به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، پایگاه خبری روزنامه زمان یسرائیل در مقالهای تحلیلی تاکید کرد که بعد از گذشت دو سال و 9 ماه از 7 اکتبر 2023 (آغاز عملیات طوفان الاقصی) میتوان به راحتی نشانههای نگران کننده فرسودگی نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل، ورود به گردون جنگهای طولانی و شکستهای سیاسی را لمس کرد.
یورام کاتس نویسنده این مقاله اعتراف کرد: دو سال و نه ماه از فاجعه هفتم اکتبر(عملیات طوفان الاقصی) میگذرد و از آن زمان تاکنون، اسرائیل درگیر یک جنگ یا شاید سلسلهای از جنگها فرسایشی شده است. در این مدت، جنگ نه تنها امنیت را در دراز مدت تقویت نکرده، بلکه برعکس، آن را تضعیف کرده است.
پیش از جنگ، میانگین مدت خدمت یک سرباز ذخیره بین 9.6 تا 13.4 روز در سال بود.
در سال 2023، این رقم به دلیل فراخوان گسترده نیروهای ذخیره در اکتبر به 61 روز و در سال 2024 به 72 روز جهش یافت که نشان دهنده افزایشی بیش از 500 درصد است.
در تیپهای رزمی ذخیره، این آمار وحشتناک است: آنان در سال 2024 بهطور میانگین بیش از 200 روز خدمت کردند.
گزارش بازرس کل نشان میدهد که در 10 ماه نخست جنگ، حدود 318 هزار اسرائیلی به خدمت فراخوانده شدند و مجموع روزهای خدمت نیروهای ذخیره به حدود 35 میلیون روز رسید؛ یعنی 20 برابر میانگین دوران عادی خدمت کردند.
در سال 2024، میانگین مدت خدمت فعلی حدود 94 روز و در سال 2025 حدود 78 روز بود؛ به عبارت دیگر، حتی دو سال پس از آغاز جنگ، بار خدمت هنوز با بازگشت به شرایط عادی فاصله زیادی داشته است.
در بخش دیگری از این مقاله با اشاره به فرسایش روز افزون ارتش رژیم صهیونیستی تاکید شده است: فرسایش انباشته شده در طول زمان، یک اختلال موقت نیست که با پایان جنگ از بین برود؛ بلکه به قدرتی که ساختار نظامی اسرائیل برای عمل در درازمدت دارد آسیب میزند و از این رو نباید به آن به عنوان «هزینهای معقول» نگریست، بلکه باید آن را یک خطر وجودی مستقل توصیف کرد.
ایال زامیر، رئیس ستاد کل، با عباراتی تند در این باره هشدار داد: «نیروهای ارتش ذخیره فرو خواهد پاشید... اگر تغییری رخ ندهد، نیروهای ذخیره در سالهای آینده توان تحمل این بار را نخواهند داشت».
افسران میدانی گزارش میدهند که نظامیان علناً میگویند: «من توان شرکت در دوره بعدی را ندارم» و ارتش اسرائیل بر این باور است که ساختار سیاسی «کاملاً نسبت به این فروپاشی بیتفاوت است».
کابینه فعلی تا جایی که میتوان از سیاست عملیاش استنباط کرد، از پذیرش فرسایش ارتش اسرائیل به عنوان یک مشکل مبرم سر باز میزند و ماجرا را بهگونهای مدیریت میکند که گویی نیروی انسانی و نظامیِ در دسترس، منابعی پایانناپذیرند ـ بدون محدودیت زمانی و بدون برنامهای مشخص برای خروج از این دور باطل جنگها.
کوتاه کردن مدت زمان نبرد در غزه و آغاز یک راهکار سیاسی برای این منطقه میتوانست تنفسی واقعی به ارتش بدهد: روزهای خدمت ذخیره کمتر، استهلاک کمتر تجهیزات و مهمات، و دورهای کوتاهتر که طی آن صدها هزار اسرائیلی، زندگی خود را بلاتکلیف میان دورههای مختلف خدمت بپندارند.
