خبرگزاری تسنیم ـ علی حیدری*؛ با پیام رهبر انقلاب درباره ضرورت انتقام از عاملان جنایت، یک پرسش اساسی پیش روی ما قرار میگیرد: وظیفه ما در قبال این انتقام چیست و چگونه باید برای تحقق آن نقشآفرینی کنیم؟ رهبر انقلاب فرمودند: «این انتقام، خواست ملّت ما است و بهطور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقّف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست. ما باشیم یا نباشیم، این مطلب محقّق خواهد شد و بزودی آحادی از آزادگان در سراسر دنیا هر یک بخشی از این مأموریت الهی را انجام خواهند داد.»
اما پس از این سخنان، پرسش مهمی مطرح میشود: چگونه میتوان آزادگان جهان را با این مسیر همراه کرد؟ چگونه میتوان یک مطالبه برخاسته از یک حادثه تاریخی را به یک حرکت عمومی در میان انسانهای عدالتخواه جهان تبدیل کرد؟ این پرسش، ما را به یک نکته اساسی میرساند؛ اینکه برای تبدیل یک مطالبه به یک حرکت جهانی، تنها داشتن پیام کافی نیست؛ بلکه باید زبان ارتباط با جهان را نیز شناخت. که هر حرکت جهانی، نیازمند ادبیات جهانی است. اگر قرار است انسانهایی در نقاط مختلف جهان با یک مسأله همراه شوند، باید بتوان آن مسأله را در چارچوب مفاهیمی بیان کرد که برای همه انسانها قابل فهم باشد. مخاطب جهانی ممکن است این سؤال را مطرح کند که: «این موضوع چه ارتباطی با من دارد؟» یا «چرا باید نسبت به آن احساس مسئولیت کنم؟» پاسخ به این پرسش، نیازمند عبور از ادبیات محدود و حرکت به سمت مفاهیم مشترک انسانی است؛ مفاهیمی مانند عدالت، کرامت انسان، مقابله با ترور، مسئولیتپذیری قدرتها و جلوگیری از تکرار ظلم.
خونخواهی؛ واکنش احساسی یا یک منطق عقلانی؟
یکی از تلاشهایی که برای تضعیف این مطالبه صورت میگیرد، معرفی آن به عنوان یک واکنش صرفاً احساسی است؛ در حالی که مطالبه انتقام از منظر عقلانی، میتواند بخشی از منطق حفظ امنیت و جلوگیری از تکرار جنایت باشد. حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان نیز با اشاره به مطالبه خونخواهی و ایستادگی مردم تأکید کرده است که این حرکت را نباید ناشی از هیجان زودگذر دانست؛ بلکه ریشه آن را باید در عقلانیت و درک مردم از ضرورت مقابله با ظلم جستوجو کرد. جامعهای که در برابر جنایت سکوت نمیکند، صرفاً از روی خشم واکنش نشان نمیدهد؛ بلکه بر اساس یک محاسبه عقلانی معتقد است که بیپاسخ گذاشتن ظلم، زمینه را برای تکرار آن فراهم میکند. در منطق امنیتی، دشمن زمانی از ادامه مسیر خود بازمیایستد که بداند اقدامات او بدون هزینه نخواهد ماند. بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که عامل ظلم احساس کند تجاوز به حقوق دیگران، پیامد خواهد داشت. از این منظر، خونخواهی نه یک حرکت برخاسته از احساس، بلکه تلاشی برای بازگرداندن توازن، جلوگیری از تکرار جنایت و تأمین امنیت پایدار است.
از قتل یک فرد تا آسیب به یک جامعه
برای فهم جهانی این مسأله، باید میان یک حادثه شخصی و یک جنایت علیه یک جامعه تفاوت گذاشت. گاهی هدف یک ترور، تنها حذف یک فرد نیست؛ بلکه هدف قرار دادن یک هویت جمعی، ایجاد ترس عمومی و ضربه زدن به احساس امنیت یک جامعه است. در چنین شرایطی، مسأله از یک قتل فردی فراتر میرود و به نوعی «قتل اجتماعی» تبدیل میشود؛ زیرا هدف، فقط یک انسان نیست، بلکه اراده و انسجام یک جامعه است. قرآن کریم میفرماید: «مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا»؛ هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته است. این نگاه قرآنی، مرزهای جغرافیایی را کنار میزند؛ زیرا تعرض به جان انسان و امنیت جامعه، مسألهای مربوط به همه بشریت است.
خطر بزرگ جهان؛ عادی شدن ظلم
یکی از مهمترین چالشهای جهان امروز، تبدیل شدن انسانها به تماشاگران ظلم است. وقتی جامعهای نسبت به جنایت بیتفاوت شود، مسئولیت فردی کاهش پیدا میکند و هر فرد تصور میکند دیگری باید واکنش نشان دهد. این همان پدیدهای است که در علوم اجتماعی از آن با عنوان «اثر تماشاگر» یاد میشود. مشکل تنها وجود ظالم نیست؛ بلکه زمانی خطر بزرگتر آغاز میشود که انسانها ظلم را ببینند و به آن عادت کنند.قرآن کریم میفرماید: «وَلَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ» و برای شما در قصاص، حیات است. منطق این آیه، دعوت به خشونت نیست؛ بلکه بیان این حقیقت است که مقابله با ظلم، برای حفظ حیات اجتماعی و جلوگیری از گسترش بیعدالتی ضروری است. جامعهای که حساسیت خود نسبت به ظلم را از دست بدهد، به تدریج توان دفاع از کرامت انسانی خود را نیز از دست خواهد داد.
