به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک- مبین جلیلی| جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به زبان مشترکی برای گفتوگو نیاز دارد؛ جهانی که در آن جنگ و منازعه، نابرابری، افراطگرایی، مهاجرت، شکافهای اجتماعی، بحرانهای زیستمحیطی و بیاعتمادی میان ملتها، آینده انسان را با ابهامهای جدی مواجه کرده است.
در چنین شرایطی، صلح دیگر صرفاً به معنای نبود جنگ نیست؛ بلکه مفهومی گستردهتر از امنیت، عدالت، گفتوگو، پذیرش تفاوتها، مشارکت اجتماعی و توانایی جوامع برای حل مسالمتآمیز اختلافات است که در این میان، ورزش میتواند یکی از مهمترین و در عین حال کمتر استفادهشدهترین ظرفیتهای بشریت برای ساختن این آینده باشد.
ورزش در نگاه نخست، عرصه رقابت است؛ جایی که انسانها برای شکستن رکورد، کسب مدال و رسیدن به سکوی قهرمانی تلاش میکنند، اما در لایه عمیقتر، ورزش مجموعهای از ارزشها را به انسان آموزش میدهد که دقیقاً با الزامات زندگی صلحآمیز ارتباط دارد؛ رعایت قانون، احترام به رقیب، پذیرش شکست، جوانمردی، کار گروهی، مسئولیتپذیری، انضباط، تحمل تفاوت و تلاش برای رسیدن به هدف.
شاید همین ویژگی است که ورزش را از یک سرگرمی فراتر میبرد و به یک "نهاد اجتماعی" تبدیل میکند؛ نهادی که میتواند نسلها را تربیت کند و حتی بر فرهنگ عمومی جوامع اثر بگذارد.
سازمان ملل متحد نیز در چارچوب دستورکار 2030، ورزش را یک توانمندساز مهم توسعه پایدار دانسته و بر نقش آن در ترویج مدارا و احترام، توانمندسازی جوانان و زنان، سلامت، آموزش و مشارکت اجتماعی تأکید کرده بطوریکه گزارش سال 2024 دبیرکل سازمان ملل درباره ورزش و توسعه و صلح نیز پنج حوزه مهم اثرگذاری ورزش را شامل مشارکت اجتماعی، فعالیت بدنی و ورزش جامعهمحور، برابری جنسیتی، صلحسازی و پیشگیری از جرم، و جوامع پایدار و اقدام اقلیمی برشمرده است.
ورزش؛ دیپلماسی بدون میز مذاکره
یکی از مهمترین ظرفیتهای ورزش در آینده، تبدیلشدن آن به ابزاری برای دیپلماسی عمومی و ارتباط میان ملتها است. دیپلماسی سنتی عمدتاً در اتاقهای مذاکره، نشستهای سیاسی و پشت میزهای رسمی اتفاق میافتد؛ اما ورزش زبان دیگری دارد. ورزشکار ایرانی میتواند در کنار ورزشکار آمریکایی، اروپایی، آفریقایی یا آسیایی رقابت کند، دست او را بفشارد، شکست و پیروزی را با او تقسیم کند و بدون آنکه زبان یکدیگر را بدانند، پیام احترام را منتقل کنند.
این ویژگی، ورزش را به نوعی "دیپلماسی انسانی" تبدیل میکند؛ یک دیپلماسی که مخاطب آن فقط دولتها نیستند، بلکه مردم هستند. هرچند تجربه تاریخی "آتشبس المپیک" نیز نشان میدهد که پیوند ورزش و صلح صرفاً یک ایده جدید نیست.
سنت باستانی Ekecheiria در یونان باستان با هدف توقف درگیریها برای برگزاری بازیها شکل گرفت و سازمان ملل در سال 1993 با قطعنامه خود از کشورها خواست آتشبس المپیک را رعایت کنند. این سنت همچنان یکی از نمادهای مهم پیوند ورزش و صلح در جهان است.
اما آیندهپژوهی به ما میگوید نباید در همین نقطه متوقف شویم و اگر در گذشته آتشبس المپیک صرفاً به معنای توقف موقت درگیریها برای برگزاری مسابقات بود، در آینده میتوان از "آتشبس اجتماعی" و "دیپلماسی ورزشی پایدار" سخن گفت؛ یعنی استفاده از رویدادهای ورزشی برای ایجاد کانالهای ارتباطی دائمی میان جوامعی که با یکدیگر اختلاف دارند.
