خبرگزاری تسنیم - میثم میرزاده، گاهی برای سنجش توان یک کشور، لازم نیست به آمار تولید، تعداد تجهیزات یا حجم پروژههای روی کاغذ نگاه کرد؛ کافی است یک سازه حیاتی را در سختترین شرایط از مدار خارج کنند و ببینند آن کشور با خرابی چه میکند. آیا مسیرها برای هفتهها و ماهها بسته میمانند، زنجیره حملونقل مختل میشود و فشار حادثه به زندگی روزمره مردم منتقل میشود یا اینکه مهندسان، کارگران، راهداران و مدیران در کوتاهترین زمان ممکن، مسیر دیگری برای بازگشت زندگی عادی پیدا میکنند؟
هرمزگان در تابستان امسال یکی از همین آزمونهای سخت را پشت سر گذاشت؛ استانی که به دلیل جایگاه آن در شبکه حملونقل جنوب، بنادر، ترانزیت کالا و اتصال سرزمین اصلی به مناطق ساحلی و اقتصادی، اختلال در راههای آن تنها یک مشکل محلی نیست و میتواند آثار خود را در زنجیره جابهجایی کالا و سوخت در کشور نشان دهد.
در حملات تیرماه ارتش تروریستی آمریکا به زیرساختهای ارتباطی،11 پل و 2 تونل در هرمزگان آسیب دیدند که به شهادت جمعی از هموطنان بیگناهمان نیز منجر شد، عملیات بازسازی از همان ساعات نخست در دستور کار قرار گرفت و مسیرهای جایگزین نیز برای جلوگیری از توقف تردد فعال شد حالا، کمتر از دو ماه بعد، 8 مورد از این 11 سازه بازسازی و آماده بهرهبرداری شدهاند؛ یک پل با پیشرفت 70 درصد در حال تکمیل است و بازسازی دو تونل نیز با پیشرفتهای 30 و 60 درصد ادامه دارد.
وقتی هدف، فقط یک پل نیست
اهمیت این عملیات را نمیتوان تنها با طول، عرض یا هزینه ساخت پلها سنجید پل، در شبکه حملونقل، بخشی از یک زنجیره است؛ زنجیرهای که با قطع یک حلقه میتواند حرکت خودرو، کامیون، مسافر و کالا را متوقف یا دستکم با اختلال جدی مواجه کند.
فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، در مراسم بهرهبرداری از پلهای بازسازیشده هرمزگان با اشاره به موقعیت ارتباطی استان گفت راههای مواصلاتی هرمزگان به دلیل نقش این استان در انتقال کالا و سوخت به سراسر کشور مورد هدف قرار گرفتهاند و ایجاد اختلال در آنها میتوانست بر انتقال کالاهای اساسی و ارتباط جنوب با سرزمین اصلی اثر بگذارد.
از این زاویه، حمله به زیرساختهای هرمزگان را نمیتوان صرفاً تخریب چند سازه عمرانی دانست؛ هر پل آسیبدیده بخشی از شبکهای بود که باید دوباره به مدار بازمیگشت تا مسیرهای ارتباطی کشور بدون وقفه به فعالیت خود ادامه دهند.
به همین دلیل، مسئله اصلی پس از حادثه تنها «ساخت دوباره پل» نبود؛ مسئله، بازگرداندن سریع ظرفیت ارتباطی از دسترفته بود.
55 روز؛ فاصله میان تخریب و بازگشت
در شرایط عادی، ساخت یک پل پروژهای زمانبر است؛ مطالعات، طراحی، تأمین مصالح، تجهیز کارگاه، اجرای عملیات سازهای، کنترلهای فنی و در نهایت آمادهسازی مسیر برای عبور و مرور، هرکدام زمان خود را میطلبد اما عملیات هرمزگان یک پروژه معمولی نبود.
سازههایی که باید بازسازی میشدند، بخشی از یک شبکه فعال حملونقل بودند و ادامه محدودیت در آنها میتوانست فشار مضاعفی بر مسیرهای جایگزین وارد کند. از سوی دیگر، بازسازی یک سازه آسیبدیده با ساخت یک پل از صفر تفاوت دارد؛ بخشی از سازه باقی مانده و بخشی آسیب دیده است و مهندس باید درباره آنچه میتواند حفظ شود، آنچه باید تخریب شود و نحوه اتصال بخش جدید به سازه موجود تصمیمگیری کند.
فرزانه صادق نیز دقیقاً بر همین تفاوت تأکید کرده و گفته است ساخت یک پل از ابتدا با بازسازی پلی که یک یا چند دهانه آن آسیب دیده، کاملاً متفاوت است و بازسازی چنین سازههایی به دانش مهندسی دقیقتری نیاز دارد او به درستی این عملیات را «برگ زرین دیگری در دانش مهندسی کشور» توصیف کرده است.
این بخش شاید مهمترین وجه کمتر دیدهشده ماجرای پلهای هرمزگان باشد؛ سرعت، زمانی ارزشمند است که کیفیت فنی را قربانی نکند.
