به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم آباد، لرستان با برخورداری از تنوع اقلیمی، پوشش گیاهی گسترده و مراتع زاگرسی، یکی از مناطق مستعد کشور برای توسعه زنبورداری و تولید عسل به شمار میرود؛ ظرفیتی که هنوز فاصله قابل توجهی با ارزش اقتصادی واقعی خود دارد.
تولید بیشتر عسل، بهتنهایی نمیتواند این فاصله را جبران کند؛ چراکه برای تبدیل این محصول به یک مزیت اقتصادی پایدار، شناخت علمی منشأ گیاهی و جغرافیایی، استانداردسازی، فرآوری، بستهبندی، برندسازی و ایجاد بازار ضروری است.
در این میان، مناطقی مانند کفراج دلفان نیز در صورت اثبات علمی ویژگیهای محصول، میتوانند به نمونهای موفق از برندسازی منطقهای تبدیل شوند.
خبرگزاری تسنیم لرستان در گفتوگویی تفصیلی با دکتر امین سلاحورزیان، پژوهشگر گیاهان دارویی و فرآوردههای زنبورعسل، ظرفیتهای علمی و اقتصادی عسل لرستان، موانع شکلگیری زنجیره ارزش، امکان تدوین اطلس علمی عسل استان و ظرفیت کفراج دلفان برای ایجاد یک برند منطقهای را بررسی کرده است.
تسنیم: لرستان از نظر اقلیم و پوشش گیاهی چه ظرفیتی برای تولید عسل دارد و آیا میتوان گفت تفاوتهای طبیعی مناطق مختلف استان، عسل متفاوتی تولید میکند؟
سلاحورزیان: لرستان به دلیل تنوع اقلیمی، ارتفاعی و پوشش گیاهی، شرایط مناسبی برای فعالیت زنبورعسل دارد. در مناطق مختلف استان، زمان گلدهی، نوع پوشش گیاهی و منابع شهد و گرده متفاوت است و همین موضوع میتواند بر ویژگیهای محصول نهایی اثر بگذارد. بخش قابل توجهی از پوشش گیاهی لرستان در پهنه زاگرس قرار دارد و وجود مراتع، گیاهان دارویی و گلدار و همچنین جنگلهای بلوط، تنوع منابع غذایی زنبورعسل را افزایش میدهد. این تفاوتها میتواند در ویژگیهایی مانند عطر، طعم، رنگ و حتی برخی ترکیبات شیمیایی عسل اثرگذار باشد.
با این حال، نباید «ظرفیت طبیعی» را با «اثبات علمی کیفیت» یکی دانست. اینکه عسل در یک منطقه خاص تولید میشود، بهتنهایی اثباتکننده کیفیت یا تمایز آن نیست. اگر بخواهیم درباره ویژگی خاص عسل یک منطقه صحبت کنیم، باید نمونهبرداری استاندارد انجام شود و نمونهها از نظر شاخصهای مختلف مورد بررسی قرار گیرند. مطالعات گردهشناسی، بررسی ترکیبات شیمیایی و فرار، ویژگیهای فیزیک و شیمیایی و تحلیلهای آماری میتوانند در شناسایی منشأ گیاهی و جغرافیایی عسل کمککننده باشند.
بنابراین امکان اثبات علمی این تفاوتها وجود دارد، اما باید بر مبنای داده و آزمایش باشد، نه صرفاً ادعا.
تسنیم: مهمترین شاخصهایی که میتواند تمایز عسل مناطق مختلف لرستان را نشان دهد چیست؟ آیا مطالعه جامعی در این زمینه انجام شده است؟
سلاحورزیان: شاخصهای متعددی در ارزیابی علمی عسل مورد استفاده قرار میگیرد؛ از جمله ترکیبات فنولی، ظرفیت آنتیاکسیدانی، ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، نوع و درصد گردهها، قندها، رطوبت، هدایت الکتریکی و ترکیبات فرار. در کشور مطالعات مختلفی درباره عسل مناطق گوناگون انجام شده و در برخی پژوهشها نیز عسل مناطق زاگرسی مورد توجه قرار گرفته است، اما برای لرستان آنچه اهمیت دارد، یک مطالعه جامع و منطقهمحور است؛ مطالعهای که بتواند تفاوت میان مناطق مختلف استان را با نمونههای کافی و روش استاندارد مشخص کند.