از ورزشکار قهرمان تا ورزشکار کنشگر
یکی از مهمترین تغییرات آینده ورزش، تغییر جایگاه ورزشکار است. ورزشکار آینده تنها صاحب رکورد و مدال نخواهد بود؛ بلکه میتواند یک کنشگر اجتماعی، سفیر صلح، مدافع محیطزیست و الگوی فرهنگی باشد. ظهور شبکههای اجتماعی این ظرفیت را چند برابر کرده است. امروز یک ورزشکار میتواند در چند ساعت، پیامی را به میلیونها نفر در سراسر جهان منتقل کند؛ بنابراین قدرت اجتماعی او دیگر محدود به زمین مسابقه نیست.
در چنین شرایطی باید تعریف جدیدی از قهرمان ارائه کرد. قهرمان آینده فقط کسی نیست که سریعتر بدود، بلندتر بپرد یا بیشتر گل بزند؛ قهرمان آینده کسی است که بتواند از اعتبار و محبوبیت خود برای کاهش خشونت، مبارزه با تبعیض، حمایت از کودکان، حفاظت از محیطزیست و تقویت همبستگی اجتماعی استفاده کند.
این تغییر نگاه، نیازمند آموزش و سیاستگذاری است. اگر از ورزشکار انتظار داریم سفیر صلح باشد، باید از دوران نوجوانی او را با مفاهیمی مانند حقوق بشر، گفتوگو، مسئولیت اجتماعی، محیطزیست، سواد رسانهای و حل تعارض آشنا کنیم.
مدرسه؛ نخستین میدان صلح
اگر قرار است ورزش در آینده به ابزار صلح تبدیل شود، نقطه آغاز آن نباید ورزشگاههای بزرگ و رویدادهای بینالمللی باشد؛ بلکه باید از مدرسه و محله آغاز شود.
کودکی که در زمین فوتبال یاد میگیرد با همتیمی خود همکاری کند، شکست را بپذیرد و به رقیب احترام بگذارد، در حقیقت بخشی از مهارتهای زندگی اجتماعی را آموزش میبیند.
به همین دلیل، یکی از راهکارهای اساسی برای آینده، طراحی «برنامه ملی ورزش برای صلح» در مدارس است؛ برنامهای که در آن ورزش صرفاً برای افزایش آمادگی جسمانی نباشد، بلکه مفاهیمی همچون احترام، گفتوگو، مقابله با خشونت، کار تیمی، پذیرش تفاوتها و مسئولیت اجتماعی نیز از طریق فعالیت ورزشی آموزش داده شود.
منشور بینالمللی یونسکو نیز بر همین نگاه تأکید دارد و ورزش برای توسعه و صلح را در ارتباط با فرهنگ صلح و عدم خشونت، گفتوگو و حل تعارض، تحمل و عدم تبعیض، مشارکت اجتماعی، برابری جنسیتی، پایداری و آگاهی زیستمحیطی قرار میدهد.
ورزش و توسعه پایدار؛ سرمایهگذاری برای آینده
یکی از اشتباهات رایج در سیاستگذاری، نگاهکردن به ورزش بهعنوان یک هزینه است؛ در حالی که ورزش همگانی میتواند نوعی سرمایهگذاری بلندمدت اجتماعی و اقتصادی باشد.
جامعهای که شهروندان آن فعالیت بدنی بیشتری دارند، در بلندمدت با آثار مثبت در سلامت عمومی، نشاط اجتماعی، کاهش انزوا و افزایش مشارکت اجتماعی مواجه خواهد شد. ورزش همچنین میتواند برای جوانان فرصت ایجاد کند، از آسیبهای اجتماعی پیشگیری کند و زمینه حضور گروههای مختلف اجتماعی در فعالیتهای جمعی را فراهم سازد.
بنابراین، آینده ورزش را نمیتوان فقط با تعداد مدالهای یک کشور سنجید. شاخصهای جدید باید شامل میزان مشارکت مردم، دسترسی کودکان و نوجوانان به ورزش، حضور زنان و افراد دارای معلولیت، توسعه ورزش در مناطق محروم، کاهش آسیبهای اجتماعی، سلامت عمومی و میزان اثرگذاری برنامههای ورزشی بر سرمایه اجتماعی باشد. گزارش سازمان ملل نیز بر همین رویکرد تأکید دارد و ورزش را در پیوند با سلامت، آموزش، مشارکت اجتماعی، برابری جنسیتی، صلحسازی و جوامع پایدار بررسی میکند.
آینده ورزش بدون محیطزیست معنا ندارد
آیندهپژوهی ورزش بدون توجه به بحران اقلیمی ناقص است. ورزش در سالهای آینده ناگزیر با تغییرات آبوهوایی، کمبود آب، افزایش دما و ضرورت کاهش انتشار کربن مواجه خواهد شد. بسیاری از ورزشهای فضای باز مستقیماً تحت تأثیر گرما، آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی قرار میگیرند. از سوی دیگر، ورزشگاهها و رویدادهای بزرگ ورزشی مصرف انرژی، آب، حملونقل و تولید پسماند قابل توجهی دارند. بنابراین باید مفهوم «ورزش سبز» را از یک شعار به یک سیاست تبدیل کرد.
