به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در یک جمله می توان گفت شکل گیری تمدن محصول انباشت فداکاری و ایثار نسلهای متوالی در یک جامعه است. هیچ تمدنی با رفاهطلبی، فردگرایی و منفعت طلبی شخصی شکل نگرفته و ماندگار نشده است. تمدن زمانی شکل میگیرد که یک جامعه بتواند با ساخت هویت و آرمان مشترک برای افراد جامعه آنها را حول محور یک هدف و آرمان مشخص و حقیقی جمع کند. تمدن اسلامی هم بر دامنه گستردهای از ایثارهای کوچک و بزرگ است که بنا میشود. برای مفهوم ایثار البته باید معنا و مصادیق گسترده ای را در نظر گرفت. ایثار صرفاً به معنای حضور در میدان جنگ نیست.
دانشمندی که برای پیشرفت کشور تلاش میکند، معلمی که در مناطق محروم خدمت میکند، مادری که نسل مؤمن و کارآمد تربیت میکند و جوانی که برای حل مسائل جامعه وقت و توان خود را صرف میکند، همه در حال ایثار هستند. تمدن نوین اسلامی؛ ثمره زنجیره ایثارهای افراد جامعه است. به همین دلیل می گوییم تمدن یک پروژه کوتاهمدت نیست بلکه حاصل مجاهدت و ایثار نسلهای متعدد است و لازم است که ایثار به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود. بالاترین سطح این ایثار نیز شهادت است.
شهید در عمل نشان میدهد ارزشهایی وجود دارند که از جان انسان ارزشمندترند .وقتی چنین الگویی در جامعه پدید میآید، نظام ارزشها تغییر میکند. مردم می فهمند که شناخت حقیقت و یک آرمان واقعی و بعد تلاش برای تحقق آن بسیار مهم تر از رفاه طلبی های کوتاه مدت دنیوی است. همواره ملتهایی که از سرمایه اجتماعی و فرهنگ ایثار برخوردار بودهاند توانستهاند از سختیها عبور کنند و تمدن خود را حفظ کنند. امام خمینی نیز رمز پیروزی انقلاب اسلامی را بیش از هر چیز در همین روحیه ایثار و فداکاری مردم میدانستند.
پیش از این ها اما نباید فراموش کرد که تمدن سازی یک پیش نیاز مهم دارد. تمدن پیش از آنکه در بیرون ساخته شود، باید در درون انسان ها ساخته شود. انسانی می تواند تمدن ساز باشد که در جهت رسیدن به الگوی انسان کامل تلاش کند. یعنی انسانی که تلاش دارد همه استعدادهای الهی خود را در همه ابعاد به تعادل و کمال برساند. در چنین انسانی عقل فعال است، ایمان زنده است، اراده قوی است، دغدغه فهم و انجام مسئولیت اجتماعی وجود دارد و روح ایثار و فداکاری در او شکل گرفته است.پ
شهید مطهری معتقد است بزرگترین مانع رشد انسان، اسارت انسان در خود اوست. یعنی انسانی که گرفتار منافع شخصی، ترس و خواسته های نفسانی خود باشد. تا زمانی که انسان در زندان «خود » قرار دارد، نمیتواند به کمال برسد و جالب است که ایثار دقیقاً نقطه مقابل این وضعیت است. ایثار یعنی عبور از «خود» برای رسیدن به حق. بنابراین ایثار فقط یک فضیلت اخلاقی نیست؛ بلکه یک مرحله از تکامل وجودی انسان است.
شهادت نیز عالیترین جلوه ایثار و انسان کامل است زیرا شهید به مرحلهای رسیده است که هیچ تعلقی حتی جانش نیز او را از انجام وظیفه باز نمیدارد. شهید در برابر جریانهای باطل منفعل نمیماند. او تصمیم میگیرد هزینه ایستادگی را بپردازد و از این طریق مسیر تاریخ را تغییر دهد. شهید منتظر اقدام دیگران نمیماند. او مسئولیت را متوجه خود میبیند. فرهنگ ایثار و شهادت، انسانها را از حالت مصرفکننده و مطالبهگر صرف به انسانهای مسئول و میداندار تبدیل میکند. بنابراین مهمترین پیام اجتماعی شهادت، مسئولیتپذیری و کنشگری است. در نگاه اسلامی شهادت پایان زندگی یک فرد نیست بلکه الگویی برای آغاز یک جریان است. شهید با ایثار خود، معیارهای ارزش را در جامعه تغییر میدهد.
این تغییر ارزشها در جامعه انسانهای مسئول و کنشگر تربیت میکند و اجتماعِ این انسانهای کنشگر است که در طول زمان یک تمدن را میسازد. شهید با ایثار خود جامعه را از انفعال خارج میکند، حس مسئولیت را بیدار میسازد، کنش جمعی را شکل میدهد و زمینهساز شکل گیری تمدن میشود. چنین انسانی مدام به دنبال این است که بداند وظیفه اش چیست؟جامعه چه نیازی دارد؟ در این چارچوب است که راز تمدنسازی در عاشورا نیز روشن میشود.