ممکن است عسل یک منطقه از نظر منشأ گیاهی یا برخی ترکیبات با منطقه دیگری تفاوت داشته باشد، اما برای اینکه بتوانیم این تفاوت را به یک ویژگی پایدار و قابل استناد تبدیل کنیم، باید نمونهبرداری در مقیاس مناسب و طی چند فصل و چند سال انجام شود. بنابراین ظرفیت علمی این کار وجود دارد، اما برای رسیدن به نتیجه قطعی، نیازمند یک طرح پژوهشی منسجم هستیم.

تسنیم: با وجود این ظرفیت طبیعی، چرا سهم زنبورداری در اقتصاد لرستان متناسب با ظرفیتهای استان نیست؟
سلاحورزیان: بخشی از مسئله به بهرهوری برمیگردد. ما نباید توسعه زنبورداری را صرفاً با افزایش تعداد کندوها یا میزان تولید بسنجیم. سؤال مهمتر این است که از هر کلنی چه میزان محصول با چه کیفیتی تولید میشود و در نهایت چه میزان ارزش اقتصادی نصیب زنبوردار میشود. مدیریت زنبورستان، تغذیه، کنترل بیماریها، انتخاب زمان و مکان مناسب کوچ و بسیاری از مسائل فنی بر بهرهوری اثر میگذارد. در کنار این موارد، نحوه عرضه محصول نیز اهمیت زیادی دارد.
وقتی محصول بدون فرآوری و بستهبندی مناسب و بهصورت فلهای فروخته میشود، تولیدکننده معمولاً سهم محدودی از ارزش نهایی محصول را دریافت میکند. بنابراین ممکن است تولید افزایش پیدا کند، اما درآمد متناسب با آن افزایش نیابد. به همین دلیل، اگر هدف ما توسعه اقتصادی زنبورداری است، باید همزمان دو مسیر را دنبال کنیم؛ افزایش بهرهوری تولید و افزایش ارزش افزوده محصول.
تسنیم: در استانی که با مسئله بیکاری، مهاجرت روستایی و محدودیت فرصتهای شغلی مواجه است، آیا زنبورداری میتواند به یک فعالیت اقتصادی پایدار تبدیل شود؟
سلاحورزیان: زنبورداری از این نظر ظرفیت قابل توجهی دارد که نسبت به بسیاری از فعالیتهای کشاورزی به زمین کمتری نیاز دارد و با ساختار اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی و عشایری نیز سازگار است. ضمن اینکه درآمد این فعالیت فقط به عسل محدود نمیشود. موم، گرده گل، برهموم و سایر فرآوردههای زنبورعسل نیز میتوانند در زنجیره اقتصادی این بخش قرار گیرند. اگر فرآوری و بستهبندی نیز در کنار تولید شکل بگیرد، فرصتهای شغلی بیشتری ایجاد میشود. حتی میتوان این فعالیت را بهگونهای سازمان داد که اعضای یک خانوار در بخشهای مختلف تولید، فرآوری، بستهبندی و فروش مشارکت داشته باشند. چنین مدلی میتواند درآمد خانوار را افزایش دهد و در شرایط مناسب، به کاهش انگیزه مهاجرت کمک کند. البته نباید انتظار داشت زنبورداری بهتنهایی مشکل بیکاری یا مهاجرت را حل کند. این فعالیت نیز با چالشهایی مانند خشکسالی، تغییرات اقلیمی، بیماریهای زنبورعسل و نوسانات بازار مواجه است. مسئله اصلی این است که زنبورداری را از یک فعالیت صرفاً تولیدی به یک زنجیره اقتصادی تبدیل کنیم.
