خبرگزاری تسنیم؛ درباره نماز ارزشمند، الهی و آسمانی حضرت استاد علامه آیتالله العظمی جوادی آملی ـ دام ظلّه ـ میتوان مطالب فراوانی بیان کرد. تکتک واژگان، تعبیرها و کلیدواژههایی که ایشان در آن نماز به کار بردند، حامل معانی عمیق و دارای پیامهای ویژهای است.
وقتی چنین شخصیتی با چنین مبانی عمیق معرفتی، در برابر رهبر شهید قرار میگیرد، ارادت او صرفاً یک علاقه شخصی یا عاطفی نیست؛ بلکه برخاسته از یک منظومه کامل فکری و اعتقادی است و حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، واژگان اختصاصی و بیسابقهای را برگزیدند که هر یک، بیانگر یکی از ابعاد شخصیت رهبر شهید بود.
حجتالاسلام دکتر محمدمهدی گرجیان، عضو هیأت علمی و استاد تمام دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، با تشریح ابعاد معرفتی و عاطفی دعاهای حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در آیین نماز بر پیکر امام شهید، گفت: تعابیری مانند «شهید اسلام»، «شهید امت اسلامی» و «شهید سیاست اسلامی» صرفاً اوصاف عاطفی نبود، بلکه تبیین جایگاه دینی، تمدنی و تاریخی شخصیتی بود که حیات و شهادتش در خدمت اقامه دین، وحدت امت اسلامی و مقابله با نظام سلطه معنا پیدا کرد.
متن کامل سخنان این اندیشمند حوزوی در ذیل تقدیم مخاطبان محترم میشود.
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا أبا عبدالله، وعلى الأرواح التی حلّت بفنائک.
سخن گفتن درباره شخصیتی که در عین حال اندیشمند، سیاستمدار، فقیه، مفسر، عارف و فیلسوف بود، کاری بسیار دشوار است؛ زیرا ابعاد شخصیت چنین انسانی، گسترهای وسیع دارد و توصیف همه زوایای آن، انسان را با دشواری فراوان روبهرو میسازد.
پیش از ورود به اصل بحث، مناسب است به یکی از اشعار مشهور عربی اشاره شود که به زیبایی حقیقت محبت و دلدادگی را ترسیم میکند:
أَمُرُّ عَلَى الدِّیَارِ دِیَارِ لَیْلَى / أُقَبِّلُ ذَا الْجِدَارَ وَذَا الْجِدَارَا
وَمَا حُبُّ الدِّیَارِ شَغَفْنَ قَلْبِی / وَلَکِنْ حُبُّ مَنْ سَکَنَ الدِّیَارَا
مضمون این شعر آن است که عاشق از کنار خانههای لیلی عبور میکند و دیوارهای آن را میبوسد؛ نه به دلیل آنکه دیوارها ارزشی مستقل دارند؛ بلکه به سبب محبت کسی که در آن خانه سکونت دارد.
جلوهای از محبت مردم
مردم نیز با همین نگاه عاشقانه و عارفانه، در این روزها نسبت به رهبر شهید اظهار محبت کردند؛ بهویژه در روزهای تشییع پیکر آن عزیز سفرکرده که یار حقیقی حضرت صاحب العصر والزمان ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ بود.
«کان لله، کان الله.» در تبیین همان شعر گفتهاند که مجنون، هنگامی که قصد رفتن به سوی لیلی را داشت، امکان رسیدن به او را نداشت. از این رو، دیوارها و زمین اطراف خانه او را میبوسید.
از او پرسیدند: چرا چنین میکنی؟ مگر این زمین و این دیوار چه ارزشی دارند؟ پاسخ داد: این دیوار به دیوار دیگر متصل است و آن زمین به زمین دیگر، تا سرانجام به خانه لیلی میرسد. آنچه مرا به بوسیدن این دیوارها و زمینها واداشته است، محبت کسی است که در آنجا سکونت دارد.
زبان حال مردم در تشییع
در روزهای تشییع رهبر شهید نیز مردم به خوبی میدانستند که دست بسیاری از آنان به پیکر مطهر ایشان نخواهد رسید؛ اما با حضور خود میخواستند ارادت خویش را به خادم حضرت صاحب ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ ابراز کنند. محبت آنان متوجه حقیقتی فراتر از تابوت، تشییع یا ظواهر مراسم بود؛ محبوب حقیقی آنان، شخصیت و حقیقتی بود که آن پیکر مطهر نماینده آن به شمار میرفت.
این حقیقت در اشعار فارسی نیز به زیبایی بیان شده است: طواف حاجیان دارم، به دور یار میگردم
و نیز: مثال باغبانانم نهاده بیل بر گردن / برای خوشه خرما به گرد خار میگردم
و سرانجام، آن بیت که گویاترین زبان حال این روزهای مردم بود:
بهانه کردهام نان را ولیکن مست خبازم / نه بر دینار میگردم که بر دیدار میگردم
تجلی ارادت عمومی
آنچه در این روزها مشاهده شد، جلوهای از همین محبت بود. بسیاری از مردم، هنگامی که امکان دسترسی به محل تشییع را نداشتند، در برابر صفحه تلویزیون حاضر میشدند، تصویر مراسم را میبوسیدند و از این طریق میکوشیدند ارادت و محبت خود را نسبت به رهبر شهید ابراز کنند.
این رفتارها، صرفاً واکنشهایی احساسی نبود؛ بلکه تجلی پیوند عاطفی و معنوی مردمی بود که خود را در برابر شخصیت و راهی که رهبر شهید نمایندگی میکرد، متعهد و دلبسته میدانستند.

اهمیت مضامین نماز علامه جوادی آملی
درباره نماز ارزشمند، الهی و آسمانی حضرت استاد علامه آیتالله العظمی جوادی آملی ـ دام ظلّه ـ میتوان مطالب فراوانی بیان کرد. تکتک واژگان، تعبیرها و کلیدواژههایی که ایشان در آن نماز به کار بردند، حامل معانی عمیق و دارای پیامهای ویژهای است. پیش از ورود به تحلیل این تعابیر، لازم است به نوع ارتباط و نگاه حضرت علامه جوادی آملی نسبت به رهبر شهید توجه شود؛ زیرا فهم این رابطه، زمینه فهم دقیقتر مضامین آن نماز را فراهم میکند.
