به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، کافی است قدم در نخستین کوچههای بافت تاریخی بشرویه بگذاری تا گویی مرز میان امروز و گذشته از میان برداشته میشود؛ دیوارهای کاهگلی، ساباطهای خنک، کوچههای پیچدرپیچ، درهای چوبی و بادگیرهایی که هنوز با آفتاب کویر کنار میآیند، روایتی هشتصدساله را پیش چشم میگذارند؛ روایتی از شهری که در دل اقلیم سخت کویر، نه تنها دوام آورده بلکه هنوز در آن زندگی جریان دارد.
اینجا بافت تاریخی بشرویه است؛ یکی از ارزشمندترین نمونههای معماری تاریخی شرق ایران که در وسعتی حدود 22 هکتار شکل گرفته و در 17 اسفند 1381 با شماره 7836 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
چهار محله «میانده»، «قلعهنو»، «مقری» و «سرپل» در کنار یکدیگر ساختاری منسجم و پیوسته را شکل دادهاند؛ ساختاری که خانههای مسکونی، مساجد، بناهای مذهبی، آبانبارها، مدارس و فضاهای عامالمنفعه را در خود جای داده و امروز به یکی از مهمترین شناسنامههای تاریخی بشرویه تبدیل شده است.
شهری که از دل کویر سر برآورد
پژوهشهای تاریخی، آغاز شکلگیری بشرویه را به اواخر دوره ایلخانی و سکونتگاهی با عنوان «گَلهحوض» نسبت میدهند؛ سکونتگاهی که در دوره تیموری به روستایی بزرگ و آباد تبدیل شد و در دوره صفوی، با توسعه ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و کالبدی، به شهری منسجم و پویا رسید. قرنها از آن روزگار گذشته است، اما استخوانبندی شهر تاریخی همچنان پابرجاست.
اگرچه فرسایش زمان بر چهره برخی بناها نشسته و شماری از ساختمانها نیز آسیب دیده یا فرو ریختهاند، اما بخش قابل توجهی از بافت تاریخی بشرویه همچنان زنده است و زندگی در آن جریان دارد؛ خانههایی که برخی همچنان مسکونیاند و برخی دیگر با تغییر کاربری به اقامتگاههای بومگردی، موزه و فضاهای فرهنگی تبدیل شدهاند.
موزهای به وسعت 22 هکتار
عباس غمخوار، فعال حوزه میراث فرهنگی بشرویه، با اشاره به ویژگیهای این بافت تاریخی اظهار داشت: بافت تاریخی بشرویه یکی از بافتهای ارزشمند شرق ایران است که در وسعت 22 هکتار به ثبت ملی رسیده است.
وی بافت تاریخی بشرویه را «موزهای خشت و گل» در گستره خراسان دانست و گفت: بیشتر خانههای تاریخی این بافت دارای دو ایوان هستند، اما نمونههایی از خانههای چهارایوانه نیز وجود دارد که خانه پناهی از جمله آنهاست و امروز به اقامتگاه بومگردی تبدیل شده است.
غمخوار قدمت خانه پناهی را مربوط به دوره تیموری عنوان کرد و افزود: این بنا از نمونههای ارزشمند معماری تاریخی بشرویه به شمار میرود.
به گفته وی، در کنار بشرویه، شهرهای تاریخی طبس و فردوس نیز در گذشته دارای بافتهای ارزشمندی بودند که به ترتیب در زلزلههای سالهای 1357 و 1347 آسیب جدی دیدند، اما بافت تاریخی بشرویه توانسته بخش قابل توجهی از ساختار تاریخی خود را حفظ کند.
میانده؛ گره تاریخی بشرویه
یکی از مهمترین نقاط این بافت، محله «میانده» است؛ محلهای که مجموعهای از بناهای تاریخی و مذهبی را در خود جای داده و به گفته فعالان میراث فرهنگی، یکی از گرههای تاریخی بافت ارزشمند بشرویه محسوب میشود. مسجد، آبانبار و مدرسه علمیه از جمله بناهایی هستند که در این محدوده قرار دارند و قدمت برخی از آنها به دورههای زندیه و صفویه بازمیگردد.