برگزاری مسابقات با حداقل تولید پسماند، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در اماکن ورزشی، توسعه حملونقل عمومی برای تماشاگران، استفاده از تجهیزات دوستدار محیطزیست، مدیریت مصرف آب و آموزش ورزشکاران و هواداران میتواند بخشی از این مسیر باشد که گزارش سازمان ملل نیز "جوامع پایدار و اقدام اقلیمی" را یکی از پنج حوزه اصلی اثرگذاری ورزش در مسیر توسعه و صلح معرفی کرده است.
فناوری؛ فرصت بزرگ یا تهدید جدید؟
آینده ورزش بدون فناوری قابل تصور نیست. هوش مصنوعی، واقعیت مجازی، تحلیل دادهها، فناوریهای پوشیدنی، پلتفرمهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی، شیوه تمرین، رقابت، تماشای مسابقات و ارتباط ورزشکاران با مخاطبان را تغییر خواهند داد؛ اما فناوری یک روی دیگر نیز دارد.
اگر دسترسی به فناوری و امکانات ورزشی عادلانه نباشد، شکاف میان کشورهای ثروتمند و فقیر، ورزشکاران برخوردار و محروم و حتی شهرهای توسعهیافته و مناطق کمبرخوردار افزایش خواهد یافت. بنابراین یکی از پرسشهای جدی آینده این است که آیا فناوری قرار است ورزش را دموکراتیکتر کند یا نابرابریهای موجود را بیشتر کند؟ که پاسخ به این پرسش به سیاستگذاری دولتها، نهادهای بینالمللی و فدراسیونهای ورزشی بستگی دارد.
آینده ورزش و صلح به کدام راهها خواهد رسید؟
آیندهپژوهی تنها پیشبینی یک آینده نیست؛ بلکه بررسی مسیرهای احتمالی و انتخاب بهترین مسیر است. بر این اساس میتوان سه سناریو را برای آینده ورزش و صلح تصور کرد بطوریکه در سناریوی نخست ورزش تجاری را داریم بطوریکه در این سناریو، ورزش بیش از پیش تحت سلطه تجارت، تبلیغات، سرمایه و منافع اقتصادی قرار میگیرد. رکورد و درآمد بر ارزشهای انسانی غلبه میکند و ورزشکار بیشتر به یک برند تجاری تبدیل میشود که در چنین شرایطی ظرفیت ورزش برای صلح تضعیف خواهد شد.
سناریوی دوم ورزش فناورانه است که در این سناریو، هوش مصنوعی و فناوری همه ابعاد ورزش را متحول میکنند؛ اما اگر عدالت در دسترسی وجود نداشته باشد، شکاف میان جوامع افزایش مییابد.
اما سناریوی سوم ورزش صلحساز و پایدار قرار دارد، اما سناریوی مطلوب، جهانی است که در آن ورزش، فناوری، اقتصاد و سیاست در خدمت انسان قرار میگیرند؛ ورزش همگانی توسعه پیدا میکند، ورزشکاران به کنشگران اجتماعی تبدیل میشوند، رویدادهای ورزشی پایدار و کمکربن برگزار میشوند و مسابقات به فرصتهایی برای گفتوگو و کاهش تنش میان ملتها تبدیل میشوند. البته هدف آیندهپژوهی باید حرکت آگاهانه از سناریوی نخست و دوم به سمت سناریوی سوم باشد.
راهی برای ساختن آیندهای صلحآمیز از مسیر ورزش
برای رسیدن به چنین آیندهای، شعار کافی نیست و باید سیاستهای عملی تعریف شود. در این راستا با راهکارهایی همچون تدوین سند ملی ورزش برای صلح و توسعه پایدار که این سند باید وظایف وزارت ورزش، آموزشوپرورش، وزارت امور خارجه، هلال احمر، شهرداریها، فدراسیونها، سازمانهای مردمنهاد و رسانهها را مشخص کند یا راهاندازی دیپلماسی ورزشی مردمی در راستای ایجاد برنامههای مشترک ورزشی میان جوانان کشورهای مختلف، بهخصوص کشورهایی که اختلافات سیاسی دارند اقدام نمود.
همچنین تربیت سفیران جوان صلح از میان ورزشکارا، ورود آموزش صلح به ورزش مدارس، توسعه ورزش در مناطق محروم و بحرانزده، طراحی شاخص اثر صلح برای رویدادهای ورزشی، تبدیل ورزشکاران به سفیران محیطزیست، استفاده از ظرفیت رسانهها، ایجاد شبکه جهانی ورزشکاران برای صلح و نیز سرمایهگذاری بر ورزش همگانی به جای تمرکز صرف بر ورزش قهرمانی از دیگر راهکارهای عملی ساختن آینده ای صلح آمیز از مسیر ورزش است چون صلح پایدار از جامعه آغاز میشود، نه فقط از سکوی قهرمانی.
