به گزارش خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، وقتی سفر از سبد خانوار حذف میشود، جشنواره هم بهتنهایی کافی نیست. حالا اصلش میخواهد کیش باشد یا جای دیگر.شعار «سفر اصلش کیشه» قرار است از پنجم شهریور امسال، همزمان با آغاز جشنواره کیش 05، دوباره مردم را به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور دعوت کند.
جشنوارهای که بنا بر اعلام معاون گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش، قرار است با هدف رونق گردشگری، افزایش سفر و البته حرکت از گردشگری صرفاً کمی به سمت گردشگری کیفی برگزار شود. برای این جشنواره، مشوقهایی مانند تسهیلات 50 میلیون تومانی بدون ضامن، جوایز هفتگی و برنامههای متنوع گردشگری نیز در نظر گرفته شده است.
اما در شرایط امروز اقتصاد ایران، شاید مهمترین پرسش پیش از آنکه این باشد که «چگونه مردم را به کیش ببریم؟» این باشد که «اصلاً مردم توان سفر کردن دارند؟»
این پرسش نه از سر مخالفت با جشنواره کیش است و نه به معنای نادیده گرفتن اهمیت صنعت گردشگری. اتفاقاً برعکس؛ اگر قرار است درباره رونق گردشگری، اشتغال و درآمد فعالان این صنعت صحبت کنیم، باید ابتدا واقعیت اقتصادی خانوار ایرانی را همانطور که هست ببینیم، نه آنطور که دوست داریم باشد.
واقعیت این است که سفر در بسیاری از خانوادهها در حال حذف کامل است. وقتی خانوار هر روز با قیمتهای جدید مواد غذایی، مسکن، حملونقل، درمان، آموزش و سایر هزینههای ضروری زندگی مواجه است، طبیعی است که سفر به پستوی اولویتهایش برود.
آخرین آمار منتشرشده درباره تورم تیرماه 1405 نشان میدهد تورم سالانه به 66 درصد و تورم نقطهبهنقطه به 87.9 درصد رسیده است؛ یعنی متوسط هزینه خرید مجموعهای مشابه از کالاها و خدمات نسبت به تیر سال قبل، تقریباً 88 درصد بیشتر شده است.
در چنین شرایطی، مسئله فقط «گران بودن سفر» نیست؛ مسئله این است که قدرت تصمیمگیری اقتصادی خانوار بهشدت محدود شده است؛ شاید خانوادهای که تا چند سال قبل برای تعطیلات، سفر را یک هزینه معمول سالانه میدانست، امروز ابتدا باید حساب کند که اگر چند روز به کیش برود، چه هزینههایی را باید در ماههای بعد حذف کند.
هزینه بلیت، اقامت، غذا، حملونقل در مقصد و تفریحات، همه در شرایط تورمی افزایش پیدا کردهاند و مهمتر از آن، درآمد خانوار با همان سرعت رشد نکرده است. به همین دلیل، فاصله میان «میل به سفر» و «توان سفر» روزبهروز بیشتر میشود.
اینجاست که باید از یک نکته مهم دفاع کرد: سفر نباید در نگاه سیاستگذار، یک کالای لوکس و بیاهمیت تلقی شود. سفر و تفریح بخشی از کیفیت زندگی مردم است و از طرف دیگر، برای اقتصاد کشور نیز یک فعالیت مولد محسوب میشود.
گردشگری فقط هتل و بلیت هواپیما نیست؛ پشت هر مسافر، مجموعهای از مشاغل در حملونقل، رستوران، فروشگاه، خدمات تفریحی، صنایعدستی، تولید محتوا و دهها فعالیت دیگر قرار دارد. بنابراین کاهش سفر، فقط به معنای خالی شدن هتلها نیست؛ بلکه میتواند به معنای کاهش درآمد بخش بزرگی از کسبوکارهای وابسته به گردشگری باشد.