علاقه و ارتباط معنوی با رهبر شهید
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، علاقه و ارادت ویژهای نسبت به رهبر شهید داشتند. سالها روش ایشان چنین بود که هرگاه برای استراحت یا اقامت تابستانی، برای مثال به منطقه دماوند، عزیمت میکردند، پیش از سفر به محضر رهبر شهید میرسیدند و پس از بازگشت نیز دیدار ایشان را تجدید میکردند.
همچنین در جلسات درس، بهویژه در درسهای اختصاصی ایشان، کمتر پیش میآمد که دعاهایی مطرح شود و دعایی برای رهبر شهید در میان آنها نباشد. اگر دو دعا در پایان درس بیان میشد، یکی از آنها معمولاً درباره رهبر شهید بود. این اهتمام، نشاندهنده پیوند عمیق فکری، اعتقادی و معنوی میان این دو شخصیت بود.
روحیه انقلابی علامه جوادی آملی
روح بلند حضرت علامه جوادی آملی، روحی انقلابی است. به نظر میرسد ایشان از نخستین فقهایی بودند که در برابر اقدامات دشمنان اسلام، با بیانی فقهی و در عین حال لطیف، حکم مربوط به مقابله با آنان را بیان کردند و این موضع را با انتساب به حضرت بقیةالله الأعظم ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ تبیین کردند. این موضعگیری، برخاسته از مبانی فقهی و اعتقادی ایشان و در چارچوب مسئولیت دینی و اجتماعی قابل تحلیل است.
پیشینه علمی و حوزوی
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی سالیان متمادی در محضر بزرگترین استادان حوزه علمیه قم تلمذ کردند. از جمله استادان برجسته ایشان میتوان به مرحوم آیتالله شیخ محمدتقی آملی، مرحوم آیتالله محقق داماد، مرحوم علامه سید محمدحسین طباطبایی، مرحوم آیتالله الهی قمشهای، مرحوم آیتالله شعرانی، مرحوم آیتالله العظمی بروجردی و حضرت امام خمینی ـ رضوان الله تعالى علیهم ـ اشاره کرد. همین سابقه علمی، شخصیتی جامع در عرصه فقه، فلسفه، تفسیر، حکمت و معارف اسلامی از ایشان پدید آورد.
احساس تکلیف در عرصه انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی، حضرت علامه جوادی آملی صرفاً به تدریس و تحقیق اکتفا نکردند؛ بلکه بر اساس احساس وظیفه، مسئولیتهای مهم نظام اسلامی را نیز پذیرفتند. از جمله، در شورای تدوین قانون اساسی حضور یافتند و پس از آن نیز مدتی در شورای عالی قضایی ایفای مسئولیت کردند.
این در حالی بود که بسیاری از عالمان حوزههای علمیه معمولاً ترجیح میدهند از پذیرش مناصب اجرایی فاصله بگیرند و به تدریس و پژوهش بپردازند؛ اما ایشان هر جا احساس تکلیف میکردند، مسئولیت را میپذیرفتند. حتی در تدوین لوایح و مقررات قضایی که قرار بود مبنای قوانین دستگاه قضایی قرار گیرد، نقش علمی و فقهی فعالی داشتند.
اعتماد ویژه امام راحل به علامه جوادی آملی
یکی از نشانههای جایگاه علمی و انقلابی حضرت علامه جوادی آملی، اعتماد ویژه حضرت امام خمینی ـ رضوان الله تعالى علیه ـ به ایشان بود. این اعتماد تا آنجا بود که حضرت امام، مأموریت ابلاغ پیام تاریخی خود به میخائیل گورباچف را به ایشان واگذار کردند؛ مأموریتی که از مهمترین مأموریتهای سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی به شمار میآید.
سابقه طولانی ارتباط با امام خمینی
ارتباط علمی و فکری علامه جوادی آملی با امام خمینی(ره)، سابقهای بسیار طولانی داشت. ایشان سالیان متمادی در درس مرحوم آیتالله محقق داماد ـ که از مهمترین کرسیهای علمی حوزه علمیه قم بود ـ حضور یافتند و همزمان از محضر حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی نیز بهره بردند. همین ارتباط مستمر، موجب شکلگیری پیوندی عمیق میان ایشان و جریان فکری و انقلابی امام خمینی شد.
ضرورت پژوهش درباره منظومه فکری رهبر شهید
بحث درباره اعتقاد رهبر شهید به علوم عقلی، فلسفه، حکمت و عرفان عملی، خود موضوع مستقلی است که مجال دیگری میطلبد. این موضوع، ظرفیت آن را دارد که در قالب یک پایاننامه دانشگاهی، بلکه رسالهای در سطح دکتری، به صورت مستقل مورد پژوهش قرار گیرد.
شایسته است مراکز علمی، بهویژه نهادهای پژوهشی و بنیاد ملی علم، منظومه فکری، فلسفی و حکمی رهبر شهید را به صورت نظاممند استخراج و تبیین کنند؛ زیرا این منظومه فکری، از ظرفیت بالایی برای مطالعات فلسفه سیاسی، حکمت اسلامی و اندیشه اجتماعی برخوردار است.
اعتبار علمی داوری حضرت علامه جوادی آملی
با توجه به این پیشینه علمی، فلسفی، فقهی و انقلابی، هنگامی که شخصیتی در جایگاه حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی درباره رهبر شهید سخن میگوید و او را با آن تعابیر بلند معرفی میکند، این سخنان صرفاً یک اظهار احساس یا تعارف نیست. این ارزیابی، از سوی شخصیتی صادر شده است که دهها سال در عالیترین سطوح فقه، فلسفه، عرفان، تفسیر و حکمت اسلامی زیسته و با شخصیتهای بزرگ معاصر حشر و نشر علمی داشته است. تعابیر ایشان درباره رهبر شهید، باید به عنوان داوری علمی و برخاسته از یک منظومه معرفتی مورد مطالعه و تحلیل قرار گیرد؛ داوریای که از جایگاه علمی گوینده، وزن و اعتبار ویژهای پیدا میکند.
