به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، پایگاه خبری عبری زبان وای نت در گزارشی تحلیلی در این رابطه نوشت: بحرین و امارات دست از تسلیحات اسرائیلی نمیکشند در حالی که عربستان سعودی شرایط سختگیرانه جدیدی وضع میکند و ترکیه نیز اوضاع را وخیمتر میکند. جنگ (عملیات طوفان الاقصی و پیامدهای بعدی آن)، رؤیای اسرائیل برای ادغام در خاورمیانه را نابود کرده است.
این رسانه عبری زبان سپس به نقل از یک تحلیلگر سعودی که با آن مصاحبه کرده می نویسد: «ساخت یک اقتصاد قوی و اجرای پروژههای توسعهای عظیم در منطقهای امروز دیگر در سایه جنگ، غیرممکن شده است».
لئور بن آری و ایتمار ایشنر تحلیلگران ارشد روزنامه یدیعوت آحارانوت و وای نت با این مقدمه گزارش تحلیلی خود را درباره شکست طرح ادغام اسرائیل در میان کشورهای منطقه به تفسیر این شکست پرداخته و در این رابطه نوشتند:
در ششم اکتبر 2023، به نظر میرسید که اسرائیل در آستانه رویارویی با تحولی تاریخی در جایگاه خود در خاورمیانه قرار دارد و سرانجام به پیوستگی و ادغام واقعی در آن نزدیک میشود.
پیمانهای ابراهیم(عنوان فریبنده برای روند ننگین سازش و عادی سازی روابط با اشغالگران صهیونیست) پیش از آن چارچوب جدیدی را با امارات متحده عربی، بحرین و مغرب پایهریزی کرده بود و همزمان، مذاکرات پیشرفتهای با میانجیگری ایالات متحده درباره عادیسازی روابط با عربستان سعودی در جریان بود. حتی روابط با ترکیه که سالها شاهد بحرانهای شدیدی بود، در آن برهه در مسیر بهبود قرار داشت. اما تنها یک روز همه چیز را تغییر داد.
از آن زمان، جویهای خون در خاورمیانه جاری شد و نفرت از اسرائیل فزونی یافت. اکنون پرسش تنها این نیست که جنگها و منازعات چگونه به پایان خواهد رسید، بلکه فراتر از آن، این است که آیا اسرائیل میتواند در فضای منطقهای ادغام شود، یا اینکه در موقعیت یک ساختار منزوی و در محیطی بهشدت متخاصم محصور خواهد ماند.
در واقع، نقشه منافع منطقهای طی سه سال گذشته شاهد تغییری سریع بوده است. دهها هزار کشته(شهید) در حملات اسرائیل به غزه، لبنان، ایران و یمن به محکومیتهای رسمی مکرر و تقریباً خودکار از سوی وزارتخانههای امور خارجه عربی و اسلامی منجر شد و روابط با کشورهای خلیج فارس تا حد زیادی فروکش کرد. اسرائیل از صحبت درباره عادیسازی تقریباً فوری با عربستان سعودی ـ که در آن شاهزاده محمد بن سلمان، ولیعهد، علناً و صریحاً از امکان دستیابی به توافق سخن میگفت ـ به واقعیتی منتقل شد که در آن ریاض همزمان برای تعمیق سایر ائتلافهای امنیتی در منطقه تلاش میکند. اما واقعیت پشت صحنه پیچیدهتر از آن چیزی است که تصور میشود.
به اعتراف این رسانه عبری زبان : امروز نیز زیر بار مواضع و اظهارات جنجالی سیاسی، واقعیتی متفاوت نهفته است. یک مقام اسرائیلی مرتبط با روابط با کشورهای عربی اشاره کرد که روابط امروز با مصر و اردن در درجه اول ماهیتی امنیتی دارد. به عبارت دیگر، صلح رسمی برقرار است، اما لزوماً به نزدیکی سیاسی یا مردمی ترجمه نمیشود. دلیل آن ساده است: کشورهای منطقه دارای منافع هستند و فقط احساسات آنها را به جلو نمی برد.
همین مقام توضیح داد که کشورهای منطقه در درجه اول به دلیل مزایای امنیتی و فناوری اسرائیل ـ نظیر سامانههای اطلاعاتی، نظامی، فضای سایبری و هشدار سریع ـ و نیز قدرتش در مواجهه با تهدیدات داخلی و خارجی، به رابطه با آن علاقهمندند.
برای بسیاری از کشورها، اسرائیل بیشتر یک سرمایه استراتژیک (برای حفظ رژیم ها) است تا یک «شریکایدئولوژیک».
