به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، همزمان با تداوم تحرکات قلدرانه و عهد شکنانه آمریکا علیه کشورمان، تحلیلگران سیاسی میپرسند: رژیم صهیونیستی در این مقطع، چه نقشهای در سر میپروراند. این همان موضوعی است که مورد توجه تحلیلگران ترکیه نیز قرار گرفته و در روزهای اخیر، درباره آن قلم زدهاند.
روزنامه قرار گازته چاپ آنکارا، عکس و تیتر صفحه نخست امروز خود را به این موضوع اختصاص داده و نوشته است: «رژیم اسرائیل و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، در حال اعمال فشار بر دونالد ترامپ هستند تا به حملات خود علیه ایران، ادامه دهد».

این روزنامه در ادامه اشاره کرده، «ترامپ که با طرح و نقشه سفارشی نتانیاهو به ایران حمله کرد، با مقاومت غیرمنتظره و شدیدی روبرو شد و در دستیابی به هدف خود برای تغییر حکومت شکست خورد. هزینه اقتصادی جنگ، خشم افکار عمومی آمریکا را برانگیخت و او را به اعلام آتشبس و دعوت تهران به میز مذاکره برای توافق صلح سوق داد. با این حال، او دوباره در طول مذاکرات نظر خود را تغییر داد. گزارش شده که دلیل اصلی بازگشت ترامپ به جنگ، خواستههای مکرر اسرائیل و برخی کشورهای عربی خلیج فارس بوده است».
این روزنامه میگوید: «ادعای حملات کویت و بحرین به برخی اهداف ایران، نشانهای از سیگنالهای مشترک اسرائیل و کشورهای خلیج فارس برای تشویق ترامپ به ادامه جنگ است. درست در چنین شرایطی، نتانیاهو باز هم برای اقناع ترامپ، برای هفتمین بار در یک سال و نیم گذشته به کاخ سفید میرود».

خیبرشکن، کابوس بزرگِ آمریکا
روزنامه قرارگازته چاپ آنکارا، امروز در یک گزارش مفصل به توانمندیهای موشکی جمهوری اسلامی ایران پرداخته و به طور ویژه درباره موشک خیبرشکن نوشته است: «موشک بالستیک خیبرشکن ایران به ابزاری کلیدی در زرادخانه موشکی تهران در جنگ منطقهای تبدیل شده است. همچنان که وال استریت ژورنال نیز اشاره کرده، ایران پس از تشدید مجدد درگیریها، از موشکهای خیبر شکن در حملات به پایگاههای آمریکایی در خاورمیانه استفاده میکند. این موشکها با مسیرهای پرواز، سرعت و مانورهای مختلف شلیک میشوند که گفته میشود هدف آنها غافلگیر کردن سیستمهای دفاعی ایالات متحده و متحدانش است. این موشک که در سال 2022 توسط سپاه پاسداران معرفی شد، عضوی با برد 1450 کیلومتر از خانواده موشکهای فاتح-110 محسوب میشود. این برد امکان هدف قرار دادن تأسیسات نظامی متعدد آمریکایی در اسرائیل و کشورهای خلیج فارس را از نقاط مختلف در داخل خاک ایران فراهم میکند».

در ادامه گزارش آمده است: «یکی از ویژگیهای قابل توجه خیبرشکن استفاده از سوخت جامد در آن است. به همین خاطر، میتواند سریعتر آماده و روی حاملهای متحرک و خودروهای پرتاب، بارگذاری شود. این ویژگی پنهان کردن موشک را از دید هواپیماهای جنگی آمریکایی یا اسرائیلی که سایتهای پرتاب ثابت و تأسیسات موشکی در ایران را هدف قرار میدهند، آسانتر میکند. در برخی از انواع خیبرشکن، کلاهک جدا شده از بدنه اصلی، به لطف سیستمهای هدایت کوچک، میتواند با نزدیک شدن به هدف، مسیر خود را تغییر دهد. البته ویژگیهای مانورپذیری مشابهی در برخی از موشکهای پیشرفته ایران، مانند عماد، خرمشهر و فتاح، نیز یافت میشود».
گزارش این روزنامه مشهور ترکیه، به توانمندی ترکیبی ایران اشاره کرده و میگوید: «تهران با پرتاب همزمان موارد زیر، حملات چند لایهای انجام میدهد: موشکهای بالستیک پیشرفته مانند خیبرشکن، موشکهای بالستیک یا کروز با فناوری پایینتر و پهپادهای تهاجمی پرسرعت».
این تاکتیک، رادارهای دفاع هوایی را مجبور میکند تا اهداف متعددی را که از جهات مختلف و با سرعتهای مختلف به طور همزمان نزدیک میشوند، ردیابی کنند و هدف آن تخلیه ذخایر مهمات سیستمهای رهگیری است.
کارشناسان معتقدند که خیبرشکن به طور قابل توجهی ارزانتر از موشکهای رهگیر آمریکایی و اسرائیلی است که برای سرنگونی آن استفاده میشوند. بسته به سیستم مورد استفاده، هزینه یک موشک رهگیر دفاع هوایی میتواند از 2 میلیون دلار تا 15 میلیون دلار متغیر باشد. این عدم تعادل به طرف مهاجم اجازه میدهد تا سیستمهای دفاعی را هم از نظر اقتصادی و هم از نظر لجستیکی با مهمات ارزانتر فرسوده کند.