مبنای علامه جوادی آملی در مسأله ولایت فقیه
برای فهم تعابیر حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی درباره رهبر شهید، نخست باید مبنای ایشان در مسأله ولایت فقیه را شناخت. دیدگاه ایشان آن نیست که انتخاب مردم، منشأ مشروعیت ولیّ فقیه باشد؛ بلکه بر این باورند که ولیّ فقیه از جانب ذات اقدس الهی و به عنایت حضرت بقیةالله الأعظم ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ دارای نصب الهی است.
رأی مجلس خبرگان رهبری به صورت مستقیم و رأی مردم به صورت غیرمستقیم، منشأ ایجاد ولایت نیست؛ بلکه نقش آن، معرفی و کشف ولیّ منصوب الهی است. از این منظر، آنچه از سوی خداوند متعال و به مقتضای قاعده لطف برای هدایت جامعه اسلامی مقرر شده است، به وسیله رأی مردم و خبرگان کشف و آشکار میشود، نه آنکه ایجاد یا انتخاب شود. بنابراین، رأی مردم در این نظریه، نقش «کشف» و «انکشاف» دارد، نه نقش «ایجاد» و «انتخاب». این برداشت، از مبانی مهم حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در نظریه ولایت فقیه به شمار میرود.
استمرار ولایت در عصر غیبت
همانگونه که در عصر حضور معصومان ـ علیهمالسلام ـ نصب خاص وجود داشت و نواب خاص حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ عهدهدار مسئولیت بودند، در عصر غیبت نیز نواب عام، تحت عنایت و توجه ویژه آن حضرت قرار دارند. از این رو، ولایت فقیه در اندیشه ایشان، استمرار همان نظام ولایت الهی در عصر غیبت تلقی میشود.
تلقی جامع از فقه
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، فقه را به معنایی بسیار گسترده میفهمند. فقه، در نگاه ایشان، منحصر به احکام فردی، تکلیفی یا وضعی نیست؛ بلکه همه شئون زندگی انسان را دربرمیگیرد. این برداشت، با دیدگاهی که حضرت امام خمینی ـ رضوان الله تعالى علیه ـ در منشور روحانیت تبیین کردند، هماهنگ است؛ دیدگاهی که بر اساس آن، فقه از پیش از تولد انسان تا پس از مرگ و حتی تا معاد، برنامه و دستور دارد.
سیاست، اخلاق، عرفان، آداب اجتماعی و سایر عرصههای حیات انسانی، خارج از قلمرو فقه نیستند؛ بلکه همگی در ذیل فقه جامع اسلامی قرار میگیرند. عرفان نیز جزئی از این منظومه معرفتی است و در کنار اخلاق، سیاست و سایر معارف اسلامی، در درون فقه جامع معنا پیدا میکند.
رهبر شهید؛ فقیه جامع
با چنین مبنایی، علامه جوادی آملی، رهبر شهید را فقیهی جامع میدانند؛ فقیهی که واجد همان معیارهایی است که امام خمینی در منشور روحانیت برای فقیه مطلوب ترسیم کردهاند. هنگامی که این ویژگیها را در وجود رهبر شهید متجلی میبینند، نسبت به ایشان دلدادگی، ارادت و تعلق خاطر ویژهای پیدا میکنند. در نتیجه، دعا برای رهبر شهید را بخشی از وظیفه اخلاقی، دینی و الهی خود میدانند.
چنانکه در سالیان متمادی، هرگاه سخن از دعا به میان میآمد، کمتر اتفاق میافتاد که از رهبر شهید یاد نکنند و برای ایشان دعا نفرمایند. این استمرار، جلوهای از همان پیوند اعتقادی و معرفتی میان این دو شخصیت بود.
وحدت علوم در اندیشه علامه جوادی آملی
یکی از مبانی مهم حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، نظریه وحدت علوم در پرتو توحید است. بر اساس این دیدگاه، علوم مختلف نهتنها از یکدیگر جدا نیستند، بلکه هنگامی که در سایه توحید قرار میگیرند، همگی حقیقت واحدی را تبیین میکنند. ایشان معتقدند همه علوم، یا تفسیر تکوین الهیاند یا تفسیر تدوین الهی. از این رو، هنگامی که علوم در ذیل توحید قرار گیرند، از پراکندگی و تکثر رهایی مییابند و در یک نظام معرفتی واحد سامان پیدا میکنند.
بر همین اساس است که شخصیتی میتواند در عین حال مفسر، فقیه، فیلسوف، عارف و منطقی باشد؛ زیرا همه این علوم، در نهایت، در مسیر شناخت حقیقت واحد الهی حرکت میکنند.
جلوه عملی این مبانی
وقتی چنین شخصیتی با چنین مبانی عمیق معرفتی، در برابر رهبر شهید قرار میگیرد، ارادت او صرفاً یک علاقه شخصی یا عاطفی نیست؛ بلکه برخاسته از یک منظومه کامل فکری و اعتقادی است. از همین رو، مشاهده میشود که حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، با وجود کهولت سن و در حالی که بیش از نود سال از عمر شریف ایشان گذشته است، با نهایت احترام و فروتنی در برابر رهبر شهید حضور پیدا میکنند. این رفتار، جلوهای از ادب، معرفت و اخلاص است؛ رفتاری که میتواند موضوع پژوهشهای فرهنگی، هنری و ادبی قرار گیرد و الهامبخش آثار ارزشمند در حوزه شعر، هنر و ادبیات باشد.
نسبت این نگاه با سنت حکمت اسلامی
برخی از اندیشمندان، در بررسی فلسفه سیاسی اسلامی، بیش از همه به آراء فارابی توجه میکنند و منظومه فکری او را محور پژوهشهای خود قرار میدهند. در این زمینه نیز حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی نکتهای قابل توجه نقل کردهاند.
