به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هادی اسفندیاری در تازهترین اثر خود با عنوان «کوچی»، سراغ تاریخ، زندگی و تحولات عشایر فارس رفته و با تکیه بر تاریخ شفاهی و مکتوب و بررسی حدود 20 هزار سند، تصویری از گذشته و وضعیت امروز کوچنشینی ارائه کرده است. این فیلم مستند به کارگردانی هادی اسفندیاری و تولید مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی است.
هادی اسفندیاری،کارگردان این فیلم مستند درباره شکلگیری ایده مستند «کوچی» گفت: سالها دغدغه پژوهش در زمینه ایلات و عشایر، بهخصوص عشایر فارس را داشتم و تاریخچه و پیشینه آنها برایم اهمیت زیادی داشت. بسیاری از کارهایم هم به نوعی با عشایر ارتباط داشت و این دغدغه را سالها دنبال کردم تا پژوهش به نتیجه رسید. در نهایت فیلم بر اساس تاریخ شفاهی، تاریخ مکتوب و بهویژه اسنادی شکل گرفت که کمتر مورد استفاده قرار گرفته بودند.
اسفندیاری افزود: بخش زیادی از فیلم سندمحور است و حدود 20 هزار سند مربوط به ایلات و عشایر فارس را خواندیم و بررسی کردیم. در این مسیر از مرکز اسناد ملی، کتابخانه ملی و مرکز اسناد مجلس استفاده کردیم و چند آرشیو خصوصی هم در ارائه اسناد و عکس با ما همکاری کردند. همچنین آرشیو روزنامههایی را که در آن دوره درباره قشقاییها مطلب و خبر منتشر کرده بودند، بررسی کردم.
فیلم در استان فارس، از شمال تا جنوب و حتی محدودهای از بوشهر فیلمبرداری شده است. برای نام فیلم هم پس از بررسی گزینههای مختلف، سادهترین عنوان یعنی «کوچی» را انتخاب کردم؛ به معنای کسی که کوچ میکند.

این گوینده گفتار فیلم درباره چالشهای تولید گفت: من کمی ایدهآلگرا هستم و دو سه سال اول منتظر بودم کوچ به شکوه گذشته اتفاق بیفتد تا بتوانم تصویر مورد نظرم را ثبت کنم، اما بهتدریج متوجه شدم کوچ تغییر کرده است؛ عدهای با ماشین رفتوآمد میکنند و برخی هم کارگر ایرانی یا افغانستانی گرفتهاند تا دامهایشان را جابهجا کنند و دیگر آن سبک زندگی سابق وجود ندارد. مدتی طول کشید تا با این واقعیت کنار بیایم و از تصویری که از کوچ قدیم داشتم، صرفنظر کنم.
وی ادامه داد: دسترسی به اسناد قشقایی هم در ابتدا دشوار بود و چند بار برای پیگیری به مرکز اسناد ملی مراجعه کردم، اما در نهایت همکاری و دسترسی به اسناد آسانتر شد. دوست داشتم برخی بزرگان قشقایی، بهخصوص افرادی از خاندان صولتالدوله، در فیلم حضور داشته باشند، اما برخی به دلایل سیاسی تمایلی به حضور نداشتند. این مسئله را با استفاده از اسناد شفاهی قدیمی، روایتهای ضبطشده از ناصر خان قشقایی و اسناد مربوط به صولتالدوله و فرزندانش جبران کردم و روایت فیلم را تا پایان حکومت پهلوی پیش بردم؛ دورهای که با پایان نخستوزیری مصدق و خروج ایلخانان قشقایی از کشور، تقریباً پایان ایلخانگری در پارس هم رقم میخورد.
این پژوهشگر درباره رویکرد تاریخی «کوچی» گفت: در فیلم بررسی کردم چه عواملی باعث شدهاند کوچ و زندگی عشایری به شکل گذشته ادامه پیدا نکند و وضعیت عشایر امروز چگونه است؛ اینکه چه تعداد شهرنشین، نیمهکوچنشین یا همچنان کوچرو هستند. این تغییر فقط ریشه سیاسی ندارد و عوامل تاریخی، فرهنگی، انقلاب صنعتی و گسترش ارتباطات هم بر زندگی ایلات و عشایر تأثیر گذاشتهاند.