تصمیم مداوم برای طولانی کردن جنگ بدون وجود راهکار سیاسی و با انگیزههای صرف سیاسی، سبب شده و همچنان میشود که یک منبع محدود ـ یعنی کارآمدی نظامی ـ به یک دستاورد سیاسی کوتاهمدت تبدیل شود.
بار خدمت ذخیره و خدمت وظیفه بهطور مساوی تقسیم نشده است و کابینه نهتنها این مسئله را نادیده گرفته، بلکه بهطور سیستماتیک برای تثبیت این نابرابری تلاش کرده است.
در ژوئن 2024، دادگاه عالی با اجماع رأی داد که هیچ چارچوب قانونی برای تبعیض میان طلاب مدارس دینی (یشیوا) و سایر اقشار جامعه وجود ندارد و ساختار حاکم باید آنان را نیز مانند هر فرد دیگری به خدمت سربازی فراخواند.
در عمل، از میان حدود 80 هزار جوان حریدی که وضعیت نظامیشان مشخص نشده است، طی این مدت دهها هزار احضاریه صادر شد، اما نرخ پاسخگویی تنها حدود 3 تا 5 درصد بود.
در یک مورد، از میان 24 هزار برگه احضاریه توزیعشده، تنها حدود 1200 نفر مراجعه کردند.
در همین حال، کابینه به تخصیص بودجه برای مدرسههایی که طلاب مشمول قانون در آن تدریس میکردند و از خدمت گریخته بودند، ادامه داد.
به بیان دیگر: در حالی که یک سرباز ذخیره عادی بین 5 تا 7 برابر دوران پیش از جنگ به خدمت فراخوانده میشد، کابینه منابع سیاسی خود را نه برای تقویت خدمت یا بهبود شرایط او، بلکه برای حمایت از کسانی اختصاص داد که برخلاف قانون، تصمیم گرفته بودند اصلا به خدمت نروند.
در ادامه مقاله هم تاکید شده است: پشت این آمار و ارقام خشک، آسیبهای انسانی بسیار سنگینی نهفته است. پژوهشی از سوی انجمن «ناتال» نشان میدهد که حدود نصف نیروهای ذخیره مبتلا به اختلال استرس پس از trauma (PTSD)، هنوز به سر کار بازنگشتهاند یا با مشکلات جدی در ادغام مجدد روبرو هستند.
نظرسنجی اداره مرکزی آمار نشان داد که حدود نصف همسران سربازان ذخیره از آسیب دیدن روابط خانوادگی خود گزارش دادهاند و یکسوم آنان اعتراف کردهاند که این آسیبها باعث فکر کردن به جدایی یا طلاق شده است.
گزارش بازرس کل درباره نظام سلامت روان نیز حاکی از آن است که حدود یکسوم اسرائیلیها از علائم استرس پس از حادثه یا افسردگی پس از جنگ خبر دادهاند و اکثریت قاطع آنان هیچ درمان دریافتی نداشتهاند ـ که بخشی از آن به دلیل صفهای انتظار طولانی در صندوقهای بیمه سلامت و مراکز پشتیبانی روانی است.
رئیس بانک مرکزی در سال 2024 برآورد کرد که هزینه جنگها برای سالهای 2023 تا 2025 حدود 250 میلیارد شیکل خواهد بود که شامل حدود 40 میلیارد خسارت مالیاتی و هزینههای روزهای خدمت ذخیره، مهمات و کمکهای غیرنظامی است.
تا ژانویه 2026، هزینه کل جنگ در غزه، لبنان و ایران طی دوره 2023 تا 2025 حدود 222 میلیارد شیکل برآورد شد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، متعهد شد که طی دهه آینده 300 میلیارد شیکل به سیستم نظامی اضافه کند، همراه با هدف گذاری صرفهجویی داخلی 50 میلیارد شیکلی در ارتش اسرائیل که هنوز بهطور کامل محقق نشده است.
علاوه بر این، هزینه جنگ با ایران و حزبالله در مارس امسال، حدود 65 میلیارد شیکل برآورد شده است.
این مبالغ مستقیماً از بودجه عمومی تأمین میشود و به قیمت کاهش سرمایهگذاری در بخشهای بهداشت، آموزش، رفاه و دیگر نیازهای سالهای آینده تمام خواهد شد.
