به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، رهبر شهید انقلاب به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در بهمنماه 1397 بیانیهای با عنوان « گام دوم انقلاب» منتشر کردند. این بیانیه متنی است که هم روایتی از گذشته دارد و هم نگاهی به آینده جمهوریاسلامی ایران. این بیانیه تاریخی تلاش میکند خرد سیاسی نظام جمهوری اسلامی را در دو ساحت «بازخوانی چهلسال گذشته» و «تجویز راهبردی برای چهلسال آینده» صورتبندی کند. مخاطب اصلی این بیانیه نه ناظر بیرونی و نه حتی نسل بنیانگذار، بلکه نسل جوانی است که هنوز تجربهی مستقیم از انقلاباسلامی ندارد و باید بار مسئولیت «گام دوم» را بر دوش کشد. گزارش پیش رو ساعی است تا ساختار درونی این بیانیه را بشکافد و مرور کند در بخشی جداگانه، به راهبردها و توصیههای هفتگانهی رهبر شهید برای چله دوم انقلاب اسلامی بپردازد. بازخوانی این بیانیه، میتواند به فهم راه طی شده و نقشه راه آینده ایران، از منظرگاه رهبر شهید کمک کند.
بیانیه گام دوم خطاب به ملت ایران
- «خودسازی» پله آغازین و «تمدنسازی» هدف غایی
امام شهید انقلاب در این بیانیه، انقلاب اسلامی را یک رخداد تاریخی منقضیشده نمیداند. در نظرگاه رهبر شهید، انقلاب شکوهمند اسلامی فرایندی زنده و مرحلهبندیشده معرفی میشود که از «خودسازی» آغاز شده، به «جامعهپردازی» رسیده و حالا در آستانهی ورود به «تمدنسازی» قرار دارد. این تقسیمبندی سهگانه، چارچوب مفهومی کل بیانیه را میسازد و نشان میدهد که بیانیه، انقلاب را یک پروسهی درازمدت و تدریجی میبیند، نه واقعهای که با تسخیر قدرت به پایان رسیده باشد. در همین راستا، متن با طرح تقابل «اسلام و استکبار» بهجای تقابل دوقطبی پیشین شرق و غرب، جایگاه انقلاب اسلامی را در نظم بینالمللی پساشوروی بازتعریف میکند و آن را کانون وقایع معرفی مینماید. نکتهی درخور توجه در این بخش، تأکید مکرر بر تجدیدنظرناپذیری شعارهای بنیادین انقلاب نظیر آزادی، عدالت، استقلال، عقلانیت در کنار «انعطافپذیری» در روشهای اجرایی است، تمایزی که به متن اجازه میدهد هم از اصول دفاع کند و هم گشودگی به نقد را نشان دهد.

بخش قابلتوجهی از بیانیه به فهرستکردن دستاوردهای چهلساله جمهوریاسلامی اختصاص دارد که در قالب هفت «برکت» مورد اشاره قرار میگیرد:
- تثبیت امنیت و تمامیت ارضی
- پیشرفت علمی و زیرساختی
- گسترش مشارکت مردمی
- ارتقای بینش سیاسی عمومی
- توزیع عادلانهتر امکانات
- رشد معنویت و اخلاق در فضای عمومی
- و ایستادگی در برابر قدرتهای جهانی.
نکتهی درخور تأمل در این بخش، روش استدلال رهبر شهید انقلاب در این بیانیه است. در این بیانیه دستاوردها نه بهصورت مطلق بلکه همواره در قیاس با وضعیت پیشاانقلاب و نیز با انقلابهای بزرگ تاریخی دیگر نظیر فرانسه، اکتبر روسیه و... سنجیده میشوند تا برجستگی نسبی آنها اثبات شود. این شیوهی مقایسهای، ابزار اصلی متن برای تثبیت مشروعیت تاریخی نظام است. همچنین در فهرست ظرفیتهای کشور مانند جمعیت جوان تحصیلکرده، ذخایر معدنی، موقعیت جغرافیایی ،رهبر شهید از سبک روایی به سبک آماری و مستندسازانه تغییر لحن میدهد، گویی میخواهد از منطق افتخار به گذشته به منطق توجیه و اعتماد به آینده گذر کند. این گذار، پل ارتباطی میان بخش توصیفی و بخش تجویزی بیانیه است.