مهندسی؛ حلقه پنهان پشت یک بازسازی 55 روزه
تصویری که امروز از پلهای بازسازیشده دیده میشود، در ظاهر ساده است؛ یک پل دوباره بر سر جای خود قرار گرفته و خودروها از روی آن عبور میکنند. اما پشت این تصویر، مجموعهای از تصمیمهای مهندسی، اجرایی و مدیریتی قرار دارد.
وزیر راه و شهرسازی در توضیح همین موضوع به تجربه تاریخی مهندسی ایران نیز اشاره کرده است؛ از ساخت پلهای شناور در دوران دفاع مقدس بر رودخانههای اروند و کارون تا تجربه امروز که مهندسان کشور باید سازههای آسیبدیده را در کوتاهترین زمان ممکن دوباره به چرخه خدمت بازمیگرداندند.
به تعبیر دیگر، عملیات هرمزگان فقط یک پروژه تعمیراتی نبود؛ آزمونی بود برای اینکه آیا دانش مهندسی کشور میتواند در شرایط بحرانی، میان سرعت، ایمنی، طراحی و اجرا تعادل برقرار کند یا نه پاسخ این آزمون را میتوان در عدد 55 روز دید.
گرمای جنوب و کار شبانهروزی
اما هیچ پروژهای بدون نیروی انسانی به نتیجه نمیرسد در پشت این عدد، راهدارانی قرار داشتند که باید مسیرهای جایگزین را باز نگه میداشتند؛ کارگرانی که در گرمای تابستان در کارگاهها فعالیت کردند؛ مهندسانی که مسئولیت طراحی و نظارت را بر عهده داشتند؛ پیمانکارانی که عملیات اجرایی را پیش بردند و مدیرانی که باید میان دستگاههای مختلف هماهنگی ایجاد میکردند.
عباس شرفی، مدیرکل راهداری و حملونقل جادهای هرمزگان، اعلام کرده است که عملیات بازسازی با حضور و همکاری وزارت راه و شهرسازی، استانداری، سازمان راهداری، نمایندگان استان، نیروهای نظامی و انتظامی، پلیس راه، مهندسان مشاور، پیمانکاران، کارگران و راهداران انجام شده است.
فرزانه صادق نیز در مراسم افتتاح، به تلاش شبانهروزی کارگران، مهندسان، پیمانکاران و راهداران طی این 55 روز اشاره کرد و از این مجموعه به دلیل ایستادن در کنار مردم در شرایط دشوار قدردانی کرد در واقع، «55 روز» فقط یک عدد تقویمی نیست؛ حاصل فشرده شدن زمان، منابع و نیروی انسانی برای بازگرداندن یک شریان حیاتی به شبکه حملونقل است.
از مسیر جایگزین تا پل اصلی
اقدام مهم دیگری که همزمان با بازسازی انجام شد، فعال کردن مسیرهای جایگزین بود در ساعات اولیه پس از حادثه، با حضور میدانی مسئولان و راهداران، بازگشایی مسیرهای کنارگذر در دستور کار قرار گرفت تا تردد به طور کامل متوقف نشود سپس فرآیند انتخاب پیمانکاران و آغاز عملیات بازسازی با سرعت دنبال شد.
این بخش از عملیات اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در مدیریت بحران زیرساختی، بازسازی سازه تنها یک مرحله از کار است مرحله مهم دیگر، حفظ جریان تردد تا زمان بازگشت سازه اصلی است به همین دلیل، آنچه در هرمزگان اتفاق افتاد، ترکیبی از مدیریت بحران، مهندسی، عملیات اجرایی و استمرار خدمات حملونقل بود.
هرمزگان؛ گلوگاهی که نباید متوقف شود
اهمیت این بازسازی زمانی روشنتر میشود که به حجم فعالیت شبکه حملونقل هرمزگان نگاه کنیم بر اساس اعلام مدیرکل راهداری و حملونقل جادهای استان، در 6 ماهه نخست سال جاری 13 میلیون و 600 هزار تن کالا در هرمزگان جابهجا شده و برای این جابهجایی 735 هزار بارنامه صادر شده است در بخش حملونقل بینالمللی نیز نزدیک به 2 میلیون تن کالا جابهجا شده است.
این اعداد نشان میدهد راههای هرمزگان صرفاً مسیرهای محلی برای رفتوآمد مردم نیستند؛ آنها بخشی از شبکه بزرگ انتقال کالا در کشورند بنابراین، بازگشت سریع پلهای آسیبدیده به مدار تردد، علاوه بر حل یک مسئله عمرانی، به معنای کاهش ریسک اختلال در زنجیره حملونقل و حفظ جریان جابهجایی کالا در یکی از مهمترین مناطق ارتباطی کشور است.
آمریکا چه میخواست و چه اتفاقی افتاد؟
بر اساس اظهارات وزیر راه و شهرسازی، هدف قرار گرفتن راهها و زیرساختهای ارتباطی هرمزگان میتوانست در انتقال کالا و سوخت به کشور اختلال ایجاد کند صادق همچنین گفت مردم، نیروهای مسلح و مجموعههای مهندسی، پیمانکاری و کارگری در این شرایط برای حفظ زیرساختها و تداوم خدمترسانی پای کار ماندند.
