به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مرضیه مقدم نژاد کارشناس علوم انسانی اسلامی در نشست علمی از شهادت تا حیات؛ خوانشی نو از پیام محرم با رویکردی انتقادی و تحلیلی به بازخوانی نسبت میان رخداد تاریخی، روایت و فرهنگ پرداخت و تأکید کرد که فهم محرم بدون درک سازوکار تولید معنا در بستر تاریخ ناقص خواهد بود.
مقدم نژاد با اشاره به قرائتهای رایج از واقعه محرم اظهار داشت:اغلب این واقعه در قالب دوگانههایی چون شهادت و حیات، خون و پیروزی یا حماسه و ظلمستیزی فهم میشود، اما این دوگانهها هرچند در سطح عمومی کارکرد دارند، توان توضیح دادن مسئله بنیادین این رخداد را ندارند. همچنین مسئله اصلی در تحلیل عاشورا نه داوری درباره پیروزی یا شکست، بلکه فهم چگونگی تبدیل رخداد به نظام معنا است؛ نظامی که از دل یک شکست سیاسی، امکان تداوم فرهنگی و تمدنی خلق کرده است.
این پژوهشگر و کارشناس علوم انسانی اسلامی افزود: اگر واقعه کربلا صرفاً در سطح یک رویداد تاریخی دیده شود، با حادثهای محدود و پایانیافته مواجه خواهیم بود، اما آن چه این رخداد را به یک پدیده زنده در تاریخ تبدیل کرده، نه صرف وقوع آن، بلکه فرآیند بازتولید مستمر آن در سطح روایت و حافظه جمعی است. از این رو محرم نه یک رخداد ایستا، بلکه یک فرآیند فعال معناسازی است که در طول قرون مختلف استمرار یافته است و میان وقوع حادثه و تداوم معنا باید تمایز نظری قائل شد. در سطح وقوع، کربلا یک پایان تاریخی است، اما در سطح معنا، این پایان به آغاز یک جریان جدید تبدیل میشود؛ جریانی که در آن روایت، تفسیر و حافظه جایگزین خود رخداد میشوند. بنابراین در این نقطه تاریخ از سطح کنش سیاسی عبور کرده و وارد قلمرو فرهنگ میشود؛ جایی که قدرت سیاسی دیگر قادر به حذف معنا نیست.
وی در ادامه با طرح مفهوم دستگاه تولید حافظه جمعی تلاش کرد نشان دهد که چگونه یک شکست تاریخی میتواند به یک سرمایه پایدار فرهنگی تبدیل شود، و تصریح کرد: این دستگاه از سه لایه بههمپیوسته تشکیل شده است: نخست، لایه روایت که در آن رخداد به داستانی قابل بازگویی تبدیل میشود؛ دوم، لایه آیین و مناسک که از طریق تکرار سالانه، روایت را تثبیت و بازتولید میکند؛ و سوم، لایه درونیسازی که در آن این روایت به بخشی از هویت فردی و جمعی تبدیل میشود. از این منظر در این فرآیند، شهادت دیگر صرفاً پایان زندگی فردی نیست، بلکه نقطه انتقال یک معنا از سطح فردی به سطح جمعی است. پس در منطق معنایی محرم، شهادت یک رخداد صرفاً زیستی نیست، بلکه یک رخداد انتقالی است که در آن، کنش فردی به حافظه تاریخی و سپس به هویت جمعی تبدیل میشود. از این منظر، مسئله اصلی نه مرگ، بلکه ظرفیت تبدیل مرگ به معناست.
مقدم نژاد در ادامه با اشاره به نسبت میان قدرت و فرهنگ تصریح کرد:کربلا را باید همزمان یک گسست در تاریخ قدرت و یک تداوم در تاریخ معنا دانست. در سطح قدرت سیاسی، تلاش شد یک کنش حذف شود، اما در سطح معنا، همان کنش به شکلی معکوس بازتولید شد و در طول قرون به یک افق تفسیری برای جوامع مختلف تبدیل گردید و این نقطهای است که تاریخ از کنترل قدرت خارج و وارد حوزه فرهنگ میشود. همچنین محرم را نمیتوان صرفاً به عنوان یک حافظه منفعل در نظر گرفت،بلکه محرم یک حافظه فعال است؛ حافظهای که در هر دوره تاریخی، نسبت خود را با شرایط زمانه بازتعریف میکند و به همین دلیل، این واقعه در دورههای مختلف کارکردهای متفاوتی از جمله هویتسازی اجتماعی تا مقاومت سیاسی و از اخلاق فردی تا سازماندهی جمعی داشته است. در این چارچوب، محرم نه بازگشت به گذشته، بلکه تولید مداوم گذشته در اکنون است و این تولید مداوم صرفاً بازگویی تاریخ نیست، بلکه بازآفرینی معنا در شرایط جدید تاریخی است و به همین دلیل، نمیتوان آن را در قالب یک روایت ثابت و بسته محدود کرد، بلکه باید آن را یک نظام باز و پویا در تولید معنا دانست.
وی همچنین با تأکید بر نقش روایت در تاریخسازی اظهار داشت:اگر رخدادها وارد مدار روایت نشوند، به سرع در حافظه تاریخی محو میشوند. اما هنگامی که یک رخداد در قالب روایت، آیین و حافظه تثبیت شود، به عنصری پایدار در ساختار فرهنگی تبدیل میگردد.در نهایت محرم دقیقاً نمونهای از این فرآیند است که در آن روایت، آیین و هویت به یکدیگر پیوند خوردهاند.
این استاد دانشگاه و کارشناس علوم انسانی اسلامی در ادامه افزود:فهم محرم بدون توجه به بُعد تمدنی آن ناقص خواهد بود، چرا که مسئله اصلی در اینجا، تبدیل یک شکست سیاسی به یک امکان تمدنی است؛ امکانی که نشان میدهد تاریخ تنها بر اساس پیروزیهای نظامی یا سیاسی ساخته نمیشود، بلکه گاهی یک شکست، اگر در مدار معنا قرار گیرد، میتواند به منبعی پایدارتر از پیروزی تبدیل شود.از این منظر محرم نشان میدهد که تاریخ صرفاً محصول قدرت نیست، بلکه محصول معناست، هنگامی که معنا در قالب حافظه جمعی تثبیت شود، حتی شکستهای تاریخی نیز میتوانند به منابع الهامبخش برای بازسازی هویتهای جمعی تبدیل شوند و در این چارچوب، محرم نه یک یادبود گذشته، بلکه یک نظام فعال در تولید معنا در اکنون است.
مرضیه مقدم نژاد در پایان این نشست تأکید داشت، برای فهم دقیقتر واقعه کربلا و ماه محرم باید از خوانشهای صرفاً احساسی عبور کرد و به سوی خوانشهای نظری، تمدنی و فرهنگی حرکت نمود. این خوانشها نشان میدهد که چگونه یک رخداد تاریخی میتواند در فرآیند روایت و حافظه، به یک افق پایدار معنایی تبدیل شود. بنابراین واقعه عاشورا و محرم نه صرفاً یک آیین سوگواری، بلکه یک سازوکار پیچیده فرهنگی در تولید معناست؛ سازوکاری که در آن شکست تاریخی به حیات تمدنی تبدیل میشود و حافظه جمعی، نقش اصلی را در استمرار این معنا ایفا میکند.
انتهای پیام/