به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در ادامه تحلیلها درباره تحولات اخیر یمن و پیروزی بزرگی که انصارالله در ساحل غربی به دست آورد و سیطره کامل آن بر تنگه باب المندب، ناصر قندیل، تحلیلگر برجسته لبنانی و سردبیر روزنامه البناء در سرمقاله این روزنامه با اشاره به گزارشهای رسانههای غربی، به بررسی تحولات آینده منطقه و نقشهها و توازن قدرت در آن پرداخته و نوشت: مطبوعات آمریکایی و صهیونیستی، کنترل قاطع انصارالله بر ساحل غربی یمن را صرفاً یک تغییر در نقشه جنگ یمن نمیدانند.
اکثر تحلیلهای منتشر شده در این رسانهها مبتنی بر این دیدگاه بودند که آنچه در یمن رخ داده، باب المندب را وارد معادله درگیری آمریکا و ایران کرده و این تنگه را که عربستان سعودی به عنوان جایگزینی برای هرمز در نظر گرفته بود، به بخشی از اهرم فشار محور مقاومت تبدیل کرده است.
اینجا دیگر سوال این نیست که آیا انصارالله به باب المندب نزدیک شده است یا خیر، زیرا ذباب و میون که انصارالله کنترل آنها را به دست گرفته، خود باب المندب هستند. بلکه سوال این است که آیا یمنیها از این برگ برنده خود برای بستن تنگه باب المندب استفاده خواهند کرد یا اینکه آن را به عنوان یک ابزار چانهزنی حفظ خواهند کرد.
یک شکست جدید برای دولت ترامپ مقابل مقاومت
در این زمینه روزنامه آمریکایی واشنگتن پست، تیتری منتشر کرد مبنی بر اینکه نیروهای یمنی متحد ایران، مسیر کشتیرانی دریای سرخ را به روی عربستان بستهاند و کنترل انصارالله بر باب المندب نشان دهنده یک شکست جدی برای دولت ترامپ در درگیری با ایران است، زیرا دریای سرخ به مسیر جایگزینی تبدیل شده بود که عربستان سعودی برای دور زدن بسته شدن احتمالی تنگه هرمز توسط ایران به آن تکیه میکرد.
این رسانه آمریکایی گزارش داد که سیطره یمنیها بر دریای سرخ، دو تاثیر مهم دارد: یکی در داخل یمن که مربوط به توازن قدرت در این کشور است و یکی دیگر در کل منطقه، زیرا انصارالله بخشی از «محور مقاومت» است، به این معنی که ایران در رویارویی با ایالات متحده، یک برگ برنده جدید به دست آورده است.
جایزه استراتژیک برای محور مقاومت
روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال هم در گزارشی به همین منظور اعلام کرد که ورود انصارالله به ذباب و جزیره میون، به آنها کنترل مؤثر بر یکی از مهمترین نقاط دریایی جهان را داده است.
این روزنامه مستقیماً این تحول را به مشکل صادرات نفت عربستان سعودی مرتبط دانست، زیرا عربستان برای دور زدن اختلالات کشتیرانی در خلیج فارس به خط لوله شرق-غرب و بنادر دریای سرخ متکی بوده است.
وال استریت ژورنال نتیجه گیری کرد که تغییر تهدید از تنگه هرمز به تنگه باب المندب، هر دو آبراه را تحت فشار قرار میدهد و کشورهای خلیج فارس را به تعامل دیپلماتیک با ایران برای کاهش تنشها علاقهمندتر میکند، به ویژه پس از آنکه نیروهای تحت حمایت عربستان سعودی نتوانستند از رسیدن حوثیها (انصارالله) به تنگه باب المندب جلوگیری کنند.
