به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، ثروت همیشه آن چیزی نیست که در حساب بانکی، ملک و سرمایه دیده میشود. گاهی ارزش واقعی ثروت زمانی آشکار میشود که صاحبش از مرز منفعت شخصی عبور کند و بخشی از دارایی خود را برای آسایش دیگری کنار بگذارد؛ آن هم برای زائری که شاید اگر دستی به یاریاش نمیرسید، حسرت دیدن کربلا بر دلش میماند.
در فرهنگ عاشورا، شاید یکی از زیباترین شکلهای عاشقی همین باشد؛ اینکه کسی بیآن که نامش در جایی ثبت شود، هزینه سفر، غذا و اقامت زائر دیگری را بپردازد و تنها به این دل خوش کند که قدمهای او در مسیر حرم امام حسین(ع) است.
هر سال با نزدیک شدن به اربعین، این آدمها بیشتر دیده میشوند؛ خیرانی که دور از هیاهو، دارایی خود را خرج زائران میکنند. برای آنها سود این معامله نه در عددهای حساب بانکی، بلکه در رضایت خدا و خدمتی است که به میهمان اباعبدالله(ع) میشود.
در جریان اعزام خبرنگاران گیلانی به کربلای معلی، در میان رفتوآمد زائران و هیاهوی بینالحرمین، با سیدمصطفی علینیا، معروف به مصطفی ایرانی، مدیر هتل «درالشرق» آشنا شدیم؛ مردی که سالهاست در کربلا زندگی و خدمت میکند و روایتهایش از خیرانی که بینام و نشان پای کار زائران میایستند، تصویری متفاوت از اربعین پیش روی ما گذاشت.
وی از جایی سخن میگوید که خودش آن را «بهترین جای دنیا» میداند؛ جایی میان حرم امام حسین(ع) و حرم حضرت عباس(ع)، میان دو برادر و دو نامی که برای میلیونها عاشق، معنای زندگی است.

هتل درالشرق حدود 500 متر با حرم مطهر امام حسین(ع) فاصله دارد و در مجاورت بینالحرمین قرار گرفته است. علینیا میگوید: خدمت در چنین جایی برای او دیگر صرفاً یک شغل نیست. میگوید که خدمت در کنار مضجع شریف سیدالشهدا(ع) نعمتی است که نصیب هر کسی نمیشود. اینجا ملیت، زبان و نژاد معنا ندارد؛ همه زائران، میهمانان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) هستند.
مالک عراقی این هتل، سیدمصطفی شریفی و خانوادهاش هستند؛ خانوادهای که سابقه طولانی در خدمت به دین و زائران اهلبیت(ع) دارند. جایی که امروز هتل درالشرق در آن بنا شده، روزگاری خانه پدری این خانواده و محلی برای برگزاری مراسم مذهبی بوده است.
حالا نیز قرار است با راهاندازی شعبهای از دفتر خدمات هواپیمایی در این هتل، بخشی از خدمات سفر و زیارت برای زائران آسانتر شود، اما آنچه علینیا از کربلا میگوید، تنها درباره یک هتل نیست؛ روایت شهری است که در آن، خدمت به زائر کمکم از یک وظیفه به یک باور تبدیل میشود.
وی معتقد است کربلا آدم را تغییر میدهد؛ اینکه انسان در این شهر میآموزد خدمت به زائر را دیگر نمیتوان فقط با واژه «کار» توضیح داد. میلیونها زائر از کشورهای مختلف که به کربلا میآیند، مسئولیت خادمان این شهر را چند برابر میکنند.
در این میان، خیران کشورهای دیگر نیز سهم خود را از این سفره گذاشتهاند. علینیا از خیر مسلمانی از عربستان سعودی یاد میکند که هر سال بخشی از ثروتش را برای آسایش زائران امام حسین(ع) هزینه میکند.
اما روایت خیران ایرانی برای او پررنگتر است؛ آدمهایی که سالهاست بیسر و صدا زائران کمبضاعت را همراهی میکنند.
ثروتی که خرج زائر میشود
علینیا از وحید وطنی، یکی از بازاریان شناخته شده ایران، نام میبرد؛ خیری که بنا بر گفته او بیش از 15 سال است هر سال هزینه اسکان، تغذیه و پذیرایی حدود 200 زائر کمبضاعت را بر عهده میگیرد، نکته مهم اینجاست که این کمک تنها به زائر ایرانی محدود نمیشود. هر زائر نیازمندی که از کشورهای مختلف به کربلا آمده باشد، میتواند از این حمایت بهرهمند شود.
علینیا میگوید وطنی اهل مصاحبه و معرفی خود نیست و ترجیح میدهد کارش در سکوت انجام شود؛ اما به باور او، شناختن این آدمها برای جامعه اهمیت دارد، نه برای مشهور شدن خودشان، بلکه برای دیده شدن فرهنگی که پشت این رفتار قرار گرفته است.
در هتل، میان زائر متمکن و زائر کمبضاعت تفاوتی وجود ندارد. کیفیت غذا، اتاق، خدمات و پذیرایی برای همه یکسان است، این همان نکتهای است که شاید ساده به نظر برسد، اما پشت آن نگاه عمیقی وجود دارد؛ اینکه زائر فقیر قرار نیست چون پول کمتری دارد، تجربهای کمارزشتر از زیارت داشته باشد.
علینیا میگوید هزینه اقامت هر زائر در روزهای زیارتی گاهی به 120 تا 150 دلار میرسد؛ مبلغی که خیران بدون چشمداشت پرداخت میکنند تا مشکل مالی، زائر را از کربلا بازندارد، اینجا پول، شکل دیگری پیدا میکند؛ سرمایهای که قرار نیست فقط برای صاحبش باقی بماند، بلکه باید بخشی از راه را برای دیگری هموار کند.