در اینجا تاریخ تنها در موزهها محصور نشده است؛ دیوارهای خشتی و کوچههای باریک هنوز بخشی از زندگی روزمره مردم را شکل میدهند و صدای رفتوآمد ساکنان با معماری چندصدساله شهر درهم میآمیزد.
معماری که با کویر کنار آمده است
شاید مهمترین ویژگی بافت تاریخی بشرویه را باید در هوشمندی معماران آن در مواجهه با اقلیم جستوجو کرد. معماران بومی این منطقه بناها را متناسب با شرایط خاص اقلیمی بشرویه ساختهاند؛ شهری که از یک سو با کویر و گرمای طاقتفرسا مواجه است و از سوی دیگر در دامنه کوهپایه قرار دارد.
مصالح مورد استفاده نیز عمدتاً بومآورد بوده است؛ خشت، گل و کاهگل موادی که از دل همین سرزمین به دست میآمدند و به بهترین شکل ممکن با شرایط محیطی سازگار بودند. دیوارهای ضخیم خشتی و بدنههای کاهگلی، نقش عایق حرارتی را ایفا میکردند و باعث میشدند گرمای شدید روز با سرعت کمتری به فضای داخلی خانه نفوذ کند.
بادگیرهایی که هنوز نفس میکشند
بادگیرهای خانههای تاریخی بشرویه، یکی دیگر از جلوههای نبوغ معماری کویری هستند. غمخوار با اشاره به این ویژگی میگوید بیشتر بادگیرهای خانههای تاریخی بشرویه از جمله خانه پناهی یکوجهی هستند و متناسب با جهت باد غالب منطقه ساخته شدهاند. این بادگیرها جریان هوا را به داخل بنا هدایت میکردند تا ساکنان خانه بتوانند در گرمای تابستان از خنکای طبیعی بهره ببرند.
سقفهای گنبدی و نحوه طراحی فضاهای داخلی نیز در ایجاد جریان هوا نقش داشتند؛ به گونهای که به گفته این فعال میراث فرهنگی، در فصل تابستان میتوان اختلاف دمای قابل توجهی میان فضای بیرونی و داخل برخی بناهای تاریخی را احساس کرد. این معماری نشان میدهد که معماران گذشته بدون برخورداری از فناوریهای امروزی، با شناخت دقیق از اقلیم، سازههایی ساختهاند که آسایش ساکنان را با کمترین مصرف انرژی فراهم میکردند.
خانهای که درونش زیباتر از بیرون است
یکی از ویژگیهای قابل تأمل معماری بشرویه، تفاوت میان نمای بیرونی و فضای داخلی خانههاست. دیوارهای بیرونی اغلب ساده و بیآلایش هستند؛ اما کافی است از ورودی خانه عبور کنید تا جهانی متفاوت پیش رویتان گشوده شود. حیاط مرکزی، حوضخانه، ایوانها، ارسیها، مقرنسها و آرایههای گچی در کنار یکدیگر فضای داخلی خانه را شکل میدهند.
این سادگی بیرونی و شکوه درونی را میتوان بازتابی از فرهنگ اجتماعی و باورهای دینی مردمان گذشته دانست؛ فرهنگی که در آن پرهیز از خودنمایی و حفظ حرمت همسایه، بخشی از سبک زندگی بوده است. در معماری بشرویه، زیبایی بیش از آنکه برای نمایش به رهگذران باشد، برای آرامش اهل خانه ساخته شده است.
معماری حریم؛ وقتی یک دالان از خانواده محافظت میکند
«محرمیت» نیز یکی از اصول مهمی است که در خانههای تاریخی بشرویه به شکل چشمگیری دیده میشود. ورودی بسیاری از خانهها مستقیم به حیاط باز نمیشود؛ بلکه دالانی پیچدرپیچ یا با چرخش 90 درجه، میان فضای عمومی کوچه و فضای خصوصی خانه قرار گرفته است.
این طراحی، علاوه بر جلوگیری از دید مستقیم رهگذران به فضای اندرونی، نوعی فضای انتقالی ایجاد میکرد تا ورود افراد به خانه با رعایت حریم و آداب اجتماعی انجام شود. در واقع، معماری خانه در اینجا تنها برای تأمین سرپناه نیست؛ بلکه بازتابی از باورها، اخلاق و سبک زندگی ساکنان آن است.
