به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در تحولی قابل توجه که نخستین مورد از این دست طی سالهای اخیر به شمار میرود، نهادهای اصلی سیاسی رقیب در لیبی به توافقی برای پایان دادن به دوره انتقالی، که از سال 2011 تاکنون ادامه داشته است، دست یافتند.
بر اساس بیانیه مشترک «عقیله صالح»، رئیس مجلس نمایندگان لیبی، «محمد المنفی»، رئیس شورای ریاستی، و «محمد تکاله»، رئیس شورای عالی دولت، مقرر شده است انتخابات ریاستجمهوری و پارلمانی بهصورت همزمان تا قبل از تاریخ 17 فوریه 2027 برگزار شود.
همزمان، شورای ریاستی، سندی تحت عنوان «نقشه راه پایان دادن به مرحله انتقالی» منتشر کرد که در آن، دلایل این توافق، مبانی حقوقی آن و سازوکارهای اجرای مفاد توافق تشریح شده است. این سند بهویژه به نحوه تشکیل کمیته عالی مسئول برگزاری انتخابات، ویژگیهای مرحله پیش رو در حوزههایی مانند حکمرانی، مدیریت بودجه و همچنین سازوکار آغاز گفتوگوی ملی و تدوین قانون اساسی جدید در دوره پس از انتخابات میپردازد.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که توجه ایالات متحده و کشورهای غربی، بهویژه ایتالیا، به پرونده لیبی افزایش یافته و تلاشهای واشنگتن برای نزدیک کردن دیدگاههای طرفهای لیبیایی و سوق دادن آنان به سمت آشتی ملی بیش از گذشته شدت گرفته است.
دلایل افزایش توجه آمریکا و غرب به لیبی
لیبی طی سالهای گذشته در کانون توجه ایالات متحده و اروپا قرار نداشت. کشورهای اروپایی، بهویژه دولتهای ساحلی دریای مدیترانه و در رأس آنها فرانسه و ایتالیا، عمدتاً رویکردی را دنبال میکردند که هدف آن مدیریت منازعه و کاهش پیامدهای امنیتی و سیاسی آن از طریق تعامل با بازیگران مسلط بر عرصه میدانی و نه تلاش برای دستیابی به یک راهحل جامع دبود. این رویکرد در مقاطعی به اختلافات آشکار میان پاریس و رم انجامید؛ اختلافاتی که حتی به تبادل انتقادهای سیاسی و رسانهای نیز کشیده شد.
با آغاز جنگ اوکراین و تشدید بحران جهانی انرژی، اولویت کشورهای غربی به سمت یکپارچهسازی بانک مرکزی لیبی و شرکت ملی نفت این کشور تغییر یافت تا تولید نفت استمرار یافته و از کشیده شدن این بخش به منازعات سیاسی داخلی جلوگیری شود.
با این حال، از سال 2024 به بعد، افزایشی محسوس در تمرکز آمریکا و ایتالیا به بحران لیبی مشاهده میشود. این تحول بیش از هر چیز ناشی از تغییرات ژئوپلیتیکی و امنیتی در قاره آفریقاست؛ تحولاتی که ادامه وضعیت کنونی در لیبی را با منافع آمریکا ناسازگار کرده است.
در همین چارچوب، «مسعد بولس»، مشاور ارشد رئیسجمهور دونالد ترامپ در امور عربی و آفریقایی، ابتکاری را برای یکپارچهسازی نهادهای دولتی لیبی ارائه کرد. همچنین آمریکا نیروهای مشترکی از شرق و غرب لیبی را در رزمایش «فلینتلاک 2026» مشارکت داد؛ اقدامی که نشاندهنده تلاش واشنگتن برای تقویت همکاری نظامی میان طرفهای لیبیایی است.

دلایل افزایش توجه آمریکا و غرب به لیبی را میتوان عوامل زیر دانست:
1. ضرورت افزایش تولید نفت و علاقه شرکتهای آمریکایی به سرمایهگذاری در بخش انرژی: ابتکار مسعد بولس بر یکپارچهسازی نهادهای رقیب در لیبی در قالب یک چارچوب سیاسی واحد استوار است تا زمینه برای حضور و سرمایهگذاری شرکتهای خارجی، بهویژه شرکتهای نفتی آمریکایی، فراهم شود. در همین راستا، شرکتهای شورون و کونوکوفیلیپس در سال 2026 توافقنامههایی با دولت لیبی برای سرمایهگذاری در بخش نفت امضا کردند.