تسنیم: یعنی افزایش تعداد کندوها و تولید بیشتر، بدون ایجاد زنجیره ارزش، نمیتواند مشکل این بخش را حل کند؟
سلاحورزیان: دقیقاً. اگر تولید افزایش پیدا کند اما محصول همچنان به شکل فلهای و بدون هویت مشخص وارد بازار شود، بخش قابل توجهی از ارزش افزوده در مراحل بعدی و خارج از محل تولید ایجاد خواهد شد. زنجیره ارزش باید از مدیریت علمی کلنی و تولید آغاز شود و به کنترل کیفیت، آزمایش، فرآوری، بستهبندی، برندسازی، بازاریابی و فروش برسد.
در صورت فراهم بودن زیرساختها، صادرات نیز میتواند در مراحل بعدی این زنجیره قرار گیرد. در کنار عسل نیز نباید محصولات جانبی را فراموش کرد. موم، گرده، برهموم و سایر فرآوردهها میتوانند منابع درآمدی مستقلی برای زنبوردار باشند. به نظر من یکی از مهمترین حلقههای مفقوده، ارتباط میان زنبوردار، مراکز علمی، آزمایشگاه، فناوری، واحدهای فرآوری و بازار است. اگر این ارتباط برقرار شود، تولیدکننده از فروشنده ماده خام به تولیدکننده محصولی دارای هویت و ارزش افزوده تبدیل خواهد شد.

تسنیم: چرا با وجود ظرفیتهای طبیعی لرستان، عسل این استان هنوز به یک برند شناختهشده تبدیل نشده است؟
سلاحورزیان: برای شکلگیری یک برند، داشتن محصول خوب بهتنهایی کافی نیست. برند زمانی شکل میگیرد که محصول هویت، کیفیت قابل اثبات، نظام کنترل کیفیت و اعتماد مصرفکننده داشته باشد. عسل لرستان با وجود ظرفیت و کیفیت مناسب، هنوز در بخش قابل توجهی از بازار بهصورت فلهای و بدون یک برند قدرتمند عرضه میشود و در نتیجه، بخش مهمی از ارزش افزوده در مراحل فرآوری، بستهبندی، برند و توزیع ایجاد میشود.
یکی از مشکلات، ضعف هویت علمی و تجاری «عسل لرستان» است. ما باید بتوانیم بهصورت مستند توضیح دهیم که محصول یک منطقه چه ویژگیهایی دارد، منشأ گیاهی آن چیست، چه ترکیباتی دارد و چه تفاوتی با محصولات مشابه دارد. در کنار این مسئله، ضعف بستهبندی، بازاریابی، دسترسی به بازارهای ملی و صادراتی، پراکندگی زنبورداران و قدرت چانهزنی پایین آنها نیز اثرگذار است.
از سوی دیگر، نبود یک نظام قوی برای اثبات کیفیت و منشأ محصول باعث شده است که ظرفیت طبیعی استان هنوز به یک مزیت تجاری پایدار تبدیل نشود. بنابراین مشکل اصلی را نباید کمبود تولید دانست؛ مسئله اصلی، ناتوانی در تبدیل کیفیت و ظرفیت تولید به ارزش افزوده و قدرت بازار است. اگر بخواهیم عسل لرستان را به یک برند واقعی تبدیل کنیم، باید از شناخت و اثبات هویت محصول آغاز کنیم و بعد به استانداردسازی، کنترل کیفیت، بستهبندی، بازاریابی و توسعه بازار برسیم. در غیر این صورت، برندسازی ممکن است صرفاً در حد یک فعالیت تبلیغاتی باقی بماند، در حالی که برند واقعی باید پشتوانه علمی و اقتصادی داشته باشد.
