به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، تبلیغ دینی در منطق رسالت پیامبر اعظم (ص)، صرفاً فرایند انتقال پیام و آموزش گزارههای دینی نیست، بلکه فرایندی برای هدایت، تربیت و ساختن انسان است. بر این اساس، «الگوی تبلیغ تربیتبنیان» الگویی است که در آن مخاطب نه بهعنوان دریافتکننده منفعل پیام، بلکه بهعنوان انسانی دارای استعداد رشد و کمال دیده میشود و تبلیغ با هدف ایجاد تحول در معرفت، باور، اخلاق، رفتار و شخصیت او سامان مییابد.
سیره پیامبر اکرم(ص) نمونهای برجسته از چنین رویکردی است و میتوان سیره نبوی را یکی از مهمترین منابع برای استخراج الگوی تبلیغ تربیتبنیان دانست. چنان که قرآن کریم هم تعلیم، تزکیه و تربیت انسان را در رسالت پیامبر اکرم(ص) کنار هم قرار میدهد: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ»؛ «اوست که در میان مردم بی سواد، پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و آنان را [از آلودگی های فکری و روحی] پاکشان کند و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد» (جمعه ، آیه 2)
تبلیغ دینی هنگامی به معنای عمیق و حقیقی خود نزدیک میشود که هدف آن تنها انتقال مجموعهای از اطلاعات و معارف دینی به مخاطب نباشد؛ بلکه بتواند در شخصیت، نگرش، اخلاق و رفتار او تحول ایجاد کند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» ؛ «همانا برانگیخته شدم تا مکارم اخلاق را به کمال برسانم.» (کنز العمّال :5217) انسان ممکن است درباره خدا، معاد، اخلاق، احکام و ارزشهای دینی اطلاعات فراوانی داشته باشد، اما این اطلاعات بهتنهایی تضمینکننده ایمان، تقوا و عمل صالح نیست.
از اینرو، یکی از مهمترین نیازهای تبلیغ دینی معاصر، عبور از پیامرسانی و حرکت به سوی انسانسازی است؛ رویکردی که میتوان آن را تبلیغ تربیتی یا تبلیغ تربیتبنیان نامید. تبلیغ تربیتی، تبلیغی است که مخاطب را صرفاً شنونده پیام دینی نمیبیند، بلکه او را انسانی در حال رشد و کمال میداند و میکوشد با هدایت، آموزش، تذکر، موعظه، الگوسازی، ارتباط مستمر، تمرین و همراهی، زمینه تحول تدریجی او را فراهم سازد.
در این نگاه، هدف نهایی تبلیغ آن نیست که مخاطب فقط چیزی را بداند یا حتی آن را بپذیرد؛ بلکه باید این معرفت و باور در زندگی او ظهور پیدا کند و به اخلاق، رفتار، سبک زندگی و در نهایت شخصیت او تبدیل شود. بنابراین، تبلیغ تربیتی را میتوان فرایند حرکت انسان از دانستن به باور کردن، از باور کردن به عمل کردن و از عمل کردن به شدن و کمال یافتن دانست.
اهمیت تبلیغ تربیتی از آنجا ناشی میشود که یکی از مهمترین مشکلات جامعه دینی، فاصله میان معرفت و عمل است. ممکن است انسان بداند که دروغ، غیبت، تکبر، ظلم، دنیاطلبی و بیتوجهی به حقوق دیگران نادرست است، اما صرف دانستن موجب ترک این رفتارها نمیشود. انسان در بسیاری از موارد، مشکل معرفتی ندارد؛ بلکه در مرحله اراده، تزکیه، تمرین و خودسازی با مشکل مواجه است. بنابراین، تبلیغی که صرفاً بر افزایش اطلاعات دینی تمرکز کند، نمیتواند به تنهایی این فاصله را از میان بردارد. تبلیغ تربیتی تلاش میکند معرفت دینی را به ایمان، ایمان را به انگیزه، انگیزه را به رفتار و رفتار را به ملکه اخلاقی تبدیل کند.