2. تحولات ژئوپلیتیکی در دو منطقه ساحل و سودان: وخامت اوضاع امنیتی و سیاسی در کشورهای منطقه ساحل و سودان و پیوند فزاینده این تحولات با صحنه لیبی، موجب شده است بازیگران منطقهای و بینالمللی توجه بیشتری به لیبی نشان دهند. از نگاه این بازیگران، مدیریت تحولات لیبی میتواند امکان تأثیرگذاری بر روندهای امنیتی و سیاسی در منطقه ساحل و سودان و نیز مهار بحرانهای این دو حوزه را فراهم کند.
در این چارچوب، لیبی نقش مهمی بهعنوان یک حلقه ارتباطی در انتقال پشتیبانی لجستیکی به نیروهای پشتیبانی سریع سودان از سوی امارات متحده عربی ایفا میکند. در مقابل، نیروهای روسی مستقر در قالب «سپاه آفریقا» از پایگاههای خود در لیبی برای انتقال تجهیزات و پشتیبانی نظامی و لجستیکی به دولتهای همپیمان مسکو در مالی و بورکینافاسو استفاده میکنند. از این رو، تقویت حضور آمریکا در لیبی، توان واشنگتن را برای اثرگذاری بر تحولات هر دو پرونده، یعنی سودان و منطقه ساحل، افزایش خواهد داد.
3. تلاش برای مهار نفوذ روسیه در لیبی: پس از سقوط حکومت بشار اسد در سوریه، لیبی به یکی از مهمترین حلقههای اتصال خطوط تدارکاتی روسیه به آفریقا تبدیل شده است؛ بهگونهای که هم در پشتیبانی از نیروهای روسی و هم در حمایت از دولتهای همپیمان مسکو در قاره آفریقا نقشی کلیدی ایفا میکند. همزمان، افزایش فشارهای امنیتی بر این دولتها، در نتیجه گسترش فعالیت گروههای تروریستی، توسعه جنبشهای جداییطلب، تشدید بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و همچنین محدودیت توان روسیه برای حمایت مستمر از متحدان خود، فرصت مناسبی برای کشروهای غربی در جهت کاهش نفوذ مسکو در آفریقا ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، محدود کردن خطوط تدارکاتی روسیه از مسیر لیبی، به یکی از اولویتهای راهبرد آمریکا در راستای کاهش نفوذ روسیه در قاره آفریقا تبدیل شده است.

ابتکار آمریکا در لیبی و مخالفان آن
با توجه به اطلاعات منتشرشده درباره ابتکار آمریکا در لیبی، میتوان گفت این طرح بر مجموعهای از اصول کلی استوار است که مهمترین آنها تقسیم مجدد قدرت و نفوذ میان دو بازیگر اصلی صحنه سیاسی لیبی، یعنی اردوگاه عبدالحمید الدبیبه و اردوگاه خلیفه حفتر، است. در این چارچوب، پیشبینی شده است که صدام حفتر بهتدریج جایگزین پدر خود در رهبری ساختار قدرت شود و ایالات متحده نیز نقش محوری در یکپارچهسازی نهادهای دولتی و گسترش سرمایهگذاری در بخش نفت لیبی ایفا کند.

با این حال، این ابتکار تا حد زیادی نقش سایر بازیگران سیاسی و نظامی لیبی را نادیده میگیرد و همچنین توجه چندانی به ریشههای ساختاری، سیاسی و اجتماعی بحران این کشور ندارد. به همین دلیل، بسیاری از بازیگران سیاسی و نظامی در شرق و غرب لیبی تلاش کردهاند از طریق برقراری ارتباط با واشنگتن و مشارکت در رایزنیهای جاری، بر روند شکلگیری این ابتکار اثر بگذارند و جایگاهی برای خود در ترتیبات سیاسی آینده به دست آورند.
در همین راستا، مصر و ترکیه نیز تماسهای خود را با آمریکا افزایش داده و کوشیدهاند گزینههایی جایگزین برای صدام حفتر مطرح کنند؛ زیرا نام او با مخالفتها و تردیدهای قابل توجهی از سوی شماری از نیروهای داخلی لیبی روبهرو شده است. از این منظر، میتوان بیانیه مشترک شورای ریاستی، مجلس نمایندگان و شورای عالی دولت درباره تعیین زمان برگزاری انتخابات را تلاشی برای بازآرایی معادلات سیاسی و کسب سهمی مؤثر در ابتکار آمریکا دانست.
موانع پیش روی ابتکار عمل آمریکا
با وجود عزم جدی واشنگتن برای پیشبرد این ابتکار، موانع متعددی میتواند شانس موفقیت آن را کاهش دهد که مهمترین آنها عبارتاند از:
1. رقابت درون خانواده حفتر
شواهد مختلف از وجود رقابت فزاینده میان صدام حفتر و برخی از برادرانش، بهویژه صدیق و خالد حفتر، حکایت دارد. این دو فرماندهی یگانهای نظامی مهمی را در نیروهای تحت امر پدرشان بر عهده دارند و از نفوذ قابل توجهی برخوردارند. ادامه این رقابت ممکن است زمینه را برای ورود بازیگران خارجی، بهویژه روسیه، فراهم کند تا با بهرهگیری از شکافهای داخلی، در مسیر ناکام گذاشتن ابتکار آمریکا حرکت کنند.