تسنیم: آیا امکان دارد برای عسل مناطق مختلف لرستان شناسنامه علمی و جغرافیایی تعریف شود؟
سلاحورزیان: برای پاسخ به این سؤال، باید از مناطق مختلف کفراج و در زمانهای مختلف نمونهبرداری شود و منشأ گیاهی، ویژگیهای فیزیکوشیمیایی، ترکیبات فنولی، ظرفیت آنتیاکسیدانی و سایر شاخصها مورد بررسی قرار گیرد. در مرحله بعد نیز باید نتایج با عسل مناطق دیگر لرستان و حتی مناطق مشابه کشور مقایسه شود. اگر مشخص شود که عسل کفراج یک الگوی مشخص و قابل تکرار دارد، آن زمان میتوان درباره تمایز علمی آن صحبت کرد.
این رویکرد یک مزیت مهم دارد؛ زیرا اگر ویژگی محصول بهصورت علمی اثبات شود، برندسازی دیگر صرفاً یک ادعای تبلیغاتی نخواهد بود و میتواند بر پایه داده و شواهد شکل بگیرد.
تسنیم: اگر این تمایز علمی اثبات شود، آیا میتوان کفراج را به یک برند منطقهای، قطب فرآوری و حتی مقصد گردشگری تبدیل کرد؟
سلاحورزیان: ظرفیت چنین کاری وجود دارد، اما باید مرحلهبهمرحله پیش رفت. نباید از همان ابتدا از «برند ملی» صحبت کنیم. نخست باید هویت علمی محصول مشخص شود، سپس نظام استاندارد و کنترل کیفیت ایجاد شود و بعد فرآوری و بستهبندی متناسب با این هویت شکل بگیرد. اگر این مراحل بهدرستی طی شود، کفراج میتواند ابتدا به یک برند منطقهای تبدیل شود و در صورت موفقیت در بازار، دامنه شناختهشدن آن توسعه پیدا کند.
ایجاد واحد فرآوری و بستهبندی در منطقه نیز میتواند بخشی از ارزش افزوده را در همان منطقه نگه دارد و به ایجاد اشتغال کمک کند. در مرحله بعد حتی میتوان میان زنبورداری، عسل، پوشش گیاهی و گردشگری روستایی ارتباط ایجاد کرد. گردشگر میتواند با فرآیند تولید، طبیعت منطقه و محصولات محلی آشنا شود و این موضوع خود به یک ظرفیت اقتصادی تبدیل شود. البته همه اینها به زیرساخت نیاز دارد؛ از آموزش و آزمایشگاه گرفته تا فرآوری، بستهبندی، شبکه فروش و زیرساخت گردشگری. بنابراین باید ابتدا پایه علمی و اقتصادی کار شکل بگیرد و بعد سراغ توسعه آن برویم.

تسنیم: اگر قرار باشد در یک برنامه پنجساله از ظرفیت عسل لرستان برای اشتغال و ایجاد ارزش افزوده استفاده کنیم، سه اولویت اصلی چه خواهد بود؟
سلاحورزیان: به نظر من نخستین اولویت، شناخت علمی عسل لرستان است. باید یک مطالعه جامع و دادهمحور انجام شود؛ پوشش گیاهی و منابع شهد و گرده شناسایی شوند و نمونههای عسل مناطق مختلف از نظر شاخصهای فیزیکی، شیمیایی و فیزیکوشیمیایی مورد بررسی قرار گیرند. این کار میتواند پایه تدوین اطلس علمی عسل استان باشد. اولویت دوم، ایجاد زیرساخت زنجیره ارزش و نظام کنترل کیفیت است.