اما شبکه سیانان، جزیره میون را به عنوان یک جایزه استراتژیک برای محور مقاومت در سایه جنگ منطقهای توصیف و اعلام کرد که اهمیت این جزیره از زمان کاهش ترافیک از طریق تنگه هرمز افزایش یافته و عربستان سعودی را مجبور کرده است که بیشتر به حمل و نقل نفت به سمت غرب به دریای سرخ متکی باشد.
این رسانه آمریکایی افزود: موقعیت میون در باریکترین نقطه تنگه بابالمندب، به هر کسی که آن را کنترل کند، امکان نظارت و هدف قرار دادن کشتیها را میدهد و آن را به عاملی حیاتی در تعیین سرنوشت ترافیک دریایی بین دریای سرخ، خلیج عدن و اقیانوس هند تبدیل میکند.
ترامپ جرات ورود به جنگ با یمن را ندارد
اما وب سایت آمریکایی آکسیوس در واکنش به تحولات یمن فاش کرد که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، دو بار با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تماس گرفت و از او درخواست کرد که مستقیماً وارد جنگ با یمن شود، اما ترامپ این خواسته او را رد و از مداخله نظامی مستقیم در یمن خودداری کرد و گفت که واشنگتن صرفاً میتواند حمایت اطلاعاتی و فنی خود را از ریاض افزایش دهد.
آکسیوس در ادامه تاکید کرد که سیطره حوثیها بر بابالمندب، همراه با اختلال در ناوبری تنگه هرمز توسط ایران، به تهران یک نقطه اهرم فشار قابل توجه بر ایالات متحده و متحدان خلیج فارس آن میدهد. یک مقام آمریکایی در این زمینه گفت که اولویت واشنگتن باز نگه داشتن دریای سرخ و واگذاری تقابل زمینی با یمنیها به عربستان است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی تصویری در روزی که انصارالله بر جزیره میون مسلط شد، اعلام کرد: تعداد کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکردند به تنها هفت کشتی کاهش یافته، در حالی که قبل از جنگ به طور متوسط 125 کشتی در روز و در ده روز قبل از آن به طور متوسط پانزده کشتی عبور میکردند.
در مقابل 26 کشتی از تنگه باب المندب عبور کردند و این بدان معناست که انصارالله هنوز تصمیم به بستن تنگه باب المندب نگرفته است. واقعیت آن است که یمنیها قدرت بستن این تنگه را دارند، اما ترافیک دریایی همچنان ادامه دارد و منتظر تصمیم سیاسی و نظامی است.
هراس صهیونیستها از پیامدهای سیطره انصارالله بر بابالمندب
اما در سطح رسانههای صهیونیستی، یدیعوت آحارونوت به نقل از یک مقام ارشد این رژیم که نام او را فاش نکرد، گزارش داد که حوثیها کنترل تنگههای حیاتی برای اقتصاد جهانی را تکمیل کردهاند و این تحول بسیار بدی است.
رسانههای عبری در مورد موضع رسمی رژیم صهیونیستی در قبال تحولات یمن اعلام کردند که این جنگ اسرائیل نیست و تا زمانی که اسرائیل مورد حمله قرار نگرفته در آن مداخله نخواهد کرد.
این موضعگیری بیانگر آن است که صهیونیستها از جدی بودن تحولات یمن به خوبی آگاهند و نمیخواهند جبهه مستقیم جدیدی با یمن باز کنند به ویژه در سایه تنشهای گسترده در منطقه.
در همین راستا یک مقام صهیونیست در گفتگو با شبکه 12 تلویزیون این رژیم توصیف آشکارتری ارائه داده و گفت که وضعیت در تنگه باب المندب بدتر از تنگه هرمز است، زیرا حوثیها اکنون در باریکترین و کوتاهترین نقطه تنگه قرار دارند و میتوانند کشتیها را با چشم غیرمسلح ببینند و موشکهای ضد تانک را به سمت آنها شلیک کنند.
