حجتالاسلام والمسلمین دکتر احمدحسین شریفی، رئیس دانشگاه قم، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، در ادامه توصیههای رهبر شهید انقلاب درباره فلسفه گفت: یکی از نکاتی که رهبر فرزانه انقلاب رضوان الله تعالی علیه در خصوص فلسفه اسلامی به متصدیان فلسفه و مراکز فلسفی و متصدیان آموزش و پژوهش فلسفه در ایران گوشزد میکردند، این بود که شما در عرضه مباحث فلسفی باید خلاقیت بیشتری به کار بگیرید. اینکه کتابهای فلسفی با همان ادبیات مغلق و پیچیده و فوق تخصصی عرضه بشود فقط مخاطبان خاص خودش را دارد و در همان دایره هم باقی میماند؛ بنابراین باید کاری کرد که مباحث فلسفی در قالبهای جذاب و شیرین و برای مخاطبان گستردهتری عرضه و تقویت شود.
وی افزود: رهبر انقلاب مثال میزدند که «ویل دورانت» در کتاب لذات فلسفه با یک ادبیات جذاب و شیرین همان مباحث دقیق و عمیق فلسفی را عرضه کرده و مخاطبان گستردهای هم دارد. افراد فراوانی هم این کتاب را می خوانند و حتی مترجم این کتاب هم لزوما فیلسوف نیست. این کار را باید در فلسفه اسلامی هم انجام داد. متأسفانه این قدرت و توانایی در سدههای اخیر کمتر وجود داشته و اصلا این نگاه در مراکز فلسفی در سدههای اخیر رخت بربسته است. البته در میان گذشتگان این کار رواج داشت؛ حتی ابن سینا و ابن رشد کتابهایی داشتند؛ و با همین ادبیات داستانی، جذاب و شیرین، چقدر عمیق و دقیق، مباحث فلسفی و معرفتی عرضه شده و دایره مخاطب گستردهای هم دارد.
اهمیت منظومهوار بودن فلسفه اسلامی
شریفی ادامه داد: نکته دیگر که رهبر شهید به آن تاکید داشت و نکته خیلی مهمی است، این بود که میفرمود باید تلاش کرد که فلسفه اسلامی به صورت منظومهای عرضه شود. در دیداری که با اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی در سال 91 داشتند از جمله توصیههای اکید ایشان این بود که باید تلاش کنید که نحلههای مختلف فلسفه اسلامی به صورت منظومهای ارائه شوند؛ مثلا فلسفه مشا، فلسفه اشراق و حکمت متعالیه منظومهای عرضه شوند. یعنی اینگونه نباشد که کسی که بخواهد فلسفه ابن سینا را بفهمد حتما باید سراغ کتابهای مغلق خود ابنسینا مثل الهیات شفاء و برهان شفاء و امثال آن برود و عمرش را صرف فهم این متون کند.
استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: رهبر انقلاب میفرمودند گاهی اوقات خواندن کتابی که در هزار سال پیش نوشته شده، با ادبیات آن روز، با مشکلاتی که فهم این کلمات دارد، اصلا خودش تضییع وقت محسوب میشود؛ یعنی معلوم نیست شرعا مجاز باشیم و ممکن است افرادی را از فلسفه دور کند. مراکز فلسفی باید تلاش کنند فلسفه ابن سینا را منظومهوار عرضه کنند.
دکتر شریفی تصریح کرد: منظور از عرضه منظومهوار این است که عرضه اندیشههای مکاتب فلسفی باید به گونهای باشد که برای فهم آن مکتب فلسفه، دیگر نیازی به مراجعه به متون اصلی آن نباشد. پس دقت کنید؛ ایشان یک مثال ایجابی و یک مثال سلبی هم میزند. می فرماید کسی گمان نکند منظور من از عرضه منظومهوار انجام کارهایی است مثل آنچه علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه در «بدایة الحکمه» و «نهایة الحکمه» انجام داده است؛ نه؛ علامه طباطبایی در بدایه و نهایه حرفهای خودش را هم آورده است. به تعبیر دیگر نهایةّالحکمه قرائت علامه طباطبایی از حکمت متعالیه است. این کار، کار ارزشمندی است اما نباید به آن اکتفا کرد. باید به شکل منظومهوار متون و اندیشههای فلسفی عرضه و تدوین شود که فلسفه اسلامی راحتتر و سریعتر فهم شود و عمر افراد صرف عبارت خوانی نشود.
فلسفه اسلامی برای کودکان
استاد حوزه و دانشگاه در ادامه گفت: یکی دیگر از حوزههایی که رهبر شهید کراراً بر آن تاکید داشتند و مع الاسف تاکنون هم به نتیجه دلخواهی نرسیده مسئله فلسفه اسلامی برای کودکان (فابک) است. رهبر شهید مشخصا از سال 1378 در این موضوع سخن گفتند؛ درباره نقش آموزش تفکر عقلی و تعقل و خردورزی بر پایه اندیشه و فکر اسلامی به کودکان تاکید کردند.