حیاطهای کوچک و هوشمندی بزرگ
تراکم بناها و کوچک بودن میانسراها نیز از دیگر ویژگیهای بافت تاریخی بشرویه است. این طراحی در اقلیم گرم و خشک منطقه، امکان کنترل بهتر دما و جریان هوا را فراهم میکرد. حیاط کوچکتر، سطح کمتری را در معرض تابش مستقیم خورشید قرار میداد و بادگیرها نیز با هدایت جریان هوا، فضای داخلی را قابل تحملتر میکردند.
این الگو نشان میدهد که معماری سنتی بشرویه حاصل آزمون و خطاهای چند نسل بوده است؛ دانشی که نسل به نسل منتقل شده و در نهایت به الگویی سازگار با طبیعت تبدیل شده است.
ساباطهایی برای فرار از تیغ آفتاب
در میان کوچههای بافت تاریخی، ساباطها همچنان یکی از شاخصترین عناصر معماری شهر هستند. این فضاهای پوشیده، در گذشته محل عبور مردم و پناهگاهی در برابر تابش شدید خورشید بودند. حتی امروز نیز عبور از زیر ساباطها در گرمای تابستان، تفاوت محسوس دما را به یاد رهگذران میآورد.
کوچههای آشتیکنان، گذرهای باریک و پیچدرپیچ و سایههای ممتد دیوارهای کاهگلی، همه بخشی از همان دانش معماری هستند که زندگی در کویر را ممکن کرده است.
زندگی هنوز در میان خشتها جریان دارد
شاید مهمترین امتیاز بافت تاریخی بشرویه این باشد که به یک موزه خاموش تبدیل نشده است. در محلههای «پایین»، «میان»، «بالا» و «مقری»، هنوز زندگی جریان دارد. صدای رفتوآمد مردم، باز شدن درهای چوبی، فعالیت اقامتگاههای بومگردی و حضور گردشگران، به این بافت تاریخی جان تازهای بخشیده است.
گاهی بانگ اذان از مساجد قدیمی برمیخیزد و در کوچههای کاهگلی میپیچد؛ گویی زمان در این بخش از شهر با سرعت دیگری حرکت میکند. بوی نان تازه، کاهگل آبخورده و عطر اسپند نیز میتواند خاطره سالهای دور را برای رهگذران زنده کند.
از خانه تاریخی تا اقامتگاه بومگردی
تغییر کاربری بخشی از بناهای تاریخی به اقامتگاههای بومگردی، یکی از راههایی است که میتواند به حفظ این میراث کمک کند. خانههای تاریخی با مرمت اصولی، بدون آنکه هویت معماری خود را از دست بدهند، به محل اقامت گردشگران تبدیل شدهاند و به این ترتیب، بناهای تاریخی از یک هزینه صرف برای نگهداری به بخشی از چرخه اقتصادی گردشگری تبدیل شدهاند.
این تغییر کاربری اگر با رعایت اصول میراث فرهنگی انجام شود، میتواند هم به حفاظت از بنا کمک کند و هم زمینه اشتغال و درآمدزایی برای مردم محلی را فراهم آورد.
بشرویه؛ فقط معماری نیست
میراث بشرویه تنها در خشت و گل و بادگیر خلاصه نمیشود. این شهر، مجموعهای از آیینها، آداب، هنرهای سنتی، صنایع دستی، دانش بومی و باورهای اجتماعی را نیز در خود جای داده است.
سید امیر سلیمانی رباطی، مسئول میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان بشرویه، با اشاره به این موضوع اظهار داشت: هنر در بافت تاریخی بشرویه تنها یک عنصر تزئینی نیست، بلکه بخشی از هویت معنوی مردم این شهر است.
وی افزود: آیینها و رسوم مردم بشرویه، از جمله آیین علمگردانی، پیوند عمیقی میان ایمان، فرهنگ و زندگی اجتماعی مردم ایجاد کرده و بخشی از هویت تاریخی این منطقه را شکل داده است.
شهر علم و فرهنگ
سلیمانی رباطی با اشاره به جایگاه علمی بشرویه گفت: این شهر تنها مهد معماری نیست، بلکه در حوزه علم و دانش نیز سابقهای ارزشمند دارد.