اما دقیقاً مشکل در همینجا نهفته است. روابط متکی بر اطلاعات و امنیت به تنهایی ممکن است سالها دوام بیاورد، اما لزوماً به صلح پایدار نمیانجامد. اگر این روابط محرمانه باقی بماند، اسرائیل به نوعی بر کشورهای منطقه «مسلط» میشود: در خفا مفید است، اما از مشروعیت کافی برای ایستادن علنی در کنار آنها برخوردار نیست.
بعد از آن هم اعتراف می کند که از هفتم اکتبر، روابط علنی ـ حتی با کشورهای پیمانهای ابراهیم ـ هم روزبهروز نادرتر شده است.
احمد الکُزاعی، مشاور و تحلیلگر ژئوپلیتیک بحرینی مقیم ایالات متحده، در پاسخ به پرسش وبسایت «واینت» در مورد اینکه آیا اسرائیل از پیشرفتهای حاصلشده در آستانه هفتم اکتبر عقبنشینی کرده است یا خیر، گفت: «روابط میان اسرائیل، بحرین و امارات متحده عربی الگویی کاملاً متفاوت از روابط آن با عربستان سعودی و سایر کشورهای خلیج فارس را ارائه میدهد».
القزاعی درباره پادشاهی عربستان سعودی و سایر کشورهای خلیج فارس توضیح داد که وضعیت پیچیدهتر است.
او گفت: «حاکمیت و روابط خارجی تابع ملاحظات کاملاً متفاوتی است. برای نمونه، ریاض میان نقش پیشروی خود در جهان اسلام و منافع استراتژیکش با قدرتهای بزرگ موازنه ایجاد میکند؛ امری که روابط آن با اسرائیل را تابع ملاحظات سیاسی و دینی گستردهتری میسازد». وی افزود: «از این رو، نمیتوان گفت اسرائیل عقبنشینی کرده است، بلکه مسیر آن با هر کشورمتفاوت است: اسرائیل یک شریک امنیتی مستقیم در بحرین و امارات است، اما در پادشاهی عربستان سعودی و سایر کشورها یک ناظر یا طرف غیرعلنی باقی میماند؛ جایی که امور حاکمیتی و روابط خارجی تابع منطقی متفاوت از منطق امنیت ملی مستقیم است».
در بخش دیگری از این گزارش به ضربه ای که عملیات طوفان الاقصی به روند سازش و ادغام رژیم صهیونیستی در ساختار منطقه وارد کرد، اشاره کرده و آورده است: عربستان سعودی در واقع بزرگترین آزمون را در این مسئله نمایان می کند. در آستانه هفتم اکتبر 2023، به نظر میرسید عادیسازی تل آویو با ریاض نزدیکتر از هر زمان دیگری است. ایالات متحده کوشید میان پیمان دفاعی(دولت تروریست) آمریکا با عربستان، همکاری هستهای غیرنظامی و عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل پیوند برقرار کند. حتی پس از آغاز جنگ، واشنگتن تصریح کرد که تلاشهای قبلی لزوماً متوقف نشده است. نداف ایال، تحلیلگر یدیعوت آحارانوت، اخیراً نوشت که عادیسازی با عربستان میتوانست پس از هفتم اکتبر آغاز شود، اما از این فرصت استفاده نشد.
عبدالحمید الغبین، تحلیلگر سعودی، در گفتوگو با وبسایت «واینت» رویکرد منطقهای عربستان را توضیح داد و گفت این رویکرد از یک واقعیت روشن سرچشمه میگیرد: «ساخت یک اقتصاد قوی و اجرای پروژههای توسعهای عظیم در منطقهای که در آستانه جنگ قرار دارد، غیرممکن است»، وی افزود که منفعت ملی عربستان با ثبات سیاسی، امنیتی و اقتصادی منطقه گره خورده است.
او ادامه داد: «ثبات در اینجا صرفاً یک شعار نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای خودِ پروژه توسعه عربستان است».
وای نت هم در پاسخ به این نظرات نوشت: بنابراین، بازگشت کامل به شرایط ششم اکتبر در حال حاضر واقعی به نظر نمیرسد، اما بازگشت به امکاناتی که در آن زمان وجود داشت قطعا ممکن است. منافع عربستان و اسرائیل از بین نرفته، بلکه بهای سیاسی سنگینی برای آن مطالبه میشود. در این میان، به نظر نمیرسد اسرائیل آماده پرداخت بهای آن در رابطه با کشورفلسطینی باشد و در خاورمیانه این باور وجود دارد که تا زمانی که بنیامین نتانیاهو نخستوزیر باقی بماند و کابینهاش متکی بر راستگرایان افراطی باشد، عادیسازی رخ نخواهد داد.
انتهای پیام/