به گزارش خبرگزاری تسنیم از زاهدان، سفر رئیس سازمان حفاظت محیطزیست به سیستان و بلوچستان، اگرچه با بازدید از تالاب هامون و کانونهای گردوغبار همراه بود، اما زمان انجام این بازدید و برخی برنامههای سفر، واکنشها و گلایههایی را در میان مردم، فعالان محیطزیست و رسانههای استان به دنبال داشت.
برای بسیاری از مردم سیستان، ریزگردها دیگر یک پدیده طبیعی نیستند؛ بخشی از زندگی روزمرهاند. مردمی که هر سال با آغاز بادهای 120 روزه، خانههایشان را زیر لایهای از خاک میبینند، بارها تعطیلی ادارات، مدارس و جادهها را تجربه کردهاند و سالهاست هزینه این بحران را با سلامت، اقتصاد و حتی مهاجرت فرزندانشان میپردازند.
سفر شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، به سیستان و بلوچستان از همان ابتدا توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد؛ سفری که انتظار میرفت فرصت مناسبی برای مشاهده میدانی یکی از بزرگترین بحرانهای زیستمحیطی کشور و شنیدن مستقیم مطالبات مردم باشد.
انصاری روز شنبه دهم مردادماه، نخستین روز سفر خود را در منطقه سیستان سپری کرد؛ از محل ورود آب از افغانستان، بستر خشک تالاب بینالمللی هامون و برخی کانونهای تولید گردوغبار بازدید کرد و درباره موضوعاتی همچون عدالت زیستی، دیپلماسی آب و همکاریهای منطقهای سخن گفت. اما آنچه پس از پایان این بازدیدها در فضای عمومی استان بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفت، نه اصل سفر، بلکه زمان انجام آن بود.
مطالبهای که سالها تکرار شده است
سالهاست مردم سیستان در گفتوگو با رسانهها یک درخواست مشترک را مطرح میکنند؛ اینکه مسئولان ملی، بهویژه مدیرانی که درباره ریزگردها تصمیم میگیرند، تنها در روزهای آرام به منطقه سفر نکنند، بلکه یکی از روزهای اوج طوفان را نیز از نزدیک تجربه کنند. مردم میگویند تا کسی در میان طوفانهایی که گاه سرعت آنها از 100 کیلومتر بر ساعت فراتر میرود قرار نگیرد، نمیتواند عمق بحران را درک کند.
در روزهای اوج بادهای 120 روزه، آسمان سیستان گاه برای ساعتها در غبار فرو میرود؛ دید افقی به شدت کاهش مییابد، مدارس و ادارات تعطیل میشوند، خودروها با دشواری حرکت میکنند و بیماران تنفسی، قلبی و چشمی بیش از همیشه راهی مراکز درمانی میشوند. همین تجربه زیسته مردم باعث شده است که بسیاری معتقد باشند مشاهده هامون در روزی که هوا نسبتاً آرام است، نمیتواند تصویر کاملی از واقعیت این بحران ارائه دهد.
وقتی هشدارهای نارنجی ادامه دارد
همزمان با سفر رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، منطقه سیستان همچنان در میانه فصل بادهای 120 روزه قرار داشت؛ فصلی که هر چند روز یکبار با صدور هشدار نارنجی از سوی ادارهکل هواشناسی استان همراه میشود. چرخهای تکراری که مردم منطقه به خوبی آن را میشناسند؛ چند روز طوفان شدید، اندکی آرامش و دوباره بازگشت بادهای سهمگین.
تنها یک روز پس از پایان حضور رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در سیستان، ادارهکل هواشناسی بار دیگر هشدار نارنجی صادر کرد و در ادامه، بیشینه سرعت باد در زابل به 97 کیلومتر بر ساعت رسید؛ طوفانی که شعاع دید افقی را نیز به حدود دو هزار متر کاهش داد. همین همزمانی، موجب شد در شبکههای اجتماعی این پرسش بار دیگر مطرح شود که آیا بهتر نبود بازدید عالیترین مقام محیطزیست کشور از منطقه، در یکی از همین روزهای بحرانی انجام میشد؟
«تا نبینی، باور نمیکنی»؛ این جمله شاید پرتکرارترین عبارتی باشد که مردم سیستان هنگام توصیف ریزگردها به کار میبرند. بسیاری از ساکنان منطقه معتقدند تصاویر تلویزیونی و گزارشهای مکتوب، تنها بخش کوچکی از واقعیت را نشان میدهد.
