به حیات خود ادامه دهد که میان اعضای آن نوعی همبستگی و احساس تعلق متقابل وجود داشته باشد و این امر بدون محبت امکانپذیر نیست. از این رو فارابی معتقد است محبت زمانی پایدار میماند که عدالت در توزیع خیرات مشترک برقرار باشد. اگر افراد جامعه احساس کنند در بهرهمندی از امکانات، فرصتها و منابع عمومی با تبعیض مواجه هستند، پیوندهای اجتماعی به تدریج تضعیف خواهد شد و محبت نیز دوام خود را از دست خواهد داد.
یزدانی مقدم در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم عدالت پرداخت و اظهار کرد: گاهی عدالت تنها به عنوان یک فضیلت فردی یا یک توصیه اخلاقی در نظر گرفته میشود، در حالی که در فلسفه سیاسی اسلامی، عدالت مفهومی بسیار گستردهتر دارد و ابعاد مختلف زندگی اجتماعی را در بر میگیرد. عدالت صرفاً محدود به روابط فردی نیست، بلکه حوزههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را نیز شامل میشود. بر همین اساس، هرگونه نابرابری در دسترسی به منابع، فرصتها و امکانات عمومی میتواند مصداق ظلم اجتماعی باشد و آثار مخربی بر انسجام جامعه بر جای بگذارد. همچنین هنگامی که عدالت در جامعه تضعیف میشود، اعتماد عمومی نیز آسیب میبیند. در چنین شرایطی افراد احساس تعلق کمتری نسبت به جامعه خواهند داشت و توان جامعه برای مقابله با بحرانها کاهش پیدا میکند. از این منظر، تابآوری اجتماعی بیش از آن که به توانایی فردی اشخاص وابسته باشد، به کیفیت مناسبات عادلانه در سطح جامعه وابسته است. بنابراین جامعهای که در آن احساس بیعدالتی گسترش پیدا کند، در برابر بحرانهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آسیبپذیرتر خواهد بود.
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به برخی برداشتهای رایج درباره مفاهیم اخلاقی در سنت اسلامی اشاره کرد و گفت: گاه این تصور مطرح میشود که تأکید بر صبر، قناعت و سایر فضائل اخلاقی میتواند به کاهش مطالبهگری اجتماعی منجر شود و افراد را از پیگیری حقوق خود بازدارد که این برداشت نادرست است. چنین تفسیری ناشی از بیاطلاعی از فلسفه سیاسی اسلامی است. در این سنت فکری، فضائل فردی هیچگاه در تعارض با عدالت اجتماعی قرار نمیگیرند و اساساً بدون وجود عدالت نمیتوان از تحقق واقعی فضیلت سخن گفت. همچنین صبر، قناعت و سایر فضائل اخلاقی زمانی معنا پیدا میکنند که در بستر یک نظم عادلانه مورد توجه قرار گیرند. اگر عدالت اجتماعی نادیده گرفته شود، توصیه به فضائل فردی به تنهایی نمیتواند جامعه مطلوب را شکل دهد. از این منظر فلسفه سیاسی اسلامی همواره کوشیده است میان اخلاق فردی و عدالت اجتماعی پیوند برقرار کند. در این چارچوب، انسان هم مسئول اصلاح خویشتن است و هم نسبت به وضعیت جامعه و تحقق عدالت مسئولیت دارد، بنابراین نمیتوان آموزههای اخلاقی را به گونهای تفسیر کرد که به نفی مطالبه عدالت بینجامد.
حجت الاسلام و المسلمین یزدانی مقدم در پایان این نشست به تفاوتهای بنیادین فلسفه سیاسی اسلامی با برخی نظریههای مدرن اشاره کرد و افزود: یکی از مهمترین تفاوتها در نوع نگاه به انسان و غایت زندگی اجتماعی است. بسیاری از نظریههای مدرن بر توصیف وضعیت موجود انسان و سازوکارهای اداره جامعه تمرکز دارند، اما فلسفه سیاسی اسلامی علاوه بر این مسائل، به غایت و مقصد نهایی انسان نیز توجه میکند. در این سنت فکری، زندگی اجتماعی صرفاً ابزاری برای تأمین امنیت یا رفع نیازهای مادی نیست، بلکه بستری برای تحقق کمال انسانی محسوب میشود. از همین رو، مفاهیمی مانند عدالت، تعقل و محبت تنها ابزارهای اداره جامعه نیستند، بلکه در مسیر دستیابی انسان به کمال و سعادت نیز نقش دارند.بنابراین فهم مسئله تابآوری اجتماعی در فلسفه سیاسی اسلامی بدون توجه به مبانی انسانشناختی و غایتشناختی این سنت امکانپذیر نیست و هرگونه تحلیل از وضعیت جامعه باید نسبت میان انسان، عدالت و حیات جمعی را مورد توجه قرار دهد.
انتهای پیام/