- راهبردها و توصیههای هفتگانه
اگر بخش نخست بیانیه امام شهید آیت الله خامنهای ماهیتی توصیفی و گذشتهنگر دارد، بخش پایانی آن، که مستقیماً خطاب به نسل جوان نوشته شده، ماهیتی تجویزی و آیندهنگر مییابد و از اینرو محور اصلی این گزارش قرار میگیرد. پیش از فهرست توصیهها، متن یک پیششرط بنیادین را مطرح میکند: «امید».
رهبر شهید انقلاب امید را کلید عبور از هر مانعی میداند و بخش عمدهای از این پیشدرآمد را به هشدار دربارهی جنگ روانی رسانهای و مأیوسسازی افکار عمومی اختصاص میدهد. این چارچوبسازی، پیش از ورود به راهبردهای هفتگانه، نقش یک فیلتر تفسیری را ایفا میکند به این معنا که هر ارزیابی از وضع موجود باید در همان افق امیدوارانه صورت گیرد و هرگونه نقد باید در چارچوب این امید فرمولبندی شود تا به یأس یا انفعال نینجامد. این ترتیب منطقی تقدم امید بر راهبرد، خود نشانهای است از اینکه متن، مسئلهی اعتماد به نفس ملی را پیششرط هر برنامهی عملی میداند.
راهبرد نخست، علم و پژوهش، است. حضرت آیت الله خامنهای (قدس الله نفسه) دانش را آشکارترین وسیلهی عزت و قدرت میشمارد و ضمن اذعان به جهش علمی دو دههی اخیر، صریحاً هشدار میدهد که این جهش تنها یک آغاز بوده و فاصله تا قلههای دانش جهانی هنوز عمیق است. نکتهی راهبردی اینجاست که علم در نظرگاه رهبری شهید، نه بهمثابه هدف، بلکه بهمثابه ابزار عزت و استقلال معرفی میشود، همانگونه که تجربهی غرب در تبدیل دانش به ابزار سلطه، بهعنوان الگویی منفی برای پرهیز ذکر میشود. این تفکیک میان «دانایی» و «سوءاستفاده از دانایی» یکی از محورهای مکرر در سراسر بیانیه است و به متن اجازه میدهد بدون نفی ارزش علم مدرن، از تقلید بیقیدوشرط الگوی غربی فاصله بگیرد.
راهبرد دوم، معنویت و اخلاق، حکومت را در نقشی دوگانه مینشاند، از یکسو الزام به رفتار اخلاقی در رأس هرم قدرت و از سوی دیگر مسئولیت زمینهسازی برای نهادهای اجتماعی، بیآنکه معنویت با ابزار قهر تحمیل شود.
طرح خطر رسانههای نوین بهعنوان میدان نبرد اخلاقی، این توصیه را به یکی از راهبردهای پیشگیرانه بدل میکند. جالب آن است که بیانیه، مسئولیت اخلاقی را همزمان متوجه نهاد حکومت و نهادهای غیرحکومتی میداند و از این طریق کوشش میکند مسئلهی اخلاق را از انحصار سیاستگذاری دولتی خارج و به یک پروژهی مشترک اجتماعی بدل کند.
راهبرد سوم، اقتصاد، شاید فنیترین بخش بیانیه است. در اینجا تفکیکی دقیق میان چالش بیرونی یعنی تحریم و چالش درونی یعنی عیوب ساختاری از سوی رهبر شهید صورت میگیرد و این هر دو را در کنار هم مورد توجه قرار میدهد. فهرست عیوب ساختاری در نظرگاه رهبری شهید شامل وابستگی به نفت، تصدیگری دولتی، بیثباتی سیاستهای اجرایی، بودجهبندی نامتوازن است و راهحل را ایشان در چارچوب «اقتصاد مقاومتی» و مردمیسازی اقتصاد معرفی میکند. نکتهی مهم راهبردی این بخش، رد صریح این استدلال است که مشکلات اقتصادی صرفاً معلول تحریماند و راهحل آنها کوتاهآمدن در برابر فشار خارجی است، رهبری شهید در این بیانیه این تحلیل را «خطایی نابخشودنی» میداند و آن را محصول القای مراکز فکری بیرونی معرفی میکند. این موضعگیری، مرز میان راهبرد اقتصادی پیشنهادی متن و رویکردهای مبتنی بر تعامل گستردهتر با اقتصاد جهانی را روشن میسازد.