ایشان فرمودهاند که این مطلب را با مرحوم علامه طباطبایی در میان گذاشتهاند که هنگام مطالعه آثار فارابی، احساس میشود او در برخی مباحث، از بسیاری از فیلسوفان پس از خود پیشتر حرکت کرده است. علامه طباطبایی نیز در پاسخ فرمودهاند که فارابی شخصیتی است که میان ابنسینا و صدرالمتألهین جمع کرده است. این ارزیابی، جایگاه ممتاز فارابی را در سنت حکمت اسلامی نشان میدهد.
منظومه مشترک حکمت و عمل
آنچه در سیره عملی رهبر شهید و در سیره علمی حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی مشاهده میشود، صرفاً یک نظام نظری نیست. این دو شخصیت، در یک منظومه مشترک از حکمت، عرفان، فقه و عمل زندگی کردهاند؛ منظومهای که از یک سرچشمه واحد تغذیه میشود و میتوان آن را آبشخور زلال معارف الهی دانست.
ثمره این منظومه، شکلگیری همان «شجره طیبه»ای است که قرآن کریم از آن یاد میکند: «أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ» از این منظر، هنگامی که حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی از رهبر شهید تمجید میکنند، این تمجید برخاسته از واقعیت است، نه از مجامله. شخصیتی با آن جایگاه علمی و اخلاقی، اهل تعارف و مبالغه نیست؛ بلکه آنچه را حقیقت میداند، با صراحت و بر اساس مبانی معرفتی خود بیان میکند.
نماز میت؛ دعا با ادبیات اختصاصی
نماز میت، در حقیقت، دعاست؛ هرچند دارای آداب و احکام ویژهای است. حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در این نماز، خود را به همان دعاهای متعارفی که برای دیگر مؤمنان خوانده میشود، محدود نکردند؛ بلکه متناسب با شخصیت رهبر شهید، واژگان و تعابیری را برگزیدند که هر یک حامل معنا و دلالتی ویژه بود.
تأمل در شیوه قرائت این دعا نیز همین حقیقت را نشان میداد. مکثهای ایشان در هنگام خواندن نماز، حاکی از آن بود که هر واژه، با دقت، تأمل و توجه کامل انتخاب شده است تا حق این شخصیت بزرگ، آنگونه که شایسته است، ادا گردد.
«مجاهد»؛ وصفی برخاسته از فرهنگ قرآن و اهلبیت(ع)
از نخستین تعابیر برجسته این دعا، توصیف رهبر شهید به عنوان «مجاهد» است. فرهنگ جهاد، از بنیادیترین مفاهیم قرآن کریم و معارف اهلبیت علیهمالسلام به شمار میرود. در زیارات نیز درباره اهلبیت علیهمالسلام میخوانیم: «جَاهَدْتُمْ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ» حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی نیز با الهام از همین فرهنگ، در مقام دعا عرضه داشتند که این بنده صالح الهی، تمام هستی خویش را در راه خدا تقدیم کرد و مصداق این حقیقت بود که «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلَالَةِ». این تعبیر، نشاندهنده آن است که ایشان رسالت رهبر شهید را استمرار همان مسیر الهی میدانستند؛ مسیری که هدف آن، نجات بندگان خدا از جهل و سرگردانی است.
«بلیغ»؛ رسایی در انجام رسالت
از دیگر تعابیر بهکاررفته، وصف «بلیغ» است. مراد از این تعبیر آن است که رهبر شهید، رسالت خود را به گونهای کامل، رسا و مؤثر انجام داد و در ابلاغ پیام الهی، هیچ کوتاهی و قصوری نداشت.
«ورع»؛ مرتبهای فراتر از تقوا
یکی دیگر از واژگان مهم این دعا، تعبیر «ورع» است. ورع، صرفاً به معنای زهد یا حتی تقوا نیست؛ بلکه مرتبهای فراتر از تقوا به شمار میآید. تقوا، پرهیز از گناه است؛ اما ورع، مرتبهای است که انسان حتی از امور مشتبه و آنچه ممکن است او را از رضای الهی دور سازد نیز اجتناب میکند.
در روایات نیز آمده است «حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَیِّئَاتُ الْمُقَرَّبِینَ» بر این اساس، ورع، بیش از آنکه برای عموم مردم مطرح باشد، از ویژگیهای بندگان خاص الهی است. هنگامی که حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی درباره رهبر شهید به ورع شهادت میدهند، در حقیقت از مرتبهای بسیار والا سخن میگویند.
نمونههایی از این ورع نیز در سیره عملی ایشان مشاهده میشد؛ تا آنجا که نقل شده است حتی نزدیکترین بستگان ایشان نیز در بهرهگیری از امکانات عمومی، نهایت دقت و احتیاط را رعایت میکردند و کوچکترین شائبه استفاده شخصی از بیتالمال وجود نداشت. این، معنای حقیقی ورع در عرصه حکومت اسلامی است.

«موحد»؛ بنیادیترین وصف رهبر شهید
از مهمترین واژگان این دعا، تعبیر «موحد» است. علامه طباطبایی، غایت همه دعوتهای انبیا را توحید میدانند و قرآن کریم نیز اساس دعوت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را در این جمله خلاصه میکند «قُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا» البته توحید، مراتبی دارد. حکمای الهی از توحید واحدی و توحید احدی سخن گفتهاند.
علامه طباطبایی در مقدمه تفسیر المیزان، بر این نکته تأکید دارند که آنچه همه پیامبران آوردهاند، دعوت به توحید است و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عالیترین مرتبه این حقیقت را به بشریت عرضه کردهاند. از همین رو، اخلاق نیز در نهایت، مقدمهای برای رسیدن به مراتب عالی توحید است؛ همان حقیقتی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره آن فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» بر این اساس، هنگامی که حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی رهبر شهید را «موحد» معرفی میکنند، این تعبیر صرفاً یک وصف اعتقادی معمولی نیست؛ بلکه بیانگر آن است که سراسر وجود او بر محور توحید شکل گرفته بود.
«متألّه»؛ انسانی که سراسر وجودش رنگ الهی دارد
از دیگر اوصاف برجسته، تعبیر «متألّه» است. این واژه، از اصطلاحات دقیق حکمت متعالیه است و درباره هر شخصی به کار نمیرود. متألّه، انسانی است که همه مراتب وجودش رنگ الهی یافته است؛ اندیشه، اخلاق، رفتار، اراده، خون، گوشت، استخوان و تمام هستی او در مسیر خداوند قرار گرفته است. این همان مرتبهای است که سالکان مکتب عرفان حسینی در پی آن هستند.