«حب الحسین یجمعنا» فقط یک شعار نیست
اگر بخواهیم یکی از ملموسترین تصاویر پیوند ایران و عراق را پیدا کنیم، شاید اربعین بهترین قاب باشد.
علینیا معتقد است رابطه مردم ایران و عراق را نمیتوان فقط با واژههایی مانند همسایگی یا مناسبات سیاسی توضیح داد. ریشه این پیوند، محبت مشترک به اهلبیت(ع) است، هر سال میلیونها زائر ایرانی وارد عراق میشوند و مردم این کشور خانه، موکب و امکانات خود را در اختیار آنان میگذارند؛ صحنهای که به گفته او، نمونهای کمنظیر از همدلی میان دو ملت است.
وی به رفتارهای سادهای اشاره میکند که شاید در نگاه نخست خیلی عادی باشند؛ پیرمردی که خانهاش را در اختیار زائر میگذارد، نوجوانی که در گرمای شدید کفش زائر را جفت میکند یا کسی که یک لیوان آب خنک به دست مسافر خسته میدهد.
همین رفتارهای کوچک است که به باور علینیا، معنای واقعی شعار حب الحسین یجمعنا را نشان میدهد؛ شعاری که نه فقط روی پرچمها، بلکه در رفتار آدمها جاری است، او همچنین به حضور گسترده مردم عراق در مراسم تشییع رهبر شهید اشاره میکند و آن را جلوه دیگری از همین پیوند میداند؛ پیوندی که از سیاست فراتر رفته و در قلب مردم شکل گرفته است.
کربلا برای من فقط محل کار نیست
مدیر گیلانی هتل درالشرق، خودش را بخشی از همین قصه میداند.
میگوید کربلا در سالهای طولانی زندگیاش دیگر فقط محل کار نیست؛ خانه و مأمن روح و جانش شده است.
هر بار که برای دیدار خانواده و بستگان به گیلان سفر میکند، مدتی نمیگذرد که دلش برای کربلا تنگ میشود؛ انگار بخشی از وجودش را در این شهر گذاشته است، این دلبستگی را شاید فقط کسانی بفهمند که سالها در جوار حرم زندگی کردهاند؛ کسانی که کربلا برایشان از یک مقصد زیارتی به بخشی از هویت روزمره تبدیل شده است.
در روایت علینیا، حتی داستان خانواده شریفی نیز همین روحیه را نشان میدهد. او از پدر مرحوم این خانواده یاد میکند که میگفت اگر از دستش تنها نظافت حمامهای زائران برمیآید، همان را هم با افتخار انجام میدهد، در این نگاه، خدمت کوچک وجود ندارد؛ مهم این است که خدمتی برای زائر انجام شود.

اربعین؛ روایتی که باید به جهان برسد
اما قصه فقط در کربلا نمیماند، علینیا، از رسانهها سخن میگوید؛ از خبرنگارانی که در میان میلیونها قدم، هزاران موکب و بیشمار لحظه انسانی، باید تصویری واقعی از اربعین ثبت کنند.
وی راهپیمایی اربعین را بزرگترین اجتماع مذهبی و بزرگترین اجتماع داوطلبانه جهان میداند و معتقد است روایت این حرکت، مسئولیتی تاریخی بر دوش رسانهها گذاشته است.
به باور او، دشمن تلاش میکند عظمت این اجتماع را نبیند و دیده نشدن این حرکت، خودش بخشی از همان نبرد رسانهای است. بنابراین، هر عکس، هر گزارش و هر روایت از خدمت، ایثار، همدلی و محبت مردم، میتواند بخشی از حقیقت اربعین را به جهان منتقل کند.
در پایان این دیدار، سیدمصطفی شریفی، مالک هتل درالشرق کربلا نیز ضمن خوشامدگویی به خبرنگار تسنیم، خود را خادم امام حسین(ع) معرفی میکند؛ کسی که میگوید برای راحتی زائران اباعبدالله(ع)، هر خدمتی از دستش بربیاید انجام خواهد داد و شاید تمام این روایت در همین یک معنا خلاصه شود: آدمهایی هستند که ثروت را برای خودشان نمیخواهند؛ کسانی که بخشی از دارایی، وقت و توانشان را خرج میکنند تا زائری راحتتر قدم بردارد، مادری با آسودگی بیشتری به زیارت برسد و انسانی که دستش تنگ است، به خاطر پول از کربلا جا نماند.
در فرهنگ این آدمها، سرمایه وقتی معنا پیدا میکند که گرهی از زندگی دیگری باز کند؛ و اربعین، هر سال صحنه تکرار همین حقیقت است. اینجا، ثروت فقط پول نیست؛ توانی است که باید در مسیر خیر خرج شود و شاید رمز ماندگاری این فرهنگ، همان جملهای باشد که در کربلا از مرزها عبور کرده است: حبُّ الحسین یجمعنا.
معصومه پاداش ستوده
انتهای پیام/