به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی خبرگزاری تسنیم، علیرضا امیری استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه مطالعات فرهنگی در نشست علمی با موضوع الزامات بازدارندگی در جهان بیقاعده؛ بررسی مؤلفههای سخت و نرم قدرت که در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد، بازدارندگی را مفهومی فراتر از توان نظامی دانست و تأکید کرد که در جهان امروز، قدرت زمانی کارکرد بازدارنده پیدا میکند که بتواند محاسبات راهبردی رقیب را دگرگون سازد.
وی در ادامه افزود: جهان معاصر بیش از هر زمان دیگری از نظمهای تثبیتشده فاصله گرفته و قواعد بینالمللی دیگر همان نقش گذشته را در تنظیم رفتار بازیگران ایفا نمیکنند. در چنین شرایطی، قواعد حقوقی و سازوکارهای بینالمللی بیش از آنکه مبنای رفتار کشورها باشند، تابعی از موازنه قدرت شدهاند و همین مسئله، محیط امنیتی را با پیچیدگیهای تازهای روبهرو کرده است. از همین رو، بازدارندگی در چنین فضایی دیگر صرفاً یک مفهوم نظامی یا امنیتی نیست، بلکه به مسئلهای راهبردی و حتی فلسفی درباره نسبت میان قدرت، اراده و ادراک تبدیل شده است. اما، پرسش اصلی این است که در جهانی با قواعد سیال و تعهدات شکننده، چه نوع قدرتی میتواند مانع شکلگیری تهدید شود و امنیت پایدار را تضمین کند.
امیری در ادامه این نشست، با مرور برداشتهای سنتی از بازدارندگی اظهار داشت: سالها این مفهوم با انباشت تجهیزات نظامی، افزایش توان رزمی و توسعه قابلیتهای دفاعی تعریف میشد، اما تجربه تحولات چند دهه اخیر نشان داده است، که این برداشت دیگر پاسخگوی واقعیتهای جدید نیست، چرا که کشورهایی با زرادخانههای بزرگ نیز در مواردی نتوانستهاند اراده خود را بر رقبا تحمیل کنند، در حالی که برخی بازیگران با امکانات محدودتر، تنها از طریق تأثیرگذاری بر محاسبات طرف مقابل، هزینه اقدام علیه خود را به اندازهای افزایش دادهاند، که تهدید عملاً خنثی شده است.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه مطالعات فرهنگی با تأکید بر اینکه بازدارندگی بیش از آنکه محصول حجم قدرت باشد، نتیجه کیفیت سازماندهی قدرت است، تصریح کرد: در جهان بیقاعده، قدرت دیگر مجموعهای از ابزارهای منفک نیست، بلکه شبکهای از ظرفیتهای بههمپیوسته است، که تنها در تعامل با یکدیگر معنا پیدا میکنند. از همینرو، قدرت سخت همچنان ستون فقرات امنیت ملی محسوب میشود، و هیچ کشوری بدون برخورداری از توان دفاعی معتبر قادر به صیانت از موجودیت خود نیست. البته این توان زمانی اثر بازدارنده خواهد داشت، که در ذهن رقیب بهعنوان ارادهای پایدار، عقلانی و قابل اتکا ادراک شود. همچنین تجهیزات نظامی بدون اعتبار ادراکی، صرفاً انباشتی از امکانات محسوب میشوند و نمیتوانند نقش مؤثری در بازدارندگی ایفا کنند. بنابراین، کیفیت تصویر قدرت در ذهن رقبا به اندازه خود توان دفاعی اهمیت دارد، و هرگونه فاصله میان واقعیت قدرت و ادراک آن، میتواند محاسبات دشمن را دستخوش خطا کند.
وی افزود: قدرت نرم دیگر تنها به جذابیت فرهنگی یا دیپلماسی عمومی محدود نیست، بلکه توانایی خلق اعتماد، تولید روایت معتبر، تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش مشروعیت تصمیمات ملی و حفظ انسجام جامعه را نیز در بر میگیرد. جامعه برخوردار از انسجام داخلی، هزینه اعمال فشار خارجی را به شکل محسوسی افزایش میدهد، و همین مسئله قدرت بازدارندگی کشور را تقویت میکند. از اینرو، سرمایه اجتماعی، امید عمومی، کارآمدی نظام حکمرانی، ظرفیت علمی، نوآوری فناورانه و پویایی اقتصادی دیگر صرفاً شاخصهای توسعه نیستند، بلکه به مؤلفههای مستقیم امنیت ملی و بازدارندگی تبدیل شدهاند، و هرگونه ضعف در این حوزهها میتواند زمینه کاهش قدرت بازدارندگی را فراهم کند.