در مناجاتها و ادعیه اهلبیت علیهمالسلام نیز همه اعضا و جوارح انسان، گواه توحید معرفی شدهاند و سراسر وجود انسان باید شهادت به وحدانیت خداوند بدهد. اگر بخواهیم شخصیت رهبر شهید را تنها با یک واژه معرفی کنیم، شاید دقیقترین تعبیر همان «موحد» باشد و در مرتبهای بالاتر، «متألّه»
شهادت یک حکیم متألّه
گاهی شخصیت انسان، با زبان افراد عادی توصیف میشود و گاهی با زبان یک فقیه، فیلسوف، مفسر، عارف و حکیم متألّه. ارزش این اوصاف، هنگامی روشنتر میشود که بدانیم گوینده آنها حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی است؛ شخصیتی که عمر خویش را در تفسیر قرآن، فلسفه، عرفان، فقه و حدیث سپری کرده و در شناخت مراتب معنوی انسان، صاحبنظر است. هنگامی که چنین شخصیتی، رهبر شهید را «موحد» و «متألّه» معرفی میکند، این سخن، برخاسته از معرفت عمیق و مشاهده آثار این حقیقت در زندگی اوست.
«شهید»؛ حقیقتی فراتر از یک عنوان
از دیگر تعابیر برجسته این دعا، وصف «شهید» است. این تعبیر، صرفاً یک عنوان رایج برای کشتهشدگان در راه خدا نیست؛ بلکه دارای لایههای عمیق معرفتی است. «شهید» در فرهنگ قرآن، هم به معنای کسی است که در راه خدا جان داده و هم به معنای «شاهد» و «مشهود» به کار رفته است. خدای متعال میفرماید: «أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ». بر اساس برخی تفاسیر، «شهید» در این آیه، به معنای حاضر، ناظر و شاهد است. از این منظر، شهید کسی است که اکنون در پیشگاه الهی حاضر است و حقایقی را مشاهده میکند که دیگران تنها به آنها ایمان دارند.
پیوند شهادت با قرآن و سلوک الهی
رهبر شهید، عمر خود را در مسیر سلوک الهی سپری کرد و پایان زندگی او نیز با همین حقیقت گره خورد. در حالی که روزهدار بود، با لب تشنه و در حال انس با قرآن کریم، از این جهان رخت بربست و به مقام شهادت نائل شد. این شیوه رحلت، یادآور سیره اولیای الهی، بهویژه حضرت سیدالشهداء علیهالسلام است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام درباره قرآن کریم میفرمایند: «فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابِهِ». رهبر شهید نیز در پرتو همین انس با قرآن و توحید، مسیر زندگی خود را تا رسیدن به شهادت پیمود. از این منظر، انتخاب واژه «شهید» در دعای حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، صرفاً بیان یک عنوان متعارف نیست؛ بلکه توصیف جایگاه معنوی شخصیتی است که حیات و ممات او، در متن بندگی خداوند معنا یافته است.
«شهیدِ امت اسلامی»؛ فراتر از یک شهادت فردی
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی پس از آنکه رهبر شهید را «شهید» معرفی میکنند، بلافاصله افق این شهادت را فراتر از مرزهای جغرافیایی ترسیم مینمایند و از ایشان با عنوان «شهیدِ امت اسلامی» یاد میکنند. این تعبیر، تفاوت بنیادینی با برداشتهای رایج از مفهوم شهادت دارد.
گاهی انسانی در حادثهای جان خود را از دست میدهد و در فرهنگ اسلامی، شهید محسوب میشود. گاهی نیز شخصی برای حفظ یک منطقه، یک مرز یا یک تنگه راهبردی جان خود را فدا میکند. اما مرتبهای بالاتر از این، آن است که انسان همه هستی خود را برای حفظ امت اسلامی و صیانت از کیان اسلام تقدیم کند.
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، رهبر شهید را از این سنخ میدانند؛ شخصیتی که شهادتش محدود به ایران نیست، بلکه متعلق به سراسر امت اسلامی است. از همین منظر است که ابراز ارادت گسترده مسلمانان در کشورهای مختلف، امری طبیعی جلوه میکند. حضور گسترده مردم عراق، اظهار علاقه مسلمانان پاکستان و دیگر کشورهای اسلامی، تنها نمونههایی از این حقیقت است که رهبر شهید، خود را متعلق به همه امت اسلامی میدانست و مسلمانان نیز او را رهبر و مدافع امت تلقی میکردند. افتخار ملت ایران نیز در این بود که چنین شخصیتی در سرزمین آنان میزیست؛ اما رسالت و افق حرکت او، محدود به ایران نبود.
شهیدِ اسلام، قرآن و امت
در نگاه حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، رهبر شهید تنها شهید یک ملت نیست؛ بلکه شهید اسلام، شهید قرآن و شهید امت اسلامی است. این نگاه، برخاسته از همان اندیشه امتمحور اسلام است؛ اندیشهای که مرزهای جغرافیایی را محور هویت مسلمانان نمیداند؛ بلکه همه مؤمنان را اعضای یک امت واحده تلقی میکند.
امت اسلامی مرز نمیشناسد. مسلمان نیجریه، پاکستان، کانادا، انگلستان، آفریقا، آسیا، اروپا، اقیانوسیه و هر نقطه دیگری از جهان، در این منظومه، عضو یک پیکر واحد به شمار میآید. رهبر شهید نیز همه ظرفیت خود را در خدمت حفظ همین امت قرار داد و برای عزت، وحدت و سیادت آن تلاش کرد.
شهیدِ سیاست اسلامی
یکی دیگر از تعابیر ممتاز حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، وصف رهبر شهید به عنوان «شهیدِ سیاست اسلامی» است. در فضای رایج، گاه سیاست با مفاهیمی همچون فریب، دروغ یا قدرتطلبی همراه دانسته میشود؛ اما هنگامی که فقیهی بزرگ، پرورشیافته مکتب امام خمینی، آیتالله العظمی بروجردی و علامه طباطبایی، از «سیاست اسلامی» سخن میگوید، مراد او حقیقتی کاملاً متفاوت است.