بررسی «الگوی تبلیغ تربیتبنیان در سیره پیامبر اکرم(ص)» میتواند زمینهای برای بازتعریف تبلیغ دینی در عصر حاضر فراهم آورد؛ الگویی که در آن ارتباط با مخاطب، مقدمه تعلیم؛ تعلیم، زمینه تربیت؛ تربیت، بستر انسانسازی؛ و انسانسازی، مقدمه جامعهسازی و تحقق اجتماعی دین است. تبلیغهای مقطعی، هرچند میتوانند بسیار اثرگذار باشند، معمولاً در محدوده زمانی و روانی خاصی اتفاق میافتند. ممکن است یک موعظه انسان را متأثر کند، یک سخنرانی او را به تفکر وادارد یا یک مراسم مذهبی احساسات دینی او را برانگیزد؛ اما اگر این تحول اولیه با فرایند تربیتی همراه نشود، احتمال دارد آثار آن بهتدریج کاهش یابد.
تربیت برخلاف تأثیرگذاری لحظهای، فرایندی مستمر، تدریجی و بلندمدت است. ازاینرو، تبلیغ تربیتی میکوشد تأثیر اولیه تبلیغ را به یک مسیر پایدار رشد تبدیل کند؛ یعنی تأثر را به تصمیم، تصمیم را به تمرین، تمرین را به عادت و عادت را به شخصیت تبدیل نماید. چنان که امام باقر(ع) می فرماید: «أحَبُّ الأعمالِ إلَى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ ما داوَمَ عَلَیهِ العَبدُ ، و إن قَلَّ» ؛ «محبوبترین عمل در پیشگاه خداوند عزّ و جلّ عملى است که آدمى بر آن مداومت ورزد، هرچند اندک باشد» (بحار الأنوار، ج 71، ص219)
ضرورت تبلیغ تربیتی در شرایط فرهنگی و اجتماعی امروز دوچندان است. انسان معاصر با حجم عظیمی از اطلاعات، پیامها، تصاویر و الگوهای متعارض مواجه است. در چنین شرایطی، مسئله فقط کمبود اطلاعات دینی نیست؛ بلکه مسئله مهمتر، توانایی انتخاب، تشخیص، مقاومت در برابر الگوهای ناسازگار، حفظ ایمان و تبدیل باورهای دینی به رفتار روزمره است. نسل جدید نیز بیش از آنکه صرفاً به دریافت پاسخهای آماده نیاز داشته باشد، به توانایی اندیشیدن، انتخاب کردن، خودکنترلی، خودتربیتی و یافتن معنای زندگی نیازمند است. بنابراین، تبلیغ تربیتی باید مخاطب را از وابستگی دائمی به پیام و مبلغ عبور دهد و او را به انسانی تبدیل کند که بتواند مسیر رشد و اصلاح خویش را تا حد زیادی مدیریت کند. «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»؛ «پس بندگان مرا بشارت ده؛ همان کسانی که سخن را میشنوند و از بهترین آن پیروی میکنند.» (زمر: 17ـ18)
یکی از ضرورتهای تبلیغ تربیتی، جلوگیری از شکلگیری فاصله میان ظاهر دینی و حقیقت دینی است. ممکن است جامعهای از نظر تعداد مراسم، سخنرانیها، محافل و تولیدات دینی فعال باشد، اما در همان حال، دروغ، بیاعتمادی، خشونت، منفعتطلبی، بیعدالتی و ضعف مسئولیت اجتماعی در آن افزایش یابد. چنین وضعیتی نشان میدهد که تولید و انتقال پیام دینی، بدون تربیت انسان، کافی نیست. دین هنگامی در زندگی اجتماعی تحقق واقعی پیدا میکند که آموزههای آن در شخصیت و رفتار انسانها نهادینه شود. از این جهت، تبلیغ تربیتی میتواند حلقه واسط میان معرفت دینی و تحقق اجتماعی دین باشد. چنان که رسول خدا(ص) می فرماید: «مَن لم تَنهَهُ صلاتُهُ عنِ الفَحشاءِ و المُنکَرِ لَم یَزدَدْ مِنَ اللّه ِ إلاّ بُعدا»؛ «هر که نمازش او را از کار زشت و ناپسند باز ندارد ، جز بر دورى او از خدا افزوده نشود». (کنز العمّال : 20083 )
