به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، یخدان رحیمآباد یکی از بناهای تاریخی شهر بیرجند است که اگرچه امروز در میان بافت شهری و در فضای بهسازیشده خیابان شهید محلاتی قرار گرفته، اما در گذشته در حاشیه جنوبی شهر و در میان بیابانهای جنوبی بیرجند قرار داشت؛ سازهای بلند و شاخص که در کنار عمارت و باغ تاریخی رحیمآباد، بخشی از سیمای تاریخی این محدوده را شکل میداد.
این بنای تاریخی که به اواخر دوره قاجار تعلق دارد، تنها یک سازه برای تولید و نگهداری یخ نبوده است، بلکه اسناد و روایتهای تاریخی نشان میدهد فضای پیرامون آن در دهههای ابتدایی قرن گذشته یکی از میدانهای مهم شهر بیرجند بوده و کارکردهای اجتماعی، نظامی و ورزشی متعددی داشته است.
یخدانهای سنتی در مناطق گرم و خشک ایران، پاسخی هوشمندانه به نیاز مردم برای دسترسی به یخ در فصل گرما بود. در بیرجند نیز با توجه به اقلیم خشک و تفاوت قابل توجه دمای شب و روز، از ظرفیت شبهای سرد زمستان برای تولید و ذخیره یخ استفاده میشد.
یخدان رحیمآباد از بخشهای مختلفی شامل دیوار سایهانداز، محوطه یخبند، مخزن جمعآوری یخ، گنبد، ورودی و اتاق نگهبان تشکیل شده است. آب مورد نیاز این مجموعه نیز از طریق رشتهکوه باقران تأمین میشد.
معماری برای مقابله با گرمای تابستان
مهمترین ویژگی این سازه را باید در هماهنگی معماری آن با شرایط اقلیمی منطقه جستوجو کرد. در شبهای سرد زمستان، آب در محوطه مخصوص یخبندی جمع میشد و پس از یخزدن، یخها در مخزن مجموعه ذخیره میشدند تا در ماههای گرم سال مورد استفاده قرار گیرند.
دیوار بلند سایهانداز نیز یکی از اجزای مهم این فرایند بود. این دیوار با ایجاد سایه و کاهش تابش مستقیم خورشید، شرایط مناسبتری برای یخبندی و دوام یخ فراهم میکرد.
گنبد و مخزن یخدان نیز در ادامه همین منطق معماری ساخته شده بودند؛ معماریای که بدون استفاده از فناوریهای امروزی، با تکیه بر شناخت دقیق سازندگان از اقلیم، دما، سایه و جریان هوا، امکان نگهداری یخ را برای ماههای گرم سال فراهم میکرد.
وقتی یخدان فقط یخدان نبود
اما اهمیت یخدان رحیمآباد تنها به معماری و کارکرد آن محدود نمیشود. آنچه این بنا را برای تاریخ اجتماعی بیرجند جذابتر میکند، فضای گسترده اطراف آن است؛ جایی که در گذشته زمینی بزرگ و باز وجود داشت و به یکی از عرصههای مهم برگزاری فعالیتهای نظامی و ورزشی شهر تبدیل شده بود.
بر اساس روایتهای تاریخی، این محدوده در دورهای به «میدان چوگان» شهرت داشت. در همین زمین، نظامیان به بازی چوگان میپرداختند و مسابقات اسبدوانی نیز برگزار میشد. برگزاری مراسم سان و رژه در روز سوم اسفند نیز از دیگر کارکردهای این میدان بوده است. به همین دلیل، این زمین در میان مردم با سه عنوان شناخته میشد: میدان چوگان، میدان اسبدوانی و میدان رژه.
مرحوم دکتر جمال رضایی، پژوهشگر تاریخ و محلههای قدیمی بیرجند، در تحقیقات خود به این موضوع اشاره کرده و نوشته است که در بیابان جنوبی شهر و نزدیک یخچالها، زمین باز و بزرگی وجود داشت که نظامیان در آن چوگان بازی میکردند و مسابقات اسبدوانی نیز در آن برگزار میشد. این روایت نشان میدهد که فضای پیرامون یخدان در مقطعی از تاریخ بیرجند، فراتر از یک زمین بایر در حاشیه شهر بوده و بخشی از حیات اجتماعی و نظامی شهر را در خود جای میداده است.
سندی از یک بازی چوگان در سال 1910
یکی از اسناد قابل توجه درباره این میدان، گزارشی محرمانه از کنسولگری انگلستان در سیستان و قاینات است که در هفته منتهی به 26 فوریه 1910 میلادی، برابر با 7 اسفند 1288 شمسی، تنظیم شده است. در این گزارش آمده است که نخستین بازی چوگان در زمینی که در فاصله یک مایلی خارج از شهر آماده شده بود، برگزار شد.