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی که خود از اندیشمندان اثرگذار در شکلگیری مبانی فکری انقلاب اسلامی به شمار میروند، رهبر شهید را کسی معرفی میکنند که در راه تحقق سیاست اسلامی جان خود را فدا کرد. در این نگاه، سیاست اسلامی همان سیاستی است که در خدمت اقامه دین، عدالت، هدایت انسانها و حفظ امت اسلامی قرار دارد. از همین رو، این تعبیر، صرفاً یک وصف ادبی نیست؛ بلکه بیانگر یک نظریه سیاسی و تمدنی است که میتواند موضوع پژوهشهای مستقل در حوزه اندیشه سیاسی اسلام قرار گیرد.
نسبت سیاست اسلامی با رهبری امت
در زیارت جامعه کبیره، که از امام هادی علیهالسلام نقل شده است، درباره اهلبیت علیهمالسلام میخوانیم «وَسَاسَةَ الْعِبَادِ، وَأَرْکَانَ الْبِلَادِ، وَأَبْوَابَ الْإِیمَانِ، وَأُمَنَاءَ الرَّحْمٰنِ». در این فرهنگ، سیاست، به معنای تدبیر الهی جامعه و هدایت بندگان خداست. از همین منظر، هنگامی که حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، رهبر شهید را شهیدِ سیاست اسلامی معرفی میکنند، او را در امتداد همین سنت الهیِ اداره جامعه بر اساس دین میبینند.
این تعبیر، افقهای گستردهای برای مطالعات اندیشه سیاسی اسلامی میگشاید و میتواند موضوع پایاننامهها، رسالههای دکتری و تحقیقات تخصصی در حوزه علوم سیاسی و فلسفه سیاسی اسلام قرار گیرد. چرا تعابیر متعارف نماز میت تکرار نشد؟ برای بسیاری این پرسش مطرح بود که چرا حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در این نماز، تنها به دعاهای متعارف نماز میت، مانند: اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرًا، وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا، اللَّهُمَّ إِنْ کَانَ مُحْسِنًا فَزِدْ فِی إِحْسَانِهِ... اکتفا نکردند. پاسخ آن است که این تعابیر، دعاهای عمومی نماز میتاند و درباره همه مؤمنان خوانده میشوند. اما رهبر شهید، شخصیتی بود که ویژگیهای ممتاز او، اقتضا میکرد دعا نیز متناسب با همان جایگاه تنظیم شود. از این رو، حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، واژگان اختصاصی و بیسابقهای را برگزیدند که هر یک، بیانگر یکی از ابعاد شخصیت رهبر شهید بود.
مقام «عندیت»
از دیگر تعابیر برجسته این دعا، درخواست قرار گرفتن رهبر شهید در مقام «عندیت» الهی است. در فرهنگ قرآن کریم، یکی از عالیترین مراتب قرب الهی، مقام «عندالله» است. خدای متعال درباره اهل تقوا میفرماید: «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ * فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ». مقام «عندیت»، مرتبهای بسیار بلند از قرب الهی است؛ جایگاهی که انسان در پیشگاه خداوند متعال، به مقام حضور و قرب خاص نائل میشود. در همین راستا، آیات پایانی سوره مبارکه فجر نیز درباره نفس مطمئنه میفرماید: «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلَىٰ رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً». در روایات، یکی از کاملترین مصادیق این آیات، وجود مقدس حضرت سیدالشهدا علیهالسلام معرفی شده است. «راضیةً مرضیةً» یعنی بنده از خداوند راضی است و خداوند نیز از او رضایت کامل دارد. حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی نیز در دعای خود، همین مقام قرب و عندیت را برای رهبر شهید مسئلت میکنند؛ مرتبهای که از عالیترین مراتب کمال انسانی به شمار میآید.
جانی که در طبق اخلاص نهاده شد
رهبر شهید، با دست خالی به پیشگاه الهی نرفت؛ بلکه همه سرمایه وجودی خویش را در راه خدا تقدیم کرد. خود ایشان، در سالهای پایانی عمر، با تعبیر تواضعآمیزی میفرمودند که «جان ناقابلی» در اختیار دارند؛ اما همین جان را نیز در راه خدا نثار کردند.
این همان حقیقتی است که در فرهنگ عاشورا با عبارت «وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلَالَةِ» توصیف شده است. رهبر شهید نیز با تقدیم جان خود، موجب بیداری بسیاری از انسانها شد؛ حتی کسانی که پیش از آن، نسبت به شخصیت، اهداف و جایگاه او برداشتهای نادرست داشتند، پس از شهادتش به تأمل و بازنگری در داوریهای گذشته خود پرداختند.
از این منظر، شهادت او صرفاً پایان یک زندگی نبود؛ بلکه آغاز مرحلهای تازه از بیداری و شناخت برای بسیاری از انسانها بود. بر همین اساس، تعابیری که حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در نماز میت به کار بردند، صرفاً اوصاف شخصی یک رهبر نیست؛ بلکه تبیین جایگاه تمدنی، دینی و تاریخی شخصیتی است که حیات و شهادتش در خدمت اسلام، قرآن، امت اسلامی و تحقق سیاست الهی معنا پیدا کرده است.
تحلیل مفاهیم «عزّ جلال»، «جبروت» و «ملکوت» در دعای علامه جوادی آملی
از دیگر فرازهای برجسته دعای حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، تعابیری است که در آنها از خداوند متعال درخواست میکنند که رهبر شهید را در سایه عزت، جلال، جبروت و ملکوت خویش قرار دهد. این واژگان، صرفاً الفاظی ادبی یا تعارفآمیز نیستند؛ بلکه هر یک از آنها، ریشه در نظام معرفتی عرفان اسلامی، حکمت متعالیه و معارف قرآن و اهلبیت علیهمالسلام دارند.