امیری با اشاره به نقش قدرت شناختی در معادلات جدید امنیتی اظهار داشت: حلقه مفقوده بسیاری از تحلیلهای سنتی، توجه نکردن به قدرت شناختی است؛ قدرتی که بر ذهن، ادراک و فرآیند تصمیمگیری اثر میگذارد. در عصر داده، هوش مصنوعی، رسانههای شبکهای و جنگهای ترکیبی هدف نخست بسیاری از رقابتها، ذهن تصمیمگیران و افکار عمومی است و کشوری که بتواند محاسبات رقیب را تغییر دهد، بدون استفاده از ابزار نظامی نیز بخشی از اهداف بازدارنده خود را محقق خواهد کرد.
وی با تأکید بر تحول فلسفه بازدارندگی تصریح کرد: در گذشته، بازدارندگی به معنای تهدید به مجازات بود، اما در جهان امروز، بازدارندگی یعنی ایجاد تردید در امکان موفقیت طرف مقابل میباشد. از این منظر، تفاوت این دو برداشت، تفاوتی اساسی است؛ زیرا در نگاه جدید، هدف آن نیست که پس از اقدام دشمن واکنش نشان داده شود، بلکه باید شرایطی ایجاد شود که اساساً اقدام خصمانه فاقد سود و فاقد چشمانداز موفقیت تلقی شود. البته بازدارندگی موفق پیش از آنکه در میدان نبرد شکل بگیرد، در اتاق محاسبات راهبردی رقیب تحقق مییابد، جایی که تصمیمگیران هزینهها، منافع و احتمال موفقیت هر اقدام را ارزیابی میکنند. در نتیجه هر اندازه این محاسبات با تردید و عدم قطعیت بیشتری همراه باشد، احتمال وقوع تهدید کاهش خواهد یافت.
این پژوهشگر حوزه مطالعات فرهنگی در ادامه سخنان خود در این نشست به تغییر مرزهای امنیت داخلی و خارجی اشاره کرد و بیان داشت: در جهان بیقاعده معاصر، اقتصاد، فناوری، آموزش، فرهنگ، رسانه، سلامت، محیط زیست و کیفیت حکمرانی همگی به اجزای قدرت ملی تبدیل شدهاند. از اینرو، کشوری که اقتصاد شکننده، نهادهای ناکارآمد یا سرمایهاجتماعی آن دچار گسست شده، حتی در صورت برخورداری از توان نظامی قابل توجه نیز با فرسایش بازدارندگی مواجه خواهد شد.
وی افزود: هر اندازه میان ظرفیتهای دفاعی، علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هماهنگی بیشتری برقرار باشد، تصویر قدرت در ذهن رقبا معتبرتر خواهد شد و احتمال شکلگیری تهدید نیز کاهش مییابد. از همین رو، مهمترین الزام بازدارندگی در عصر حاضر، افزایش صرف هر یک از مؤلفههای قدرت نیست، بلکه ایجاد همافزایی میان همه این ظرفیتهاست.
علیرضا امیری در بخش پایانی سخنان خود در این نشست، با تأکید بر ضرورت نگاه جامع به قدرت ملی اظهار داشت: قدرت زمانی بازدارنده میشود، که میان اراده سیاسی، توان نظامی، کارآمدی اقتصادی، مشروعیت اجتماعی، سرمایه فرهنگی و برتری شناختی شکافی وجود نداشته باشد، چرا که هرگونه گسست میان این مؤلفهها، فرصت نفوذ و خطای محاسباتی را برای رقبا فراهم میکند و هزینههای امنیت ملی را افزایش میدهد. از اینرو، یکی از خطاهای راهبردی در جهان امروز، سنجش بازدارندگی، صرفاً بر اساس شاخصهای کمی مانند تعداد تجهیزات یا حجم بودجه نظامی است. همچنین، این مؤلفهها اگرچه ضروری هستند، اما زمانی اثرگذار خواهند بود که بتوانند تصویری معتبر، عقلانی و اثرگذار از قدرت ملی در ذهن دیگران ایجاد کنند، چرا که امنیت پایدار تنها با ابزارهای امنیتی تولید نمیشود.
بنابران، بازدارندگی در قرن بیستویکم بیش از آنکه هنر نمایش قدرت باشد، هنر شکل دادن به آیندهای نامطمئن برای رقیب است، آیندهای که در آن هرگونه اقدام خصمانه پرهزینه، غیرقابل پیشبینی و فاقد دستاورد ارزیابی میشود، و بازدارندگی امروز پیش از آنکه زاده زور باشد، حاصل ادراک، همافزایی قدرت و معماری هوشمندانه ظرفیتهای ملی است.
انتهای پیام /