تبلیغ تربیتی نقش مهمی در اصلاح خانواده دارد. خانواده نخستین محیط تربیت انسان است و اگر پیامهای دینی صرفاً در مسجد، مدرسه، هیئت یا رسانه مطرح شوند، اما با زندگی خانوادگی پیوند نخورند، بخش مهمی از ظرفیت تربیتی دین مغفول خواهد ماند. تبلیغ تربیتی میتواند خانواده را از یک مصرفکننده محتوای دینی به یک محیط فعال تربیتی تبدیل کند؛ محیطی که در آن محبت، مسئولیتپذیری، صداقت، احترام، ایثار، معنویت و اخلاق در عمل تجربه میشوند. به همین جهت از رسول خدا نقل شده است: «ما نَحَلَ والِدٌ وَلدَهُ أفضَلَ مِن أدَبٍ حَسَنٍ» ؛ « هیچ پدرى به فرزند خود چیزى بهتر از تربیت نیکو نبخشید» (کنز العمّال : 45411). تبلیغ تربیت بنیان در این راستا می کوشد تبلیغ را عمیقا وارد انسان سازی و شخصیت سازی حقیقی و تاثیر گذار کند.
از منظر اجتماعی نیز نتیجه مهم تبلیغ تربیتی، تبدیل انسان مؤمن از یک دریافتکننده منفعل به یک کنشگر مسئول است. انسان تربیتیافته فقط به اصلاح خود نمیاندیشد و نسبت به خانواده، جامعه، محرومان، عدالت، اخلاق عمومی و سرنوشت اجتماعی خود نیز احساس مسئولیت میکند. بنابراین، مسیر تربیت را میتوان از خودسازی به دیگرسازی و از دیگرسازی به جامعهسازی امتداد داد. در این معنا، تبلیغ تربیتی فقط به دنبال تولید «فرد دیندار» نبوده و بجد باید به دنبال پرورش انسانی مسئول، اخلاقی، آگاه، فعال و جامعهساز باشد. صریح دستور قرآنی چنین است: « إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَىٰ وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ»؛ « خدا به عدالت و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد، و از فحشا و منکر و ستم گری نهی می کند» ( نحل، آیه 90)
نتایج تبلیغ تربیتی را میتوان در چند سطح مشاهده کرد. نخستین نتیجه، تحول درونی انسان است؛ یعنی افزایش خودآگاهی، خداشناسی، ایمان، تقوا، کنترل نفس، کاهش رذایل اخلاقی و تقویت فضائل. نتیجه دوم، تحول رفتاری است؛ به این معنا که ایمان و معرفت دینی در رفتار روزمره انسان ظهور پیدا کند و در صداقت، امانت، نظم، مسئولیتپذیری، رعایت حقوق دیگران و سبک زندگی او دیده شود. نتیجه سوم، تحول خانوادگی است؛ یعنی افزایش محبت، اصلاح روابط، کاهش تعارضها و شکلگیری محیطی مناسب برای تربیت دینی نسل آینده. نتیجه چهارم، تحول اجتماعی است که در افزایش اعتماد، تعاون، ایثار، عدالتخواهی، خدمت و مسئولیت اجتماعی نمود پیدا میکند.
در سطحی بالاتر، تبلیغ تربیتی میتواند مقدمهای برای تحول فرهنگی و تمدنی باشد. تمدن مطلوب با ساختمانها، سازمانها و فناوریها آغاز نمیشود؛ بلکه از انسان آغاز میشود. اگر انسانهای یک جامعه از نظر معرفتی، اخلاقی، معنوی و اجتماعی رشد کنند، زمینه برای شکلگیری خانواده سالم، جامعه اخلاقی، فرهنگ مسئولانه و حکمرانی شایسته فراهم میشود. ازاینرو، میتوان گفت تربیت انسان، زیرساخت جامعهسازی و جامعهسازی، مقدمه تمدنسازی است.