در آمریکا چه خبر است؟
فکرت آک فرات یکی از تحلیلگران ترکیه است که تلاش کرده در یک یادداشت تحلیلی، حملات آمریکا به ایران را از منظر اختلافات سیاسی واشنگتن بررسی کند.
او میگوید: «ائتلاف سیاسی ترامپ، به خاطر جنگ با ایران، دچار لطمه و فرسایش شده است. جنگ علیه ایران از نظر مبارزه استراتژیک بین دو جناح دیرینه در واشنگتن اهمیت دارد. مبارزه در واشنگتن بین دو حزب نیست، بلکه بین خطوط استراتژیک مختلف در طبقه حاکم آمریکا است. تمرکز بر رقابت بین جمهوریخواهان و دموکراتها به جای توضیح پیشینه تحولات، به مبهم کردن آن کمک میکند. دو خط استراتژیک اساسی مدتهاست که در طبقه حاکم آمریکا در حال مبارزه هستند. خط اول با هدف حفظ نظم جهانی آمریکامحور پس از جنگ سرد، شکل گرفته است. این گروهها حفظ برتری نظامی ایالات متحده، اتحاد ناتو، سیستم جهانی دلار و ظرفیت واشنگتن برای مداخله سیاسی در مقیاس جهانی را از ضروریات استراتژیک میدانند. پشت این خط فکری، صنایع دفاعی و شرکتهای بزرگ فناوری که به طور فزایندهای با آن ادغام شدهاند، بخش قابل توجهی از حلقههای مالی جهانی، بوروکراسی امنیتی آتلانتیک و نهادهای سنتی سیاست خارجی قرار دارند».

آک فرات در ادامه میگوید: «خط دوم استدلال میکند که مداخلهگرایی جهانی، دیگر قدرت ایالات متحده را تقویت نمیکند، بلکه موجب تضعیف آن میشود. این خط از بازسازی صنایع آمریکا، بازگشت تولید به کشور، تغییر مسیر منابع بودجه از جنگهای خارجی به اقتصاد داخلی و تمرکز اصلی بر رقابت بلندمدت با چین حمایت میکند. به قدرت رسیدن ترامپ، بیان سیاسی این خط بود. با این حال، فراموش نکنیم که دولت ترامپ یکپارچه نیست؛ بلکه ائتلافی است که شامل گروههایی با اولویتهای سیاست خارجی متفاوت است. آتلانتیکگرایان طرفدار حفظ فشار نظامی و اقتصادی بلندمدت بر مسکو و بازسازی چارچوب امنیتی اروپا برای مهار روسیه هستند. در مقابل، جریان دیگر، روسیه را نه به عنوان رقیب اصلی ایالات متحده، بلکه در چارچوب مبارزه علیه چین، تهدید واقعی میداند. بنابراین، معتقد است که ثبات کنترلشده با روسیه میتواند برای واشنگتن جهت هدایت منابع خود به منطقه آسیا-اقیانوسیه، کاربردیتر باشد. در حالی که آتلانتیکگرایان قصد دارند چین را با یک سیستم اتحاد گسترده که از اروپا تا آسیا-اقیانوسیه امتداد دارد، محاصره کنند، جریان دوم طرفدار کاهش مسئولیتها در غرب آسیا و اروپا و تمرکز قابلیتهای اقتصادی، فناوری و نظامی آمریکا در درجه اول علیه چین است».
آک فرات بر این باور است که جنگ ایران به دلیل اختلاف در اولویتهای استراتژیک در گروههای ائتلاف ترامپ، منجر به تنشهای جدیدی در واشنگتن شده است.
انتهای پیام/