اسفندیاری درباره همکاری با مرکز گسترش گفت: مرکز گسترش تخصصیترین ارگانی است که در زمینه تولید مستند فعالیت میکند. با وجود طولانیشدن پروژه، مرکز دلایل ما را پذیرفت و اجازه داد فیلم با همان رویکرد ایدهآلگرایانه پیش برود. امیدوارم در مرحله پس از تولید هم برای دیدهشدن فیلم همکاری کند، چون امروز دیدهشدن مستندها دشوار شده و برای فیلمساز و عوامل، بازخورد مخاطب اهمیت زیادی دارد.
او درباره موسیقی فیلم افزود: تا سال گذشته بیشتر روی موسیقی انتخابی کار کرده بودم، اما دوباره تصمیم گرفتم روی این بخش کار کنم، چون برای فیلمی که سالها برای آن وقت گذاشتهام، موسیقی و جزئیات نهایی اهمیت زیادی دارد.
اسفندیاری درباره ویژگی پژوهشی فیلم گفت: نمیخواهم بگویم چون این فیلم کار من است، حتماً کار خوبی است، اما درباره ایلات و عشایر فارس فیلمی با این میزان سندمحوری ساخته نشده است. بخش زیادی از اسناد و عکسهای استفادهشده برای نخستینبار در فیلم مورد استفاده قرار گرفتهاند و امیدوارم «کوچی» بتواند در زمینه عشایر فارس یک اثر مرجع و منبع باشد.
او درباره برنامه اکران فیلم گفت: مهمترین ویترین جشنوارهای سینمای مستند ایران، «سینماحقیقت» است. فیلم شاید میتوانست سه چهار ماه زودتر آماده شود، اما همچنان روی آن کار میکردم و امیدوارم نخستین نمایش آن در «سینماحقیقت» باشد و پس از آن هم اتفاقهای خوبی برای فیلم رخ دهد.

اسفندیاری درباره تأثیر جوایز «سینماحقیقت» بر مسیر کاری خود گفت: نخستین بار که از «سینماحقیقت» جایزه گرفتم، اصلاً فکر نمیکردم بتوانم چنین جایزهای بگیرم و بسیار شگفتزده شدم. بار دوم که با فاصله 3-4 سال جایزه گرفتم، احساس کردم این موفقیتها اتفاقی نبوده و مسیرم را درست انتخاب کردهام؛ همین موضوع انگیزهام را دوچندان کرد. به نظرم مرکز گسترش و سینمای تجربی یک سطح بالاتر از بسیاری از ارگانهایی است که فیلم تولید میکنند. دو جایزهای که از مرکز گرفتم، برای من نوعی پرتاب به سطح یک سینمای مستند بود. پیش از آن احساس میکردم بیشتر به شکل آماتور و دلی کار میکنم، اما این جوایز باعث شد در کنار دلیبودن، حرفهایتر و متمرکزتر کار کنم و انتظارم را از خودم بالاتر ببرم.
اسفندیاری در پایان گفت: حمایت و اعتماد اساتیدی که در مرکز به من لطف داشتند و به کارهایم رأی دادند، برایم بسیار مهم بوده است. محمد حمیدی مقدم هم در این سالها آدم مؤثری در سینمای حقیقت و مستند بوده و امیدوارم قدمهایش برای سینمای مستند محکمتر شود. دوستان دیگری برای من اهمیت زیادی داشتهاند و اینکه مرکز پذیرای فیلمسازان است و از آنها حمایت میکند، برای ما ارزشمندترین هدیه است.
انتهای پیام/