راهبرد چهارم، عدالت و مبارزه با فساد، امام شهید در این بیانیه این دو را لازم و ملزوم یکدیگر میداند و طهارت اقتصادی مسئولان را شرط مشروعیت حکومت معرفی میکند. جالب توجه است که در این بخش بیانیه، برخلاف بخش دستاوردها، لحنی انتقادیتر به خود میگیرد و فاصلهی میان وضع موجود و آرمان عدالت را صراحتا میپذیرد. فاصلهای که تحقق کامل آن را بیانیه به دورانی موکول میکند که فراتر از ظرفیت هر حکومت بشری است، اما تحقق نسبی آن را وظیفهی هر نسل میداند. این ترکیب از آرمانگرایی حداکثری و واقعگرایی ، الگویی است که در راهبردهای دیگر نیز تکرار میشود.
راهبرد پنجم، استقلال و آزادی، حضرت آیت الله سید علی خامنهای (قدس الله نفسه) این دو مفهوم را حق طبیعی انسان میداند، با این قید تفسیری که استقلال بهمعنای انزوای اقتصادی نیست و آزادی نباید در تقابل با اخلاق و قانون تعریف شود، قیدی که مرز میان این راهبرد و قرائتهای لیبرال از این مفاهیم را مشخص میکند. به بیان دیگر، متن میکوشد واژگان آزادی و استقلال را که در گفتمان جهانی بار معنایی متفاوتی دارند با تعریفی بومی و ارزشمحور بازخوانی کند، بیآنکه اصل واژهها را کنار بگذارد.
راهبرد ششم، عزت ملی و روابط خارجی، بر پایهی سهگانهی «عزت، حکمت، مصلحت» استوار است و مرزبندی صریح با آمریکا را از مذاکره با سایر بازیگران بینالمللی تفکیک میکند. رهبر شهید در این بیانیه با اشاره به تحولات منطقهای، اقتدار فزایندهی جمهوری اسلامی را در قالب تغییر ماهیت چالشها با قدرتهای بزرگ توضیح میدهد؛ از مقابله بر سر حضور دیپلماتیک در آغاز انقلاب تا مقابله بر سر نفوذ منطقهای در دوران کنونی. این مقایسهی تاریخی، ابزار اصلی متن برای اثبات ادعای روند رو به رشد اقتدار است.
راهبرد هفتم، سبک زندگی، در نظر امام شهید بهعنوان یکی از میدانهای اصلی مواجهه با نفوذ فرهنگی غرب معرفی میشود.
اگر بخواهیم منطق کلی این هفت راهبرد را در یک جمله فشرده کنیم، میتوان گفت بیانیه گام دوم رهبر شهید در پی آن است که از توصیف اقتدار به تولید مسئولیت برای یکان یکان سوژههای انقلابی برسد. امام شهید دستاوردهای چهلساله را نقطهی پایان نمیداند، بلکه سکوی پرشی برای نسل جدید معرفی کند که باید در هر یک از این هفت میدان، نقش فاعل و کنشگر را ایفا کند. ساختار بیانیه رهبر شهید از روایت تاریخی به فهرست دستاورد و از آنجا به تجویز راهبردی حرکت میکند. حرکتی که در نهایت، مخاطب را از موضع شنونده به موضع مسئول منتقل میسازد. نکتهی پایانی قابلذکر آن است که در سراسر هفت راهبرد، یک الگوی تکرارشونده دیده میشود: هر راهبرد با اذعان به دستاورد آغاز میشود، سپس به نقصان یا فاصلهی موجود اشاره میکند و در نهایت مسئولیت رفع آن فاصله را متوجه نسل جدید مخاطب بیانیه میسازد. امید که نسل جدید انقلاب در مسیر تحقق این راهبردها کوشا باشد.
انتهای پیام/