وی درادامه عین مطالبی از رهبر انقلاب را در این باره که در سال 82 در جمع عده ای از فیلسوفان را مطرح کرد که ایشان فرمود: «یکی از رشتههای تألیف و کار فلسفی، نوشتن فلسفه برای کودکان است. کتابهای فلسفىِ متعدّدی برای کودکان نوشتهاند و ذهن آنان را از اوّل با مبانی فلسفیای که امروز مورد پسند لیبرال دمکراسی است، آشنا میکنند. یقیناً در نظام شوروی سابق و دیگر نظامهای مارکسیستی اگر دستگاه فلسفه برای کودکان و جوانان بود، چیزی بود که مثلاً به فلسفهی علمی «مارکس» منتهی شود. ما از این کار غفلت داریم. من به دوستانی که در بنیاد ملاّصدرا مشغول کار هستند، سفارش کردم، گفتم بنشینید برای جوانان و کودکان کتاب بنویسید. این کاری است که قم میتواند بر آن همّت بگمارد. بنابراین از جمله کارهای بسیار لازم، بسط فلسفه است؛ البته با مبانی مستحکم و ادبیات خوب و جذّاب.»
شریفی تأکید کرد: نه فقط در حوزههای مختلف زیست فردی و اجتماعی مثل اقتصاد و فرهنگ و دفاع و جهاد و هنر و ورزش و امثال اینها؛ بلکه در سطوح مختلف سنی، کودکان، نوجوانان کهنسالان، متخصصان، غیر متخصصان، بسط تفکر عقلانی و فلسفی، به عنوان پایهای از پایههای فکر اسلامی، باید در دستور کار مراکز فلسفی قرار گیرد.
رئیس دانشگاه قم تصریح کرد: بین محققان و فیلسوفان بحثی است که آیا منظور از فلسفه برای کودکان یعنی آموزش فرایند فلسفهورزی یعنی آموزش تعقل، خردورزی، تفکر انتقادی و امثال اینها، یا آموزش فرآوردههای فلسفی به کودکان؛ به عنوان مثال اصالت وجود را به زبان کودکی آموزش بدهیم؟ تشکیک در وجود را به زبان کودکی آموزش بدهیم؟ برخی از محققان با تکیه بر مطالعات تجربی روانشناسان شناختی مدعی هستند که اساسا آموزش مضامین و مفاهیم فلسفی و آموزش آموزههای فلسفی به کودکان ناممکن است؛ چون اساساً کودکان حتی تا سن ده سالگی امکان درک مفاهیم و حقایق فلسفی را ندارند.
استاد فلسفه تطبیقی اظهار کرد: نگاه دیگر این است که معتقدند ما میتوانیم و باید در فلسفه برای کودکان آموزهها و فرآوردههای فلسفی را به زبان کودکی و برای کودکان آموزش بدهیم و لزومی هم ندارد اسم این اصطلاحات را بیاوریم. مثالی می زنم؛ اگر بخواهیم وحدت وجود را به زبان کودکی جا بیندازیم چه باید بکنیم؟ پیشینیان ما به زبان کودکی این کار را میکردند؛ در متلهایی که برای ما میگفتند همه را با این جمله آغاز میکردند: «یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود». این در حقیقت همان وحدت وجود است؛ ولی به زبان کودکی. ظرفیت این را دارد که ذهن را بعدها آماده کند که این اصطلاح و وحدت وجود را میشنود و تحلیل میکند، با آن انس بگیرد.
شریفی خاطرنشان کرد: با جستجویی در کلمات امام شهید در خصوص فلسفه برای کودکان، میتوانیم بگوییم که نگاه ایشان به عنوان یکی از پیشگامان طرح فابک در ایران اسلامی این است که هر دو نوع آموزش را شدنی و ممکن می داند؛ یعنی هم آموزش فلسفه به معنای فرایند فلسفی، هم آموزش فلسفه به معنای فرآوردههای فلسفی، هم آموزش فرایند تفکر و تعقل و خردورزی و هم آموزش فرآوردههایی که از تفکر و تعقل و فلسفهورزی به دست آمده است.
وی افزود: ایشان در 12 اردیبهشت سال 85 می فرماید امروز در دنیا به زبان کودکی به کودکان فلسفه میآموزند یعنی چیزی که از نظر بعضی از طراحان کشور ما بیمعناست. فکر میکنند فلسفه مخصوص آدمهای ریش و سبیل دار و کسانی است که یک سنی از آنها گذشته باشد. نگاه مدرن به مسائل حیات، امروز پیشروان علمی دنیا را به اینجا رسانده که باید فلسفه را از دوره دبستان به کودکان تعلیم داد؛ البته با زبان کودکی. این عبارات گویای این است که منظور از فلسفه برای کودکان فرآوردههای فلسفی برای کودک و آموزش دستاوردهای فلسفی به زبان کودکی برای کودکان است.