این سند که در کتاب «اسناد کنسولگری انگلستان در سیستان و قاینات» با ترجمه دکتر محمود رفیعی منتشر شده، تصویری روشن از جایگاه چوگان در زندگی اجتماعی آن روزگار بیرجند ارائه میدهد. بر اساس روایتهای موجود، چوگان در بیرجند در میان نظامیان رواج داشته و بهویژه در مراسم و جشنها، دو گروه از سوارکاران با یکدیگر به رقابت میپرداختند.
دکتر جمال رضایی نیز در پژوهشهای خود درباره تاریخ بیرجند به رواج این بازی در میان نظامیان اشاره کرده و محل برگزاری آن را گاه مقابل هنگ و گاه در میدان نزدیک یخدانها دانسته است.
میدان سهنامی بیرجند
تعدد کارکردهای این زمین باعث شده بود که یک محدوده در جنوب بیرجند، همزمان با سه نام در میان مردم شناخته شود. «میدان چوگان» به دلیل برگزاری مسابقات این ورزش، «میدان اسبدوانی» به دلیل رقابتهای سوارکاری و «میدان رژه» به دلیل اجرای مراسم نظامی، سه عنوانی بودند که برای یک محدوده به کار میرفتند.
از این منظر، یخدان رحیمآباد تنها یک اثر معماری منفرد نیست؛ بلکه نشانهای از یک فضای تاریخی گستردهتر است که بخشی از مناسبات اجتماعی، نظامی و تفریحی بیرجند در اواخر دوره قاجار و دهههای پس از آن در آن جریان داشته است.
این موضوع همچنین نشان میدهد که در مطالعه آثار تاریخی، توجه صرف به خود بنا کافی نیست و گاهی فضای پیرامونی یک اثر میتواند اطلاعات بیشتری درباره نقش آن در زندگی مردم و تحولات شهری ارائه کند.
از حاشیه شهر تا دل بافت شهری
یخدان رحیمآباد زمانی در فاصلهای از محدوده مسکونی بیرجند قرار داشت و اطراف آن را زمینهای باز و بیابانی تشکیل میداد. توسعه تدریجی شهر در دهههای بعد موجب شد این سازه که روزگاری در حاشیه جنوبی شهر قرار داشت، به بخشی از بافت شهری تبدیل شود.
امروز دیوار بلند یخدان در خیابان شهید محلاتی، در میان فضای شهری جدید، همچنان قابل مشاهده است؛ اما تفاوت میان سیمای امروز این محدوده و موقعیت تاریخی آن، خود بخشی از داستان تحولات شهر بیرجند است.
شهرداری بیرجند در راستای بهسازی فضای شهری، پروژه بهسازی دیوار یخدان را در 26 اسفند سال 1399 اجرا کرد. این پروژه در محدودهای به مساحت یکهزار و 672 مترمربع انجام شد و برای آن یک میلیارد تومان هزینه شد.
سنگفرش پیادهرو و محوطه پیرامونی، اجرای آبنما و گلکاری از جمله اقداماتی بود که در این طرح انجام شد تا فضای اطراف اثر تاریخی برای حضور شهروندان و گردشگران مناسبتر شود.
ثبت ملی یخدان رحیمآباد
یخدان رحیمآباد بیرجند در هفتم مردادماه سال 1382 با شماره 9300 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
ثبت این بنا در فهرست آثار ملی، تنها اهمیت معماری آن را یادآوری نمیکند؛ بلکه ضرورت حفاظت از بخشی از تاریخ شهر بیرجند را نیز برجسته میسازد. این بنا بخشی از شیوه زندگی مردم در منطقهای گرم و خشک را روایت میکند؛ شیوهای که در آن تأمین و نگهداری یخ با بهرهگیری از دانش بومی و معماری متناسب با اقلیم انجام میشد.
در عین حال، روایتهای مربوط به میدان چوگان، اسبدوانی و رژه، لایه دیگری از تاریخ این مکان را آشکار میکند؛ لایهای که نشان میدهد فضای پیرامون یخدان در حدود یک قرن پیش، محل رفتوآمد نظامیان، برگزاری رقابتهای ورزشی و اجرای مراسم رسمی نیز بوده است.
امروز شهروندی که در شبهای بهاری از خیابان شهید محلاتی عبور میکند و نورپردازی و فضای آرام اطراف دیوار یخدان را میبیند، شاید کمتر تصور کند که همین سازه بلند و خاموش، زمانی در میان بیابانهای جنوبی بیرجند قرار داشته و اطراف آن صدای سم اسبها، رقابت چوگانبازان و رژه نظامیان شنیده میشده است.
یخدان رحیمآباد به این ترتیب، تنها یادگاری از فناوری سنتی تولید و نگهداری یخ نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی بیرجند است؛ بنایی که معماری آن روایتگر سازگاری انسان با اقلیم و میدان پیرامونش روایتگر بخشی از زندگی اجتماعی، نظامی و ورزشی شهری است که طی یک قرن، از حاشیه بیابانی به دل بافت شهری امروز رسیده است.












انتهای پیام/