از همین منظر، برگزاری جشنواره کیش 05 را میتوان اقدامی قابل دفاع دانست. خود مسئولان کیش نیز بهدرستی متوجه شدهاند که در شرایط اقتصادی موجود نمیتوان صرفاً منتظر ماند تا مردم خودشان برای سفر تصمیم بگیرند.
ایجاد انگیزه، ارائه تخفیف، طراحی بستههای سفر و معرفی ظرفیتهای کمترشناختهشده، بخشی از راهحل است. حتی تأکید بر گردشگری کیفی به جای دنبال کردن صرف آمار گردشگران نیز رویکرد درستی است؛ زیرا ممکن است یک مقصد هزاران مسافر داشته باشد اما سهم واقعی آن از درآمد و رونق اقتصادی پایین باشد.
با این حال، باید مراقب یک خطای مهم بود: نباید تصور کنیم با تبلیغات، قرعهکشی و جایزه میتوان مسئله قدرت خرید مردم را حل کرد.
جایزه یک کیلو شمش نقره شاید برای ایجاد هیجان و دیده شدن جشنواره جذاب باشد، اما هیچ خانوادهای صرفاً به امید برنده شدن در قرعهکشی، تصمیم اقتصادی پایدار برای سفر نمیگیرد.
همینطور تسهیلات 50 میلیون تومانی میتواند برای بخشی از خانوارها کمککننده باشد، اما اگر سفر با وام انجام شود و بازپرداخت آن به فشار مالی ماههای آینده تبدیل شود، عملاً بخشی از هزینه امروز به آینده منتقل شده است. سیاست تشویق سفر زمانی مؤثر خواهد بود که هزینه واقعی سفر کاهش پیدا کند، نه اینکه فقط امکان پرداخت هزینه بالا با بدهی فراهم شود.
مسئله اصلی جشنواره کیش باید از «چگونه مردم را متقاعد کنیم که سفر کنند؟» به «چگونه سفر را برای مردم قابل استطاعت کنیم؟» تغییر کند.
این تفاوت بسیار مهم است. اگر قرار است خانواده ایرانی دوباره سفر را در سبد مصرفی خود قرار دهد، باید قیمت تمامشده سفر پایین بیاید. ایرلاینها، هتلها، مراکز تفریحی، رستورانها، حملونقل و حتی فروشگاهها باید در قالب یک بسته واقعی و شفاف کنار یکدیگر قرار بگیرند. تخفیف واقعی میتواند بسیار مؤثرتر از جایزهای باشد که تنها نصیب تعداد محدودی از مسافران میشود.
از طرف دیگر، کیش باید از کلیشه «مقصد گران برای مسافر ایرانی» فاصله بگیرد. کیش ظرفیتهای متنوعی دارد و اگر قرار است شعار جشنواره بر «تجربه زندگی در کیش» استوار باشد، این تجربه نباید فقط برای گروههای پردرآمد قابل دسترس باشد.
معرفی جاذبههای فرهنگی و محلی، تفریحات کمهزینهتر، برنامههای خانوادگی و بستههای اقتصادی میتواند کمک کند که سفر به کیش از یک خرید لوکس به یک تجربه قابل دسترستر تبدیل شود.
حتی از منظر اقتصادی نیز این تغییر نگاه اهمیت دارد. گردشگری زمانی میتواند به رونق واقعی منجر شود که پول گردشگر در زنجیره گستردهای از کسبوکارهای محلی گردش کند. اگر تمام سیاست گردشگری صرفاً بر افزایش تعداد مسافر یا فروش اتاقهای گرانقیمت متمرکز شود، بخشی از ظرفیت واقعی گردشگری نادیده گرفته خواهد شد.
هدف نهایی باید افزایش ماندگاری مسافر، رضایت او، تکرار سفر و توزیع درآمد میان فعالان مختلف باشد؛ نه اینکه فقط در یک بازه کوتاه، آمار ورود مسافر بالا برود.
