گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- فرانسیس فوکویاما، یکی از صاحب نظران مطرح حوزه سیاست خارجی آمریکا، ترامپ را بازیگر شکست خورده جنگ رمضان تلقی می کند و در این خصوص معتقد است:
" آمریکا با امضای تفاهمنامه با ایران سعی کرد مسئله ای را حل کند که خود آن را با شروع جنگ ایجاد کرده بود. دونالد ترامپ تمام اهدافی که دولت وی طی سه ماه برای توجیه این جنگ مطرح کرده بود، به مذاکرات آتی موکول کرده است و هیچ یک از اهداف دیگر آمریکا برای جنگ علیه ایران از جمله «تغییر رژیم» یا «تسلیم بیقیدوشرط» محقق نشده است."
مواضع فوکویاما از این لحاظ قابل اهمیت است که از دیدگاهی رئالیستی (وفق مدلهای تحلیلی رایج در حوزه سیاست خارجی آمریکا) مطرح شده و فراتر از آن، این موارد از سوی کسی مطرح شده که نظریه اش یعنی پایان تاریخ، دستمایه فکری و تئوریک حمله دولت جرج واکر بوش به دو کشور افغانستان و عراق بوده است! بنابراین، جنس انتقاد فوکویاما از ترامپ را باید با دیگر انتقاداتی که به واسطه شکست مطلق واشنگتن در برابر تهران در جنگ رمضان رخ داده متفاوت دانست.
این اظهارات، مترادف با اقرار به شکست الگوی جبری لیبرال دموکراسی و تلاش وقیحانه آمریکا برای تحمیل این الگوی نامتوازن و غیرانسانی به دیگر کشورهای جهان محسوب می شود.
به عبارتی گویاتر، حتی بانی نظریه پایان تاریخ نیز قدرت انکار تلاطم، شکست و نابودی تدریجی آمریکا را نمی تواند انکار کند!
صورت مسئله مشخص است: پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بسیاری از تحلیلگران جهان وارد مرحلهای از خوشبینی نسبت به آینده نظم جهانی شدند.
در این فضای فکری، فرانسیس فوکویاما با طرح نظریه مشهور «پایان تاریخ» استدلال کرد که روند تکامل ایدئولوژیک بشر به نقطهای رسیده که در آن لیبرالدموکراسی و اقتصاد بازار آزاد به عنوان شکل نهایی و برتر سازمان سیاسی و اقتصادی تثبیت شدهاند.
به باور او، رقابتهای بزرگ ایدئولوژیک که قرن بیستم را شکل داده بودند شکست خوردهاند و بنابراین تاریخ به معنای مبارزه میان ایدئولوژیهای بزرگ به پایان رسیده است.
با وجود تأثیر گسترده این نظریه، بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران آن را مورد نقد قرار دادهاند.
یکی از مهمترین نقدها به فرض خطی بودن مسیر تاریخ مربوط میشود. فوکویاما تا حدی بر این پیشفرض تکیه داشت که تاریخ انسانی به سمت یک نقطه نهایی و مشخص حرکت میکند. منتقدان اما معتقدند که تاریخ اغلب مسیرهای پیچیده، غیرخطی و پیشبینیناپذیر دارد.
تحولات سیاسی و اجتماعی در نقاط مختلف جهان نشان داده است که روندهای تاریخی میتوانند دچار بازگشت، تغییر جهت یا حتی فروپاشی شوند.
نقد دیگر به جهانشمول دانستن الگوی لیبرالدموکراسی از سوی فوکویاماست. اکنون "لیبرال دموکراسی آمریکایی" نه تنها فرجام بشریت نیست، بلکه تبدیل به نمادی از تباهی و انفعال در نظام بین الملل شده است.
انتهای پیام/