آنها میگویند وقتی باد، شن را از زمین بلند میکند، آسمان رنگ خود را از دست میدهد، نفس کشیدن دشوار میشود، خاک از درز پنجرهها وارد خانه میشود و صدای برخورد ماسهها با شیشهها، ساعتها ادامه پیدا میکند، آن وقت میتوان فهمید چرا برخی از مردم، این طوفانها را «آخرالزمانی» توصیف میکنند. همین تجربه زیسته، دلیل اصلی اصرار مردم برای حضور مسئولان در روزهای بحرانی است؛ حضوری که از نگاه آنان، میتواند درک دقیقتر و تصمیمهای مؤثرتری را به دنبال داشته باشد.
حاشیههایی که متن سفر را تحتالشعاع قرار داد
سفر دو روزه رئیس سازمان حفاظت محیطزیست به سیستان و بلوچستان در حالی با محوریت بررسی مسائل زیستمحیطی استان انجام شد که بخشی از بازتابهای آن، نه به بازدیدها و نشستهای رسمی، بلکه به حاشیههایی اختصاص یافت که در فضای مجازی و رسانهای استان شکل گرفت.
برای بسیاری از مردم سیستان، مهمترین انتظار از این سفر، شنیدن خبر تصمیمات عملی برای کاهش ریزگردها، احیای تالاب هامون، پیگیری حقآبه محیطزیستی هیرمند و حمایت از مردمی بود که سالها هزینه یک بحران فرامرزی را پرداختهاند. اما در شبکههای اجتماعی، بخش دیگری از سفر بیش از همه مورد توجه قرار گرفت؛ برنامههایی که از نگاه برخی کاربران، تناسب چندانی با شرایط بحرانی شمال استان نداشت.
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست پس از پایان برنامههای خود در منطقه سیستان، روز دوم سفر را در زاهدان سپری کرد؛ سفری که در بخشی از آن از مجموعه گردشگری «دشت عماد» بازدید و در مراسم رونمایی از نخستین تاکسیهای برقی زاهدان نیز حضور یافت.
اگرچه توسعه حملونقل پاک و استفاده از خودروهای برقی، اقدامی قابل دفاع در مسیر کاهش آلودگی هوا محسوب میشود، اما همزمانی این برنامه با شرایط بحرانی سیستان، واکنشهایی را در فضای مجازی به همراه داشت. برخی کاربران نوشتند که انتظار داشتند بخش بیشتری از زمان سفر رئیس سازمان حفاظت محیطزیست صرف بررسی میدانی بحران ریزگردها، گفتوگو با مردم و بازدید از مناطق درگیر طوفان شود. یکی از کاربران فضای مجازی در واکنشی نوشت: «از دشت تشنه و غبارآلود هامون تا دشتهای لاکچری، قصه پُردرد مردم سیستان ادامه دارد...» این جمله، اگرچه دیدگاه یک کاربر بود، اما بازتابدهنده بخشی از احساسات و گلایههایی بود که طی دو روز پس از سفر در میان کاربران استان دیده میشد.
نشست خبری با رسانهها؛ انتظاری که برآورده نشد
یکی دیگر از مهمترین نقدهای مطرحشده، به برگزار نشدن نشست خبری رئیس سازمان حفاظت محیطزیست با خبرنگاران استان مربوط میشد. سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر، همواره یکی از مهمترین کانونهای مسائل زیستمحیطی کشور بوده است؛ از بحران ریزگردها و خشکی تالاب بینالمللی هامون گرفته تا موضوع حقآبه هیرمند، کانونهای داخلی گردوغبار، فرسایش بادی، تغییرات اقلیمی و چالشهای مرتبط با تنوع زیستی. از همین رو، بسیاری از خبرنگاران و فعالان رسانهای انتظار داشتند در جریان این سفر، فرصتی برای طرح پرسشهای تخصصی و دریافت پاسخ درباره برنامههای سازمان حفاظت محیطزیست فراهم شود.