مراتب هستی در حکمت و عرفان اسلامی
در آموزههای عرفانی و فلسفی، مراتب وجود به صورت کلی در چند عالم تبیین میشود: عالم مُلک، عالم ملکوت، عالم جبروت و عالم لاهوت. عالم مُلک، همان عالم طبیعت و عالم محسوسات است؛ عالمی که انسانهای عادی با آن سروکار دارند. اما مرتبهای بالاتر از آن، عالم ملکوت است؛ عالمی که در اصطلاح حکمت اسلامی، از آن به عالم مثال، خیال منفصل یا عالم برزخ نیز تعبیر میشود.
در این مرتبه، همه حقایقی که در عالم مُلک به صورت سایه و نمود ظاهر میشوند، حقیقتی برتر و کاملتر دارند. پس از آن، عالم جبروت قرار دارد؛ عالمی که از آن به عالم عقل و عالم فرشتگان مقرب تعبیر میشود؛ مرتبهای که از مراتب عالی وجود به شمار میآید.
درخواست برای ورود به عالم جبروت و ملکوت
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی در دعای خود، از خداوند متعال درخواست میکنند که رهبر شهید را در پرتو «عزّ جلال» و «جبروت» و «ملکوت» خویش مورد عنایت قرار دهد. این تعبیر، نشان میدهد که از منظر ایشان، رهبر شهید از مراتب پایین وجود عبور کرده و شایستگی حضور در عالیترین مراتب قرب الهی را یافته است. در این نگاه، سخن تنها از بهشت یا نعمتهای اخروی نیست؛ بلکه سخن از مراتب وجودی و قرب الهی است که در ادبیات عرفانی و فلسفی، جایگاهی بسیار بلند دارد.
جایگاه انسان کامل نسبت به فرشتگان
در روایات اسلامی، جایگاه انسان کامل، برتر از فرشتگان معرفی شده است. از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل شده است که از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله پرسیدند: «أَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِیلُ؟» پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَى فَضَّلَ جَمِیعَ الْأَنْبِیَاءِ وَالْمُرْسَلِینَ عَلَى جَمِیعِ الْمَلَائِکَةِ الْمُقَرَّبِینَ... وَالْفَضْلُ بَعْدِی لَکَ یَا عَلِیّ» در ادامه روایت نیز آمده است: «وَالْمَلَائِکَةُ خُدَّامُنَا وَخُدَّامُ مُحِبِّینَا» بر اساس این معارف، انسانی که در مسیر ولایت الهی و محبت اولیای خدا حرکت کند، میتواند به مرتبهای برسد که فرشتگان الهی در خدمت او باشند.
«بعزّ جلالک»؛ درخواست برای عالیترین مرتبه قرب
هنگامی که ایشان در دعا عرضه میدارند «بِعِزِّ جَلَالِکَ» مراد تنها بیان عظمت خداوند نیست؛ بلکه درخواست میکنند که رهبر شهید در شعاع عزت، جلال و شکوه الهی قرار گیرد. سپس با تعبیر «وجبروتک» و «وملکوتک»، این درخواست را به مراتب بالاتر هستی گسترش میدهند. این واژگان، ناظر به عبور از عالم ماده و ورود به عوالم برتر وجود است.
گسستن از عالم مُلک
رهبر شهید، در تمام دوران زندگی خود، دلبستگی به دنیا نداشت. سادهزیستی ایشان، گواه همین حقیقت بود؛ تا آنجا که نقل شده است همه وسایل زندگی ایشان، در یک خودروی کوچک قابل انتقال بود. این سبک زندگی، نشان میدهد که تعلق خاطر او به عالم مُلک نبود؛ بلکه همواره نگاهش به مراتب بالاتر وجود معطوف بود. از همین رو، دعای حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی نیز بر همین مبنا شکل گرفته است؛ یعنی درخواست ورود به عالم ملکوت و جبروت، نه توقف در عالم طبیعت.
حجابهای نورانی و ظلمانی
در عرفان اسلامی، سخن از حجابهای ظلمانی و نورانی است؛ حجابهایی که تا انسان از آنها عبور نکند، به مقام قرب الهی دست نمییابد.
مولوی در همین معنا میگوید: دیدهای خواهم سببسوراخکن / تا حجب را بَرکَنَد از بیخ و بن
مراد، عبور از اسباب ظاهری و رسیدن به حقیقت مطلق است
همین معنا در مناجات شعبانیه نیز با عالیترین بیان آمده است؛ آنجا که امیرالمؤمنین علیهالسلام عرضه میدارند: «إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ، وَأَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ، حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَتَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ». حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی نیز رهبر شهید را انسانی میدانند که از این حجابها عبور کرده و به مراتب عالی قرب الهی راه یافته است.
حقیقت نماز؛ صعود به ملکوت
در فرهنگ اسلامی، نماز، تنها مجموعهای از اعمال ظاهری نیست؛ بلکه حقیقت آن، عروج روح انسان به سوی خداوند است. عارفان مسلمان، نماز را نردبان صعود به ملکوت دانستهاند.
حافظ نیز با همین نگاه میسراید: حبابوار براندازم از نشاط کلاه / اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
حباب، هنگامی زیباترین جلوه خود را پیدا میکند که نور خورشید بر آن بتابد؛ اما همان زیبایی، مقدمه فنا و پیوستن او به حقیقت بزرگتر است. نمازگزار نیز اگر حقیقت نماز را دریابد، با تابش نور الهی، از خودبینی و خودخواهی رها میشود و همه هستی خود را در پیشگاه خداوند فانی میبیند.

تهی شدن از خود و پر شدن از خدا
قرآن کریم میفرماید: «أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ». انسان، ذاتاً فقیر محض در برابر خداوند است. اما اولیای الهی، این حقیقت را نهتنها میدانند، بلکه با تمام وجود آن را زندگی میکنند. حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، رهبر شهید را انسانی میدانند که از خودیت، منیت و تعلقات بشری تهی شده و سراسر وجودش با یاد خدا و حقیقت توحید سرشار گردیده است.
از همین رو، هنگامی که از خداوند میخواهند او را در جبروت و ملکوت خویش جای دهد، در حقیقت، شهادت میدهند که این بنده صالح، شایستگی حضور در آن مراتب را یافته است.