به اعتراف این رسانه: جنگی که به عنوان پاسخی به حمله حماس در غزه آغاز شد، ظرف یک سال به جنگی چندجبههای تبدیل شد. در ماههای نخست، پژوهشگران امنیتی جنگ را شامل پنج جبهه آشکار و یک جبهه پنهان توصیف کردند: غزه، لبنان و حزبالله، کرانه باختری، یمن، سوریه و ایران.
در فاصله سپتامبر تا نوامبر 2024، درگیری با حزبالله به عملیاتی زمینی در جنوب لبنان توسعه یافت. در مارس امسال، درگیری با حزبالله از سر گرفته شد و ارتش اسرائیل مجدداً وارد خاک لبنان شد و این حضور تا امروز ادامه دارد.
در آوریل و اکتبر 2024، ایران مستقیماً با موشک (اهداف رژیم صهیونیستی) را هدف قرار داد؛ از آن زمان تاکنون دو جنگ میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران رخ داده است: جنگ 12 روزه در ژوئن 2025 و جنگی که در 28 فوریه امسال آغاز شد و در اوایل آوریل به پایان رسید، اگرچه ممکن است هنوز کاملاً تمام نشده باشد.
در پایان سال 2024 و با سقوط بشار اسد در سوریه، ارتش اسرائیل وارد خاک سوریه شد و از آن زمان بر حدود 200 کیلومتر مربع از اراضی سوریه تسلط یافته و بهطور متناوب در حدود 3000 کیلومتر مربع از خاک این کشور عمل میکند.
هر جبهه اضافی به معنای تلفات بیشتر، مجروحان بیشتر، خانههای ویرانشده بیشتر، فراخوان بیشتر نیروهای ذخیره، مصرف مهمات بیشتر و فشار مضاعف بر سیستمی است که سه سال متوالی تحت فشار بوده است.
در اکتبر سال گذشته، شمار کشتهشدگان نظامی و امنیتی از 7 اکتبر به حدود 1152 نفر رسید (این رقم رسمی است و گفته میشود اسرائیل در اعلام رقم اصلی تلفات خود همچنان در حال پنهان کاری است) که شامل 1035 کشته از ارتش اسرائیل، 100 کشته از پلیس، 9 کشته از شاباک و 8 کشته از سازمان زندانها بود؛ افرادی که شامل سربازان و مامورانی میشدند که در همان کشتار اولیه جان باختند.
از آن زمان تاکنون، 26 سرباز دیگر در جریان نبردها در لبنان و مرزهای شمالی کشته شدهاند. بدین ترتیب، از زمان وقوع عملیات 7 اکتبر و ورود زمینی ارتش به غزه در اکتبر 2023، در مجموع بیش از 750 سرباز و نیروی امنیتی در جبهههای مختلف کشته شدهاند.
بیش از 20 هزار سرباز از 7 اکتبر دچار آسیبهای جسمی و روانی شدهاند. همچنین حدود 86 هزار اسرائیلی به عنوان آسیبدیده ناشی از اقدامات خصمانه (جسمی و روانی) شناسایی شدهاند، علاوه بر دهها هزار نفری که دچار جراحات سطحی شده و در بیمارستانها مداوا گردیدند.
گزارشهای ارتش اسرائیل از افزایش موارد خودکشی میان سربازان پس از جنگ خبر میدهد؛ بهطوری که 27 مورد در سال 2023 و 21 مورد در سال 2024 ثبت شده است که بیشتر آنان از نیروهای ذخیره و کادر ثابت بودهاند.
این امر نشاندهنده هزینه دیگری است که با پایان یک نبرد خاص تمام نمیشود. اطلاعات مربوط به خودکشی غیرنظامیان با تأخیر پردازش میشود، اما شواهدی از افزایش فوتهای مرتبط با تضعیف سلامت روان وجود دارد، از جمله گزارش مسئولان بهداشتی که از افزایش 20 درصدی مرگومیر در مرزهای شمالی در سال 2024 خبر میدهد.
انتهای پیام/