پرسشهایی که سالهاست ذهن مردم منطقه را به خود مشغول کرده است؛ اینکه برنامه عملی سازمان برای مهار کانونهای داخلی گردوغبار چیست؟ چه اقداماتی برای پیگیری حقابه زیستمحیطی هامون انجام شده است؟ نقش دیپلماسی محیطزیستی در حل بحران چیست؟ و مهمتر از همه، مردم چه زمانی آثار این برنامهها را در زندگی خود خواهند دید؟ اما برگزار نشدن نشست خبری باعث شد بسیاری از این پرسشها بیپاسخ بماند.
در میان واکنشها، انتشار نامه سرگشاده یکی از مدیران مسئول رسانههای محلی، قابل توجه بود. نویسنده این نامه با عذرخواهی از اینکه ناچار شده مطالبات خود را در قالب نامهای سرگشاده مطرح کند، نوشت برنامهریزی سفر به گونهای بوده که امکان حضور او و شماری از کنشگران محیطزیست، روزنامهنگاران تخصصی، پژوهشگران حوزه بیابان، متخصصان گردوغبار و کارشناسان دیپلماسی آب در جلسه با رئیس سازمان حفاظت محیطزیست فراهم نشده است.
در این نامه همچنین آمده است که اگرچه در سخنان رئیس سازمان، موضوعاتی مانند عدالت زیستی، دیپلماسی آب و دیپلماسی گردوغبار مطرح شده، اما از نگاه نویسنده، هنوز اقدام عملی و ملموسی متناسب با ابعاد بحران در استان مشاهده نشده است. فارغ از اینکه این نقدها تا چه اندازه وارد باشد، بازنشر این نامه در شبکههای اجتماعی استان نشان داد افکار عمومی استان، انتظار ارتباط مستقیمتر و گفتوگوی شفافتر میان مدیران ملی و جامعه محلی را دارد.
بحرانی که با بازدید پایان نمییابد
ریزگردهای سیستان، بحرانی یکروزه یا یکفصل نیستند؛ زخمی هستند که سالهاست بر پیکر شمال سیستان و بلوچستان نشسته و هر تابستان، با آغاز بادهای 120 روزه، دوباره سر باز میکند. در این سالها، دهها هیئت کارشناسی، مدیر ملی، نماینده مجلس، وزیر و مسئولان مختلف از منطقه بازدید کردهاند، اما آنچه مردم بیش از هر چیز از آن سخن میگویند، فاصله میان بازدیدها و تغییرات ملموس در زندگی روزمرهشان است.
برای خانوادهای که هر صبح باید لایهای از خاک را از روی وسایل خانه پاک کند، برای کشاورزی که زمینش زیر شنهای روان مدفون شده و برای کودکی که بخش قابل توجهی از تابستان را با سرفه و تنگی نفس سپری میکند، بحران ریزگردها یک گزارش اداری یا یک بازدید چندساعته نیست؛ واقعیتی است که هر روز با آن زندگی میکنند.
یکی از نکاتی که بارها از زبان مردم سیستان شنیده شده، دعوت از مسئولان برای حضور در منطقه در روزهای اوج بحران است. بسیاری از شهروندان معتقدند اگر تصمیمگیران کشور، حتی چند ساعت در شرایطی قرار بگیرند که دید افقی به چند صد متر کاهش پیدا میکند، شنهای روان به شیشه خودروها میکوبند، نفس کشیدن بدون ماسک دشوار میشود و زندگی عملاً متوقف میشود، نگاه آنان به این بحران نیز متفاوت خواهد شد.
این مطالبه، صرفاً یک درخواست احساسی نیست؛ بلکه از این باور ناشی میشود که مشاهده مستقیم شرایط، میتواند به تصمیمهای دقیقتر، تخصیص منابع بیشتر و پیگیری جدیتر راهکارهای ملی و فرامرزی منجر شود. از همین رو، برخی فعالان اجتماعی استان معتقدند بازدید در هوای آرام، هرچند برای بررسی میدانی ضروری است، اما نمیتواند تصویر کاملی از شرایطی ارائه دهد که مردم سیستان در بخش قابل توجهی از فصل تابستان با آن مواجه هستند.