از این منظر، اینکه در جشنواره کیش 05 بر بازگشت کسانی که قبلاً به جزیره سفر کردهاند تأکید شده، تصمیم قابل توجهی است. در اقتصاد گردشگری، مسافری که یکبار تجربه خوبی داشته و دوباره برمیگردد، ارزشمندتر از مسافری است که صرفاً با یک تبلیغ یا جایزه برای یکبار به مقصد آمده است. وفاداری گردشگر، نتیجه قیمت مناسب، خدمات قابل قبول، تجربه خوب و احساس احترام به مسافر است.
اما در نهایت نباید از یک واقعیت بزرگتر غافل شد. امروز مسئله گردشگری در ایران را نمیتوان جدا از مسئله معیشت دید. وقتی تورم نقطهبهنقطه به ارقامی نزدیک به 90 درصد رسیده، طبیعی است که بخش قابل توجهی از خانوارها ابتدا به فکر تأمین نیازهای ضروری باشند. آمارهای رسمی منتشرشده از سوی تسنیم نیز همین تصویر را از فشار تورمی بر خانوارها نشان میدهد.
بنابراین اگر سیاستگذار واقعاً به دنبال رونق گردشگری است، باید دو مسیر را همزمان دنبال کند؛ در کوتاهمدت، سفر را ارزانتر و قابل دسترستر کند و در بلندمدت، برای بازگرداندن قدرت خرید خانوارها چارهاندیشی شود. هیچ جشنوارهای نمیتواند برای مدت طولانی جای قدرت خرید از دسترفته مردم را بگیرد.
واقعیت این است که مردم هنوز سفر را دوست دارند. هنوز خانوادهها دوست دارند چند روزی از فشار زندگی روزمره فاصله بگیرند، کنار دریا بنشینند، فرزندانشان را به تفریح ببرند و خاطره بسازند. مشکل این نیست که مردم دیگر علاقهای به سفر ندارند؛ مشکل این است که بسیاری دیگر مطمئن نیستند پس از پرداخت هزینه سفر، از عهده هزینههای زندگی برمیآیند یا نه.
شاید به همین دلیل، موفقیت واقعی جشنواره کیش 05 را نباید فقط با تعداد مسافران یا میزان اشغال هتلها سنجید. سؤال مهمتر این است که چند خانواده متوسط و حتی کمدرآمد توانستند با یک قیمت منطقی، سفری آبرومندانه داشته باشند؟ چند کسبوکار کوچک در جزیره از این رونق منتفع شدند؟ چند گردشگر بعد از سفر تصمیم گرفت دوباره به کیش برگردد؟ و آیا تخفیفها و تسهیلات واقعاً هزینه سفر را کاهش دادند یا فقط شکل پرداخت آن را تغییر دادند؟
«سفر اصلش کیشه» اگر قرار است به یک شعار ماندگار تبدیل شود، باید یک معنای عمیقتر هم داشته باشد: سفر باید برای مردم ممکن باشد، نه اینکه فقط در تبلیغات ممکن به نظر برسد.
کیش برای رونق دوباره گردشگری به جشنواره نیاز دارد، اما بیش از جشنواره به یک سیاست درست قیمتگذاری، خدمات رقابتی، بستههای سفر اقتصادی و شناخت دقیق از توان مالی مردم نیازمند است.در روزگاری که خانوار ایرانی هر روز با یک قیمت تازه روبهرو میشود، بهترین تبلیغ برای یک مقصد گردشگری نه یک جایزه بزرگ، بلکه قیمتی است که خانواده پس از دیدنش بگوید: «میتوانم از عهدهاش بربیایم.»
اگر چنین اتفاقی بیفتد، آن وقت جشنواره میتواند واقعاً به رونق گردشگری کمک کند؛ در غیر این صورت، ممکن است مردم همچنان تصاویر زیبای کیش را ببینند، درباره سواحل و تفریحاتش بشنوند، اما در نهایت با یک حساب ساده خانوادگی به همان نتیجه همیشگی برسند: «امسال سفر نمیرویم.»
انتهای پیام/7558