به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، ورزش، پیش از آنکه مجموعهای از مسابقات، مدالها و عناوین قهرمانی باشد، یک سرمایه اجتماعی است؛ سرمایهای که با سالها تلاش، فداکاری و حضور بیوقفه ورزشکاران، مربیان، داوران و پیشکسوتان شکل گرفته است. مدیریت در چنین عرصهای تنها به داشتن یک عنوان اداری محدود نمیشود، بلکه نیازمند شناخت عمیق از فضای ورزش، ارتباط با جامعه تخصصی آن رشته و درک دغدغههای افرادی است که عمر خود را پای توسعه آن گذاشتهاند.
در سالهای اخیر، یکی از موضوعاتی که همواره در فضای ورزش مطرح بوده، مسئله استفاده از مدیران غیرورزشی در رأس برخی هیأتهاست؛ موضوعی که موافقان و مخالفان خود را دارد، اما یک پرسش اساسی را پیش روی متولیان ورزش قرار میدهد: آیا مدیریت یک رشته تخصصی بدون شناخت میدانی از آن حوزه میتواند مسیر توسعه را هموار کند؟
اکنون این پرسش در فضای ورزش کردستان و در یکی از هیأتهای ورزشی استان بار دیگر مطرح شده است؛ جایی که تعدادی از فعالان، پیشکسوتان و چهرههای شناختهشده رشته بدنسازی، نسبت به شیوه مدیریت فعلی هیأت گلایههایی را مطرح کردهاند؛ گلایههایی که ابتدا در جریان برگزاری مجمع انتخاباتی نیز مطرح شد و خبرنگار خبرگزاری تسنیم در همان زمان به انعکاس آن پرداخت.
اکنون این موضوع بار دیگر در فضای مجازی بازتاب یافته و مطالبات مطرحشده از سوی جمعی از فعالان این رشته، به مرحلهای رسیده که آنان با ارسال نامهای خطاب به استاندار کردستان، خواستار ورود و بررسی موضوع شدهاند.
درخواستکنندگان در این نامه، ضمن تأکید بر جایگاه و ظرفیت بالای رشته بدنسازی در استان، مدعی شدهاند که جامعه این رشته با چالشهایی مواجه شده و حضور مدیری غیرورزشی در رأس هیأت، موجب شکلگیری نارضایتیهایی میان بخشی از پیشکسوتان و فعالان این حوزه شده است.
البته طرح این مطالبات به معنای صدور حکم درباره عملکرد هیچ فردی نیست، اما نفس شکلگیری چنین دغدغههایی، ضرورت گفتوگو، بررسی دقیق و شنیدن همه دیدگاهها را یادآور میشود؛ چراکه هیأتهای ورزشی متعلق به یک فرد یا گروه خاص نیستند و باید محلی برای همدلی، مشارکت و رشد استعدادهای ورزشی باشند.
یکی از محورهای اصلی انتقاد مطرحشده از سوی معترضان، موضوع مدیریت افراد غیرورزشی در هیأتهای تخصصی است. منتقدان معتقدند فردی که در یک رشته ورزشی سابقه فعالیت حرفهای، اجرایی یا تخصصی ندارد، ممکن است شناخت کافی از نیازها، مشکلات و ظرفیتهای آن رشته نداشته باشد.
این در حالی است که پیش از این نیز در سطح وزارت ورزش و جوانان موضوع استفاده از برخی مدیران شاغل در دستگاههای اجرایی در هیأتهای ورزشی محل بحث قرار گرفته و محدودیتهایی در این زمینه مطرح شده بود؛ موضوعی که فعالان ورزشی معتقدند باید در استانها نیز با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.
پرسش اساسی اینجاست؛ حتی اگر از منظر قانونی نیز مانعی برای حضور برخی مدیران وجود نداشته باشد، آیا مدیری که مسئولیت اجرایی دیگری بر عهده دارد و بخش عمده زمان خود را صرف امور اداری میکند، فرصت کافی برای مدیریت یک هیأت بزرگ ورزشی، ارتباط مستمر با ورزشکاران، پیگیری مسائل تخصصی و برنامهریزی توسعهای خواهد داشت؟
و مهمتر اینکه، مدیر غیرورزشی چه ظرفیت ویژهای میتواند به یک رشته تخصصی اضافه کند که پیشکسوتان، مربیان و فعالان همان رشته با سالها تجربه میدانی قادر به انجام آن نیستند؟
البته مدیریت ورزشی تنها به داشتن سابقه قهرمانی یا فعالیت ورزشی محدود نمیشود و توان مدیریتی، برنامهریزی و قدرت تعامل نیز اهمیت دارد؛ اما بسیاری از کارشناسان معتقدند ترکیب تجربه مدیریتی با شناخت تخصصی از رشته، میتواند زمینه موفقیت بیشتری را فراهم کند.
در نامه مطرحشده خطاب به استاندار کردستان، برخی از فعالان بدنسازی همچنین ادعاهایی درباره نحوه تعامل مدیریت هیأت با منتقدان و شکلگیری اختلافات داخلی مطرح کردهاند؛ ادعاهایی که نیازمند بررسی دقیق، شنیدن دفاعیات مدیریت هیأت و ارائه مستندات از سوی طرفین است تا افکار عمومی بتواند قضاوت منصفانهای داشته باشد.
ورزش کردستان در سالهای اخیر همواره از ظرفیتهای انسانی ارزشمندی برخوردار بوده است؛ از قهرمانان ملی و بینالمللی گرفته تا مربیان و پیشکسوتانی که سالها برای اعتلای نام استان تلاش کردهاند. حفظ این سرمایهها نیازمند ایجاد فضای اعتماد، احترام متقابل و پرهیز از هر اقدامی است که موجب فاصله گرفتن چهرههای اثرگذار از بدنه ورزش شود.
اکنون درخواست ورود استاندار کردستان به عنوان رئیس شورای عالی ورزش استان، نشان میدهد که موضوع فراتر از یک اختلاف داخلی در یک هیأت ورزشی مطرح شده و بخشی از جامعه این رشته خواهان شنیده شدن صدای خود و بررسی بیطرفانه موضوع است.
به نظر میرسد بهترین مسیر برای پایان دادن به این حواشی، نه تقابل رسانهای و نه ادامه اختلافات، در گام نخست استعفای مدیر و یا برگزاری یک نشست شفاف با حضور مسئولان ورزش، مدیریت هیأت، پیشکسوتان و منتقدان است؛ نشستی که در آن مستندات ارائه شود و معیار قضاوت، منافع ورزش و آینده این رشته باشد.
اکنون باید منتظر ماند و دید آیا این مطالبه به استعفا یا تشکیل یک جلسه کارشناسی و بررسی دقیق موضوع منجر خواهد شد یا همچنان اختلافات در فضای مجازی ادامه پیدا میکند.
بدون تردید، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، بازگشت آرامش، اعتماد و همدلی به خانواده بزرگ بدنسازی کردستان است؛ خانوادهای که بیش از هر چیز به مدیریتی نیاز دارد که خود را متعلق به همه ورزشکاران بداند و از ظرفیت تمامی دلسوزان این رشته برای پیشرفت استفاده کند.
انتهای پیام/