وجود عالمان، نسخههای خطی و اسناد تاریخی، نشانهای از جایگاه دانش در فرهنگ این منطقه است؛ موضوعی که به اعتقاد وی، مفهوم «شهر آرمانی» را در بشرویه فراتر از کالبد معماری تعریف میکند.
حتی برخی سنتهای اجتماعی مردم این شهر نیز بازتاب نوعی اخلاق زیستمحیطی و احترام به حیات بوده است؛ سنتهایی مانند استفاده از تلههای زنده برای موشها یا وقف زمین برای گربهها که نشان میدهد احترام به موجودات دیگر، در بخشی از فرهنگ محلی جایگاه داشته است.
شهر آرمانی؛ رؤیایی دستنیافتنی نیست
اما آیا میتوان بشرویه را یک «شهر آرمانی» دانست؟ پاسخ را باید در هویت تاریخی مردم آن جستوجو کرد. شهر آرمانی الزاماً شهری خیالی و دستنیافتنی نیست؛ بلکه میتواند شهری باشد که مردم آن طی قرنها، با همفکری و مشارکت، ساختار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود را شکل دادهاند.
در بشرویه، معماری، هنرهای سنتی، صنایع دستی، آیینها، علم و دانش و فرهنگ اجتماعی، همه در کنار یکدیگر تصویری از چنین شهری را ترسیم میکنند. این شهر در طول تاریخ نه تنها از طبیعت سخت کویر شکست نخورده، بلکه از همین محدودیت، فرصت ساخته است.
میراثی که باید برای آینده حفظ شود
سلیمانی رباطی با تأکید بر ضرورت حفاظت از میراث تاریخی بشرویه گفت: میراث فرهنگی تنها متعلق به گذشته نیست، بلکه سرمایهای برای آینده است.
وی با اشاره به این که نسل امروز نباید صرفاً انتقالدهنده آثار تاریخی باشد، بلکه باید از معنا و هویت نهفته در این آثار نیز محافظت کند و گفت: حفاظت از بافت تاریخی میتواند در کنار صیانت از هویت فرهنگی، زمینه توسعه گردشگری و رونق اقتصادی منطقه را نیز فراهم کند.این نگاه اهمیت دوچندانی دارد؛ چرا که اگر بناهای تاریخی تنها به عنوان ساختمانهایی قدیمی دیده شوند، بخش مهمی از ارزش واقعی آنها نادیده گرفته میشود. آنچه باید حفظ شود، تنها دیوار خشتی نیست؛ بلکه شیوه زندگی، دانش معماری، باورها، آیینها و رابطه انسان با محیطی است که این دیوارها را پدید آورده است.
گنجینهای که هنوز نفس میکشد
بشرویه را باید آرام و آهسته دید؛ نه از آن جهت که تنها بافتی قدیمی است، بلکه به این دلیل که هر گوشه آن بخشی از تاریخ را در خود پنهان کرده است. باید در کوچههایش قدم زد، زیر ساباطها ایستاد، به بادگیرها نگاه کرد، دست بر دیوارهای کاهگلی کشید و صدای زندگی را از پشت درهای چوبی شنید.
این شهر، موزهای نیست که پشت ویترین متوقف شده باشد؛ موزهای زنده است که هنوز مردم در آن زندگی میکنند، هنوز صدای اذان از مساجد قدیمیاش بلند میشود و هنوز گردشگران میتوانند در خانههای تاریخی آن شب را به صبح برسانند.بافت تاریخی بشرویه پس از حدود هشت قرن، همچنان ایستاده است؛ خشت به خشت، کوچه به کوچه و خانه به خانه.
این میراث، حاصل پیوند انسان با ایمان، طبیعت، دانش و هنر است؛ گنجینهای که اگر درست حفاظت و معرفی شود، میتواند نه تنها گذشته بشرویه، بلکه آینده فرهنگی و اقتصادی این شهر را نیز روشن کند. بشرویه امروز در برابر یک انتخاب قرار دارد؛ یا تنها به تماشای شکوه گذشته بنشیند، یا از همین میراث، برای ساختن آیندهای پایدار بهره بگیرد. پاسخ این انتخاب را باید در میزان شناخت، حفاظت و بهرهبرداری هوشمندانه از همین گنجینه هشتصدساله جستوجو کرد.





انتهای پیام/