نماز؛ گواه مقام معنوی رهبر شهید
فضای نماز حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، تنها فضای یک دعا نبود؛ بلکه جلوهای از شهود، معرفت و سلوک الهی بود. حالت معنوی، تأثر عمیق و گریههای ایشان، بیش از هر سخن دیگری، عمق این معرفت را نشان میداد. این گریه، صرفاً اندوه فراق نبود؛ بلکه شهادتی بود بر مقام معنوی شخصیتی که عمر خود را در راه خدا سپری کرده و اکنون، به باور این حکیم متألّه، به مراتب عالی جبروت و ملکوت الهی راه یافته بود.
از این منظر، نماز حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، تنها نماز بر پیکر یک شهید نبود؛ بلکه تفسیر عملی جایگاه معنوی رهبر شهید و ترجمان عرفانیِ مقام او در پیشگاه پروردگار متعال به شمار میرفت.
دلالتهای معرفتی نماز علامه جوادی آملی
در تحلیل نماز تاریخی حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی ـ دامظلّه ـ بر پیکر مطهر قائد شهید، باید به این حقیقت توجه داشت که این نماز، صرفاً ادای یک تکلیف فقهی نبود؛ بلکه تجلی شهادت یک حکیم الهی بر حقیقت وجودی شخصیتی بود که عمر خویش را در راه اسلام، قرآن، امت اسلامی و اقامه دین صرف کرده بود.
در فقه اسلامی، نماز میت حقیقتی دعایی دارد و از همین رو، در روایات اسلامی بر حضور مؤمنان در نماز میت و دعا برای میت تأکید فراوان شده است. از جمله، در روایات آمده است که هرگاه چهل مؤمن بر جنازه مسلمانی حاضر شوند و برای او شهادت به خیر دهند و از خداوند طلب مغفرت کنند، خداوند متعال دعای آنان را اجابت میکند و از او در میگذرد. مضمون این روایات چنین است: «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرًا، وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنَّا.» این دعا، از مشهورترین مضامین نماز میت است و بیانگر حسن ظن مؤمنان نسبت به فرد درگذشته است.
اما نماز حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی، فراتر از این مرتبه قرار داشت. ایشان به همان عبارات متعارف اکتفا نکردند؛ زیرا معتقد بودند شخصیتی که بر پیکر او نماز میخوانند، در مرتبهای قرار دارد که باید حقیقت وجودی او با واژگان متناسب با مقامش معرفی شود. ازاینرو، در انتخاب هر تعبیر، نهایت دقت، تأمل و مسئولیت علمی را به کار گرفتند؛ به گونهای که هر واژه، شهادتی الهی بر یکی از ابعاد شخصیت قائد شهید بود.
از سوی دیگر، حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع، صرفاً یک اجتماع عاطفی نبود؛ بلکه نوعی شهادت عمومی بر حقانیت اندیشه، سیره، ایمان، جهاد، اخلاص و عملکرد این مرد الهی به شمار میرفت. میلیونها انسان، با حضور خویش، گویی اعلام میکردند که آنچه در طول سالیان از این رهبر الهی دیدهاند، چیزی جز ایمان، تقوا، مجاهدت، عدالتخواهی، دفاع از اسلام و خدمت به امت اسلامی نبوده است. این حضور گسترده، در حقیقت، امتداد همان شهادتی بود که در نماز میت، به زبان دعا و نیایش اظهار میشود.
از همین منظر، میتوان میان این نماز و آیه شریفه حضرت عیسی علیهالسلام نیز نوعی تناسب معنوی مشاهده کرد؛ آنجا که قرآن کریم از زبان آن حضرت نقل میکند: «وَالسَّلَامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا» این سلام الهی، بیانگر سلامت انسان در سه منزلگاه بزرگ زندگی است: هنگام تولد، هنگام مرگ و هنگام برانگیخته شدن در قیامت. حیات اولیای الهی نیز در همین مسیر معنا پیدا میکند؛ حیاتی که آغاز، انجام و فرجام آن، سراسر در مسیر عبودیت خداوند متعال قرار دارد.
از ویژگیهای برجسته قائد شهید، محبت و ارادت عمیق ایشان به اهلبیت علیهمالسلام، بهویژه حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام بود. این دلبستگی، صرفاً یک علاقه عاطفی نبود؛ بلکه جلوهای از پیوند معرفتی، ولایی و سلوکی با خاندان عصمت و طهارت به شمار میرفت. ایشان همواره خود را خادم مکتب اهلبیت علیهمالسلام میدانست و در تمامی مسئولیتهای خویش، این نسبت را حفظ میکرد.
همچنین، رابطه ایشان با امام خمینی رضواناللهتعالیعلیه، رابطهای صرفاً سیاسی یا اداری نبود؛ بلکه همانند رابطه امیرالمؤمنین علیهالسلام با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، رابطهای مبتنی بر اطاعت، ادب، اخلاص و ولایتپذیری بود. قائد شهید، همواره خود را شاگرد، خادم و ادامهدهنده راه امام کبیر میدانست و هرگز برای خویش استقلالی در عرض آن مکتب قائل نبود.
همین روحیه تواضع و ادب، در سیره عملی ایشان نیز آشکار بود؛ روحیهای که نشان میداد هرچه مقام انسان در مراتب معرفت و مسئولیت بالاتر رود، احساس بندگی، خدمتگزاری و تواضع او نیز عمیقتر میشود. از همین منظر، زیارت بارگاه نورانی حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام برای ایشان، صرفاً حضور در یک مکان مقدس نبود؛ بلکه ورود به محضر امام و کسب اذن حضور در پیشگاه ولیّ خدا تلقی میشد. این ادب ولایی، از مهمترین ویژگیهای سلوک عالمان ربانی است؛ سلوکی که در آن، انسان خود را همواره نیازمند اجازه، عنایت و دعای اولیای الهی میبیند.
«وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ».
گفتنی است، فیلم کامل و محصولات چندرسانهای این گفتوگو به زودی در صفحه حوزه و روحانیت و صفحات مجازی تسنیم در ایتا ، بله و ویراستی منتشر میشود.
گزارشگران: دانیال بصیر و علی رضایی
انتهای پیام/