2. تداوم بیاعتمادی میان الدبیبه و حفتر
اگرچه ابتکار آمریکا بر تقسیم قدرت میان اردوگاههای الدبیبه و حفتر استوار است، اما سالها بیاعتمادی میان دو طرف، همراه با نگرانیهای متقابل درباره برهم خوردن موازنه قدرت ــ بهویژه در صورت انتقال بخش مهمی از نفوذ نظامی به صدام حفتر ــ دستیابی به توافق نهایی را با دشواریهای جدی مواجه میکند.

3. ابهام در مواضع قدرتهای منطقهای
مواضع قدرتهای منطقهای تأثیرگذار در پرونده لیبی، همچنان با احتیاط و ابهام همراه است. کشورهایی مانند مصر، ترکیه و الجزایر تاکنون از اعلام موضعی صریح درباره ابتکار آمریکا خودداری کردهاند، اما همزمان از طریق رایزنی با واشنگتن در تلاش بودهاند بر محتوای این طرح اثر بگذارند و برخی از مفاد آن را تغییر دهند. همچنین نمیتوان احتمال داد که برخی از این کشورها، در صورتی که ابتکار آمریکا را مغایر با منافع خود بدانند، از نفوذشان بر گروههای لیبیایی برای ایجاد مانع در مسیر اجرای آن استفاده نکنند.
4. مخالفت بخشی از بازیگران لیبیایی
بیانیه مشترک نهادهای اصلی لیبی درباره تعیین زمان برگزاری انتخابات، نشانهای روشن از نارضایتی بخشی از نیروهای سیاسی نسبت به مسیر ابتکار آمریکا به شمار میرود. با این حال، شمار شخصیتها و گروههایی که حاضر باشند بهصورت علنی با این ابتکار مخالفت کنند یا برای شکست آن تلاش کنند، محدود است؛ زیرا بسیاری از آنان نگران واکنش احتمالی دولت آمریکا و پیامدهایی مانند اعمال فشارهای سیاسی یا تحریم هستند.
چشمانداز وضعیت سیاسی لیبی
به نظر میرسد ابتکار آمریکا بتواند تا حدی بنبست سیاسی حاکم بر لیبی را بشکند. توانایی واشنگتن در اعمال فشار بر طرفهای لیبیایی برای وادار کردن آنها به ارائه امتیازهای لازم، همراه با تهدید به اعمال تحریم علیه بازیگران مانعتراش، از مهمترین عوامل ایجاد چنین تغییری خواهد بود. با این حال، بازیگران اصلی لیبی همچنان ابزارهای متعددی برای برهم زدن معادلات سیاسی و ناکام گذاشتن این ابتکار در اختیار دارند. از این رو، هرچند این طرح ممکن است به شکستن وضعیت رکود سیاسی کمک کند، اما احتمال موفقیت کامل آن همچنان نسبتاً محدود به نظر میرسد.
از سوی دیگر، انتظار نمیرود این ابتکار بتواند ریشههای اصلی بحران لیبی را برطرف کند یا زمینه شکلگیری نظام سیاسی فراگیر و مورد پذیرش همه نیروهای لیبیایی را فراهم آورد. همچنین بعید است به ایجاد نهادهای سیاسی پاسخگو در برابر مردم بینجامد. در نتیجه، مهمترین پیامد آن احتمالاً فراهم شدن شرایط مساعدتر برای گسترش نفوذ آمریکا در بخش نفت لیبی خواهد بود.
در مجموع به نظر میرسد ایالات متحده درصدد دستیابی به تفاهم با سایر قدرتهای مؤثر در پرونده لیبی باشد تا زمینه موفقیت ابتکار مسعد بولس را فراهم کند. همزمان، واشنگتن تلاش خواهد کرد توازنهای سیاسی و امنیتی شرق و غرب لیبی را بازتنظیم کند، در حالی که مسئولیت جلب مشارکت سایر بازیگران لیبیایی را عمدتاً بر عهده نیروهای بهرهمند از این ابتکار، یعنی اردوگاههای حفتر و الدبیبه، خواهد گذاشت.
انتهای پیام/