مقام مذکور صهیونیست که نام او فاش نشده بود گفت: این بدان معناست که کنترل تنگه اب المندب توسط حوثیها دیگر صرفاً به موشکهای دریایی دوربرد یا سیستمهای نظارتی پیشرفته نیاز ندارد، زیرا کشتیها اکنون در برد مشاهده و هدفگیری مستقیم از ذباب و میون قرار دارند.
روزنامه عبری کالکالیست با تیتر «حوثیها پیروزی بزرگی را به ایران تقدیم کردند» از دست رفتن مسیر جایگزین سعودی برای تنگه هرمز را به عدم تمایل واشنگتن برای ورود به یک رویارویی نظامی جدید مرتبط کرد.
در همین حال، روزنامه هاآرتص، تصرف میون را مهمترین پیشرفت انصارالله برای کنترل باب المندب دانست و استدلال کرد که این امر به ایران در رویارویی و مذاکراتش با ایالات متحده، امتیاز بیشتری میدهد.
بنابراین، مطبوعات اسرائیل از بحث در مورد تهدید یمن در دوردست، به اذعان به ظهور یک معادله دریایی جدید که هم هرمز و هم باب المندب را در بر میگیرد، تغییر موضع دادند.
اذعان آمریکا و شیخنشینان به ناتوانی در تغییر معادلات میدان
در اینجا باید اشاره کنیم اهمیت این رویدادها صرفاً در بسته شدن فوری باب المندب توسط نیست. بلکه صرف داشتن توانایی کنترل آن، در حالی که همزمان ناوبری از طریق هرمز تقریباً متوقف شده است، جریان تقریباً سی میلیون بشکه نفت در روز را در معرض خطر قرار میدهد و به محور مقاومت اهرم فشار و امتیاز بیشتری میدهد.
وقتی عربستان سعودی از آمریکا درخواست مداخله میکند و سپس متوجه میشود که واشنگتن خواهان جنگ دیگری نیست، این بدان معناست که آمریکا متوجه شده بازگشت به توافق با ایران هزینه کمتری نسبت به آزمون شمشیر دو لبه دارد، توافقی که شامل خروج اسرائیل از لبنان، لغو محاصره یمن و باز کردن مسیری برای حل و فصل سیاسی در آنجا میشود.
پس از آنکه مشخص شد ایالات متحده از ورود به جنگ به نفع عربستان سعودی، علیرغم دو تماس محمد بن سلمان با ترامپ مبنی بر درخواست مداخله نظامی، خودداری کرده است، به نظر میرسد که واشنگتن چراغ سبز را برای باز کردن یک مسیر مذاکره جدی نشان داده و همزمان با آن ثابت میشود که آمریکا و کشورهای خلیج فارس ناتوانی خود را در تغییر معادله در میدان پذیرفتهاند.
در این میان عربستان نمیتواند به پس گرفتن المخا، ذباب و میون از طریق حملات هوایی و همچنین باز کردن تنگه هرمز با زور تکیه کند، به ویژه اینکه تهدید ترکیبی در تنگه باب المندب و هرمز، جریان تقریباً 30 میلیون بشکه نفت در روز را به خطر میاندازد و این یعنی یک فاجعه بیسابقه برای اقتصاد جهان.
به همین دلیل است که کشورهای خلیج فارس با عجله به دنبال راهکار دیپلماتیک با ایران و مذاکره با آن هستند. در همین زمینه نشست عمان نشان دهنده تلاش کشورهای خلیج فارس برای جلوگیری از تولد یک مرحله جدید نیست، بلکه در چارچوب دخالت کشورهای خلیج فارس در مرحلهای است که از قبل آغاز شده است.
بنابراین، تصویر کنونی به این شکل است که عربستان سعودی از درخواست جنگ به پذیرش مذاکره روی آورده است، واشنگتن از تشدید تنش خودداری میکند و ایران در حالی که تنگه هرمز را کنترل میکند و متحد یمنی آن در باب المندب ایستاده است، وارد مذاکره میشود.
انتهای پیام/