تبلیغ دینی در سیره پیامبر اکرم حضرت محمد(ص)، صرفاً به معنای انتقال مجموعهای از آموزهها، احکام و گزارههای اعتقادی به مردم نبود، بلکه بخش مهمی از رسالت آن حضرت، ساختن و پرورش انسانهایی بود که بتوانند آموزههای وحی را در وجود و زندگی خویش محقق سازند. پیامبر اکرم(ص) تنها « پیام بر» نبود، بلکه مربی انسان بود و روش تبلیغی او بر هدایت، تعلیم، تزکیه، اصلاح اخلاق، تغییر رفتار و ساخت شخصیت انسان استوار بود. از این منظر، مفهوم «تبلیغ تربیتی» یا «تبلیغ تربیتبنیان» را میتوان یکی از مهمترین ویژگیهای سیره تبلیغی پیامبر اکرم(ص) دانست.
یکی از مهمترین شواهد روایی در این زمینه، سخن مشهور پیامبر اکرم(ص) است که فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ مُعَلِّمًا»؛ یعنی «من جز برای آن برانگیخته نشدهام که آموزگار باشم». (کنز العمال، ح28873). این روایت، حتی اگر در مقام بیان یکی از ابعاد رسالت پیامبر باشد، نشان میدهد که تعلیم و پرورش انسان در مأموریت نبوی جایگاهی اساسی دارد. چنان که گذشت آن حضرت می فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ». این روایت، پیوند عمیق میان رسالت پیامبر و تربیت اخلاقی انسان را آشکار میکند. بر اساس این نگاه، پیامبر نمیخواست تنها انسانها را با خوبی و بدی آشنا کند، بلکه میخواست آنان را به انسانهایی تبدیل کند که فضائل اخلاقی در شخصیت و رفتارشان نهادینه شده باشد.
در سیره پیامبر اکرم(ص)، نخستین ویژگی تبلیغ تربیتی، الگوبودن و تربیت عملی است. قرآن کریم آن حضرت را «اسوه حسنه» معرفی میکند و میفرماید:«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا»؛ « یقیناً برای شما در [روش و رفتار] پیامبر خدا الگوی نیکویی است برای کسی که همواره به خدا و روز قیامت امید دارد؛ و خدا را بسیار یاد می کند» (احزاب ، آیه21). پیامبر(ص) بسیاری از آموزههای خود را نه فقط از طریق سخن، بلکه از طریق رفتار به مردم میآموخت.
شیوه برخورد او با مردم، رفتار او با کودکان، جوانان، فقرا، خانواده، اصحاب و حتی مخالفان، خود بخشی از برنامه تربیتی او بود. آن حضرت فقط از رحمت سخن نمی گفت؛ بلکه رحمت را در رفتار خود نشان میداد و تنها مردم را به تواضع دعوت نمیکرد؛ بلکه خود نمونهای از تواضع بود. از این جهت، در تبلیغ تربیتی، شخصیت مبلغ بخشی از پیام اوست. مخاطب تنها سخنان مبلغ را نمیشنود، بلکه شخصیت، رفتار و نحوه تعامل او را نیز مشاهده و ارزیابی میکند.
دومین ویژگی تبلیغ تربیتی در سیره نبوی، مخاطبشناسی و توجه به تفاوتهای انسانها است. پیامبر اکرم(ص) با همه مردم به یک شیوه سخن نمیگفت. سطح فهم، سن، تجربه، نیاز، موقعیت اجتماعی و ظرفیت معنوی مخاطب در شیوه برخورد آن حضرت مورد توجه قرار میگرفت. با کودک با زبان کودکانه رفتار میکرد، با جوان متناسب با نیازها و پرسشهای او سخن میگفت، با اهل کتاب از مسیر گفتوگو و استدلال وارد میشد و در برابر افراد مختلف، روشهای متفاوتی را به کار میگرفت. این امر نشان میدهد که تبلیغ تربیتی، مخاطب را یک «توده یکسان» نمیبیند و هر انسان را دارای ویژگیها و ظرفیتهای خاص خود می شمرد.