ایران و آینده ورزش برای صلح
ایران نیز میتواند در این عرصه نقش مهمی ایفا کند. ظرفیت تاریخی و فرهنگی ایران، جایگاه ورزشهای پهلوانی و زورخانهای، حضور ورزشکاران در عرصههای بینالمللی و ظرفیت نهادهایی مانند هلال احمر میتواند زمینه شکلگیری یک الگوی ایرانی برای «ورزش، بشردوستی و صلح» را فراهم کند.
در این مسیر، میتوان مفهوم پهلوانی را از یک میراث فرهنگی به یک الگوی معاصر تبدیل کرد؛ الگویی که در آن قهرمان نه فقط به دلیل قدرت جسمانی، بلکه به دلیل اخلاق، کمک به دیگران، احترام به رقیب و مسئولیت اجتماعی شناخته شود.
ایران همچنین میتواند با برگزاری رویدادهای بینالمللی با محوریت ورزش و صلح، ایجاد تورهای ورزشی صلح، مسابقات میان جوانان کشورهای مختلف، برنامههای مشترک بشردوستانه و استفاده از ظرفیت ورزشکاران ایرانی در عرصه دیپلماسی عمومی، سهم بیشتری در این حوزه داشته باشد.
آینده را باید ساخت، نه پیشبینی کرد
آینده ورزش و صلح، آیندهای از پیش نوشتهشده نیست. این آینده به تصمیمهایی بستگی دارد که امروز دولتها، فدراسیونها، مربیان، ورزشکاران، رسانهها، خانوادهها و حتی تماشاگران میگیرند.
اگر ورزش را تنها به عنوان صنعت سرگرمی، مسابقه و مدال ببینیم، بخش بزرگی از ظرفیت آن را از دست دادهایم؛ اما اگر ورزش را یک نهاد تربیتی، اجتماعی، فرهنگی و دیپلماتیک بدانیم، آنگاه میتوان از آن برای ساختن جهانی متفاوت بهره گرفت.
ورزش میتواند کودک را به همکاری بیاموزد، جوان را از خشونت دور کند، زن را توانمند سازد، جامعه را به یکدیگر نزدیک کند، میان ملتها پل بسازد و حتی در روزهای بحران، کورسویی از امید ایجاد کند. اما تحقق این ظرفیت نیازمند سیاستگذاری هوشمند، سرمایهگذاری پایدار، آموزش، مشارکت مردم و مهمتر از همه، عبور از نگاه شعاری به سمت ارزیابی واقعی اثرات اجتماعی ورزش است.
بنابراین، شاید آینده ورزش و صلح را بتوان در یک تغییر ساده اما بنیادین خلاصه کرد: تغییر تعریف پیروزی چراکه در ورزش امروز، پیروزی اغلب با عبور از خط پایان، شکست دادن رقیب و ایستادن بر سکوی نخست معنا پیدا میکند؛ اما در ورزش آینده، پیروزی میتواند معنای بزرگتری داشته باشد؛ پیروزی زمانی است که رقیب، دشمن نباشد؛ تفاوت، تهدید تلقی نشود؛ شکست، به خشونت منجر نشود و رقابت، راهی برای شناخت و احترام متقابل باشد.
شاید جهان آینده بیش از هر زمان دیگری به چنین ورزشکاری نیاز داشته باشد؛ ورزشکاری که فقط برای شکستن رکورد نمیدود، بلکه برای شکستن دیوارهای بیاعتمادی میدود؛ فقط برای رسیدن به خط پایان تلاش نمیکند، بلکه برای نزدیککردن انسانها به یکدیگر قدم برمیدارد.
آیندهپژوهی ورزش و صلح در حقیقت آیندهپژوهی انسان است؛ اینکه آیا میتوانیم جهانی بسازیم که در آن انسانها همچنان رقابت کنند، اما دشمن یکدیگر نباشند. اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، شاید بزرگترین مدال ورزش در آینده نه از طلا، بلکه از جنس صلح، همبستگی و انسانیت باشد.
این رویکرد با جهتگیری فعلی سازمان ملل هم همخوان است؛ در سال 2026، روز جهانی ورزش برای توسعه و صلح با شعار "ورزش: پلسازی، شکستن موانع" بر ظرفیت ورزش برای اتصال جوامع، فراگیری و صلح در جهانی متفرق تأکید کرده است.
انتهای پیام/