باید ارتباط میان زنبوردار، مراکز علمی، آزمایشگاه، واحدهای فرآوری و بستهبندی و بازار تقویت شود تا محصول با کیفیت مشخص و ارزش افزوده بیشتر عرضه شود و وابستگی به فروش فلهای کاهش پیدا کند. اولویت سوم نیز میتواند اجرای یک طرح پایلوت در مناطقی مانند کفراج دلفان باشد. در این طرح، ابتدا ویژگی محصول شناسایی و اثبات شود، سپس هویت جغرافیایی و نظام ردیابی برای آن تعریف شود و در ادامه فرآوری، بستهبندی و بازارسازی مورد آزمون قرار گیرد.
اگر این سه مرحله بهصورت منسجم دنبال شود، میتوان امیدوار بود که عسل لرستان از یک محصول عمدتاً خام و فلهای به محصولی دارای هویت، قابلیت ردیابی و ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود. در نهایت، مسئله فقط تولید بیشتر عسل نیست. اگر بتوانیم میان دانش، تولید و بازار ارتباط برقرار کنیم، زنبورداری میتواند به ایجاد اشتغال، افزایش درآمد خانوارهای روستایی و عشایری و تقویت اقتصاد محلی کمک کند. مهمتر از همه اینکه این مسیر باید از داده و اثبات علمی آغاز شود.
وقتی ویژگی واقعی محصول را بشناسیم و بتوانیم آن را اثبات کنیم، برندسازی، بازارسازی و حتی توسعه گردشگری نیز میتواند بر یک پایه قابل اتکا شکل بگیرد. در آن صورت، به جای یک برند تبلیغاتی کوتاهمدت، امکان ایجاد یک مزیت اقتصادی پایدار برای لرستان فراهم خواهد شد.

تسنیم: آیا چنین کاری از نظر علمی امکان پذیر است؟
سلاحورزیان: بله، چنین کاری از نظر علمی امکانپذیر است و حتی میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای برندسازی عسل لرستان باشد؛ البته به شرطی که شناسنامهدار کردن محصول صرفاً یک برچسب تبلیغاتی نباشد و بر پایه آزمایش علمی، استاندارد مشخص و نظام ردیابی انجام شود. در یک نظام شناسنامهدار باید مشخص شود محصول در چه منطقهای تولید شده، پوشش گیاهی غالب آن منطقه چیست، منابع شهد و گرده کدام گیاهان هستند، زمان برداشت چه زمانی بوده و عسل تولیدشده چه ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و شیمیایی دارد.
همچنین نتایج آزمایشهای مربوط به اصالت و کیفیت محصول نیز باید در این نظام ثبت شود. گردهشناسی و تحلیل ترکیبات شیمیایی از جمله روشهایی هستند که میتوانند در شناسایی منشأ گیاهی و جغرافیایی عسل مورد استفاده قرار گیرند.
البته این کار نیازمند نمونهبرداری استاندارد و مستمر است و اگر نمونهها در چند فصل و چند سال جمعآوری شوند، میتوان به الگوهای قابل اتکایی برای شناسایی منشأ محصول دست پیدا کرد. این شناسنامه از یک سو اعتماد مصرفکننده را افزایش میدهد، زیرا خریدار میتواند منشأ و کیفیت محصول را بهتر تشخیص دهد و احتمال تقلب یا اختلاط کاهش پیدا میکند و از سوی دیگر، تفاوت عسل مناطق مختلف لرستان میتواند از یک ویژگی طبیعی به یک مزیت تجاری تبدیل شود؛ یعنی عسل دارای منشأ گیاهی یا جغرافیایی مشخص، بهعنوان محصولی متمایز عرضه شود. برای تحقق این هدف، وجود آزمایشگاه معتبر، استاندارد مشخص، کد رهگیری و بستهبندی مناسب نیز ضروری است. در چنین شرایطی، عسل لرستان میتواند از یک کالای عمدتاً فلهای به محصولی دارای هویت، قابلیت ردیابی و ارزش افزوده بالاتر تبدیل شود.
