به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز,، هفدهم مردادماه یادآور حادثهای تلخ در تاریخ رسانه و دیپلماسی ایران است. در 17 مرداد 1377، محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، به همراه هشت دیپلمات ایرانی در کنسولگری ایران در مزارشریف افغانستان، به دست نیروهای طالبان به شهادت رسید. پس از این حادثه، شورای فرهنگ عمومی کشور، 17 مرداد را به عنوان روز خبرنگار نامگذاری کرد؛ روزی برای گرامیداشت خبرنگارانی که در مسیر آگاهیبخشی، اطلاعرسانی و دفاع از حقیقت فعالیت میکنند.
جنگ روایتها؛ رسانه میدان نبرد دوم
در دنیای امروز، جنگها تنها در میدانهای نظامی رخ نمیدهند؛ بلکه نبرد اصلی بر سر «تولید واقعیت» در ذهن مخاطب است. رسانهها با انتخاب کلمات، قاببندی تصاویر و اولویتدهی به اخبار، واقعیتی را میسازند که نهلزوماً منطبق بر حقیقت عینی است.
در شرایط جنگی، این قدرت دوچندان میشود؛ چراکه هر طرف درگیر سعی دارد روایت خود را بهعنوان «حقیقت ناب» جا بزند. از این رو، رسانهای که تکلیف خود را میداند، نمیتواند تماشاگر بیطرف باشد؛ بلکه باید با روشنگری، پرده از چهرهی روایتهای دروغین بردارد و مرز میان «حق» و «باطل» را با خطکشیهای شفاف مشخص کند.
از واقعیتسازی تا حقیقتیابی؛ رسالت خبرنگار
یکی از پیچیدهترین چالشهای عصر دیجیتال، فاصلهی میان «حق» و «حقیقت» است. حق، امری ثابت و الهی است؛ اما حقیقت، غالباً در کشاکش روایتها گم میشود. رسانههای معاند با بهرهگیری از تکنیکهای روانشناختی، «حقیقتِ ساختهشده» را جایگزین حق میکنند تا مخاطب را از مسیر صحیح منحرف سازند.
در این میدان، رسانهی تراز انقلاب باید با تولید محتوای عمیق و مستند، نه فقط خبر، بلکه «نگاه» به مخاطب بدهد؛ نگاهی که قدرت تحلیل و تشخیص را در مخاطب تقویت کند و مخاطب را از مصرفکنندهی منفعل، به کنشگری آگاه تبدیل نماید.
انسان موحد؛ هدف غایی رسانهی تراز
رسانهها صرفاً بازتابدهندهی قدرت نیستند؛ بلکه خود، منبع تولید قدرت هستند. قدرتی که در پسِ رسانه تعریف میشود، نه با زور، که با اقناع و هدایت افکار عمومی شکل میگیرد.
در این میان، بزرگترین مأموریت رسانهی متعهد، تربیت «انسان موحد» در برابر «انسان نرمالیزهشده»ای است که رسانههای اغواگر او را بیهویت و بیارزش ساختهاند.
انسان موحد، کسی است که ارزشهای الهی را با عقلانیت درمیآمیزد و اجازه نمیدهد شعارهای فریبندهی دهکدهی جهانی، هویت دینی و انقلابی او را مصادره کنند. رسانه در این مسیر، نقش استاد و مرشد را دارد؛ نه ابزار سرگرمی و غفلت.
رسانهی زرد؛ تهدید نرم جامعهی آرمانی
آسیب امروز جامعهی ما، نه کمبود اطلاعات، که وفور اطلاعات نادرست و گمراهکننده است. رسانههای زرد با تولید محتوای سطحی، هیجانی و بیپشتوانه، ذهن مخاطب را خالی از تفکر انتقادی میکنند و او را به موجودی منفعل و تأثیرپذیر تبدیل مینمایند.
رسانهی زرد که خالی از درد و احساس و خطکشیهای ارزشی است، تهدیدی جدی برای جامعهی آرمانی محسوب میشود؛ چراکه به جای آگاهیبخشی، به دامنزدن به شبهات و عادیسازی انحرافات دامن میزند.
مخاطب بصیر؛ سپر دفاع در برابر هجمهها
در نقطهی مقابل رسانههای زرد، رسانهی تراز، مخاطبی تربیت میکند که دارای «قوهی عاقلهی مستقل و تحلیلگر» است؛ پیشرو است و پیرو رسانهها نیست.
این مخاطب، پیش از هر گونه پذیرش، میسنجد، تحلیل میکند و سپس قضاوت مینماید. در شرایط جنگ ترکیبی، دشمن با تولید «واقعیتهای مجازی» و بهرهگیری از شبهروشنفکران، سعی در عادیسازی انحرافات دارد. اما رسانهی انقلابی، با تکیه بر عقلانیت و وحی، نه تنها در برابر این موج میایستد، بلکه با آموزش سواد رسانهای، نسل جدید را به سربازان آگاه جبههی حق تبدیل میکند.
تربیتگری به جای خبرپراکنی؛ رسانه در تراز انقلاب
رسانهای که درد جامعه را بفهمد و برای ارزشهای اصیل خطکشی داشته باشد، پناهگاه امن جامعهی آرمانی است. امروز بیش از هر زمان، به رسانهای نیاز داریم که نه زرد و بیهویت، که عمیق، دردآشنا، و ترسیمگر افقی روشن برای آیندهای مبتنی بر کرامت انسانی و عدالت الهی باشد.
رسانهای که در عین خبررسانی، به «تربیت انسان موحد» و «آگاهسازیِ توأم با بصیرت» بپردازد و اجازه ندهد رسانههای مسخکننده و اغواگر، ارزشهای انسانی را به نام جامعهی شهروندی و دهکدهی جهانی، بیارزش و خالی از معنا سازند.
گزارش از: اکبر بهاری،خبرنگار
انتهای پیام/