از منظر نتیجه عملیاتی، اما آنچه پس از حمله رخ داد، با یک سناریوی طولانیمدت برای از مدار خارج کردن این مسیرها سازگار نشد زیرساخت آسیب دید؛ اما شبکه حملونقل متوقف نماند مسیرهای جایگزین فعال شدند عملیات بازسازی آغاز شد و 55 روز بعد، 8 سازه دوباره به مدار خدمت بازگشتند.
به این ترتیب، اگر هدف از حمله ایجاد اختلال پایدار در ارتباطات جادهای هرمزگان بود، نتیجهای که در میدان عمرانی رقم خورد، دستکم نشان داد زیرساختهای آسیبدیده میتوانند در فاصلهای بسیار کوتاه دوباره احیا شوند.
«آمریکا زد» اما یک ملت دوباره ساخت
ماجرای پلهای هرمزگان را میتوان از یک زاویه دیگر هم دید؛ زاویهای که بیش از آنکه به خود سازه مربوط باشد، به تابآوری زیرساختی کشور مربوط است.
زیرساخت تابآور، زیرساختی نیست که هرگز آسیب نبیند؛ زیرساخت تابآور، شبکهای است که پس از آسیب بتواند در کوتاهترین زمان ممکن خود را بازسازی کند و خدمترسانی را از سر بگیرد آنچه در هرمزگان رخ داد، تصویری عینی از همین مفهوم ارائه کرد.
در یک سو، سازههایی قرار داشتند که در جریان حملات آسیب دیده بودند؛ در سوی دیگر، مجموعهای از نیروهای انسانی و فنی که تصمیم گرفتند زمان را از دست ندهند همین نقطه است که «بازسازی پل» را از یک پروژه عمرانی معمولی جدا میکند.
پلهای هرمزگان در 55 روز فقط دوباره ساخته نشدند؛ آنها نشان دادند وقتی یک کشور تصمیم میگیرد یک زیرساخت حیاتی را دوباره سرپا کند، تخریب الزاماً به معنای توقف نیست.
«به عمل کار برآید»؛ شعار نه، نتیجه یک عملیات
شاید بهترین توصیف برای این ماجرا همان ضربالمثل قدیمی باشد: «به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.»
در ماههای اخیر، درباره توانمندی، خودکفایی، مقاومت و ظرفیت مهندسی کشور حرفهای زیادی زده شده است؛ اما اعتبار چنین گزارههایی زمانی سنجیده میشود که در میدان واقعی آزمون قرار بگیرند هرمزگان یکی از همین میدانها بود و در کمتر از 55 روز، هشت سازه را به چرخه خدمت بازگرداندند.
این تجربه البته به معنای بینیازی از توسعه ظرفیتهای مهندسی یا نادیده گرفتن هزینههای آسیب به زیرساختها نیست؛ برعکس، نشان میدهد کشور باید همزمان با بازسازی، برای مقاومسازی و افزایش تابآوری شبکههای ارتباطی نیز برنامهریزی کند.
اما یک پیام روشن از دل این تجربه بیرون آمده است: ممکن است دشمنان جمهوری اسلامی ایران که چشم دیدن ایران مستقل و قوی ما را ندارند یک زیرساخت حیاتی را هدف قرار دهند؛ اما اگر دانش، نیروی انسانی، اراده اجرایی و سازماندهی پشت آن باشد، نمیتوان به آسانی یک مسیر را از حرکت انداخت.
8 پل ساخته شد؛ اما مهمتر از پلها، یک تجربه باقی ماند
امروز هشت پل بازسازیشده هرمزگان دوباره زیر بار ترافیک قرار گرفتهاند؛ یک پل دیگر در مسیر تکمیل است و دو تونل نیز در حال بازسازیاند اما دستاورد اصلی این عملیات را شاید نباید فقط در تعداد پلهای بازسازیشده جستوجو کرد.
دستاورد بزرگتر، تجربهای است که در مدیریت یک بحران واقعی زیرساختی به دست آمد؛ تجربهای که نشان داد سرعت واکنش، فعالسازی مسیرهای جایگزین، هماهنگی دستگاهها، استفاده از ظرفیت پیمانکاران و مهندسان و حضور میدانی نیروهای اجرایی میتواند زمان بازگشت یک شریان حیاتی به مدار را به شکل محسوسی کاهش دهد.
فرزانه صادق، بازسازی این پلها را برگ زرین دیگری در دانش مهندسی کشور دانسته است؛ تعبیری که وقتی کنار عدد 55 روز قرار میگیرد، معنای روشنتری پیدا میکند.
آمریکا ویران کرد؛ اما ایران در کمتر از دو ماه دوباره ساخت و شاید مهمتر از خود پلها، این جمله باشد: به عمل کار برآمد؛ پس ما زیر سایه جمهوری اسلامی ایران میتوانیم.
انتهای پیام/864