تسنیم: یکی از پیشنهادها تدوین «اطلس علمی عسل لرستان» است. این طرح تا چه اندازه قابلیت اجرا دارد؟
سلاحورزیان: تدوین «اطلس علمی عسل لرستان» کاملاً امکانپذیر است و میتواند با همکاری دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، به یکی از پروژههای مهم پژوهشی و اقتصادی استان تبدیل شود. در این اطلس میتوان مناطق مختلف استان را بر اساس پوشش گیاهی، منابع شهد و گرده، منشأ عسل، ویژگیهای کیفی و ترکیبات آن شناسایی و دستهبندی کرد.
به این ترتیب مشخص میشود هر منطقه چه ظرفیت گیاهی دارد، زنبورها از چه منابعی استفاده میکنند و محصول نهایی چه ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و شیمیایی دارد. البته اطلس علمی با چند نمونه محدود شکل نمیگیرد.
نمونهبرداری باید نظاممند باشد و در مناطق مختلف، فصلهای متفاوت و طی چند سال انجام شود تا تأثیر شرایط اقلیمی و تغییرات سالانه نیز در نتایج لحاظ شود. در ادامه میتوان نتایج آزمایشها، اطلاعات جغرافیایی و اقلیمی و ویژگیهای هر منطقه را در یک نظام دادهمحور تجمیع کرد. مزیت مهم این اطلس آن است که میتواند منشأ و اصالت عسل را قابل اثبات کند، زمینه شناسنامهدار کردن و ردیابی محصول را فراهم آورد و اعتماد مصرفکننده را افزایش دهد.
مهمتر از همه، میتواند ویژگیهای طبیعی و تنوع زیستی لرستان را به هویت تجاری و ارزش اقتصادی تبدیل کند. بنابراین اطلس علمی فقط یک کتاب یا نقشه جغرافیایی نخواهد بود؛ بلکه میتواند به یک پایگاه داده علمی برای سیاستگذاری، آموزش زنبورداران، کنترل کیفیت، برندسازی و توسعه بازار تبدیل شود و در صورت تکمیل و استانداردسازی، یکی از زیرساختهای علمی شکلگیری برند ملی «عسل لرستان» باشد.
تسنیم: برای تبدیل عسل لرستان به یک برند ملی، چه حلقههایی باید تکمیل شود و چه نهادی باید این زنجیره را مدیریت کند؟
سلاحورزیان: به نظر من نباید انتظار داشته باشیم یک دستگاه بهتنهایی این مسئله را حل کند. زنجیره عسل ذاتاً چندبخشی است و هر قسمت مسئولیت خاص خودش را دارد. مراکز دانشگاهی و پژوهشی باید دانش و داده تولید کنند. زنبورداران باید در تولید استاندارد مشارکت داشته باشند. آزمایشگاهها باید امکان کنترل کیفیت و شناسایی ویژگیهای محصول را فراهم کنند. بخش خصوصی نیز باید در فرآوری، بستهبندی و بازار سرمایهگذاری کند و دستگاههای اجرایی نقش سیاستگذاری و ایجاد زیرساخت را بر عهده داشته باشند. بنابراین به جای اینکه هر دستگاه فعالیتی جداگانه انجام دهد، باید یک نظام هماهنگ برای زنجیره عسل استان شکل بگیرد. وقتی این حلقهها به یکدیگر متصل شوند، ظرفیت طبیعی لرستان میتواند به مزیت اقتصادی تبدیل شود.
تسنیم: در این میان، کفراج دلفان چه ظرفیتی دارد؟
سلاحورزیان: آیا ویژگیهای جغرافیایی و پوشش گیاهی این منطقه میتواند زمینه تمایز عسل آن را فراهم کند؟ سلاحورزیان: کفراج از مناطقی است که به دلیل ویژگیهای جغرافیایی، ارتفاع، شرایط اقلیمی و پوشش گیاهی، ارزش بررسی تخصصی دارد. اما درباره اینکه عسل کفراج حتماً ویژگی منحصربهفردی دارد، باید با احتیاط صحبت کنیم.
انتهای پیام/