بنابراین، تربیت موفق باید از نقطهای آغاز شود که مخاطب در آن قرار دارد و او را بهتدریج به مرحله بالاتری از رشد برساند؛ چنان که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: ««بُعِثْنَا مَعَاشِرَ اَلْأَنْبِیَاءِ نُخَاطِبُ اَلنَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ» ؛ «ما گروه پیامبران مأمور شدهایم با مردم به اندازه عقل و درک آنان سخن بگوییم.» (مختصر البصائر، ج1، ص388). بر این اساس تبلیغ تربیتبنیان، مخاطب را یک توده همگون نمیبیند؛ بلکه با شناخت تفاوتهای معرفتی، روانی، سنی، اجتماعی و معنوی، نقطه آغاز و شیوه هدایت هر مخاطب را متناسب با ظرفیت او تعیین میکند.
یکی از ویژگیهای مهم روش پیامبر اکرم(ص)، تدریجی بودن تربیت است. انسان موجودی است که عادتها، باورها و رفتارهای او در طول زمان شکل گرفتهاند و تغییر آنها نیز نیازمند زمان و تمرین است. جامعه عرب جاهلی نیز با مجموعهای از عادات و باورهای ریشهدار مواجه بود. پیامبر(ص) در اصلاح این جامعه، بسیاری از تحولات را بهصورت مرحلهای و تدریجی دنبال کرد.
نمونه روشن آن، مسئله حرمت شراب است که در مراحل مختلف و متناسب با ظرفیت جامعه اسلامی مطرح و نهایی شد. این روش نشان میدهد که تربیت، فرایندی دفعی نیست. از مخاطب نمیتوان انتظار داشت که تنها با شنیدن یک سخنرانی یا موعظه، به یک انسان کاملاً متفاوت تبدیل شود. تبلیغ تربیتی باید برای انسان «مسیر رشد» طراحی کند، نه اینکه صرفاً از او «نتیجه فوری» بخواهد.
حضرت رسول می فرمود: «إنّ هذا الدِّینَ مَتِینٌ فَأوغِلُوا فیهِ برِفقٍ ، و لا تُکَرِّهُوا عِبادَةَ اللّه ِ إلى عِبادِ اللّه ِ فتکونوا کالراکِبِ المُنْبَتِّ الذی لا سَفَرا قَطَعَ و لا ظَهْرا أبقى» ؛«پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : همانا این دین استوار است ؛ پس با ملایمت در آن وارد شوید و عبادت خدا را بر بندگان خدا تحمیل نکنید که در آن صورت به سوار درمانده اى مى مانید که نه راهى را پیموده و نه مرکبى [با نشاط] به جا گذاشته است » (کافی، ج 2/86/1). این یعنی تربیت دینی نباید با شتاب، فشار و انتظار تغییر فوری همراه باشد، بلکه باید با رفق، تدریج و ملاحظه ظرفیت انسان صورت گیرد.
از دیگر ویژگیهای سیره تبلیغی پیامبر اکرم(ص)، محبت و رحمت است. قرآن کریم آن حضرت را «رحمة للعالمین» معرفی میکند. پیامبر(ص) در تربیت انسانها از تحقیر، خشونت و طرد بیدلیل استفاده نمیکرد، بلکه حتی در برخورد با خطاکاران نیز زمینه بازگشت و اصلاح را فراهم میساخت. خود حضرت می فرمود: «أیُّها النّاسُ ، إنّما أنا رَحمَةٌ مُهداةٌ» ؛ «اى مردم! من در حقیقت رحمتى اهدایى [از جانب خدا ]هستم».(الطبقات الکبرى، ج1 / 192.).
این روایت، مفهوم آیه «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ» را بسیار زیبا تکمیل میکند و نشان میدهد که رحمت ، بخشی از هویت رسالت آن حضرت است. این روش نشان میدهد که در تبلیغ تربیتی باید میان «رد کردن خطا» و «رد کردن انسان خطاکار» تفاوت گذاشت. خطا باید اصلاح شود، اما انسان نباید از امکان رشد و بازگشت محروم گردد. هدف تبلیغ تربیتی نیز بازسازی و اصلاح و تعالی بخشی به شخصیت انسان است.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
انتهای پیام/