از عدالت زیستی تا اقدام عملی
در جریان این سفر، موضوعاتی مانند عدالت زیستی، دیپلماسی آب و دیپلماسی گردوغبار مورد تاکید قرار گرفت؛ مفاهیمی که از نگاه کارشناسان، برای حل ریشهای بحران سیستان اهمیت زیادی دارند. اما آنچه افکار عمومی استان بیش از هر چیز انتظار دارد، تبدیل این مفاهیم به برنامههای عملی است.
پیگیری مؤثر حقآبه تالاب بینالمللی هامون، فعالتر شدن دیپلماسی محیطزیستی با کشورهای همسایه، اجرای طرحهای تثبیت کانونهای داخلی گردوغبار، تقویت پوشش گیاهی، حمایت از جوامع محلی، توسعه زیرساختهای درمانی برای بیماران ناشی از ریزگرد و جبران بخشی از خسارتهای اقتصادی مردم، از جمله اقداماتی است که سالهاست به عنوان مطالبات اصلی منطقه مطرح میشود.
کارشناسان معتقدند حل بحران سیستان نیازمند نگاهی فرابخشی است؛ بحرانی که تنها با اقدامات یک دستگاه قابل مدیریت نیست و همکاری سازمان حفاظت محیطزیست، وزارت نیرو، وزارت امور خارجه، وزارت کشور، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان منابع طبیعی و سایر دستگاههای مرتبط را میطلبد.
رسانهها صدای مردمی که میخواهند دیده شوند
در تمام سالهایی که سیستان با ریزگردها دستوپنجه نرم کرده، رسانههای محلی و ملی بارها تلاش کردهاند روایتگر زندگی مردمی باشند که کمتر فرصت دیده شدن پیدا کردهاند. از انتشار گزارشهای میدانی درباره روستاهای محاصره شده در شنهای روان گرفته تا انعکاس مشکلات بیماران تنفسی، مهاجرت خانوادهها، تعطیلیهای مکرر و آسیبهای اقتصادی، رسانهها همواره کوشیدهاند این بحران را از قاب آمار خارج کرده و به زبان زندگی مردم روایت کنند.
به همین دلیل نیز انتظار خبرنگاران برای برگزاری نشست خبری با رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، صرفاً یک مطالبه صنفی نبود؛ بلکه تلاشی برای طرح پرسشهایی بود که سالهاست از زبان مردم منطقه مطرح میشود و همچنان پاسخهای روشنی برای آنها وجود ندارد.
مردم سیستان منتظر نتیجهاند نه فقط خبر سفر
شاید مهمترین پیام بازخوردهای مردمی پس از این سفر، یک جمله باشد؛ اینکه مردم سیستان بیش از آنکه به اصل سفر مسئولان دل خوش کنند، به نتایج آن چشم دوختهاند. برای آنان، موفقیت یک سفر زمانی معنا پیدا میکند که چند ماه بعد، نشانههای آن در زندگی روزمره دیده شود؛ وقتی شمار روزهای بحرانی کاهش یابد، کانونهای گردوغبار مهار شوند، تالاب هامون جان تازهای بگیرد، بیماران دغدغه هزینههای درمان را نداشته باشند و کودکان بتوانند تابستان را بدون نگرانی از هوای آلوده سپری کنند.
ریزگردهای سیستان سالهاست به یکی از پیچیدهترین بحرانهای زیستمحیطی کشور تبدیل شدهاند؛ بحرانی که حل آن نیازمند عزم ملی، دیپلماسی فعال، مدیریت علمی و حضور مستمر مسئولان در کنار مردم است.
شاید سفر رئیس سازمان حفاظت محیطزیست بتواند آغاز فصل تازهای از توجه به این منطقه باشد؛ اما آنچه در نهایت درباره موفقیت یا ناکامی این سفر قضاوت خواهد شد، نه تصاویر بازدیدها و نشستها، بلکه اقداماتی است که پس از پایان سفر، برای کاستن از رنج مردمی انجام میشود که سالهاست زیر آسمانی خاکآلود، چشمانتظار روزی هستند که دوباره بتوانند بیدغدغه نفس بکشند.
انتهای پیام/