او ادامه داد: اما در جای دیگری تعبیری دارند که آموزش فلسفه به معنای فرایند فلسفهورزی از آن استنباط میشود. سال 91 میفرمایند: امروز در کشورهای پیشرفته مادی دنیا یکی از کارهای اساسی و یک رشته مهم، تدریس فلسفه برای کودکان است. خیلیها در جامعه ما اصلا تصور نمیکنند که برای کودک هم فلسفه لازم است. برخی تصور می کنند فلسفه به معنای یک چیز قلمبه سلمبهای است که یک عدهای در سنین بالا به آن توجه میکنند. این نیست؛ فلسفه شکل دادن فکر است، یاد دادن فهم و فهم کردن است، ذهن را به فهمیدن و تفکر کردن عادت دادن است. این از اول باید به وجود بیاید. قالب مهم است اگرچه محتوا هم در همین فلسفه کودکان حائز اهمیت است، اما عمده شیوه است. یعنی کودک از اول کودکی عادت کند به فکر کردن، عادت کند به خردورزی، این خیلی مهم است. یعنی فرایند تفکر را آموزش دادن.» پس معلوم میشود که رهبر شهید رضوان الله تعالی علیه از فلسفه برای کودکان هر دو معنا را منظور داشت و این درست است و حرف حق هم همین است. هر دو هم شدنی است. متاسفانه هم حوزه و هم دانشگاه در این عرصه عقب مانده و نتوانسته به این مطالبه به حق، درست، آینده ساز و تربیتکننده نسل آینده جامه عمل بپوشد و به این انتظار پاسخ مثبت بدهد.
ساختارسازی رهبر شهید
حجتالاسلام شریفی آخرین نکتهای که درباره فعالیتهای فلسفی امام شهید و خدماتی که به فلسفه اسلامی داشتند را بحث ساختارسازی دانست که ایشان در این خصوص برای اولین بار در تاریخ حوزههای علمیه انجام دادند.
پژوهشگر و استاد حوزوی افزود: همان طور که رهبر معظم انقلاب حضرت امام سید مجتبی خامنه ای عزیز در توصیف رهبر شهید به مناسبت چهلمین روز شهادت فرمودند، یکی از هنرها و ویژگیهای مدیریتی امام شهید نهادسازی و ساختارسازیهای هدفمندی بود که تشخیص میداد برای تحقق اهداف و آرمانها باید انجام بگیرد؛ یعنی ایشان اینگونه نبود که در امور مختلف به صرف توصیه اکتفا کند؛ بلکه در جایی که تحقق آن هدف، توصیه و آن نیاز از عهده ساختارهای موجود برنمیآمد به ساختارسازی میپرداخت .
وی با بیان اینکه بحث از ساختارسازی و نهادسازی امام شهید خیلی جای بحث دارد، در خصوص فلسفه اسلامی افزود: ایشان بهتر از هر کسی این را متوجه بودند که نظام متعارف دانشگاهی و نظام متعارف حوزوی ما ظرفیت لازم برای پاسخ دهی به نیازهای فلسفی جامعه اسلامی را ندارد. از ساختارهای موجود نمیتوان انتظار داشت که برنامه درسی فلسفه را دگرگون کند و ما را به قطب اصلی فلسفه اسلامی در دنیا تبدیل کند. از این رو دست کم دو ساختار مهم یا دو نهاد مهم را در این خصوص تاسیس کردند: یکی تاسیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا که در سال 1373 تاسیس شد؛ هدف اصلی از این بنیاد هم نشر حکمت و فلسفه اسلامی بود و معرفی حکمت متعالیه و حکمت صدرا به جهانیان و به مراکز علمی بین المللی دنیا که از شاخصترین کارهای این بنیاد برگزاری همایش جهانی ملاصدراست.
رئیس دانشگاه قم در پایان گفت: کار دیگری که امام شهید انجام داد، تأسیس مجمع عالی حکمت اسلامی در قم بود. در زمستان 1382 جمعی از فضلا و نخبگان علوم عقلی حوزه علمیه دیداری با امام شهید داشتند و دغدغههای فلسفی و عقلی خودشان را مطرح کردند. در آن دیدار خود رهبر شهید ضرورت و اهمیت علوم عقلی و جایگاه علوم عقلی را توضیح داد. بعد فرمودند با توجه به این ضرورت به جایگاه علوم عقلی و فلسفی تشکیل انجمن یا مجمعی که مرکزیت علوم عقلی را در حوزه علمیه بر عهده داشته باشد لازم است. بعد از این دیدار عدهای از اساتید حاضر در این جلسه جلساتی داشتند، نشستها و گفتگوهایی با هم داشتند. دیدارهایی با اساتید بزرگی مثل آیتالله جوادی آملی، علامه مصباح یزدی و آیت الله سبحانی داشتند، رهنمودهای اینها را در این خصوص دریافت کردند و تحت اشراف این سه استاد بزرگ نهایتا در اسفند 1384 مجمع عالی حکمت اسلامی رسما فعالیت خودش را شروع کرده است. فعالیتهای خیلی ارزشمندی را هم تا حالا داشته است. این دو نهاد ارزشمند که توسط رهبر شهید تاسیس شد کارهای بسیار بابرکتی را در خصوص فلسفه اسلامی انجام دادند.
خبرنگار: بابک شکورزاده
انتهای پیام/