خونخواهی؛ بازگرداندن امید و عزت به مظلومان
یکی دیگر از ابعاد مهم این مسأله، اثر روانی آن بر ملتها و انسانهای تحت ظلم است. قرآن کریم درباره آثار مقابله با دشمنان میفرماید: «وَیَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ» تا سینههای گروهی از مؤمنان را شفا دهد. این شفا، تنها آرامش پس از یک حادثه نیست؛ بلکه بازگرداندن امید، عزت و احساس توانمندی به کسانی است که احساس کردهاند عدالت در جهان نادیده گرفته شده است. همچنین خداوند در قرآن با صفت: «عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ» یاد شده است؛ یعنی شکستناپذیر و صاحب انتقام. در این نگاه، انتقام به معنای خشم شخصی نیست؛ بلکه دفاع از حق، حفظ عزت و جلوگیری از تثبیت فرهنگ ظلم است.
چگونه آزادگان جهان را همراه کنیم؟
با وجود همه این مبانی، یک پرسش مهم باقی میماند: چگونه میتوان مردم جهان را با این پیام همراه کرد؟ پاسخ روشن است: با زبان مشترک انسانی. مردم جهان را نمیتوان تنها با مفاهیمی که در یک جامعه خاص معنا دارد همراه کرد. باید مسأله را به زبان ارزشهای جهانی بیان کرد. انسانها باید بفهمند که مسأله فقط مربوط به یک ملت نیست؛ بلکه درباره این پرسش بنیادین است که: آیا قدرتهای بزرگ میتوانند بدون پاسخگویی دست به جنایت بزنند؟ آیا جان انسانها در همه نقاط جهان ارزش برابر دارد؟ آیا ظلم در یک نقطه از جهان، میتواند بدون نگرانی درباره آینده بشریت باقی بماند؟ همراه کردن آزادگان جهان، نیازمند ایجاد یک ارتباط انسانی و فکری است؛ ارتباطی که در آن انسانها خود را مخاطب یک مسأله جهانی ببینند.
ضرورت ارتباط با جهان؛ مطالبهای که باید جدی گرفته شود
این ضرورت، موضوعی جدید نیست. رهبر انقلاب در سالهای اخیر بر اهمیت ارتباط جوانان ایران با همتایان خود در دیگر کشورها و تبیین حقایق برای آنان تأکید کردهاند. ایشان در دیدار دانشآموزان و دانشجویان در تاریخ 1403/8/12 فرمودند: «جوانهای ما با همتایان خودشان در کشورهای دیگر تماس داشته باشند... امروز امکانات تماس کم نیست؛ میتوانید ارتباط برقرار کنید؛ حقایق را برای آنها روشن کنید؛ آنچه را وظیفهی همهی جوانان دنیا است، همهی جوانان کشورها است، به آنها یادآوری کنید تا یک حرکت عمومی و عظیمی در دنیا علیه استکبار به وجود بیاید، و به وجود خواهد آمد و به توفیق الهی ملّت ایران و این حرکتِ عمومیِ اسلامی و انسانیِ جبههی مقاومت، جایگاه خودش را در دنیا پیدا خواهد کرد و قطعاً دشمن را شکست خواهد داد.»
بر این اساس، یکی از ضعفهایی که باید جبران شود، کمکاری در عرصه ارتباط مستقیم با افکار عمومی جهان است. اگر قرار است یک پیام جهانی شود، باید صاحبان این پیام بتوانند با انسانهای جهان ارتباط برقرار کنند؛ انسانهای عدالتخواه، آزادگان، جوانان دغدغهمند و کسانی که نسبت به آینده بشریت حساس هستند. خونخواهی اگر تنها در قالب یک مطالبه محدود دیده شود، نمیتواند مخاطب جهانی پیدا کند. اما اگر به عنوان بخشی از یک گفتمان بزرگتر درباره عدالت، کرامت انسانی و مقابله با ظلم تبیین شود، میتواند مخاطبان گستردهتری در جهان پیدا کند.
مسأله اصلی این نیست که چگونه یک خواسته را به دیگران تحمیل کنیم؛ مسأله این است که چگونه یک دغدغه انسانی را به زبان مشترک ملتها ترجمه کنیم. آزادگان جهان زمانی همراه خواهند شد که ببینند این مسأله، دفاع از یک ملت در برابر ملت دیگر نیست؛ بلکه دفاع از یک اصل انسانی است: اینکه ظلم نباید بیهزینه بماند و عدالت نباید قربانی قدرت شود. این نسخه همان یادداشت قبلی است، اما با لایههای عقلانی، قرآنی، رسانهای و راهبرد ارتباط جهانی که از متن رفرنسدار فرستادی ترکیب شده است.
*مبلغ و پژوهشگر حوزوی
انتهای پیام/