عاشورا الگوی انسان کامل را در برابر تاریخ قرار داد. هر نسلی که با این الگو ارتباط برقرار کرد، بخشی از ظرفیتهای تمدنی خود را هم توانست فعال کند. امام خمینی در بیانات خود می گویند: این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.
دلیل چنین تحلیلی این است که محرم و صفر هر سال الگوی انسان کامل عاشورایی را بازتولید میکند و تا وقتی این الگو بازتولید میشود جامعه توانایی تولید انسانهای ایثارگر و کنشگر را برای ساخت تمدن اسلامی دارد. عاشورا کارخانه تربیت انسانهای کامل و مسئول است و تمدن نوین اسلامی نیز بر دوش چنین انسانهایی بنا خواهد شد. واقعه عاشورا مانند یک چشمه جوشانی است که در هر دوره تاریخی، انسانهای آماده حرکت، کنش و ایثار را بازتولید میکند.
امام حسین(ع) در واقعه عاشورا با شهادت خود این پیام را صادر کرد که هیچ جامعهای حق ندارد به خاطر ترس، دنیا طلبی، رفاهطلبی یا مصلحتاندیشیهای کوتاهمدت از مسئولیت تاریخی خود فرار کند. با توجه به نقش امام حسین(ع) در واقعه عاشورا می توان فهم کرد که این امام جامعه نیست که تمدن را می سازد بلکه امام جهت و روح تمدن را می سازد و این مردم و امت امام هستند که تمدن را میسازند.
در منطق اسلام، امام هرگز جای مردم را پر نمیکند. وظیفه امام بیدارسازی و هدایت مردم است و تحقق جامعه مطلوب و تمدن سازی نیازمند آگاهی و حرکت تک تک مردم جامعه است. می توان گفت مسئله اصلی در واقعه عاشورا فقط یزید نبود بلکه جامعهای بود که حقیقت را می شناخت اما حاضر نبود حرکت کند و هزینه بدهد. کوفه نمونه کامل این وضعیت است.
مردم کوفه نامه نوشتند و از امام دعوت کردند اما هنگام هزینه دادن کنار کشیدند. در واقع ماجرای عاشورا محصول فقدان امت مسئول بود. امام حق و باطل را روشن کرد. جهت حرکت را مشخص کرد و مقصد را هم نشان داد اما این مردم بودند که پشت سر امام جامعه و همراه با امام حرکت نکردند. بیدار کردن ارادهها شاید مهمترین وظیفه امام باشد اما قرار نیست امام به جای مردم عمل کند. مردم ابتدا وظیفه دارند به دنبال فهم حقیقت بروند چرا که جامعه ناآگاه نمیتواند تمدن بسازد و سپس فداکارانه، با احساس مسئولیت و همگام با امام در مسیر حق حرکت کنند.
امام خمینی هم دقیقاً همین منطق را در انقلاب اسلامی دنبال کردند. ایشان هرگز انقلاب را حاصل تلاش های خودشان به عنوان رهبر جامعه نمی دانستند بلکه بارها تأکید کرده اند که مردم صاحبان اصلی انقلاباند و مردم باید در صحنه حاضر باشند. کار باید به دست مردم باشد. کشور با حضور مردم است که حفظ میشود.
این دیدگاه که بعد از امام خمینی در بیانات حضرت آقا نیز دیده می شود همه ریشه در نگاه عاشورایی این دو رهبر و دو امام دارد. ایثار و شهادت امام در واقعه عاشورا نشان داد که راه حق چیست اما حرکت و ادامه دادن راه را به مردم سپرد. از این منظر، عاشورا رابطه بین امام و امت را در طی کردن مسیر حق نشان می دهد. امام حتی به بهای جان خود و خانواده اش حقیقت و جهت درست را نشان می دهد و مردم باید حرکت کنند و کنش اجتماعی و مسئولیت پذیرانه بسازند.
هرجایی که امت مسئول در کنار رهبری الهی قرار گیرد، تمدنسازی آغاز میشود در واقع تمدن اسلامی زمانی تحقق می یابد که امت بتواند به خوبی پیام ایثار و شهادت امامش به عنوان یک الگو و انسان کامل را به مسئولیت اجتماعی و کنش تاریخی تبدیل کند. اتفاقی که پس از شهادت مقام معظم رهبری افتاد نیز همین بود. پس از شهادت ایشان، بعثت مردم آغاز شد و مردم با آگاهی و شناخت، احساس وظیفه و مسئولیت و ایثار پا به میدان گذاشتند و به کنش جمعی پرداختند.
اتفاقی که اکنون باید سعی کنیم آن را به به تمام اقشار جامعه در هر جایگاهی و به تمامی مسائل جامعه اعم از مسائل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... منتقل کنیم و در تمام این عرصه ها شاهد حضور مردم آگاه، مسئولیت پذیر، کنشگر و فداکار جهت تداوم ساخت تمدن اسلامی باشیم.
یادداشت از زهرا قربانی
انتهای پیام/